S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
اشک و عزاداری حسینی

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 


1. هنگامی که حضرت زینب کبری  عليه السلام  خبر شهادت حضرت عباس  عليه السلام  را شنید فریاد بر آورد: وای بردارد، وای عباس، وای از هلاکت ما بعد از تو.

زنان گریه کردند و امام حسین  عليه السلام  نیز گریستند و فرمودند: وای بعد از تو ای بردار، ما ضایع شدیم.[1]

2. گریة دیگر آن بزرگواران زمانی بود که ابا عبدالله  عليه السلام  برای آخرین خداحافظی آمد و فرمود: «یا سکینه، یا فاطمه، یا زینب، یا ام کلثوم، یا فضه، علیکن منی السلام». صدای گریة فاطمیات و علویات بلند شد. حضرت ابا عبدالله  عليه السلام  ایشان را ساکت نمودند و امر به صبر فرمودند.[2]

بنابر نقلی هنگامی که ضربتی بر سر مبارک آن حضرت خورد و پر از خون شد آمدند و فریاد زدند: ای سکینه، ای رباب...

3. هاشمیات و بانوان حرم با دیدن ذوالجناح که با زین واژگون و یال غرق به خون از مقتل بازگشته بود همه از خیمه ها بیرون آمدند و در حالی که بر سر و صورت می زدند و صدای گریه و ناله بلند کرده بودند به سوی قتلگاه می شتافتند. امام زمان  عليه السلام  در توصیف این منظرة دلخراش می فرماید: «علی الخدود لاطمات و بالعویل داعیات...».[3]

4. هنگامی که لشکر برای به یغما بردن آن چه در خیمه ها بود از یکدیگر سبقت می گرفتند، اولاد رسول خد  صلي الله عليه و آله  با گریه از خیمه ها بیرون می آمدند و رو به بیابان می گذاشتند و می گریختند.[4]

5. بعد از خیمه ها را آتش زدند دود و آتش از خیمه ها بلند شده بود و زن ها گریه می نمودند.[5]

6. در همین زمان عقیلة بنی هاشم با دلی سوزان و چشمی گریان و قلبی محزون می فرمود: «وا محمداه،  صلی الله علیه و آله و سلّم علیک ملیک السماء، هذا حسین مرمل بالدماء مقطع الأعضاء و بناتک سبایا».[6]

7. روز عاشورا دختر کوچکی از امام حسین  عليه السلام  در قتلگاه کنار پدر نشست و در حالی که گریه می کرد شانة پدر را گرفته، می بوئید و انگشتان پدر را بر دل خود می نهاد و گاهی بر چشمانش می کشید و از خون شریف پدر می گرفت و به صورت می کشید و می فرمود: ای پدر، کشته شدن تو چشم های شماتت کنندگان را روشن و دشمنان را شاد کرد. بابا، بنی امیه در کوچکی لباس یتیمی به من پوشاندند. پدر جان، هر گاه شب تاریک شود به که پناه برم و اگر تشنه شوم چه کسی مرا سیراب نماید. پدر جان، گوشواره و روانداز مرا به یغما بردند. «یا ابتاه أتنظر إلی رؤوسنا المکشوفة و إلی أکبادنا الملهوفة و إلی عمتی المضروبة...»! پدرم، آیا نمی نگری به سر های برهنة ما، و به دل های غمزدة ما، و به عمة تازیانه خورده ام... !

راوی می گوید: از ناله و گریة او چشم ها گریان و اشک ها روان شد.[7]

8. حضرت رقیه  عليه السلام  بعد از شهادت پدر، شب و روز گریه می کرد که از گریة او دل اهل بیت  عليه السلام  مجروح می شد و دائماً از ایشان سؤال می کرد: پدر من کجا رفت...؟[8]

9. حضرت رباب  عليه السلام  همسر سید الشهداء  عليه السلام  و مادر سکینه و علی اصغر  عليه السلام  یک سال بعد از شهادت آن حضرت در کربلا ماند و دائماً ناله و گریه می کرد و پس از آن به مدینه بازگشت و از غصه وفات نمود.[9]


1 مقتل مقرم: ص 339.

2 .نفس المهموم: ص 346. منتخب طریحی: ص 316، 317.

3 . بحار الانوار: ج 101 ص 322.

4.بحار الانوار: ج 45 ص 58.

5. بحار الانوار: ج 45 ص 58.

6 بحار الانوار: ج 45 ص 58.

7 .مقتل جامع مقدم: ج 2 ص 70

8 .انوار الشهادة: ص 242.

9 .نفس الهموم: ص 528. کامل ابن اثیر: ج 4 ص 88.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb