S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
جزء بیستم

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

 

[سوره القصص (28): آيات 51 تا 55]

وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (51) الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ (52) وَ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ قالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ (53) أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (54) وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ (55)

ترجمه:

ما سخن را براى آنها تفصيل داديم. باشد كه تذكر يابند. آنها كه از پيش كتاب برايشان نازل كرديم به آن ايمان دارند. و هنگامى كه بر ايشان خوانده شود، گويند:

به آن ايمان آورديم كه حق است از جانب پروردگارمان. ما از پيش در مقابل آن تسليم بوديم. اينها پاداششان دو بار داده ميشود كه صبر كردند و بدى را به نيكى دفع ميكنند و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم انفاق ميكنند. و چون سخن لغو بشنوند، از آن اعراض كرده، گويند: اعمال ما براى ما و اعمال شما براى شماست. سلام بر شما.

در پى مجالست جاهلان نيستيم.

لغت:

توصيل: اين كلمه در اصل به معنى وصل كردن قطعات ريسمان بيكديگر است. امرء القيس ميگويد:

درير كخذروف الوليد امره             تتابع كفيه بخيط موصل‏

اسب من مانند گردونه طفل است كه ريسمان آن را قطعه قطعه بهم تابيده و محكم كرده است.

درأ: دفع‏

شأن نزول:

آيه: «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ ... و ما بعد آن در باره عبد اللَّه بن سلام و تميم دارى و جارود عبدى و سلمان فارسى نازل شده است. زيرا اين آيات پس از اسلام اينان نازل گرديد.

برخى گفته‏اند: در باره چهل مرد از پيروان انجيل كه پيش از بعثت پيامبر به او ايمان داشتند نازل شده است. سى و دو نفر اينها اهل حبشه بودند كه همراه جعفر بن ابى طالب خدمت پيامبر رسيدند و هشت نفر ديگر از شام. بحيرا و ابرهه و اشرف و عامر و ايمن و ادريس و نافع و تميم، از اينها بودند.

مقصود:

سپس در باره صفت قرآن مجيد ميفرمايد:

وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ: آيات قرآنى را براى آنها به تفصيل و بدنبال يكديگر بيان كرديم و اخبار انبياء (ع) و امتهاى هلاك شده را براى آنها شرح داديم تا متذكر شوند و بينديشند و بدانند كه حق است و به آن ايمان آورند.

الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ: آنان كه پيش از بعثت محمدى (ص) برايشان تورات و انجيل فرستاديم به آن ايمان دارند. زيرا صفات وى را در آن كتابها خوانده‏اند.

وَ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ قالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ:

و چون قرآن بر آنها خوانده شود، مى‏گويند: ما به آن ايمان آورده‏ايم كه حق است و از جانب پروردگار ماست و پيش از آن كه نازل شود در برابر آن تسليم بوديم.

بديهى است كه نام پيامبر و قرآن در تورات و انجيل بوده و اين گروه براه عناد نرفتند و ايمان آوردند.

سپس در باره ايشان مى‏فرمايد:

أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا: به اينها دو بار پاداش داده ميشود:

يك بار بخاطر پيروى از دين و كتاب خودشان و يك بار به ايمانشان به جناب محمد (ص).

برخى گفته‏اند: يك بار بخاطر اينكه با صبر و شكيبايى به كتاب خودشان وفادار ماندند و يك بار هم بخاطر صبر و شكيبايى بر قرآن.

برخى گفته‏اند: بخاطر اينكه در راه دين صبر كردند و آزار و اذيت كفار را متحمل شدند.

وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ: سخنان زشت و ناپسندى كه از كفار مى‏شنوند به سخنان نيكو و پسنديده پاسخ مى‏گويند.

برخى گفته‏اند: يعنى منكر را به معروف دفع ميكنند.

برخى گفته‏اند: جهل جاهل را به حلم دفع ميكنند.

از امام صادق (ع) روايت شده است كه: با حلم و مدارا آزار و اذيت مردم را از خود دور ميكنند.

وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ: و از آنچه روزى ايشان كرده‏ايم انفاق ميكنند.

وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ: و هنگامى كه سخنان هرزه و زشت و مسخرگى‏هاى اين و آن را بشنوند، از آن اعراض كرده، معامله به مثل نميكنند.

وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ: و مى‏گويند: شما از اعمال ما پرسيده نميشويد و ما از اعمال شما پرسيده نميشويم.

برخى گويند: يعنى دين ما براى ما و دين شما براى شما.

برخى گويند: يعنى حلم ما براى ما و سفاهت شما براى شماست.

سَلامٌ عَلَيْكُمْ: ما به شما امان داده‏ايم و نميخواهيم سخنان لغو و بيهوده شما را پاسخ گوئيم.

برخى گويند: اين كلمه ميان مردم مؤمن و كافر علامت حلم است.

برخى گويند: كلمه تحيت است ميان مؤمنين.

لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ: ما در پى مجالست و معاونت جاهلان نيستيم. ما در طلب علما و حكما هستيم.

برخى گويند: يعنى ما از اهل جهل و سفاهت نيستيم.

برخى گويند: يعنى ما دين جاهلين را نمى‏خواهيم و به آن علاقه‏اى نداريم.

[سوره القصص (28): آيات 56 تا 60]

إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (56) وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى‏ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى‏ إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (57) وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلاَّ قَلِيلاً وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ (58) وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى‏ حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى‏ إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ (59) وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (60)

ترجمه:

تو هر كه را دوست دارى هدايت نميكنى ولى خدا هر كه را بخواهد هدايت ميكند و او به هدايت يافتگان داناتر است. گفتند: اگر با تو بهدايت روى آوريم از سرزمينمان رانده مى‏شويم. آيا حرمى امن براى آنها مهيا نساختيم كه ثمرات هر چيزى كه رزقى است از جانب ما به آنجا آورده ميشود؟ لكن بيشتر آنها نميدانند.

چه بسا قريه‏ها را كه سپاس معيشت خود بجاى نياوردند، دچار هلاكت كرديم. اين است خانه‏هاى آنها كه بعد از آنها مسكون نشده است جز كمى و ما وارث ايشان بوديم. پروردگارت مردم قريه‏اى را هلاك نميكند مگر اينكه رسولى در آن قريه مبعوث گرداند كه آيات ما را بر ايشان بخواند و ما قريه‏ها را تباه نميكنيم مگر اينكه اهل آنها ستمكار باشند. آنچه به شما داده شده است متاع زندگى دنيا و زينت آن است و آنچه پيش خداست بهتر و باقى‏تر است. آيا تعقل نميكنيد؟

قرائت:

يجبى: اهل مدينه و يعقوب و سهل به تاء و ديگران به ياء خوانده‏اند. علت اين است كه اسناد به ثمرات كه مؤنث حقيقى نيست، داده شده.

أ فلا تعقلون: هم به ياء خوانده شده، هم به تاء.

لغت:

تخطف: ربودن و سلب كردن.

جبايت: جمع آورى.

بطر: طغيان و سركشى در موقع نعمت.

اعراب:

رزقا: حال يا مفعول مطلق براى فعل محذوف يا مفعول له.

مِنْ لَدُنَّا: در محل نصب و صفت.

كم: مفعول به به معنى كثير.

مِنْ قَرْيَةٍ: در محل نصب و تميز. زيرا هر گاه ميان «كم» خبريه و تميز آن فاصله بيفتد، مثل «كم» استفهاميه نصب ميدهد.

معيشتها: منصوب به نزع خافض (فى معيشتها).

فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ: مبتدا و خبر.

لَمْ تُسْكَنْ: حال.

قليلا: صفت مصدر محذوف (سكونا) يا صفت ظرف به تقدير «وقتا».

شأن نزول:

گويند: «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ ..» در باره ابى طالب نازل شده است، زيرا پيامبر دوست ميداشت كه وى مسلمان شود، از اينرو اين آيه نازل شد. هم چنان كه اسلام آن وحشى را كه قاتل عمويش حمزه بود كراهت داشت. از اينرو در باره او نازل شد: «يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ...» (اى بندگان من كه بر خويشتن تجاوز كرده‏ايد، از رحمت خدا نوميد نشويد: زمر 53) اين مطلب را از ابن عباس و جزا و روايت كرده‏اند.

اما اين روايت صحيح نيست. زيرا روا نيست كه پيامبر مخالفت خداوند سبحان كند و اگر چنان كه اهل تسنن گمان دارند، خدا اراده كرده باشد كفر ابو طالب و رسول (ص) اراده كرده باشد ايمانش را، ميان اراده خدا و اراده رسول، كمال مخالفت است. مطابق عقيده ايشان معنى آيه اين است: اى محمد، تو ايمان ابو طالب را ميخواهى ولى من نميخواهم و با اينكه او در راه كمك و دفاع تو حد اكثر كوشش مبذول ميدارد من پرتو ايمان را در نهاد او قرار نداده‏ام. همچنين تو نميخواهى كه آن مرد وحشى كه قاتل عمويت حمزه است ايمان بياورد، ولى من ميخواهم كه او ايمان بياورد و پرتو ايمان را در دلش تابانيده‏ام.

چقدر اينگونه مطالب، از حقيقت دور است! ما در تفسير سوره انعام بيان كرده‏ايم كه به اجماع اهل بيت (ع) ابو طالب مؤمن از دنيا رحلت فرمود. در اينباره روايات بسيارى از ايشان نقل شده است. در آنجا شمه‏اى از اشعار دلنشين وى كه از ايمان قلبيش حكايت ميكرد آورديم. اگر ميخواستيم همه آن اشعار را در آنجا بياوريم، مجال نبود. بعضى معتقدند كه شعار وى در باره دفاع از اسلام و مبارزه با نيرنگها و عنادها از يك جلد هم بيشتر مى‏شود. اينكه ابو طالب بمبارزه علنى با دشمنان پيامبر برنخاست، بخاطر اين بود كه بتواند از راه ريش سفيدى و بزرگترى آنها را براه صلاح آورد و جلو نيرنگها و دشمنى‏هايى كه بعد از وفاتش در برابر رسول عاليقدر اسلام آشكار ساختند، بگيرد.

مقصود:

قبلا در باره قرآن و اينكه كتابى است براى هدايت خلق سخن گفت. اكنون مى‏فرمايد: وظيفه پيامبر اين نيست كه آنها هدايت شوند بلكه فقط وظيفه‏اش گفتن و اداى رسالت است. مى‏فرمايد:

إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ: تو هر كه را دوست دارى هدايت نميكنى. برخى گفته‏اند: يعنى خويشاوندانت را هدايت نميكنى.

مقصود از هدايت در اينجا آن لطفى است كه در موقع ايمان شامل حال شخص مى‏شود. تنها خداوند بر اين كار قادر است. زيرا اين لطف يا به فعل خداست- يا به اعلام او و راه صلاح دينى مرد را فقط خدا ميداند و بس. اما آن هدايتى كه به معنى دعوت و بيان است، مربوط به پيامبر است. چنان كه مى‏فرمايد: «وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» (تو به راه راست هدايت ميكنى: شورى 52).

برخى گويند: مقصود از هدايت در آيه شريفه، اجبار بهدايت است، يعنى تو نمى‏توانى كسى را اجبار به هدايت كنى.

برخى گويند: يعنى هدايت شدن و حق پذيرى آنها بر عهده تو نيست.

وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ: ولى خداوند هر كه را بخواهد به لطفش هدايت ميكند و او به حال اشخاصى كه قابل هدايتند داناتر است و امور را بنحوى كه صلاح بندگان است تدبير ميكند.

برخى گويند: يعنى هر كه را بخواهد مجبور به ايمان ميكند.

وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى‏ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا: گفتند: اگر با تو پيرو هدايت شويم از سرزمين مكه و از اين حرم خارج مى‏شويم.

گويند: اين سخن از حرث بن نوفل بن عبد مناف است. زيرا به پيامبر خدا عرضه داشت: ميدانيم سخن تو حق است، ولى مى‏ترسيم اگر به تو ايمان آوريم عرب ما را از اين سرزمين خارج سازد و ما از عهده ايشان بر نمى‏آييم.

از اينرو خداوند در رد ايشان فرمود:

أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً: آيا مكه را پيش از اين حرم امن و امان قرار نداديم و ضرر و زيان مردم را از ايشان دور نكرديم تا با امنيت و آسايش در آن زندگى كنند؟ چگونه اكنون از زوال آن مى‏ترسند؟ آيا ما بر دفع شر دشمنان، قادر نيستيم؟ بلكه بايد بدانند كه در حال ايمان، بيشتر ايمنى دارند تا در حال كفر.

يُجْبى‏ إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا: ثمرات و محصولات سرزمينهاى ديگر كه رزقى است از جانب ما به سوى مكه آورده ميشود.

وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ: ولى بيشتر آنها به نعمتهاى ما عالم نيستند.

برخى گويند: يعنى بخدا علم ندارند و او را نمى‏پرستند تا بدانند كه چقدر ثواب از دستشان خارج شده است.

وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها: بسيارى از قريه‏ها را كه مردمش سپاس نعمتها را به جاى نياوردند و كبر ورزيدند هلاك كرديم.

مقصود اين است كه به آنها رزق و روزى فراوان داديم و آنها ناسپاسگزارى پيشه كردند و هلاكشان كرديم.

فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا: اين است خانه‏هاى عاد و ثمود و قوم لوط كه در نزديكى شماست و از سكنه خالى است و بعد از آنها فقط مدت كوتاهى مسكون بود.

سرزمين عاد در احقاف- ميان شام و يمن- و ديار ثمود در وادى القرى و شهر لوط در سدوم است و آنها در سفرهاى تجارتى از اين سرزمينها عبور ميكردند و آنها را ميديدند.

وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ: اكنون ما مالك سرزمينها و ديار و مساكن آنها شده‏ايم.

سپس به پيامبر خود مى‏فرمايد:

وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى‏ حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا: پروردگار تو قريه‏ها را هلاك نميكند تا اينكه در ام القرى يعنى مكه پيامبرى مبعوث گرداند.

برخى گويند: منظور از «امها» معظم قريه‏هاى دنياست.

يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا: پيامبرى كه حجت‏ها و دلائل روشن ما را براى ايشان بخواند.

وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى‏ إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ: ما قريه‏ها را هلاك نميكنيم، مگر اينكه مردمشان راه كفر و ستم و سركشى پيش گيرند.

سپس مردم را مخاطب ساخته، مى‏فرمايد:

وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ: آنچه به شما داده شده است، اسباب تمتع و زينت اين جهان است. اما آنچه پيش خداست، نعمتهاى آخرت است كه از اين نعمتها بهتر و باقى‏تر است. چرا فكر نميكنيد تا فرق ميان نعمت فانى و نعمت باقى را درك كنيد؟

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb