امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 


گریه های اهل بیت  عليه السلام  در بازگشت به مدینه و دیدن جای خالی امام حسین  عليه السلام  و جوانان بنی هاشم تازه شد. این گریه ها از آغاز ورود به مدینه تا کنار قبر پیامبر  صلي الله عليه و آله  و در خانه های بنی هاشم ادامه یافت و دل همه حتی دشمنان را سوزاند.

1. گریه اهل بیت  عليه السلام  هنگام ورود به شهر مدینه

در زیارت ناحیه مقدسه می فرماید:

فقام ناعیک عند قبر جدک الرسول  صلي الله عليه و آله  فنعاک إلیه بالدمع الهطول.

امام زمان  عليه السلام  خطاب به سید الشهداء  عليه السلام  عرضه می دارد: پس پیک شهادت تو نزد قبر جدت رسول خدا  صلي الله عليه و آله  ایستاده و با اشک ریزان خبر شهادت تو را به آن حضرت داد.[1]

بشیر بن جذلم می گوید: به امر حضرت سید الساجدین  عليه السلام  برای اعلام شهادت حضرت حسین بن علی  عليه السلام  و آمدن اهل بیت آن حضرت سوار اسبم شدم و صدایم را به گریه بلند کردم و گفتمک

یا اهل یثرب لا مقام لکم بها              قتل الحسین فأدمعی مدرار

الجسم منه بکربلاء مضرّج                             و الرأس منه علی القناة یدار

ای مردم مدینه، دیگر در این شهر اقامت نکنید که حسین  عليه السلام  شهید شد و به این سبب سیلاب اشک از چشم من روان است. بدن شریفش در کربلا به خاک و خون تپیده و سر مقدسش را بر سر نیزه در شهر ها می گردانند. سپس گفتم: این علی بن الحسین  عليه السلام  است که با عمه ها خواهرنش نزدیک شهر رسیده ند و در کنار آن فرود آمده اند.

بشیر گفت: هیچ زن پرده نشین و با حجابی در مدینه نماند مگر آن که از پشت پرده مو پریشان و صورت خراشان و لطمه زنان بیرون آمد و صدا به واویلا و زاری بلند نمود.

جمعیت زیادی تا بیرون مدینه آمدند و اطراف خیمة امام زین العابدین  عليه السلام  صدای گریه و شیون از زن و مردم بلند بود. خادمی کرسی آورد و حضرت بر آن نشست و بسیار گریست و مردم همه گریستند، و با دستمالی اشک دیدگانش را پاک می نمود.

مردم به آن حضرت تسلیت می گفتند و آن مجلس یکپارچه ناله و شیون شود. حضرت با دست اشاره فرمودند و مردم ساکت شدند، و پس از حمد و ثنای الهی فرمودند:

ثلمة فی الإسلام عظیمة، قتل أبو عبدالله الحسین  عليه السلام  و عترته، و سبی نسائه و صیبته و داروا برأسه فی البلدان...

رخنة بزرگی در اسلام پدید آمد! ابا عبدالله الحسین  عليه السلام  و خانواده اش را کشتند و زنان و کودکانش را اسیر کردند و سر بریده اش را بر نیزده زده در شهر ها گردانیدند و این مصیبتی بود که مانندی ندارد. ای مردم کدام یک از مردان شما می تواند پس از کشته شدن امام حسین  عليه السلام  شاد و خرم باشد؟ یا کدام قلبی است که برای او اندوهگین نشود؟ یا کدام یک از شما می تواند اشک دیدگانش را نگه دارد و از سرازیر شدن آن جلوگیری نماید؟[2]

2. گریه اهل بیت  عليه السلام  داخل شهر مدینه

چون نظر اهل بیت  عليه السلام  به قبور منور پیامبر  صلي الله عليه و آله  افتاد فریاد برکشیدند: «واجداه، وا محمداه، حسین شما را با لب تشنه شهید کردند، و اهل بیتت را اسیر نمودند، بدون آن که به صغیر و کبیر رحم کرده باشند».

پس بار دیگر خروش از اهل مدینه برخاست و صدای ناله و گریه از در و دیوار بلند شد.[3]

3. اشک حضرت زینب  عليه السلام

حضرت زینب  عليه السلام  چون به مسجد جدش رسول الله  صلي الله عليه و آله  رسید دو طرف در را گرفت و ندا کرد: «ای جدّ بزرگوار، برادرم حسین  عليه السلام  را کشتند و من خبر شهادت او را برای شما آورده ام» و بسیار گریست. آن حضرت تا زمانی که زنده بود به همین حالت بود و هر گاه علی بن الحسین  عليه السلام  را می دید، اندوه و غصه اش تازه تر می شد.[4]

در نقل دیگر است که حضرت عقیلة بنی هاشم  عليه السلام  هنگام ورود کنار قبر جدش فرمود: یا جداه، اگر در مسجد نامحرم نبود بدنم را می گشودم تا ببینی از کثرت تازیانه بدنم کبود است!؟[5]

4 . گریة حضرت زین العابدین  عليه السلام  کنار قبر رسول خدا  صلي الله عليه و آله

حضرت زین العابدین  عليه السلام  کنار قبر رسول خدا  صلي الله عليه و آله  آمد و صورت مبارک بر قبر مطهر می مالید و اشک می ریخت و اشعاری می فرمود.[6]

5.گریة جناب ام کلثوم  عليه السلام

جناب ام کلثوم اشعاری قرائت فرمود که صدای شیون بلند شد، و صدای نالة بلندی از قبر حضرت رسول  صلي الله عليه و آله  بیرون آمد که شنیدند و ضجه و ناله مردم همه جا را فرا گرفت.[7]

6. گریة جناب ام البنین  عليه السلام  در مدینه

حضرت ام البنین  عليه السلام  در عزای شهیدان کربلا به بقیع می رفت و بر پسران خویش ناله و شیون سوزناکی می نمود و اشعاری می خواند مردم بر گرد او جمع می شدند و گوش می دادند و گریه می کردند. حتی مروان که از دشمنان دیرینة خاندان عصمت بود گریه می کرد.[8]

حضرت زینب  عليه السلام  چون برای امّ البنین  عليه السلام  احترام خاصی قائل بودند، وقتی به مدینه رسیدند برای او پیغام فرستادند که ما برای عرض تسلیت به منزل شما می آییم.

در روز دوم از ورود به مدینه بانوان بنی هاشم و بنی عبد المطلب را امر فرمودند که لباس مشکی بپوشند و در منزل حضرتش جمع شوند. از آن جا با نظم خاصی در حالی که گریه می کردند و به سینه ها می زدند، برای عرض تسلیت خدمت رسول خدا  صلي الله عليه و آله  به حرم مطهر آن حضرت رفتند. بعد از عزاداری، جمعیت بانوان عزادار به طرف منزل ام البنین  عليه السلام  حرکت نمودند و زمانی رسیدند که جناب ام البنین  عليه السلام  جلو در به انتظار آن ها ایستاده بود. هنگامی که ایشان یکدیگر را در آغوش کشیدند چنان ناله و گریة هر دو بلند شد که صدای گریه از جمعیت برخاست.[9]


1 . بحار الانوار: ج 101 ص 323.

2 . بحار الانوار: ج 45 ص 147 ـ 148.

3 .متهی الآمال: ج 1 ص 468. جلاء العیون: ص 452.

4 . منتهی الآمال: ج 1 ص 469. نفس المهموم: ص 471.

5 . ریاض القدس: ج 2 ص 360.

6 . منهاج الدموع: ص 339.

7 . معالی السبطین: ج 2 ص 209 ـ 210. مقتل ابی مختف: ص 226.

8 .نفس المهموم: ص 334.

9 المنابع النوراء: ص 183 ـ 184، از مصاریع العبرة.