S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
جزء بیستم

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

 

[سوره القصص (28): آيات 83 تا 88]

تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ (83) مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (84) إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى‏ مَعادٍ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جاءَ بِالْهُدى‏ وَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ (85) وَ ما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى‏ إِلَيْكَ الْكِتابُ إِلاَّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ (86) وَ لا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آياتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ وَ ادْعُ إِلى‏ رَبِّكَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (87)

وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (88)

ترجمه:

آن خانه آخرت را براى كسانى قرار داده‏ايم كه در روى زمين اراده برترى و فساد ندارند و عاقبت نيكو براى پرهيزكاران است. كسى كه حسنه بياورد، براى او پاداشى است بهتر از آن و كسى كه سيئه بياورد، كسانى كه بدى كنند، جز كيفر كردارشان نمى‏بينند. آنكه اطاعت از دستور قرآن را بر تو واجب ساخته است ترا به مكه بر ميگرداند. بگو: خداى من به حال كسى كه هدايت آورده و كسى كه در گمراهى آشكار است، داناتر است. تو اى رسول، اميدوار نبودى كه خداوند قرآن بر تو نازل كند. جز اينكه رحمت پروردگارت شامل حالت شد، پس پشتيبان كافران نباش و بعد از آنكه قرآن بر تو نازل شد، كافران ترا از اطاعت آن باز ندارند و بسوى خدايت فرا بخوان و از مشركين نباش و با خدا خدايان ديگرى مخوان، جز او خدايى نيست.

هر چيزى هلاك است جز ذات خداوند. فرمان براى اوست و بسوى او برگردانده مى‏شويد.

شان نزول:

گويند: هنگامى كه پيامبر خدا در مهاجرت بمدينه، به جحفه رسيد، اشتياق مكه پيدا كرد. جبرئيل بحضورش آمده، عرض كرد: اشتياق وطن و زادگاه خود دارى؟

گفت: آرى. جبرئيل گفت: خداوند ميفرمايد: «إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى‏ مَعادٍ» و بتو وعده ميدهد كه ترا با پيروزى به مكه بر گرداند. پس اين آيه در جحفه نازل شده است و نه مكى است و نه مدنى. مكه را «معاد» گفته است بخاطر عود و بازگشت پيامبر به آنجا.

مقصود:

تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً:

بهشت را براى آن كسانى مقرر داشته‏ايم كه در روى زمين اراده ظلم و تكبر نسبت به بندگان ما ندارند و به معصيت، مصمم نيستند.

روايت شده است كه: على (ع) تنها به بازار مى‏رفت و گمشدگان را هدايت و ضعيف را كمك ميكرد و چون بمغازه‏داران مى‏رسيد، قرآن را ميگشود و اين آيه را «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً» براى آنها ميخواند و ميفرمود: اين آيه در باره زمامداران دادگر و قدرتمندان متواضع نازل شده است.

نيز روايت شده است كه فرمود: انسان از بند نعل خويش در شگفت مى‏ماند و داخل در اين آيه ميشود: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ ...» يعنى: هر كس به لباس خويش بر كسى تكبر كند، از آنهاست كه در روى زمين اراده برترى جويى دارند. «1»

كلبى گويد: مقصود از فساد در روى زمين اين است كه مردم را به پرستش غير خدا دعوت كند.

عكرمه گويد: مقصود اين است كه مالى را به ناحق بستاند.

وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ: سرانجام نيك، يعنى رستگارى بوسيله پاداش براى كسانى است كه از شرك و معصيت بپرهيزند.

برخى گويند: يعنى بهشت براى كسانى است كه بوسيله اداى فرائض و اجتناب معاصى از كيفر خدا بپرهيزند.

مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها: هر كه كار نيكو كند، پاداشش بهتر از آن است.

وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ:

كسانى كه مرتكب بدى شوند، تنها به اندازه گناهشان كيفر مى‏بينند. حال آنكه در مورد نيكى، خداوند از روى تفضل خويش پاداش بيشتر و بزرگتر ميدهد. بنا بر اين، آيه مورد بحث، نظير اين آيه است: «وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها» (كسانى كه مرتكب بدى شوند جز به اندازه بدى خود كيفر نمى‏بيند: انعام 160).

إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى‏ مَعادٍ: آنكه بر تو واجب كرده است كه مطابق دستورات قرآن عمل كنى ترا به مكه بر ميگرداند. اين معنى از ابن- عباس و مجاهد و جبائى است. بنا بر اين در آيه، دلالت است بر صحت نبوت. زيرا بدون، هيچ شرط و استثنايى خبر داده است كه پيامبر خدا بمكه باز مى‏گردد و همين طور هم شد.

قتيبى گويد: معاد انسان وطن اوست. زيرا انسان بهر كجا رود سرانجام به وطن خود مى‏آيد.

برخى گويند: منظور اين است كه خداوند ترا به مردن مى‏رساند و برخى گويند: يعنى ترا به قيامت مى‏رساند. برخى گويند: يعنى ترا به بهشت مى‏رساند.

منظور اين است كه خدا ترا ميميراند و مبعوث ميكند و داخل بهشت مى‏كند.

اما ظاهر اين است كه مقصود، عود و بازگشت به مكه است. زيرا عود بمعنى بازگشت است نه به معنى رفتن. بديهى است كه بازگشتن در باره جايى گفته مى‏شود كه انسان از آنجا آمده باشد. و چون پيامبر خدا از مكه آمده است بازگشت او بمكه درست است. در عين حال در مورد بهشت هم عود و بازگشت صحيح است (چنان كه بروز قيامت هم معاد گفته مى‏شود) زيرا قرآن در مورد كفار مى‏گويد: «ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ» (آن گاه بازگشت آنها بسوى جهنم است: صافات 68) اكنون به بيان مطلب ديگرى پرداخته، مى‏فرمايد:

قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جاءَ بِالْهُدى‏ وَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ: اى رسول، به آنها بگو: خداى من داناتر است كه چه كسى سزاوار پاداش و چه كسى گمراه است.

يعنى خدا بهتر از همه مؤمن و كافر را مى‏شناسد و اساساً مقصود اين است كه خدا بهتر ميداند كه من كتاب هدايت را از جانب او آورده‏ام و شما دچار ضلالت هستيد و بزودى مرا بر شما غالب خواهد كرد.

سپس بذكر نعمتهاى الهى پرداخته، مى‏فرمايد:

وَ ما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى‏ إِلَيْكَ الْكِتابُ: اى محمد، تو در گذشته اميدوار نبودى كه خداوند بر تو وحى كند و ترا به وسيله وحى شرافت و عظمت بخشد.

إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ: لكن خداوند ترا مورد رحمت و عنايت خود قرار داد و لباس پر افتخار رسالت را بر اندام تو پوشانيد و خير ترا خواست. بهمين ترتيب باز هم لطف و مرحمت خود را از تو دريغ نميدارد و ترا بمكه باز ميگرداند. قدر اين نعمتها را بدان.

برخى گويند: يعنى تو اميد نداشتى كه كتابهاى گذشتگان را فرا بگيرى و داستانهاى آنها را بدون اينكه با آنها باشى بدانى و بر اهل مكه بخوانى. چنان كه مى‏فرمايد: «وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا» يعنى داستان مردم مدين را براى اهل مكه بيان مى‏كنى، با اينكه تو در مدين نبوده‏اى. و نيز ميفرمايد: «وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ ...» تو در كناره غربى كوه طور نبودى. مع الوصف داستان موسى را براى اهل مكه مى‏گويى. اينها همه ناشى از مراحم الهى است در باره تو.

فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ: به شكرانه اين نعمتها پشتيبان كافران مباش.

از اين آيه استفاده ميشود كه بايد با اهل باطل به دشمنى برخاست. اگر چه در اين آيه و آيه بعد، مخاطب شخص پيامبر است، اما اين خطاب خصوصيتى ندارد و شامل ديگران هم ميشود. از ابن عباس روايت شده است كه تمام قرآن از باب «اياك اعنى و اسمعى يا جاره» (خطابم به تست ولى ديگرى بايد بشنود) مى‏باشد.

وَ لا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آياتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ: مبادا اين كافران ترا از پيروى قرآن و احكام و دستورات آن كه براى تعظيم شأن و مقام تو نازل شده است باز دارند.

وَ ادْعُ إِلى‏ رَبِّكَ: مردم را به اطاعت و توحيد خدايت فراخوان. خدايى كه ترا آفريد و بتو نعمتها بخشيد.

وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ: به مشركين مايل نباش و به راه آنها خشنود مشو و احدى از آنها را دوست مدار.

وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ: با خداى يكتا خداى ديگرى مخوان و حوائج خود را از غير او مخواه.

لا إِلهَ إِلَّا هُوَ: جز ذات يگانه و بيهمتاى او شريكى نيست.

كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ: همه چيز فنا پذير و تباه شدنى است، جز ذات خداوند.

اين تعبير نظير: «وجه الراى» و «وجه الطريق» است، اولى يعنى خود راى و دومى يعنى خود راه. بنا بر اين «وجه خدا» يعنى خود خدا. لذا مجاهد «إِلَّا وَجْهَهُ» را به معنى «الا هو» دانسته است.

اين آيه دلالت دارد بر اينكه اجسام فانى مى‏شوند و بر ميگردند: چنان كه عقيده بزرگان در باره فنا و بازگشت همين است. «2»

برخى گويند: يعنى همه چيز تباه ميشود، مگر آنچه براى خدا انجام بگيرد و متوجه او باشد كه ثواب آن از بين نميرود. چنان كه شاعر مى‏گويد:

استغفر اللَّه ذنبا لست محصيه             رب العباد اليه الوجه و العمل‏

به پيشگاه خدا براى گناهى استغفار ميكنم كه شمارنده آن نيستم، خداى بندگان كه وجه كردار خود را متوجه او مى‏سازم.

بنا بر اين منظور از «وجه خدا» عملى است كه متوجه خداست.

لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ: در جهان آفرينش، قضاء و حكم قطعى و نافذ از آن خداست و سرانجام بسوى او بازگردانده مى‏شويد تا جزاى اعمال خود را ببينيد.

برخى گويند: يعنى حكم ميان مردم در عالم آخرت بدست اوست نه غير او.

نظم آيات:

آيه «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ ...» به سابق متصل است. يعنى همانطورى كه آنها را هلاك كرد تا از نعمتهاى دنيا محروم شوند، آنها را از نعمتهاى آخرت محروم مى‏سازد.

اما وجه اتصال آيه «إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ ...» به گذشته اين است كه اگر معاد به قيامت حمل شود، به آيه «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ ...» مربوط است و اگر معاد به مكه حمل شود بداستان بازگشت موسى به دامن مادر مربوط است. همانطورى كه موسى با شرافت نبوت بمادر بازگشت، پيامبر اسلام هم بوعده خدا با شرافت بزرگ رسالت به مكه باز ميگردد. اين وعده را خداوند عملى كرد. هم چنان كه وعده مادر موسى را عملى كرد. پس مقصود اين است كه كسى كه قرآن را بر تو نازل كرده است، اين وعده را هم عملى مى‏سازد.

آيه «قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جاءَ بِالْهُدى‏ ..» مربوط به سابق است از لحاظ اينكه دلالت دارد بر اينكه پيامبر بمردم بگويد كه خداوند براست و دروغ داناتر است.

__________________________________________________

(1)- مطابق دلايلى كه در دست است قصد و تصميم بدى و فساد و علاقه بگناه و اهل گناه، هم مؤاخذه و عقاب دارد و لو اينكه عملى هم انجام نگيرد. بديهى است كه داشتن قصد و تصميم و علاقه، انسان را به خود عمل هم مى‏كشاند. الا اينكه مانعى و رادعى او را از انجام آنچه مورد علاقه‏اش هست يا تصميم انجام آن دارد، باز دارد. خود قرآن مى‏گويد: «إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ» آنچه در دل داريد چه ظاهر كنيد و چه ظاهر نكنيد براى شما محاسبه دارد. در روايت هم آمده است:

«الراضى بفعل قوم كالداخل فيه معهم»

كسى كه به عمل جمعى راضى باشد، مثل اين است در انجام آن فعل با آنها شريك و همراه است. على هذا آن رواياتى كه در باره عفو از قصد خالص وارد شده است در مورد كسى است كه از قصد خود يا از رضاى خود منصرف و پشيمان گردد.

(2)- اگر مقصود اين است كه اجسام بتمامها فانى مى‏شوند و بعد بر ميگردند، اين همان اعاده معدوم و ممتنع است و اگر مقصود اين است كه صورتى از بين مى‏رود و ماده محفوظ است و بعد مجدداً همان صورت حادث مى‏شود، اين مطلب صحيح است. مثل اينكه آب ابتدا بخار شود و پس از بخار شدن دوباره آب گردد.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb