S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
ویژه‌نامه امام‌زمان عجل‌الله

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
 http://dl.3noqte.com/pictures/albums/mahdavi/93.jpg

 

            وظيفه هاى عصر غيبت به طور كلّى به دو دسته تقسيم مى شوند :

            1 ـ وظيفه هايى كه مخصوص زمان غيبت مى باشند .

            2 ـ وظيفه هايى كه انسان هم در عصر غيبت و هم در زمان حضور و ظهور موظّف است آن ها را رعايت كند .

            يكى از اين وظيفه ها كه نقشى بسيار اساسى در چگونگى رفتار در زندگى افراد دارد و اگر رعايت شود تحوّلى عظيم ايجاد نموده و حياتى پربار براى انسان به ارمغان مى آورد اعتقاد به مسئله حضور است .

            يعنى اگر انسان معتقد باشد همه در محضر خداوند كريم و جانشينان او مى باشند و در زمان حضور يا غيبت و يا ظهور آن بزرگواران در محضر آنان مى باشند ـ و زمان و مكان براى ما محدوديّت مى آورد نه براى مقامات عاليه نورانيّه آنان ـ ; نمى تواند حضور آنان را مقيّد و محدود به زمان و يا مكان خاصّى بنمايد .

            زيرا زمان و مكان از خصوصيّات و قيود مادّه است و مقام نورانيّت اهل بيت (عليهم السلام)كه حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) آن را در حديث نورانيّت تشريح فرموده اند ، فوق مادّه است و بلكه محيط بر آنست ، بنابراين زمان و مكان نسبت به مقام نورانيّت ، محدوديّت و تقيّد ايجاد نمى نمايد .

            براى توضيح مطلب مى توانيد به حديث «نورانيّت» كه حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام)آن را براى جناب سلمان و ابوذرّ بيان فرموده اند رجوع كنيد . به خاطر طولانى بودن حديث «نورانيّت» از نقل آن در اينجا خوددارى مى كنيم و روايت مهمّ ديگرى را كه حضرت امام باقر (عليه السلام) بيان فرموده اند و با اختصار اين بحث مناسب است ، نقل مى كنيم :


            ابوبصير كه از اصحاب حضرت امام باقر (عليه السلام) است مى گويد :

دخلت المسجد مع أبي جعفر (عليه السلام) والناس يدخلون ويخرجون .

فقال لي : سل الناس هل يرونني ؟

فكلّ من لقيته قلت له : أرأيت أباجعفر (عليه السلام) فيقول : لا وهو واقف حتّى دخل أبوهارون المكفوف ، قال : سَلْ هذا ؟ فقلت : هل رأيت أباجعفر ؟ فقال: أليس هو قائماً، قال: وما علمك؟ قال: وكيف لا أعلم وهو نور ساطع؟

قال : وسمعته يقول لرجل من أهل الإفريقيّة : ما حال راشد ؟ قال : خلّفته حيّاً صالحاً يقرؤك السلام .

قال : رحمه الله ، قال : مات ؟ قال : نعم ، قال : متى ؟ قال : بعد خروجك بيومين . قال : والله ما مرض ولا كان به علّة ، قال : وإنّما يموت مَن يموت من مرض أو علّة . قلت : من الرجل ؟ قال : رجل لنا موال ولنا محبّ .

ثمّ قال : أترون أنّه ليس لنا معكم أعينٌ ناظرة ، أو اسماع سامعة ، لبئس ما رأيتم ، والله لايخفى علينا شيء من أعمالكم فاحضرونا جميعاً وعوّدوا أنفسكم الخير ، وكونوا من أهله تعرفوا فإنّي بهذا آمر ولدي وشيعتي .[1]

 

ابوبصير مى گويد : با امام باقر (عليه السلام) وار مسجد شدم ، و مردم در حال رفت و آمد بودند . امام (عليه السلام) ( خود را از ديدگان مردم غايب نمودند و ) به من فرمودند :

از مردم بپرس آيا مرا مى بينند ؟ من با هر كس ملاقات كردم و از او سؤال كردم كه آيا امام باقر (عليه السلام) را ديدى ؟ مى گفت : نه ; تا فردى نابينا به نام ابوهارون وارد شد .

امام (عليه السلام) فرمودند : از اين مرد سؤال كن . به او گفتم : آيا امام باقر (عليه السلام)را ديدى ؟

ابوهارون در جواب گفت : مگر ايشان اينجا نايستاده اند ؟

ابوبصير گفت : از او سؤال كردم تو از كجا از اين مطلب آگاه شدى ؟

ابوهارون گفت : چگونه به آن علم و آگاهى پيدا نكنيم و حال آن كه امام (عليه السلام)نورى است آشكار .

آن گاه ابوبصير مى گويد : شنيدم كه امام باقر (عليه السلام) به مردى از اهل آفريقا مى فرمود : حال راشد چگونه است ؟ او گفت : از آفريقا كه خارج شدم او زنده و سالم بود و به شما سلام مى رساند .

امام باقر (عليه السلام) فرمودند :خداوند او را رحمت كند . مرد آفريقايى گفت : او مرد ؟!

امام (عليه السلام) فرمودند : آرى . او پرسيد : در چه زمانى ؟

امام (عليه السلام) فرمودند : دو روز بعد از خارج شدن تو از آفريقا مرد . آفريقايى گفت : به خدا قسم راشد نه مريض بود و نه هيچ گونه دردى داشت !

امام (عليه السلام) به او فرمودند : مگر هر كس كه مى ميرد به خاطر مرض يا درد مى ميرد ؟

ابوبصير گفت : از امام (عليه السلام) پرسيدم : اين مرد آفريقايى كيست ؟

امام  (عليه السلام) فرمودند : دوست ما و محبّ ما خاندان است . آن گاه امام (عليه السلام)فرمودند : آيا معتقديد براى ما با شما ، چشمانى نظاره گر و گوشهايى شنوا وجود ندارد ؟ چقدر بد است آنچه به آن عقيده داريد . به خدا قسم بر ما هيچ چيزى از اعمال شما پنهان نيست .

پس همه ما را حاضر در نزد خود بدانيد و نفس هاى خود را به كارهاى پسنديده عادت دهيد و اهل كارهاى نيك شويد تا اين حقيقت را بشناسيد . آن گاه امام (عليه السلام)فرمودند : من فرزندان و شيعيان خود را به آنچه گفتم امر مى كنم .

 

            اين روايت مطالب مهمّى را دربردارد كه براى درك آن ها بايد مورد توجّه كامل و دقّت فراوان قرار گيرد .

            نكته مهمّى كه از اين روايت استفاده مى كنيم ، اعتقاد به حضور خاندان وحى (عليهم السلام)مى باشد ، و درك اين واقعيّت در صورتى امكان پذير است كه شرايطى را كه امام باقر (عليه السلام) براى درك آن بيان فرموده اند رعايت شود .

            نكته بسيار مهمّى كه آن حضرت در پايان فرمايش خود فرموده اند اين است كه آن بزرگوار همه شيعيان و فرزندان خود را به آن سفارش و امر فرموده اند . و اين دليل بر آنست كه بايد همه براى شناخت و دريافت واقعيّتى را كه بيان فرموده اند ، سعى و كوشش كنند .

            بنابراين روايت ، هر يك از آن بزرگواران عين الله هستند كه اعمال و رفتار ما را مى بينند و اُذُن الله هستند كه گفتار ما را مى شنوند . آن گاه امام (عليه السلام) كسانى را كه اين حقايق را نپذيرفته اند به وسيله سؤال مورد خطاب و نكوهش قرار داده و مى فرمايند واقعاً بد اعتقادى داريد به خدا سوگند هيچ چيزى از اعمال شما از ما پوشيده نيست .


            حضرت امام باقر (عليه السلام) پس از بيان اين نكات به نتيجه گيرى از فرمايشات خود مى پردازند و به چند نكته تصريح مى فرمايند :

            1 ـ همه ما را نزد خود حاضر بدانيد .

            اين كلام اشاره به مقام نورانيّت اهل بيت (عليهم السلام) است كه در آن مقام چون آن بزرگواران به خاطر دارا بودن مقام نورانيّت ، محيط بر زمان مى باشند ، فرقى ميان هيچ يك از آنان نيست و هر شيعه در هر زمانى كه باشد ، بايد خود را نزد همه آن بزرگواران بداند ، و همانگونه كه انسان بايد خود را در حضور خداوند ببيند بايد احساس كند كه در محضر اهل بيت (عليهم السلام) نيز مى باشد .

            بديهى است كسى كه اين حقيقت را احساس نموده و آن را عملى سازد تحوّل بزرگى در رفتار و كردار او ايجاد مى شود .

 

            2 ـ نفس هاى خود را به كارهاى نيك عادت دهيد و از اهل خير باشيد .

            بنابراين فرمايش نه تنها انسان بايد به كارهاى زشت و ناپسند معتاد نباشد بلكه به اعمال شايسته و رفتار خوب ، نفس خود را عادت دهد . يعنى آنچنان بايد در تهذيب نفس و خودسازى كوشا باشد كه نفس او نه تنها از انجام كارهاى پسنديده متنفّر و منزجر نباشد ، بلكه به آن ها خو گرفته و عادت داشته باشد .

            نكته قابل توجّه در اين روايت اينست كه عادت كردن به كارهاى پسنديده و ارزنده در صورتى اهميّت دارد كه انسان ذاتاً اهل اينگونه اعمال شده باشد نه آنكه فقط معتاد به آن باشد . زيرا ممكن است انسان بر اثر جوّ جامعه و محيط زندگى به انجام بعضى از كارهاى خوب و پسنديده عادت كرده باشد و اعمال و رفتار شايسته اى كه انجام مى دهد فقط به جهت خو گرفتن به آن ها باشد ، نه اينكه ذاتاً با آن اعمال سنخيّت پيدا كرده باشد . و اين نكته دقيقى است كه كاملا بايد به آن توجّه شود .


            براى توضيح مطلب مى گوئيم : اعتياد به كارهاى پسنديده به دو صورت ممكن است واقع شود :

            1 ـ جهت اوّل به خاطر مخالفت با نفس ، خودسازى و آماده ساختن و مطيع ساختن نفس براى انجام كارهاى خوب . اگر منشأ اعتياد انسان به كارهاى نيك اين گونه باشد ، ذات و سرشت آدمى به رفتار و گفتار خوب خو گرفته و عادت مى نمايد . اين گونه اعتياد ، داراى نقش اساسى و اثر حياتى در پيشرفت انسان است .

            2 ـ جهت ديگرى كه انسان ممكن است به كارهاى خوب انس گرفته و به رفتار پسنديده عادت بگيرد نه به خاطر مخالفت نفس و خودسازى و آماده شدن ذاتى براى انجام اين گونه اعمال است ; بلكه بر اثر محيط زيست و جوّ زندگى و تأثير اجتماعى كه در آن زندگى مى كند ، به بعضى از كارهاى خوب انس گرفته و عادت مى كند .

            مثلا چون در خانواده اى بوده است كه مقيّد به نماز اوّل وقت يا نماز جماعت بوده اند ، او هم به آن عادت كرده است . در اين صورت اگر محيط زندگى او تغيير كند چون ذاتاً به آن كار عادت نكرده است ، با مرور زمان رفتار او عوض مى شود و از آن دست برمى دارد .

            اين اعتيادها كه بر اثر پذيرش نفس و ذات انسان نمى باشد بلكه بر اثر رنگ گرفتن از محيط مى باشد ، اهميّتى ندارد و با تغيير محيط از دست مى رود .

            به اين جهت حضرت باقر العلوم (عليه السلام)مى فرمايند :

            علاوه بر آنكه نفس هاى خود را به كارهاى خير عادت مى دهيد ، اهل كارهاى نيك نيز باشيد ; نه آن كه فقط رنگ افراد خوب را به خود بگيريد .

            رنگ گرفتن از نيكان بدون آنكه در ذات و سرشت انسان تأثير و تحوّل ايجاد نمايد ، اثرى در درك حقايق ندارد .


            نكته ديگرى كه ممكن است مورد بحث قرار گيرد اين است كه مقصود از حضور ، حضور علمى است يا حضور عينى ؟

            مرحوم علاّمه مجلسى در بيان روايت فرموده است : اگر «فاحضرونا» از باب إفعال باشد معناى روايت چنين است : يعنى بدانيد كه همه ما نزد شما حاضر هستيم به وسيله علم . مقصود مرحوم علاّمه مجلسى حضور علمى است .[2]

            در روايتى حضرت امام رضا (عليه السلام) درباره حضرت خضر مى فرمايند :

 
إنّه ليحضر حيث ما ذكر ، فمن ذكره منكم فليسلّم عليه .[3]

 او هر زمان كه خوانده شود حاضر مى شود پس هر كس از شماها او را نام برد بايد بر او سلام كند .

 
            مرحوم آية الله مستنبط در اين باره مى نويسد :

            مقام حضرت خضر (عليه السلام) كه تابع و رعيّت امام زمان ارواحنا فداه مى باشد در اين حدّ است ، پس مقام و عظمت حضرت بقيّة الله صلوات الله عليه تا چه حدّ و پايه است ؟![4]

            مسئله حضور از مسائل مهمّ در معارف اهل بيت (عليهم السلام) مى باشد و نياز به تفصيل دارد . به اين جهت اين گفتار را با كلامى دلنشين از گفتار حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام)پايان مى دهيم :

 

أحضروا آذان قلوبكم تفهموا ![5]

             بنابر اين فرمايش اگر خواهان درك حقايق هستيد گوش دل را باز كنيد ، تا آنها را دريابيد .

 
 
 
 
 
----------------------------------
[1] . بحار الأنوار : 46/243 .

[2] . بحار الأنوار : 46/244 .

[3] . كمال الدين : 2/390 . 

[4] . القطرة : 2/536 .     

[5] . بحار الأنوار : 34/212 .

 

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb