S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
جزء بیست و ششم

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
 http://dl.3noqte.com/pictures/albums/goonagoon/qoran/Qoran-quran%20%2816).jpg
 
 
 
 
 
 [سوره الأحقاف (46): آيات 31 تا 35]

يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ (31) وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ (32) أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى‏ أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى‏ بَلى‏ إِنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ (33) وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى‏ وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ (34) فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ (35)

ترجمه آيات:

31- اى قوم ما بدعوت داعى الهى پاسخ دهيد، و به او ايمان آوريد كه گناهان شما را خواهد بخشيد، و از عذاب دردناك پناه مى‏دهد.

32- و هر كس كه به دعوت كننده الهى پاسخ ندهد در روى زمين كسى را عاجز نمى‏كند، و بجز خدا سرپرستانى ندارد، و اينان در گمراهى آشكار هستند.

33- آيا نمى‏بينند آن خدايى كه آسمانها و زمين را آفريده است، و از آفرينش آنها عاجز نيست مى‏تواند مردگان را زنده كند؟ آرى او بر هر كارى قدرت دارد.

34- و آن روز كه كافران بر آتش دوزخ عرضه خواهند شد، آيا جهنّم بر حق نيست؟ گويند: آرى بخداوندگارمان سوگند، گويند: پس عذاب را بخاطر آنكه كافر شده‏ايد بچشيد.

35- و صبر كن آن گونه كه پيامبران مرسل صبر كردند، و در باره آنان شتاب مكن، گويا آنچه را كه به آنان وعده داده‏اند مشاهده مى‏كنند.

درنگ ننمودند بجز ساعتى از روز، و اين تبليغى است، آيا بجز مردمان فاسق كسى به هلاكت خواهد رسيد؟

قرائت آيات:

يعقوب به تنهايى در آيه 33 يقدر با ياء قرائت كرده است، و اين طرز قرائت مربوط به جدّش عبد اللَّه بن أبى اسحاق حضرمى و عاصم جحدرى و مالك بن دينار است.


امّا بقيّه قرّاء (بقادر) خوانده‏اند.

و در آيه 35 جزء قرائت‏هاى نادره در قرائت حسن و عيسى ثقفى (بلاغا) به نصب آمده است.

و نيز در قرائت ابن محيصن آمده است (فهل يهلك) به فتح ياء.

دليل قرائت:

ابو على گويد: اينكه قرّاء خوانده‏اند: (أ و لم يروا أن اللَّه الذى خلق السماوات و الأرض) تا (بقادر) از باب حمل بر معنى است، و علّت آنكه باء بر (قادر) وارد شده است آن است كه آيه به اين معنى است: (أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ) «1».

و از لحاظ حمل بر معنى مثل اين مورد است قول شاعر كه گفته است:

         بادت و غيّر آيهنّ مع البلى             الّا رواكد جمرهنّ هباء «2».

و سپس شاعر گويد: (و مشجّج أمّا سواء قذاله) زيرا چون جمله (غيّر مع البلى الّا رواكد) بمعنى بها رواكد است مصرع بعدى (مشجج) بر آن عطف شده است.

و بر همين منوال است آيه (يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ) كه به دنبال آن مى‏فرمايد: (وَ حُورٌ عِينٌ) زيرا يطاف عليهم بكذا در معنى لهم فيها كذا است. «3»

و نيز گفته‏اند: (إنّ أحدا لا يقول ذلك إلّا زيد) و كلمه أحدا در جمله موجب آمده است زيرا جمله در معنى نفى است.

و در آيه 35 هر كس (بلاغا) به نصب خوانده است بنا بر تقدير فعلى است مضمر اى (بلّغوا بلاغا) همانگونه كه رفع نيز بنا بر تقدير مبتداى مضمرى است اى (هو بلاغ) يا (هذا بلاغ).

و ابو مجلز (بلّغ) بصيغه امر قرائت كرده است «4».

معنى آيات:

آن گاه خداوند تمامى خبر جن را نقل كرده مى‏فرمايد:

 «يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ» منظورشان حضرت محمّد (ص) كه آنان را به يكتا پرستى و دور انداختن خدايان دروغين دعوت فرموده است.

 «وَ آمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ» يعنى: به خدا ايمان آوريد كه اگر به خدا و رسول ايمان آوريد گناهان شما را خواهد بخشيد.

 «وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ» يعنى: شما را از عذابى دردناك رها مى‏سازد.

علىّ بن ابراهيم گويد: جنّيان خدمت رسول خدا (ص) آمدند و به او ايمان آوردند، و حضرت رسول (ص) احكام اسلام را به آنان تعليم فرمود، و خدا سوره جن را نازل كرد (قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ ...) و هميشه به خدمت حضرت پناه مى‏آوردند، و از اينجا معلوم مى‏شود كه حضرت محمّد (ص) همانگونه كه مبعوث بر انسانها بوده است مبعوث بر جنّيان هم بوده است، و خداوند پيش از آن حضرت هيچ پيامبرى را بر انس و جن مبعوث نفرموده است.


 «وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ» يعنى: كسى كه به پيامبر خدا (ص) ايمان نياورد نمى‏تواند خدا را عاجز نمايد و از چنگ او فرار كند.

 «وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ» يعنى: و يارانى كه او را از عذاب خدا حفظ كند ندارد، و مى‏توان گفت كه اين قسمت از آيه از كلام الهى است كه ابتداء بيان شده است.

 «أُولئِكَ» يعنى: آنان كه به دعوت رسول خدا (ص) پاسخ مثبت نميدهند.

 «فِي ضَلالٍ مُبِينٍ» در گمراهى آشكارى هستند.

آن گاه خداوند با اشاره به قدرتش بر زنده نمودن اموات و بازگشت دوباره مى‏فرمايد:

 «أَ وَ لَمْ يَرَوْا» يعنى: آيا نمى‏دانند.

 «أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» آن خدايى كه آسمانها و زمين را به وجود آورده.

 «وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ» و در آفرينش آنها هيچ نوع خستگى و رنجى نديد، و از آفرينش آنها هم عاجز نبود، گفته مى‏شود: (عيى فلان بأمره) يعنى: فلانى راه بكار خود نبرد، و نتوانست آن را انجام دهد.

 «بِقادِرٍ» باء در آن زائده است، و محل قادر رفع است كه خبر آن باشد.

 «عَلى‏ أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى‏» يعنى كسى كه از آفرينش آسمان و زمين عاجز نبوده ميتواند مرده را زنده كند، يعنى: آفرينش آسمانها و زمين از زنده كردن مردگان شگفت‏آورتر است.

 «بَلى‏» آرى او قدرت دارد.

 «إِنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ» و بر هر كارى توانا است، و سپس بدنبال آن از عذابهاى آخرت ياد كرده مى‏فرمايد:

 «وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ» يعنى: روزى كه كافران بر آتش دوزخ عرضه مى‏شوند بطريقه استدلال به آنان گفته مى‏شود آيا اين عذاب كه بعنوان مجازات در انتظار شما است حق نيست و آيا قبول داريد كه هيچ ظلمى نسبت به شما نشده است؟

 «قالُوا بَلى‏ وَ رَبِّنا» يعنى: در پاسخ اعتراف به استحقاق خويشتن نموده سوگند ياد كرده خواهند گفت: آرى سوگند به پروردگارمان كه اين مجازات حق ما است، هر چند كه قبلا منكر بودند.

 «قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ» يعنى: بخاطر كفرتان در دنيا و انكارى كه مى‏كرديد اينك عذاب خدا را بچشيد، و آن گاه به پيامبرش مى‏فرمايد:

 «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» يعنى: اى محمّد همانگونه كه پيامبران مرسل صبر نمودند تو نيز بر آزار اين كافران و نپذيرفتن دعوتت صبر كن.

از ابن زيد و جبائى و جماعتى آمده است كه (من) در اين آيه براى تبيين جنس است، يعنى: (اولوا العزم كه عبارتند از رسولان) همانگونه كه در (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ)، و بنا بر اين قول بايد گفت كه: تمامى پيامبران اولوا العزم هستند، زيرا همگى عزم نموده‏اند بر اداء رسالت و تحمّل مشكلات آن.

و بيشتر مفسّرين گفته‏اند: حرف (من) در اين آيه براى تبعيض است كه قهرا معنى اين است كه بعضى از رسولان اولوا العزم هستند، و از ظاهر روايات اصحاب اماميّه نيز همين بر مى‏آيد.

مفسّرين در اولوا العزم اختلاف نموده‏اند:

1- ابن عبّاس و قتاده- و مروى از حضرت باقر و حضرت صادق (ع) نيز هست- گفته‏اند: اولوا العزم از رسل كسانى هستند كه شريعتى جديد آورده‏اند كه شريعت پيامبر پيش از خود را نسخ كرده است و اين دسته از پيامبران پنج نفرند كه اول آنان حضرت نوح و سپس ابراهيم و سپس موسى و سپس عيسى و آن گاه محمّد (ص) است، كه در روايت امام صادق (ع) مى‏فرمايد: (و اينان انبيايند و ديگر پيامبران بر مدار اينان مى‏چرخند).

2- مقاتل گويد: پيامبران اولوا العزم شش نفرند 1- نوح كه بر آزار قومش صبر نمود 2- ابراهيم كه بر آتش صبر كرد 3- اسحاق كه بر سر بريدن صبر نمود 4- يعقوب كه بر گمشدن يوسف و كورى چشم صبر نمود 5- يوسف كه در چاه و زندان صبر نمود 6- ايّوب كه بر ناراحتى و بيمارى صبر كرد.

3- سدى و كلبى گويند: پيامبران اولوا العزم آنان هستند كه مأمور به جهاد بوده‏اند و اظهار مكاشفه نموده‏اند و در مسير گسترش دين مبارزه كرده‏اند.

4- أبى العالية گويد: پيامبران اولوا العزم ابراهيم و هود و نوح و حضرت محمّد (ص) مى‏باشند.

و عزم عبارت است از: حتم و وجوب و پيامبران صاحب عزم آن دسته از پيامبران هستند كه قوانين اديان را آورده‏اند و آنها را بر مردم واجب نموده‏اند كه به آنها حتما عمل كنند و قوانين و راه و روشهاى ديگر را دور اندازند.

 «وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ» يعنى: خيلى براى عذاب آنان عجله نداشته باش، زيرا به زودى اينان گرفتار عذاب خواهند شد، و عذابى حتما خواهد آمد مانند آن است كه آمده است.

 «كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ» يعنى: روزى كه عذاب آخرت را مى‏بينند گويى.

 «لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ» در دنيا درنگ نداشته‏اند مگر يك ساعت از روزى، يعنى: هنگامى كه عذاب الهى را ديدند، مدت اقامتشان در دنيا و در عالم برزخ براى آنان مانند يك ساعت از يك روز و برهه‏اى از زمان جلوه مى‏كند زيرا زمان گذشته هر چند كه طولانى بوده است مثل آن است كه اصلا نبوده است.

 «بَلاغٌ» يعنى: اين قرآن و بياناتى كه در آن آمده است پيامى است از سوى خدا براى شما، و بلاغ بمعنى تبليغ است، و قولى هم هست كه يعنى:

اين مدّت اقامت بلاغ است.

 «فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ» يعنى: عذاب الهى جز بر عصيانگران كه از فرمان الهى خارج هستند واقع نخواهد شد.

قتاده گفته است يعنى: هلاك نمى‏شوند مگر مشركين كه با اسلام جنگيده‏اند يا منافقين كه به زبانش تصديق نموده و در عمل مخالفت ورزيده است.

زجاج گويد: يعنى: با اين رحمت خداوندى و تفضّل او جز فاسقين احدى هلاك نخواهد شد، و سپس اضافه مى‏كند كه پيرامون اميدوارى به رحمت خدا آيه‏اى محكمتر از اين وارد نشده است.


__________________________________________________

 (1)- و چون جمله در معنى نفى است باء بر سر خبر منفى در آمده است.

 (2)- ضمير در (بادت) به (ديار) بر مى‏گردد، و در يك نسخه بجاى مع من آمده است، و رواكد بمعنى سه پايه است و مشتق از ركود است بدين جهت كه سه پايه ثابت است، و دنباله مصرع دوم و مشجج چنين است (فبدأ و غيّب ساره المعرّاء و المشجج).

 (3)- منظور مؤلّف محترم آيه 20- 17 از سوره واقعه است (وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ بِأَكْوابٍ وَ ... حور عين (و آيه مذكور (يطاف) در سوره صافّات آيه 37 است كه (و حور عين) بر آن عطف نشده است، روشن است كه اين اشتباه در اثر اعتماد به حافظه بوده است، بنا بر اين هنگامى كه (و حور عين) معطوف بر يطاف نشد بلكه معطوف بر يطوف عليهم بود از حمل بر معنى خارج و نمى‏تواند شاهد بحث ما باشد، زيرا (وَ حُورٌ عِينٌ) عطف بر لفظ يطوف عليهم خواهد شد و معنى هم درست است، زيرا در فرض توهّم مؤلّف محترم عطف (حور عين) بر يطاف عليهم بصيغه مجهول بدين معنى بود كه حور عين را براى آنان مى‏گردانند، و چون اين معنى صحيح نبوده است و حور عين را عطف بر معنى گرفته مى‏فرمايند يطاف عليهم يعنى: لهم فيها كذا- مترجم).

 (4)- و در يك نسخه ابو مجاز است.

 

 

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb