S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
جزء بیست و ششم

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
 http://dl.3noqte.com/pictures/albums/goonagoon/qoran/Qoran-quran%20%2819).jpg
 
 
 
 
 
سوره احقاف‏

اين سوره بنا بگفته ابن عبّاس و قتاده در مكّه نازل شده است، غير از يك آيه از آن، كه: در مدينه نازل شده است، و آن آيه اينست «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ...» «1» كه درباره عبد اللَّه بن سلام است.

تعداد آيات:

در قرائت كوفيّين تعداد آيات اين سوره سى و پنج آيه است، و بنا به قرائت بقيّه سى و چهار آيه است.

مورد اختلاف:

حم از نظر كوفيون آيه است.

فضيلت اين سوره:

ابى بن كعب از پيامبر خدا «ص» روايت ميكند كه فرمودند:

 «هر كس سوره احقاف را بخواند بتعداد هر دانه شنى كه در دنيا وجود دارد ده حسنه باو پاداش خواهند داد، و از او ده سيّئه محو نموده‏ ده درجه باو خواهند داد».

از حضرت صادق (ع) روايت شده است كه فرمودند.

 «هر كس در هر شب يا هر جمعه سوره احقاف بخواند خداوند در دنيا او را نترساند و از هوس و هراس روز قيامت امانش خواهد داد».

توضيح درباره سوره:

پس از آنكه خداوند سوره قبلى را با يادى از توحيد، و مذمت اهل شرك و وعده‏هاى عذاب نسبت بآنان ختم فرمود، اين سوره را نيز اوّل با توحيد و سپس با وعده‏هاى عذاب نسبت به گناهكاران شروع كرده فرمود:


سوره احقاف- آيات 1- 5

 [سوره الأحقاف (46): آيات 1 تا 5]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

حم (1) تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (2) ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ الَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ (3) قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ (4)

وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ (5)

ترجمه آيات:

بنام خداوند رحمان و رحيم 1- حم.

2- اين قرآن از جانب خداوند پيروز فرزانه نازل شده است.

3- آسمانها و زمين و موجودات آنها را جز بر حقّ و با مدّتى تعيين شده نيافريده‏ايم، و آنها كه كافر شده‏اند به چيزهايى كه با آن پند داده شده‏اند از اندرز گرفتن رويگردانند.

4- آيا اين معبودهايى را كه بجز خدا ميپرستيد، ميتوانيد به من نشان بدهيد كه از زمين چه چيز را آفريده‏اند؟ يا آنكه در آفرينش آسمانها شركتى داشته‏اند؟ اگر راست مى‏گوييد اگر پيش از قرآن كتابى يا علمى و اثرى در اين باره هست براى من بياوريد؟.

5- و چه كسى گمراه‏تر است از آن كس كه بغير از خدا چيزى را ميپرستد آن بتها كه تا روز قيامت هم به پرستش كننده خود پاسخى نخواهند داد و اصلا متوجّه نيستند كه كسى از آنان درخواستى دارد يا نه.

 (پنج آيه است)

قرائت آيات:

حضرت على (ع) و ابو عبد الرّحمن سلمى‏

 «او أثرة»

بسكون ث بدون الف قرائت نموده‏اند، و در قرائت ابن عبّاس اختلاف است و عكرمه و قتاده «او اثرة» بفتح همزه و ث خوانده‏اند، و قرائت مشهور بين قرّاء «او اثارة» با الف است.

دليل قرائت:

ابن جنى گفته است: اثرة و آثارة عبارتست از باقيمانده چيزى و آن چيزى است كه باقى بماند، همانگونه كه ميگويند «اثر الحديث يأثره اثر او أثرة» يعنى: حديث را بر جاى گذاشت، و نيز گويند: «هل عندك من هذا اثرة و آثارة اى اثر؟» يعنى آيا در اين باره چيزى كه مانده باشد دارى؟ و از اين باب است «سيف مأثور» يعنى بر اين شمشير اثر صنعت و طرز كار صنعت گر وجود دارد.

و امّا «اثرة» با ثاء ساكن از معنى در اين تركيب رساتر است، زيرا «اثرة» وزن «فعلة» است كه دلالت بر وحدت از اين اصل دارد، و مثل آن ميماند كه گفته باشد اگر راست مى‏گوييد: در اين باره براى من حتّى يك خبر هم كه شده بياوريد، يا يك نقل شاذ و نادرى بياوريد.

يعنى: من در استدلال شما حتّى بر يك خبر ناچيز هم اكتفاء ميكنم.

معنى آيات:

 (حم تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ) تفسير اين قسمت قبلا «2» گذشت.

 (ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ) يعنى: آسمانها و زمين را بيهوده و باطل نيافريده‏ايم، بلكه اينها را براى آن آفريده‏ايم كه ساكنان آن را با پذيرفتن امر و نهى بعبادت واداريم، و آنان را در معرض ثواب و انواع نعمتها قرار داده در آخرت آنان را بسزاى اعمالشان برسانيم.

 (وَ أَجَلٍ مُسَمًّى) و اين مدّت ناميده عبارتست از روز قيامت زيرا اين روز مدّتى است كه نزد پروردگار عالم تعيين شده است، ولى از نظر بندگان پنهان است، و هر گاه جهان باين روز پايان يافت همه چيز تمام شده قيامت بر پا خواهد شد، بعضى گفته‏اند يعنى اين اجل براى فرشتگان و در لوح محفوظ تعيين شده است.

 (وَ الَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ) يعنى كافران كه از روز قيامت و كيفر اعمال خود ترسانده شده‏اند از تفكّر در اين باره رويگردانند.

 (قل) به اينها كه بخدا كافر شده‏اند بگو:

 (أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ) آيا آنها كه بغير از خدا از اين بتان‏ ميپرستيد.

 (أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ؟) از زمين چه چيز آفريده‏اند تا با اين آفرينش شايسته پرستش و سپاسگزارى شوند؟

 (أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ) يعنى آيا در آفرينش آسمانها شركتى داشته‏اند؟ تقدير آيه چنين خواهد شد: «ام لهم شرك و نصيب فى خلق السّماوات» سپس ميفرمايد بآنان بگو:

 (ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا) يعنى اگر قبل از اين قرآن خداوند كتابى نازل فرموده است كه دلالت داشته باشد، بر صحّت گفتارتان آن را بياوريد.

 (أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ) يعنى: آيا اثرى از كتابهاى پيشينيان در دست داريد كه از آن فهميده شود كه اين بتها شريكان خدا هستند؟

 (إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) مجاهد گويد: يعنى اگر در گفتار خود راستگو هستيد.

عكرمه و مقاتل گفته‏اند: «أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ» يعنى: خبرى از پيامبران.

از ابن عبّاس نقل شده «اثارة» بمعنى خط است يعنى آيا كتابى كه نوشته شده باشد داريد؟

از قتاده نقل شده است يعنى: آيا علم ويژه‏اى كه مخصوص شما داده شده باشد در اين باره داريد؟

يعنى: يكى از اين سه دليل را بياوريد: 1- دليل عقل 2- كتاب 3- خبر شايع و متواتر، و اينك كه نميتوانند هيچكدام از اين سه دليل، را بياورند بنا بر اين بطلان ادّعاى آنان روشن ميشود.

 (وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ) يعنى: چه كسى از راه راست گمراه‏تر است از كسى كه غير از خدا چيزهايى را ميخواند، كه اگر تا روز قيامت از او درخواست كند باو پاسخى نداده بفريادش نخواهد رسيد، و مراد آنست كه هيچگاه باو پاسخ نخواهد داد.

 (وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ) يعنى: آن بتها كه بت پرستان ميخوانند آنها اصلا دعاى آنان را نشنيده از آن آگاه نيستند، و علّت اينكه ضمير و او و نون در «غافلون» براى بتان آورده است، آنست كه چون فعل غفلت را كه مربوط بعقلاء است به آنها نسبت داده است، مثل آيه: «رَأَيْتُهُمْ، لِي ساجِدِينَ» كه ضمير ياء و نون در ساجدين براى ماه و خورشيد و ستارگان آورده است، چون سجده كار عقلاء است.


سوره احقاف- آيات 6- 10

 [سوره الأحقاف (46): آيات 6 تا 10]

وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرِينَ (6) وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ هذا سِحْرٌ مُبِينٌ (7) أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ كَفى‏ بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (8) قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُبِينٌ (9) قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى‏ مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (10)

ترجمه آيات:

6- آن روز كه مردم محشور خواهند شد بتان دشمنان آنان خواهند بود، و بپرستش آنان كافر ميشوند.

7- و هر گاه آيات روشن ما بر آنان خوانده ميشود، آنان كه بهنگام آمدن حقّ نسبت بآن كافر شدند گفتند: اين سحرى است آشكار.

8- يا آنكه ميگويند: قرآن را بدروغى بخدا نسبت ميدهد بگو: اگر من قرآن را بدروغ بخدا نسبت ميدهم، شما نميتوانيد عذاب الهى را از من دور كنيد، خدا داناتر است نسبت بآنچه شما مى‏گوييد، خداوند كافى است كه گواه باشد ميان من و شما، و او است آمرزنده و مهربان.

9- بگو من اوّلين رسول الهى نيستم، و نميدانم بر سر من و شما چه خواهد آمد؟ من جز آنچه كه وحى ميشود از چيزى پيروى نميكنم، و من جز بيم دهنده‏اى آشكار نيستم.

10- بگو آيا اگر قرآن از سوى خدا باشد در حالى كه شما بآن كافر شده‏ايد و گواهى از بنى اسرائيل بر مثل آن شهادت داده باشد و بآن ايمان، آورده باشد، و شما تكبّر ورزيد چه خواهد شد؟ خدا مردم ستمگر را هدايت نخواهد فرمود.

 (پنج آيه است)

لغات آيات:

آياتنا- آيه عبارتست از چيزى كه انسان را به مطلبى شگفت آور راهنمايى كند، شاعر گفته است:

          «بآية تقدمون الخيل ذورا             كأنّ على سنابكها مداما»

 تفيضون- گفته ميشود: «افاض القوم فى الحديث» هنگامى كه در گفتارى غور كنند، و اصل افاضه بمعنى دفع است، و «افاضوا من عرفات» يعنى: از عرفات براه افتادند، و حديث مفاض و مستفاض و مستفيض يعنى حديث جارى و شايع.

بدعا- بدع و بديع بيك معنى است و هو بدع من قوم يعنى اوّلين فرد از آن قوم، عدى بن زيد شاعر عرب گويد:

          «فلا انا بدع من حوادث تعترى             رجالا عرت من بعد بؤس و اسعد»

 كه شاهد در بدع است كه در اين شعر بمعنى اوّلين آمده است.


شأن نزول آيه:

گفته شده است آيه دهم درباره عبد اللَّه بن سلام نازل شده است، و او است شاهد از بنى اسرائيل كه خدمت پيامبر اسلام (ص) آمده و اسلام آورده و گفته است: يا رسول اللَّه! درباره من از يهوديان بپرس خواهند گفت: او از همه ما داناتر است، هر گاه چنين گفتند، من به آنان خواهم گفت كه:

تورات بر نبوّت تو دلالت ميكند، و صفات تو در تورات به روشنى آمده است، پس از آنكه حضرت از آنان پرسيد گفتند: عبد اللَّه از ما داناتر است، ولى پس از آنكه عبد اللَّه بن سلام اظهار اسلام كرد او را تكذيب نمودند.

معنى آيات:

سپس خداوند بزرگ ياد آورى ميكند كه هر گاه قيامت بر پا شد بتهايى كه آنها را ميپرستيدند دشمن آنان ميشوند، و سپس فرمود:

 (وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً) و بهمين معنى است اين آيه: «وَ يَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا» «3».

 (وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرِينَ) يعنى: اين بتها كه ميپرستيدندشان خداوند بزبانشان ميآورد و انكار ميكنند كه آنان را بعبادت خود دعوت كرده باشند، و منكر عبادت كفّار ميشوند، آن گاه خداوند به توصيف آنان پرداخته ميفرمايد:

 (وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ) يعنى: هنگامى كه قرآن و معجزاتى كه بدست پيامبر (ص) ظاهر شد براى آنان آمد.

 (هذا سِحْرٌ مُبِينٌ) گفتند: اين سحرى آشكار و نيرنگى لطيف، و خدعه‏اى روشن است.

 (أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ) ميگويند قرآن را بدروغ بخدا نسبت ميدهد؟ اى محمّد بآنان بگو اگر من قرآن را بدروغ بخدا نسبت ميدهم و قرآن را بگمان شما خودم ساخته‏ام.

 (فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً) يعنى: اگر آن طور كه شما خيال ميكنيد من ساحر و مفترى هستم، اگر خدا بخواهد بخاطر افترايى كه بر او بسته‏ام مرا عذاب كند شماها نميتوانيد عذاب الهى را از من دور كنيد.

منظور آنست كه من چگونه بخاطر شماها بخدا افتراء مى‏بندم در حالى كه اگر باو افتراء بستم شما نخواهيد توانست عذاب او را از من دفع كنيد.

 (هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ) يعنى خداوند داناتر است نسبت به آنچه كه درباره قرآن مى‏گوييد، و دروغهايى كه در آن غور ميكنيد و مى‏گوييد كه قرآن سحر است.

 (كَفى‏ بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ) خداوند شاهد است بين من و شما كه قرآن از سوى او آمده است.

 (وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ) يعنى: خداوند بخشنده و مهربان است و لذا است كه عذاب شما را بتأخير مى‏اندازد.

زجاج گويد: اين قسمت دلالت دارد بر اينكه پيامبر خدا (ص) آنان را دعوت بتوبه ميفرموده است، يعنى هر كس كه يكى از گناهان كبيره را مرتكب شود مانند اينكه شما مرتكب شديد كه بخدا و من افتراء بسته‏ايد و سپس توبه كند خداوند نسبت باو بخشنده و مهربان است.

 (قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ) بقول ابن عبّاس و مجاهد و قتاده- يعنى: اى محمّد! تو اوّلين پيامبرى نيستى كه مبعوث برسالت شده است و بدع ابتداى هر چيزى را گويند.

 (وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ) يعنى: نميدانم آيا من مى‏ميرم، يا كشته ميشوم، و اى تكذيب كنندگان نميدانم آيا شما از آسمان سنگ به سرتان خواهد باريد، يا آنكه در زمين فرو خواهيد رفت يا آنچه بر سر امّتهاى تكذيب كننده مى‏آمده است بر سر شما نمى‏آيد.

حسن و سدى گويند: حضرت ميداند كه خودش بهشت خواهد رفت و تكذيب كنندگانش جهنّم خواهند رفت.

از ابى مسلم نقل شده است يعنى: من بغير از رسالت ادّعايى ندارم و ادّعاى علم غيب هم نميكنم، و ادّعا نميكنم كه ميدانم خدا چه بر سر من و شما ميآورد كه ما را ميكشد، يا زنده ميگذارد، و سودى بما ميرساند يا زيانى خواهد رسانيد، تنها اين را ميدانم كه براى من وحى ميآيد.

و ضحّاك گويد: يعنى: من نميدانم چه دستورى بمن خواهند داد، و نيز شما بچه چيز امر خواهيد شد.

و بعضى گفته‏اند: من نميدانم آيا در مهلكه خواهم ماند يا از آن بيرون خواهم رفت، و بمن دستور خواهند داد كه از مكّه بيرون رفته بشهر و ديار ديگرى روى آرم؟

و نيز نميدانم آيا من مأمور خواهم شد كه با شما بجنگم، يا از جنگ با شما خود دارى كنم؟ و آيا عذاب بر شما نازل خواهد شد يا نه؟

 (إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى‏ إِلَيَّ) يعنى: در مورد جنگ يا صلح با شما، يا امر و نهى در مورد شما جز از فرمان وحى پيروى نخواهم كرد.

 (وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ) يعنى: من بيم دهنده‏اى آشكارم نسبت بشما (قُلْ أَ رَأَيْتُمْ) يعنى: اى محمّد! بآنان بگو بمن خبر دهيد چه مى‏گوييد (إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ) يعنى: اگر اين قرآن كه از طرف خدا نازل شده است، و اين پيامبر فرستاده او است.

 (وَ كَفَرْتُمْ) يعنى: اى مشركين به قرآن و رسالت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله كافر شديد.

 (وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ) يعنى: عبد اللَّه بن سلام از بنى اسرائيل كه برسالت حضرت محمّد (ص) شهادت داد.

 (عَلى‏ مِثْلِهِ) يعنى: شاهدى از بنى اسرائيل شهادت داد كه قرآن از طرف خدا است، و از مسروق روايت شده است يعنى: گواهى از بنى اسرا- ئيل طبق تورات شهادت ميدهد.

و بعضى هم گفته‏اند: موسى شهادت بر تورات ميدهد، همانگونه كه پيامبر اسلام (ص) بر قرآن شهادت ميدهد، زيرا سوره مكّى است و عبد اللَّه ابن سلام در مدينه اسلام آورده است.

 (فَآمَنَ) يعنى: شاهد ايمان آورد.

 (وَ اسْتَكْبَرْتُمْ) يعنى: در حالى كه شما در ايمان آوردن به او تكبّر ميورزيد و جواب شرط «إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» محذوف است و تقديرش چنين است:

 «الستم من الظّالمين؟».

 «يعنى اگر براستى قرآن از جانب خدا است و گواهانى هم بر حقّانيت آن شهادت ميدهند آيا شما كه بآن كافر ميشويد جزء ستمكاران نيستيد؟» و دلالت ميكند بر اين تقدير:

 (إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ) و بقول حسن جواب شرط چنين است «فمن اضلّ منكم» و بعضى هم گفته‏اند: جواب شرط چنين است:

 «أ فتؤمنون؟»

__________________________________________________

 (1) آيه 10 از اين سوره است.

 (2) رجوع شود باوّل سوره جاثيه و اوّل سوره فصّلت و اوّل سوره غافر.

 (3) سوره مريم 19 آيه 82.

 
 

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb