S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
سفر کربلا

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

از مـجـمـوع زنـدگـیـنامه ها و کتابهای تاریخی استفاده می شود که در حمله ی نخست، افراد زیر به شهادت رسیدند:

1 ـ مسلم بن عوسجه ی اسدی

2 ـ عبداللّه بن عمیر کلبی.

3 ـ نعیم بن عجلان.

4 ـ عمران بن کعب بن حارث اشجعی.[1] .

5 ـ حنظلة بن عمر شیبانی.[2] .

6 ـ قاسط بن زهیر تغلبی.

7 ـ مقسط بن زهیر تغلبی.

8 ـ کنانة بن عتیق تغلبی.[3] .

9 ـ عمرو بن ضبعه ضبعی.[4] .

10 ـ ضرغامة بن مالک تغلبی.[5] .

11 ـ عامر بن مسلم عبدی بصری.

12 ـ سالم، غلام عامر بن مسلم.

13 ـ سیف بن مالک عبدی بصری.[6] .

14 ـ عبدالرحمن بن عبداللّه ارحبی.[7] .

15 ـ حبّاب بن عامر تمیمی.[8] .

16 ـ عمرو جندعی.[9] .

17 ـ حُلاس بن عمرو راسبی ازدی.

18 ـ نعمان بن عمرو راسبی ازدی.

19 ـ سوار بن ابی عمیر نهمی.[10] .

20 ـ عمار الدالانی.

21 ـ زاهر بن عمرو الکندی، غلام عمر بن حمق.

22 ـ جبلّة بن علی شیبانی.[11] .

23 ـ مسعود بن حجاج تیمی.

24 ـ عبدالرحمان بن مسعود بن حجاج. [12] .

25 ـ زهیر بن بشر خثعمی.[13] .

26 ـ مسلم بن کثیر ازدی.

27 ـ زهیر بن سلیم ازدی.

28 ـ عمار بن حسان طائی.

29 ـ عبیداللّه بن یزید عبدی بصری.

30 ـ عبداللّه بن یزید عبدی بصری.

31 ـ ادهم بن امیه ی عبدی بصری.

32 ـ جندب بن حجیر کندی.

33 ـ حجیر بن جندب بن حجیر کندی.[14] .

34 ـ جنادة بن کعب بن حرث انصاری.

35 ـ عبدالرحمان بن عبد رب انصاری.[15] .

36 ـ عبداللّه بن عروه ی غفاری.[16] .

37 ـ عائذ بن مجمّع بن عبداللّه عائذی.

38 ـ مجمع بن عبداللّه عائذی.

39 ـ امّ وهب، همسر عبداللّه بن عمیر کلبی.

40 ـ امیة بن سعد طائی.

41 ـ قاسم بن حبیب بن ابی بشر ازدی.

42 ـ جوین بن مالک تیمی.[17] .

43 ـ عبداللّه بن بشر خثعمی.[18] .

44 ـ بشر بن عمرو بن احدوث حضرمی کندی.[19] .

45 ـ حجّاج بن بدر تمیمی سعدی.[20] .

46 ـ قارب بن عبداللّه دئلی.

47 ـ عمرو بن خالد اسدی صیداوی.[21] .

48 ـ جنادة بن حرث مذحجی سلمانی.

49 ـ سعد، غلام عمرو بن خالد صیداوی.

50 ـ منجح بن سهم، غلام امام حسن علیه السلام.[22] .

51 ـ اسلم بن عمرو ترکی، غلام امام حسین علیه السلام.[23] .

52 ـ سعد بن حرث غلام امام علی علیه السلام. [24] .

53 ـ نصربن ابی نیزر، غلام امام علی علیه السلام.[25] .

54 ـ حرث بن نبهان، غلام حمزه علیه السلام.

55 ـ جون بن حوّی، غلام ابوذر.[26] .

56 ـ جابر بن حجّاج، غلام عامر بن نهشل تیمی.[27] .

57 ـ حارث بن امرالقیس کندی.[28] .

58 ـ شبیب، غلام حرث بن سریع همدانی جابری.[29] .

59 ـ شبیب بن عبداللّه نهشلی.[30] .

[1] ابـن شـهـر آشوب در المناقب (ج 4، ص 113) و زنجانی در وسیلة الدارین (ص 94) از وی یاد کرده اند. همچنین وی گفته است (ص 178، شماره 114): درباره ی نام عمرو بن کـعـب انـصـاری اخـتـلاف اسـت. عمر، عمران، یا عمربن کعب بن ابی کعب گفته شده است و من در کتابهای رجال، زندگینامه ای برای وی ندیده ام. در زیارت رجبیه درباره اش آمده است: «السـلام عـلی عـمرو بن کعب». سماوی در ابصار العین درباره وی چیزی ننوشته است. در مـسـتـدرکات علم الرجال (ج 6، ص 75 و 108، شماره 11090) از وی یاد شده و در آن آمده است: «ظاهر، اتحاد وی با عمر بن ابی کعب است».

[2] ابـن شـهـر آشوب در المناقب از وی یاد کرده است (ج 4، ص 113). زنجانی در وسـیـلة الداریـن (ص 94) از وی نـام بـرده اسـت، ولی مـانـند دیگر شهدا زندگینامه ی او را نـیـاورده اسـت. سـمـاوی نـیـز در کـتـاب ابصار العین نام وی را در زمره شهیدان حمله نخست نیاورده است.

[3] سـماوی گوید: «سروی گفته است: او در حمله نخست کشته شد. دیگران گفته اند: او در حال مبارزه و در فاصله ی میان حمله ی نخست و نماز ظهر به شهادت رسید.» (ابصار العین، ص 99).

[4] ابـن شـهـر آشوب در المناقب (ج 4، ص 113) از وی با نام «عمرو بن شیبه» یـاد کـرده است. زنجانی در وسیلة الدارین (ص 94) از وی با نام «عمرو بن ضبعة بن قیس تـمـیـمـی» یـاد کـرده اسـت. وی در هـمـین کتاب (ص 177، شماره 112) زیر نام عمرو بن ضـبعه ضبعی زندگینامه وی را آورده است. سماوی در ابصار العین (ص 194) از وی با نام عمر بن ضبیعة بن قیس بن ثعلبه ضبعی تمیمی یاد کرده است.

[5] ابن شهر آشوب در المناقب (ج 4، ص 113) از وی یاد کرده است. ولی سماوی گـویـد: «او هـمـراه کـسـانـی کـه بـا عـمـر سعد بیرون آمدند، بیرون آمد و سپس به حسین گـرویـد. سـرانـجـام در حـضـور آن حضرت پیکار کرد و بعد از ظهر به شهادت رسید.» (ابصار العین، ص 199).

[6] ابـن شـهـر آشـوب (المـنـاقب، ج 4، ص 133) در میان کسانی که در حمله نخست کـشته شدند از شخصی به نام سیف بن مالک نمری» یاد کرده است. اما سماوی می گوید: او هـمـچـنـان بـا امـام علیه السلام هـمـراه بـود تـا آنـکـه پـس از نـمـاز ظـهـر در حال مبارزه در حضور آن حضرت کشته شد. (ابصار العین، ص 192).

[7] ابـن شـهـر آشوب در المناقب (ج 4، ص 113) و زنجانی در وسیلة الدارین (ص 94) از وی یاد کرده اند. اما زنجانی در زندگینامه وی (ص 164 ـ 165، شماره 90) آورده اسـت کـه او پـس از نـماز ظهر از امام علیه السلام اجازه مبارزه خواست و حضرت به او اجازه داد و او بـه جـنـگ رفـت و ایـن رجز را می خواند: من بر شمشیرها و نیزه ها برای رسیدن به بهشت صبر می کنم.

او هـمـچـنـان بـا مـردم در حـال جـنگیدن بود تا آنکه پس از کشتن گروهی از آنان، خود نیز کشته شد. وی همچنین به نقل از ابن شهر آشوب در المناقب می نویسد: عبدالرحمن بن ارحبی بـه مـبـارزه آنـان رفت و رجز پیشین را می خواند و این شعر را نیز بر آن افزوده است: و حور العینی لطیف و سرخوش. ای نفس! برای راحتی خویش بکوش و در طلب خیرکوشا باش.

ولی در المـنـاقـب مـی بـینیم که ابن شهر آشوب این مطلب را درباره سعد بن حنظله تمیمی نـوشـتـه اسـت و مـربـوط بـه عـبـدالرحـمـن ارحـبـی نـیـست. از آنچه سماوی در زندگینامه عـبـدالرحـمـن ارحـبـی (ص 132) بـه نـقل از ابی مخنف نوشته است نیز چنین بر می آید که ارحـبـی در حـال مـبـارزه کشته شد و نه در حمله نخست. بلاذری می نویسد: «عبدالرحمن بن عبدالله الکدن، این شعر را می خواند: هر کس مرا نمی شناسد من پسر کدن هستم. من بر دین حسن و حسین علیه السلام هستم و آن قدر جنگید تا به شهادت رسید.» (انساب الاشراف، ج 3، ص 404.).

[8] سـمـاوی از وی نـام برده و زندگینامه اش را در کتاب ابصار العین (ص 195) آورده اسـت. ابـن شـهـر آشوب (المناقب، ج 4، ص 113) از وی با نام «حباب بن حارث» یـاد کرده است. زنجانی در وسیلة الدارین (ص 94) از او به نام «ضباب بن عامر تمیمی» یـاد کـرده، ولی زنـدگینامه اش را در ص 117، شماره 28 زیر عنوان «حباب بن عامر بـن کـعـب بـن تیم» آورده و به نقل از ابن شهر آشوب نوشته است که وی در حمله نخست کشته شد. وی در همان صفحه شماره (29) زیر عنوان حباب بن حارث نوشته است که او در حـمـله نـخـسـت بـه شـهـادت رسـیـد، ولی در کـتـابـهـای رجال نام و یادی از او نیست.

[9] ابـن شـهـر آشـوب در المناقب (ج 4، ص 113) از او به همین نام یاد کرده است. زنجانی در وسیلة الدارین از او با نام «عمرو بن جندعی» یاد کرده، ولی زندگینامه اش را نـیاورده است، بلکه در کتابش (ص 175، شماره 110) زندگینامه مرد دیگری به نام «عـمـرو بـن جـنـدب حـضرمی» را آورده و گفته است که او در حمله نخست کشته شد. او یادآور شـده اسـت کـه ابـن شـهـر آشوب در المناقب می گوید: از جمله کشته شدگان در واقعه طف در حمله نخست شخصی به نام عمرو بن جندب حضرمی است. ولی چنین مطلبی در المناقب دیده نمی شود. در آنـجـا نام شخص دیگری به اسم «عمرو بن عبداللّه همدانی جندعی» آمده است. سماوی زندگینامه وی را در ابصار العین (ص 136) آورده و نوشته است که وی به سبب جراحتی کـه بـر سـرش وارد آمـد، بـر زمین افتاد و خویشاوندانش او را از معرکه به در بردند. او بـر اثـر ایـن جـراحـت مـدت یـک سـال در بـسـتـر بـیـمـاری افـتـاده بـود و درسـت سـر یـک سـال مـرد. در زیـارت نـاحـیـه مـقـدسـه بـر وی چنین درود فرستاده شده است: السلام علی الجـریـح المـرتـث عمرو الجندعی». نیز برای زندگینامه وی.ر.ک: وسیلة الدارین، ص 178، شماره 113.

[10] ابـن شهر آشوب در المناقب (ج 4، ص 113) از وی با نام «سوار بن ابی عمیر فـهـمـی» و در زمـره شـهـیـدان حـمـله نـخست یاد کرده است. ولی سماوی در زندگینامه وی نـوشته است. سوار بن منعم بن حابس بن ابی عمیر بن نهم همدانی نهدی: وی از کسانی بـود کـه قـبـل از جـنـگ نـزد حـسـیـن علیه السلام آمـد و در حمله نخست جنگید و مجروح و کشته شد. در الحقائق الوردیه آمده است: سوار جنگید تا آنکه بر زمین خورد و او را به اسارت گرفته نـزد عـمـر سـعد بردند. چون آهنگ قتل وی را کرد خویشاوندانش از او شفاعت کردند و سوار هـمـچـنـان نـزد آنـهـا مـانـد تا آنکه بر اثر جراحات وارده پس از شش ماه درگذشت. برخی دیگر از مورخان گفته اند: او تا هنگام مرگ در اسارت بود و شفاعت قبیله اش از کشتن وی جلوگیری کرد. در زیـارت نـاحـیـه مـقـدسـه دربـاره وی چـنـیـن گـواهی داده شده است: «السلام علی الجریح المـأسور سوار بن ابی عمیر نهمی» که این عبارت را می توان بر اسارت وی در آغاز کار حمل کرد.

نیز سماوی نوشته است: «نهمی... و در برخی کتابها فهمی آمده است که اشتباهی آشکار می باشد.» (ابصار العین، ص 135 ـ 136).

بـنـابراین درست این است که این شهید را در شمار شهیدان حمله نخست قلمداد کنیم. هر چند که چند ماه پس از روز عاشورا وفات یافت، چرا که در آن روز مجروح گردید.

[11] «جبله از شجاعان کوفه بود. او نخست همراه مسلم قیام کرد و سپس به امام حسین علیه السلام پیوست. اکثر سیره نویسان زندگینامه او را آورده اند.» (ابصار العین، ص 215).

و گـفـتـه شـده اسـت کـه در کـربـلا بـا امام حسین کشته شد. (ر.ک: الحدائق الوردیه، ص 122). ابن شهر آشوب گفته است که وی در حمله نخست به شهادت رسید. (المناقب، ج 4، ص 113).

[12] ابـن شـهـر آشـوب سـروی در المـنـاقب (ج 4، ص 113) نام پدرش را در شمار کشته شدگان حمله نخست آورده است، اما سماوی (ابصار العین، ص ‍ 193 ـ 194) درباره او و پـدرش مـی نـویـسد: همان طور که سروی گفته است آن دو در حمله نخست کشته شدند. زنجانی نیز در وسیلة الدارین (ص 94) آن دو را در زمره شهیدان حمله نخست ذکر کرده است.

[13] ابـن شـهـر آشوب در المناقب زندگینامه اش را آورده است. زنجانی ضمن آوردن نـام وی در ص 94 کـتـابـش در ص 137، شـمـاره 49، ایـن گـونـه نقل کرده است: «زهیر بن البشر: وی در کربلا حضور یافت و در حمله نخست کشته شد. در زیارت رجبیه نام وی چنین آمده است: السلام علی زهیر بن البشر.» ولی نام وی در زیارت رجبیه، زهیر بن بشیر ثبت شده است. سماوی در ابصار العین از وی یاد نکرده است، بلکه از شخصی به نام عبداللّه بن بشر خثعمی یاد کرده و در ص 170 کتابش، زندگینامه او را آورده و گفته است که او در حمله نخست کشته شد.

[14] سـمـاوی بـه نـقـل از صـاحـب کـتـاب حـدائق الوردیـه ذیـل زنـدگـیـنـامـه پدرش از وی نیز یاد کرده است. لیکن باز در کتاب ابصار العین (ص 174) نـوشته است: «اینکه پدرش به همراه وی کشته شد، درست نیست. همان طور که در القـائمـیـات نـیـز نامی از پدرش نیست.» روشن است که نیامدن نام وی در القائمیات نمی تـوانـد دلیـل بـر ایـن امر باشد، به ویژه آنکه خود سماوی از کسانی نام برده است که نامشان در القائمیات نیامده است. اما ابن شهر آشوب و زنجانی از وی نام نبرده اند.

[15] ابـن شهر آشوب در المناقب (ج 4، ص 113) نام وی را در فهرست شهیدان حمله نـخست نیاورده است. سماوی در ابصار العین (ص 157 ـ 158) نام وی را در شمار کسانی کـه در حـمـله نـخـسـت بـه شـهـادت رسیدند آورده است. نیز زنجانی در وسیلة الدارین (ص 163، شماره 89) از وی یاد کرده است، در حالی که در همین کتاب (ص 94) در فهرست نام شهیدان حمله نخست از وی نامی به میان نیاورده است.

[16] دربـاره وی اخـتـلاف وجـود دارد. بـرخـی گـفـتـه انـد کـه او به همراه برادرش عبدالرحمن در حال مبارزه کشته شدند، به این ترتیب که یکی از آن دو رجز را آغاز می کرد و دیگری آن را تکمیل می نمود. آن دو می گفتند:

بنی غفار به خوبی می دانند

و خندف پس از بنی نزار،

که ما گروه فاسقان را می زنیم،

با هر شمشیر تیز و برنده ای

ای قوم از فرزندان پاکیزگان دفاع کنید،

با شمشیرهای مشرفی و نیزه های به جنبش در آمده

آن دو پـیـوسـتـه جـنـگـیدند تا آنکه کشته شدند (ر.ک: ابصار العین: ص 176) ولی ابن شـهـر آشوب در المناقب (ج 4، ص 113) نوشته است که او (عبداللّه) در حمله نخست کشته شد.

[17] ابـن شـهـر آشـوب در المـنـاقـب (ج 4، ص 113) وی را بـا نـام «سـیف بن مالک نـمـیـری» در شمار شهیدان حمله نخست آورده است. سماوی گوید: «سروی گوید: وی در حـمـله نـخـسـت کـشـتـه شـد.» و نـامـش را به سیف و نسبتش را به نمری تصحیف کرده است. (ابصار العین، ص 194).

[18] ر.ک: حـاشـیـه نـام «زهـیـر بـن بـشـر خـثـعـمـی» ذیل شماره 25.

[19] سماوی در ابصار العین به نقل از ابن شهر آشوب نوشته است که وی در حمله نـخـسـت به شهادت رسید. ولی ما نام وی را در فهرستی که ابن شهر آشوب (المناقب، ج 4، ص 113) از شـهـیـدان حـمله نخست ارائه داده است نیافتیم. زنجانی نامش را در فهرست شهیدان حمله نخست با نام «بشیر بن عمرو» آورده است. (وسیلة الدارین، ص 94 ـ 95. وی همچنین در صفحه 110، شماره 13، به نقل از سیره نویسان، زندگینامه وی را آورده است.

[20] سـمـاوی در ابصار العین (ص 214) می نویسد: «صاحب حدائق نوشته است که وی در بعدازظهر و در حال مبارزه کشته شد و دیگران نوشته اند که پیش از ظهر و در حمله نخست کشته شد». ولی سماوی این دیگران را مشخص نمی کند که چه کسانی هستند!.

[21] ر.ک: ابـصـار العـین، ص 114 ـ 116. ولی ابن شهر آشوب در المناقب (ج 4، ص 101) می نویسد: آنگاه عمرو بن خالد ازدی به مبارزه آمد و این رجز را می خواند:

ای نفس امروز با آسایش خاطر به سوی پروردگار می روی.

امروز آن پاداش نیکی را که خداوند برایت مقّرر داشته دریافت می داری.

بی تابی مکن که هر زنده ای سرانجام فنا می شود.

سپس پسرش خالد به میدان آمد و این رجز را می خواند:

ای بنی قحطان بر مرگ شکیبا باشید تا به خشنودی خداوند دست بیابید.

خداوندی که صاحب بزرگی و عظمت و برهان و بلند مرتبه و بخشنده و صاحب احسان است.

ای پدر تو به بهشت رفتی در قصری از گوهر با بنیانی نیکو.

اما مورخان ننوشته اند که پسرش خالد، با وی همراه بوده است.

ابـن طـاووس در اللهـوف (ص 163) گـویـد: آنگاه عمرو بن خالد صیداوی به میدان آمد و خطاب به امام حسین علیه السلام گفت: ای ابا عبداللّه جانم به فدایت! من تصمیم دارم به یارانت بـپیوندم و دوست ندارم که به میدان نروم و ببینم که تو در میان خاندانت تنهایی و کشته بـر زمـیـن افتاده ای! امام علیه السلام به او فرمود: پیش ‍ رو که ما نیز به زودی به تو خواهیم پیوست. او نیز پیش رفت و جنگید تا به شهادت رسید ـ خداوند از او خشنود باد.

[22] هـیـچ دلیـل تـاریـخـی روشـنـی مـبنی بر اینکه منجح در حمله نخست به شهادت رسـیـده بـاشد وجود ندارد. تنها ابن شهر آشوب در پایان ذکر نام شهیدان حمله نخست می نویسد: و ده تن از غلامان حسین و دو غلام از امیرالمؤمنین علیه السلام (المناقب، ج 4، ص 113). اما سماوی گفته است: هنگامی که دو طرف در کربلا با هم به مبارزه پرداختند. یاران امام علیه السلام قـهـرمـانـانه جنگیدند. صاحب حدائق الوردیه گفته است: آنگاه حسان بن بکر حنظلی به وی حمله کرد و او را از پای در آورد. (ابصار العین، ص 96).

[23] داسـتـان مـربـوط به اسلم بن عمرو ترک، غلام امام حسین نیز همین طور است. سـمـاوی گوید: برخی سیره نویسان و مقتل نگاران نوشته اند: او به میدان مبارزه رفت و این رجز را می خواند:

فرمانده من حسین است و چه خوب فرماندهی: شادی قلب پیامبر بشارت دهنده و بیم دهنده. او آنقدر جنگید تا کشته شد. هنگامی که بر زمین افتاد حسین علیه السلام بر بالینش رفت و دید در حالی که رمقی در بدن دارد به آن حضرت اشاره می کند. حضرت او را در آغوش کشید و صـورت بـه صـورت او نـهـاد. وی تبسمی کرد و گفت: چه کسی مانند من است که فرزند رسـول خـدا صورت به صورت من گذارده است! و سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد. (ابصار العین، ص ‍ 95 ـ 96).

[24] چـنـیـن اسـت وضـعـیـت سـعـد بـن حـرث، غـلام عـلی علیه السلام، زیـرا در هیچ یک از متون تاریخی دلیل روشنی مبنی بر اینکه او در حمله نخست کشته شد وجود ندارد، مگر آنچه در المـنـاقـب (ج 4، ص 113) آمـده اسـت: «و دو غـلام از غـلامـان امـیـرالمـؤمـنـیـن علیه السلام» و ایـن شامل او و نصر بن ابی نیزر، دیگر غلام امیرالمؤمنین علیه السلام می گردد.

[25] سـمـاوی بـه صـراحت درباره ی وی می نویسد: او سوارکار بود. پس اسب وی را پی کردند و او در حمله ی نخست کشته شد ـ خداوند از او خشنود باد. (ابصار العین، ص 98).

[26] هـمـیـن طـور هـیچ دلیل روشنی مبنی بر اینکه جون حوی در حمله نخست کشته شد وجـود نـدارد، مـگـر تـعـبـیـری کـه در ابـصـار العـیـن از قول سیدرضی الدین داودی آمده است: چون جنگ در گرفت وی در برابر امام علیه السلام ایستاد و از آن حـضـرت اجـازه میدان خواست. امام علیه السلام خطاب به وی فرمود: ای جون، تو از جانب من مرخصی اما تو برای رسیدن به آسایش در پی ما آمدی، پس گرفتار راه ما مشو. جون بر قـدمـهـای ابـا عـبـداللّه افـتـاد و مـی گـفـت: ای فـرزنـد رسول خدا! آیا در زمان آسایش کاسه لیس شما باشم، ولی در هنگام سختی شما را تنها بـگـذارم! مـن بـویـی بـد و و نـسبی پست دارم و رنگم سیاه است. از شما می خواهم که در بـهـشـت بـر مـن بـدمـی تـا بـویـم خـوش و نـسـبـم شریف و رنگم سفید گردد. نه به خدا سوگند! من از شما جدا نگردم تا آنکه این خون سیاه با خونهایتان آمیخته گردد. آنگاه امام علیه السلام اجازه داد و او به میدان رفت و این رجز را می خواند:

تبهکاران ضربت غلام سیاه را با شمشیر «مشرفی» و نیزه تیز چگونه می یابند،

همو که از خاندان احمد، پیامبر خدا، دفاع می کند.

سـپـس جـنـگـید تا کشته شد. اما سید بن طاووس درباره جون می گوید: «سپس جون، غلام ابـوذر بـه مـیـدان آمـد...» (اللهـوف، ص 163). در بـحـار بـه نـقـل از کـتـاب محمد بن ابی طالب آمده است: سپس به میدان آمد و این رجز را می خواند...» (بحار، ج 45، ص 23).

[27] سـمـاوی در زنـدگـیـنـامـه وی نـوشـتـه اسـت: قـتـل وی پیش از ظهر و در حمله نخست بود. (ابصار العین، ص 193). ولی مامقانی درباره ایـنـکـه او پـیـش از ظـهـر بـه قـتـل رسـیـد چـیـزی نـنـوشـتـه اسـت. (ر.ک: تـنـقـیـح المـقـال، ج 1، ص 198 و مستدرکات علم رجال الحدیث، ج 2، ص 97). دیگران نیز وی را در شـمـار شـهـیـدان حـمـله نـخست نیاورده اند. (ر.ک: الحدائق الوردیه، ص 122، تسمیة من قتل مع الحسین، ص 155، مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 113).

[28] سماوی به نقل از صاحب حقائق الوردیه وی را در شمار شهیدان حمله نخست آورده اسـت. (ر.ک: ابـصـار العـیـن، ص 173، الحـقـائق الوردیـه، ص ‍ 122، نیز ر.ک: وسیلة الداریـن، ص 116 ـ 117، شـمـاره 26). مـامـقـانـی در تنـقـیـح المـقـال (ج 1، ص 243) پـس از ذکـر گرویدن وی به امام علیه السلام، بعد از ردّ پیشنهادهای آن حضرت، می نویسد: «این کاشف از نیروی دیانت و برتر بودن وی از مرتبه وثاقت است. درباره ی ثبات قدم وی در اسلام و دیانت وی نوشته اند که وی در محاصره المجبر شرکت داشـت. پـس از آنکه مرتدان را برای کشته شدن بیرون آوردند، حمله کرد تا عموی خویش را بکشد. او گفت وای بر تو آیا مرا می کشی در حالی که من عمویت هستم! گفت: تو عموی منی و اللّه پروردگار من است؛ و او را کشت».

[29] سـماوی درباره زندگینامه وی نوشته است: به گفته ابن شهر آشوب وی در حـمـله نـخـسـت که شماری از یاران حسین علیه السلام در آن به شهادت رسیدند کشته شد؛ و این در پـیش از ظهر روز دهم بود. (ابصار العین، ص 133). ولی ما در فهرستی که ابن شهر آشوب از شـهـیـدان حمله نخست ارائه داده است (المناقب، ج 4، ص 113) نام وی را در زمره شهیدان حمله نخست نیافتیم.

[30] زنـجـانـی در وسـیـلة الداریـن (ص 155 ـ 156، شماره 76) می نویسد: «شیخ طـوسـی در رجـال خـویـش (ص 74) مـی نـویسد: شبیب بن عبداللّه نهشلی بصری از یاران حسین است». محمد صادق بحر العلوم در ذیل این سخن شیخ طوسی می نویسد: به نوشته سـیره نویسان، وی از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام بود که به امام حسن علیه السلام و سپس به امام حسین علیه السلام پیوست و در کربلا در حمله نخست همراه یاران آن حضرت به شهادت رسید... در وسـیـلة الدارین (ص ‍ 219) آمده است: به نوشته ی سیره نویسان، شبیب بن عبداللّه نهشلی از اصـحـاب امـیـرالمـؤمنین بود و در جنگهای سه گانه ی آن حضرت شرکت داشت. پس از آن حـضـرت بـه تـرتـیـب بـه فـرزنـدان وی یـعـنی امام حسن و امام حسین علیه السلام پیوست. وی از اصـحـاب خاص امام حسین علیه السلام بود. وقتی حضرت از مدینه به قصد مکه بیرون آمد با وی هـمـراه شـد و تـا وارد شدن آن حضرت به کربلا ایشان را همراهی کرد. چون روز طف فرا رسید به پیکار برخاست و همراه کسانی که در حمله نخست و پیش از ظهر کشته شدند، به شـهـادت رسـید. در روایتی آمده است که او در مبارزه ای تن به تن کشته شد، اللّه اعلم. در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: ((السلام علی شبیب بن عبداللّه نهشلی)).

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb