S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
جزء بیستم

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

 

[سوره القصص (28): آيات 43 تا 50]

وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولى‏ بَصائِرَ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (43) وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى‏ مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ (44) وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ (45) وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (46) وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (47)

فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى‏ أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى‏ مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ (48) قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى‏ مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ (49) فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (50)

ترجمه:

پس از آنكه امتهاى گذشته را هلاك كرديم بمنظور بصيرت مردم و هدايت و رحمت ايشان، بموسى كتاب داديم. شايد متذكر شوند. و هنگامى كه امر رسالت را بر موسى استوار كرديم تو در جانب غربى نبودى و از گواهان نبودى. لكن ما جمعيتهايى آفريديم و عمر ايشان طولانى شد و تو در ميان مردم مدين نبودى كه آيات ما را بر آنها بخوانى. ولى ما فرستندگانيم، و هنگامى كه ندا كرديم، در كنار كوه طور نبودى ولى رحمتى است از پروردگارت كه قومى را انذار كنى كه پيش از تو انذار كننده‏اى بر ايشان نيامده است. شايد متذكر شوند. اگر نه اين بود كه مصيبتى بواسطه كردارشان دامنگيرشان شود و بگويند: خدايا، چرا پيامبرى بسوى ما نفرستادى تا آيات ترا پيروى كرده، از مؤمنان باشيم؟ (هر چه زودتر كيفرشان ميداديم) چون حق بر آنها نازل شد، گفتند: چرا مثل آنچه بر موسى نازل گرديد، نازل نشد؟ مگر نه به آنچه از پيش بر موسى نازل شد كفر ورزيده، گفتند: دو سحر است كه پشتيبان يكديگرند و گفتند: ما بهر دو كفر ميورزيم؟ بگو: اگر راست مى‏گوئيد، كتابى از جانب خدا بياوريد كه راهنماتر از قرآن و تورات باشد تا پيروى كنم. اگر اجابتت نكردند، بدان كه پيرو هواى خويشند و چه كسى گمراه‏تر است از آنكه بدون هدايت خداوند پيرو هواى خويش باشد؟ خدا مردم ستمكار را هدايت نميكند.

قرائت:

سحران: كوفيان بدون الف و ديگران «ساحران» خوانده‏اند.

اعراب:

بصائر: زجاج گويد: حال است، لكن بهتر اين است كه بدل باشد. زيرا بصائر به معنى حجج است و داراى معناى اسمى است و نميتواند حال باشد.

إِذْ قَضَيْنا: ظرف متعلق به محذوفى است كه «بجانب الغربى» متعلق به آن است.

تتلو: حال رحمة: مفعول له، يعنى: «اوحينا اليك رحمة» لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ ... «لو لا» حرف امتناع و جواب آن محذوف است و «ان تصيبهم» مبتداست.

لَوْ لا أَرْسَلْتَ: «لو لا» حرف تخصيص است.

بغير هدى: حال‏

مقصود:

پس از داستان موسى مطالبى را ذكر ميكند كه دلالت بر معجزه پيامبر ما دارد.

مى‏فرمايد:

وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولى‏ بَصائِرَ لِلنَّاسِ: پس از آنكه قوم نوح و عاد و ثمود را هلاك كرديم، تورات را كه سراسرش حجت و برهان و اندرز و دليل بر احكام شريعت بود، بموسى داديم.

ممكن است منظور از قرون قوم فرعون باشد. زيرا مدتى بعد از هلاك ايشان، خداوند تورات را بر موسى نازل كرد.

وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ: تورات براى مردمى كه پند و اندرز بپذيرند، وسيله هدايت و رحمت بود.

از پيامبر گرامى اسلام (ص) روايت شده است كه: از آن وقتى كه تورات نازل شد خداوند قومى يا امتى يا مردم عصرى يا قريه‏اى را هلاك نكرد مگر مردم آن قريه‏اى كه بصورت ميمون درآمدند. نمى‏بينى كه خداوند مى‏فرمايد: و لقد آتينا موسى الكتاب من بعد ما اهلكنا القرون الاولى ...؟

وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى‏ مُوسَى الْأَمْرَ: و تو اى محمد در كنار غربى كوهى كه خداوند در آنجا با موسى تكلم كرد و امر رسالت را بر او مسلم گردانيد حاضر نبودى. برخى گويند: يعنى در كنار وادى غربى.

برخى گويند: يعنى هنگامى كه در باره رسالت تو با موسى سخن گفتيم، حاضر نبودى.

وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ: تو در آنجا و در آن موقع حاضر نبودى كه قوم خود را از آنچه ديده‏اى خبر دهى. لكن ما داستان آن را براى تو مى‏گوييم تا معجزه تو باشد.

وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ: لكن ما قرن‏ها را بدنبال يكديگر آورديم و در خلال آنها مردمى آفريديم تا فاصله آنها با هلاك شدگان قبلى زياد شد و نبوت دچار فترت گرديد. در نتيجه دچار غرور شدند و بعثت پيامبران را انكار كردند. در اين وقت ترا فرستاديم و همانطورى كه موسى براى مردم رحمت بود ترا هم براى مردم رحمت قرار داديم.

با همين توضيحى كه داديم معنى جمله تمام ميشود. لكن برخى گويند:

منظور اين است كه خلق بسيارى آفريديم و پيامبران را يكى پس از ديگرى سفارش كرديم كه صفات ترا براى ايشان بگويند. اما چون زمان طول كشيد و امتداد پيدا كرد، عهد ما را در باره تو فراموش كردند.

وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا: تو در شهر مدين در ميان قوم شعيب نبودى كه آيات ما را بر ايشان بخوانى.

مقاتل گويد: يعنى تو در ميان مردم مدين نبودى كه اخبار ايشان را براى مردم مكه بخوانى.

وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ: لكن ما ترا بسوى اهل مكه فرستاديم و اين اخبار را براى تو بيان كرديم تا به ايشان بگويى و دليل باشد بر صحت نبوتت.

برخى گويند: يعنى تو نيكى ما را نسبت به بندگان از لحاظ ارسال پيامبران و آشكار كردن معجزات و نازل كردن كتابها با آيات روشن و بمنظور هدايت، مشاهده نكرده‏اى و اگر وحى آسمانى نبود از آنها آگاهى نداشتى و بسوى آنها هدايت نميشدى.

وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا: و تو در كنار كوهى كه در آنجا با موسى تكلم كرديم و بر او ندا كرديم كه كتاب آسمانى را با نيرومندى بگيرد حاضر نبودى.

برخى گويند: منظور از اين قسمت، آن بار دومى است كه موسى هفتاد نفر از قوم خود را بكوه طور برد كه كلام خدا را بشنوند.

وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ: لكن خداوند نعمت نبوت را بتو عطا فرمود و ترا براى مأموريت عظيم رسالت برگزيد و اينها را بتو اعلام كرد تا معجزه تو باشد.

لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ: تا عرب را كه پيش از تو پيامبرى نداشته‏اند، بترسانى كه بينديشند و عبرت گيرند و از گناهان دورى كنند.

اين آيه دلالت بر وجوب لطف دارد. زيرا انذار و دعوت، لطفى است از جانب خداوند كه در پذيرش مردم مؤثر و وسيله تقرب ايشان بخداست.

وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ: اگر بدون فرستادن رسول آنها را عقاب ميكرديم و بكيفر كردار گرفتار مى‏ساختيم، مى‏گفتند: چرا پيامبرى نفرستادى تا ما را دعوت به ايمان كند و ما پيروى كنيم و آئينش را گردن نهيم؟ از اينرو پيامبرانى بسوى ايشان فرستاديم تا حجت آنها قطع شود. اين آيه نظير آيه ديگرى است كه مى‏گويد: «لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» (تا بعد از پيامبران، مردم را در پيشگاه خداوند حجتى و بهانه‏اى نباشد: نساء 165)، برخى گويند: مقصود از مصيبت در آيه شريفه عذاب دنيا و هلاكت است ولى برخى گويند: منظور عذاب دنيا و آخرت است.

فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى‏:

همين كه حقيقت محمدى و قرآن و اسلام از جانب ما در برابر ايشان قرار گرفت، به بهانه جويى پرداخته، گفتند: چرا همان معجزاتى كه بموسى داده شد- يعنى شكافتن دريا و يد بيضا و عصا- به محمد داده نشد؟

برخى گويند: يعنى چرا قرآن هم مثل تورات يك جا نازل نشد؟

اين مطلب را يهوديان يا قريش به تعليم ايشان مى‏گفتند. از اينرو خداوند به ايشان مى‏فرمايد:

أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى‏ مِنْ قَبْلُ: آيا به آنچه از پيش بر موسى نازل شد كافر نشدند؟

قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا: و آيا نگفتند: قرآن و تورات هر دو سحرند كه يكديگر را كمك ميكنند؟

بنا بر قرائت ديگر يعنى: موسى و محمد (ص) دو ساحرى هستند كه يكديگر را كمك ميكنند.

وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ: و آيا نگفتند: ما بقرآن و تورات هر دو كافريم؟

اين مطلب مربوط به آن زمانى است كه گروهى از قريش بمدينه آمدند و در باره محمد (ص) از يهود سؤال كردند. قوم يهود صفات و خصوصيات حضرت را براى ايشان تعريف كردند. اين گروه بمكه برگشتند و گفته يهود را براى آنها باز گفتند.

قريش گفتند: تورات و قرآن هر دو سحر است.

قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى‏ مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ:

اى محمد، بكفار قومت بگو: از جانب خداوند كتابى بياوريد كه از تورات و قرآن بهتر راهنمايى كند، تا اگر راست مى‏گوئيد كه تورات و قرآن سحرند، من از آن كتاب پيروى كنم.

برخى گويند: يعنى كتابى بياوريد كه مصون از تكذيب مردم باشد.

سپس به پيامبر خود دستور ميدهد:

فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ: اگر چنين كتابى نياوردند يا اينكه اگر ترا تصديق نكردند، بدان كه آنها تابع تمايلات نفسانى خويشند. زجاج گويد: يعنى بدان كه آنها در راه كفر حجت و برهانى ندارند. بلكه صرفا تابع شهوات نفسانى هستند. سپس در مذمت آنها مى‏فرمايد:

وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ: هيچكس گمراه‏تر از كسى كه پيرو هواى خويش است و از رشد و هدايت الهى محروم است، نيست.

إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ: خدا ستمكاران را براه بهشت هدايت نميكند.

برخى گويند: يعنى حكم بهدايت ايشان نميكند. برخى گويند: وقتى اينان بهدايت خدا هدايت نشوند، مثل اين است كه خدا آنها را هدايت نكرده است.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb