S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
سفر کربلا

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

شیخ مفید بقیه داستان را چنین ادامه می دهد: «چون صبح شد در مجلس خویش نشست و به مردم اجازه داد که نزد وی آمدند؛ و رو به محمد بن اشعث کرد و گفت: درودبر کسی که به ما خیانت نمی کند و نزد ما متّهم نیست؛ و او را کنار خویش نشاند.

بامدادان پسر آن پیرزن نزد عبدالرحمن بن محمد بن اشعث رفت و اطلاع داد که مسلم نزد مادر او است! عبدالرّحمن نزد پدرش، پیش ابن زیاد رفت و با او درگوشی صحبت کرد. ابن زیاد نجوای او را شنید و سپس با چوبدستی به پهلویش زد و گفت: برخیز و هم اکنون او را نزد من بیاور؛ و از آنجا که می دانست هیچ قبیله ای دوست ندارد که به تنهایی مسلم را گرفتار سازد، خویشاوندان خودش را نیز با او فرستاد. عبیدالله بن عباس سلمی را نیز با هفتاد مرد از قیس با او اعزام داشت تا آن که بر در خانه ای که مسلم بن عقیل در آن بود رسیدند.»[1] .

در روایت الفتوح آمده است: «... پسر آن زنی که مسلم در خانه اش بود، نزد عبدالرحمن بن محمد بن اشعث رفت و او را از جای مسلم بن عقیل در نزد مادرش خبر داد. عبدالرحمن گفت: اینک چیزی مگو و هیچ یک از مردم در این باره نباید چیزی بداند.[2] . سپس عبدالرحمن بن محمد نزد پدرش رفت و در گوشی با او صحبت کرد و گفت: مسلم در سرای طوعه است و سپس از او دور شد.

عبیدالله گفت: عبدالرحمن به تو چه گفت؟

گفت: خداوند کار امیر را راست گرداند، بشارتی بزرگ دارم!

گفت: آن چیست؟ که کسی چون تو بشارت نیک دهد!

گفت: این پسرم به من خبر داد که مسلم در سرای طوعه است، یکی از زنان دوستدار ما.

گوید: عبیدالله خوشحال شد و گفت: برخیز و او را بیاور که نزد من جایزه و بهره فراوان داری.

گوید: سپس عبیدالله بن زیاد به جانشین خود عمرو بن حریث مخزومی گفت که سیصد تن از یاران دلیرش را با محمد بن اشعث بفرستد!

گوید: محمد بن اشعث سوار شد تا به سرایی که مسلم بن عقیل در آن بود رسید...»[3] .

در روایت دینوری آمده است که عبیدالله بن زیاد به ابن حریث فرمان داد که صد تن از مردان قریش را با او بفرستد؛ و از بیم بروز عصبیت، خوش نداشت که جز قریش را با او بفرستد.[4] .

در روایت طبری آمده است که به او دستور داد شصت یا هفتاد مرد، همه از قیس را با ابن اشعث گسیل داد. او از گسیل داشتن قبیله خود ابن اشعث اکراه داشت، زیرا می دانست هیچ کدام از قبایل دوست نمی دارند که با کسی چون مسلم بن عقیل برخورد کنند![5] .

[1] الارشاد، ص 196.

[2] بدون شک عبدالرحمن به این خاطر او را به رازداری امر کرد که جایزه از آن او و پدرش باشد.

[3] الفتوح، ج 5، ص 91-92.

[4] الاخبار الطوال، ص 240.

[5] در تاریخ طبری (ج 3، ص 289) آمده است: قریش یا قیس، عرب شمال اند و بیشترشان نسبت به علی کینه دارند، چرا که بر سر اسلام و ایمان با آنان جنگید و پهلوانانشان را کشت (برای تفصیل این داستان، ر.ک: مقدمه جلد دوم این پژوهش). ولی اعراب جنوب که بیشتر قبایل کوفه از آنها بودند، اغلب اهل بیت و به ویژه علی علیه السلام را دوست می داشتند و در جنگ ها با علی علیه السلام همراه بودند.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb