S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
جزء بیست و ششم

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
 http://dl.3noqte.com/pictures/albums/goonagoon/qoran/Qoran-quran%20%2860).jpg
 
 
 
 
 
سوره مباركه ذاريات‏

عدد آيات سوره:

تعداد آيات اين سوره به اجماع قاريان شصت آيه مى‏باشد.

فضيلت سوره:

 (أبىّ بن كعب از پيامبر خدا (ص) روايت كرده: (هر كس سوره ذاريات را بخواند به تعداد هر بادى كه در جهان مى‏وزد، ده حسنه به او خواهند داد).

 (داود بن فرقد از حضرت صادق (ع) روايت كرده است كه فرمودند: هر كس سوره ذاريات را در روز يا شب بخواند، خداوند زندگى او را رو به راه كرده، و رزق فراوان به او خواهد داد، و با چراغى نورانى قبرش را روشن مى‏كند كه تا روز قيامت روشن باشد.)

ارتباط سوره:

پس از آنكه خداوند سوره ق را با وعده‏هاى عذاب ختم كرد، اينك اين سوره را با تحقّق يافتن وعده‏هاى عذاب شروع كرده، مى‏فرمايد:

آيات: 1- 14 ذاريات 51

 [سوره الذاريات (51): آيات 1 تا 14]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

وَ الذَّارِياتِ ذَرْواً (1) فَالْحامِلاتِ وِقْراً (2) فَالْجارِياتِ يُسْراً (3) فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً (4)

إِنَّما تُوعَدُونَ لَصادِقٌ (5) وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ (6) وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ (7) إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ (8) يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ (9)

قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ (10) الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ (11) يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ (12) يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ (13) ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ (14)

ترجمه آيات:

به نام خداى رحمان رحيم.

1- سوگند به بادهاى سخت پراكنده‏ساز.

2- سوگند به ابرها كه بار گران دارند.

3- سوگند به كشتى‏ها (يا ابرها) يى كه به آسانى جريان مى‏يابند.

4- آن گاه سوگند به فرشتگانى كه مأمور تقسيم هستند.

5- آنچه به شما وعده داده مى‏شود راست است.

6- روز جزا و حساب فرا خواهد رسيد.

7- سوگند به آسمان كه داراى خطوط ارتباطى است.

8- كه شما در گفت‏وگويى پراكنده هستيد.

9- كسانى را كه از راه حق روگردان ساخته‏اند از ايمان به حق منصرف مى‏سازند.

10- مرگ بر دروغگويان و نفرين بر آنان.

11- آنان كه در بى خبرى و نادانى درماندگانند.

12- مى‏پرسند: پس روز پاداش چه وقت است؟

13- بگو آن روز است كه در آتش دوزخ از شما پرس و جو كنند.

14- بچشيد عذاب و مجازات خويش را، و اين همان است كه سراسيمه به سويش مى‏شتافتيد.


لغات آيات:

الذّاريات- ذرت الرّيح التّراب يعنى باد خاك را به هوا برد، و (أذرته و تذريه) نيز، به همان معنى است.

حبك- موجهايى را گويند كه در اشياء ايجاد شود، مانند موجهايى كه در آسمان ديده مى‏شود، و مانند موجهايى كه به هنگام وزيدن باد روى آب مى‏افتد، و به موهاى فرفرى (مجعّد) گفته مى‏شود حبك، و مفرد آن حباك و حبيكه است، و حبك عبارت است از اثر نيك در يك صنعت و اعتدال آن، و گفته مى‏شود: (حبكه، يحبكه، يحبكه).

زهير شاعر در باره واژه حبك گفته است:

          (مكلّل بأصول النجم تنسجه             ريح خريق لضاحى مائه حبك)

 يعنى: (با ساقه گياهان تزئين گشته، و بادى تند و سرد آن را مى‏بافد كه در سطح آب آن موجهايى دارد).

الخراصون- خراص بمعنى دروغگو است، و خرص بمعنى گمان و حدس ميباشد، و اينكه (حرز) نيز بمعنى (خرص) آمده است چون بهمان معنى است، گفته ميشود: (كم خرص أرضك) بكسر خاء يعنى: (ميزان تقريبى زينت چقدر است؟)، و خرص در اصل بمعنى قطع است، كه از كلام عرب گرفته شده است كه ميگويند: (خرص فلان كلاما و اخترصه) در صورتى كه بخواهد سختى را بى اساس قطع كند.

غمرة- از غمره الماء يغمره، و غمره الدين گرفته شده است، و در جايى گفته ميشود كه بعلت فراوانى چيزى چيز ديگر را فرا گيرد، و (غمر) به فرد پر بخشش گويند زيرا با بخشش خود فراگير خواهد شد.

اعراب آيات:

يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ- زجاج گويد: يوم منصوب است به دو جهت:

1- آنكه بمعنى (يقع الجزاء يومهم على النار يفتنون) باشد «1».

2- آنكه لفظ آن لفظ نصب است و معنايش معنى رفع، زيرا اضافه شده است به جمله كلام، مى‏گويى: (يعجبنى يوم أنت قائم، و يوم أنت تقوم) و اگر بخواهى آن را نصب ميدهى و اگر بخواهى آن را رفع ميدهى، همانگونه كه شاعر ميگويد:

          (لم يمنع الشّرب منها غير ان نطقت             حمامة فى غصون ذات او قال)

 يعنى: (چيزى مانع آب خوردن آن شتر نشد غير از صداى كبوتر ماده‏اى كه در شاخه‏هاى درخت ميوه‏دار بود).


و نيز روايت شده است (غير أن نطقت) برفع غير چون اضافه شده است به (أن) و آن نميتواند مفتوح باشد، و همچنين يوم نيز چون اضافه به جمله شده است مفتوح ميشود، همانطور كه خوانده شده است (من خزى يومئذ) كه يوم مفتوح است با اينكه در موضع جر است، زيرا تو آن را به غير متمكن اضافه نموده‏اى.

بعضى گفته‏اند هنگامى كه در كلام عرب ظرفى جريان يافت بر اين استعمال در موضع رفع باقى مى‏ماند، و گاهى هم مفتوح مى‏آيد همانگونه كه در (و منا دون ذلك) و (لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ) آمده است.

معنى آيات:

 «وَ الذَّارِياتِ ذَرْواً» روايت شده است ابن كوا از امير المؤمنين عليه السلام كه روى منبر سخن ميگفت پرسيد منظور از ذاريات ذروا چيست؟ حضرت فرمودند:

منظور باد است، پرسيد: «فَالْحامِلاتِ وِقْراً» چيست؟ فرمود: منظور از آن ابر است، پرسيد: «فَالْجارِياتِ يُسْراً» چيست؟ فرمود: منظور كشتيها است، پرسيد:

 «فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً» چيست؟ فرمودند: منظور فرشتگانند.

و اين معنى از ابن عباس و مجاهد نيز روايت شده است.

و ذاريات بادها هستند كه خاك و خاشاك گياهان را پراكنده ميسازد، و حاملات وقر (يعنى: حمل كنندگان چيزهاى سنگين) ابرها هستند كه وزن معيّنى از آب را از منطقه‏اى به منطقه ديگر حمل ميكنند، و اين ابرها بخاطر حمل آن آبها سنگين ميگردند.

وقر بكسر بمعنى سنگينى بارى است كه بر دوش است يا در شكم است.

وقر بفتح سنگينى گوش است.

فَالْجارِياتِ يُسْراً كشتيها هستند كه به آسانى بر روى آب راه مى‏افتند و تا آنجا كه آن را برانند ميرود.

بعضى گفته‏اند منظور از (جاريات سيرا) ابرها است كه به آسانى هر جا كه خداوند بخواهد آنها را سير ميدهد.

بعضى ديگر گفته‏اند منظور از آن سيارات هفتگانه: خورشيد و ماه و زحل و مشترى و مريخ و زهره و عطارد است.

 «فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً» منظور از آن فرشتگان است كه كارها را طبق دستور بين آفريدگان الهى تقسيم مى‏نمايند.

علت اينكه خداوند به اين اشياء سوگند ياد كرده است منافع فراوانى است كه براى بندگان دارند، و نيز اين اشياء دلالت بر وحدانيت خداوند دارند، و از صنعتهاى بديع خداوند ميباشند.

بعضى از مفسرين گفته‏اند در تقدير سوگند به خداى اين اشياء است، زيرا سوگند خوردن جز بخداوند عالم جايز نيست.

از امام باقر و امام صادق (ع) روايت شده است كه براى احدى جايز نيست كه سوگند ياد كند مگر بخداى بزرگ، اما خداوند بهر چيزى از مخلوقاتش سوگند ياد ميكند.

آن گاه مطلبى را كه بخاطر آن سوگند ياد شده است بيان كرده ميفرمايد:

 «إِنَّما تُوعَدُونَ» يعنى چيزهايى مانند پاداش نيك و مكافات عمل و بهشت و دوزخ كه بشما وعده ميدهند.


 «لَصادِقٌ» يعنى اين وعده‏ها صدق است و حقيقت ميباشد و بناچار تحقّق خواهد يافت، بنا بر اين (صادق) اسم است كه بجاى مصدر قرار گرفته است، بعضى هم گفته‏اند (صادق) بمعنى ذو صدق است مانند (عيشة راضية).

 «وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ» يعنى: پاداش اعمال داده خواهد شد.

بعضى هم گفته‏اند يعنى: روز قيامت بحساب اعمال خواهند رسيد، آن گاه سوگند ديگرى ياد كرده ميفرمايد.

 «وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ» حسن و ضحاك گفته‏اند: يعنى: سوگند به آسمان كه داراى راههاى خوبى است، ولى چون اين راهها از ما دور است ما آن را نمى‏بينيم.

و از ابن عباس و قتاده و عكرمه و ربيع روايت شده است يعنى: سوگند به آسمان كه داراى صفت و خلق نيكو و مستقيم است.

از على (ع) روايت شده است يعنى: سوگند به آسمان كه داراى حسن و زينت است.

 (و از على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از حسين بن خالد از حضرت رضا (ع) روايت شده است كه از حضرت پرسيدم: منظور خداوند از (وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ چيست؟) فرمودند: يعنى: آسمان بزمين مربوط است، و انگشتان خود را در يكديگر فرو برد.

گفتم: چگونه آسمان مربوط به زمين خواهد بود با اينكه خداوند فرموده است: (رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ) «2».

حضرت فرمودند: سبحان اللَّه مگر نمى‏بينيد كه خداوند فرموده است (بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها)؟ يعنى: (خداوند آسمان را با ستونى كه شما نمى‏بينيد بپاداشته است).

گفتم: بله درست است.

فرمودند: پس اينجا ستونى هست، ولى نامرئى است.

گفتم: خدا مرا فدايت كند، به چه شكلى؟

ميگويد: حضرت كف دست چپ خود را باز كرده، كف دست راست خود را روى آن قرار داد، و سپس فرمود: اين زمين دنيا است، و آسمان دنيا بصورت گنبدى روى آن است، و زمين دوم بالاى آسمان دنيا است، و آسمان دوم گنبدى است كه بالاى آن قرار گرفته است، و زمين سوم بالاى آسمان دوم است، و آسمان سوم گنبدى است بالاى آن، همين طور تا زمين هفتم كه بالاى آسمان ششم است، و آسمان هفتم گنبدى است بالاى آن، و عرش پروردگار بالاى آسمان هفتم است، آنجا كه ميفرمايد: (خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ) «3» و صاحب اين امر پيامبر خدا (ص) و وصى او بر روى زمين پس از او ميباشد، و اين امر از بالاى اين آسمانها و زمينها به صاحب امر ميرسد.

گفتم: يك زمين كه بيشتر زير پاى ما نيست؟

فرمودند: آرى زير پاى ما بيشتر از يك زمين نيست ولى شش زمين ديگر بالاى سر ما قرار گرفته است) «4».

 «إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ» اين جمله جواب قسم است، يعنى: شما اى اهل مكه در باره حضرت محمّد (ص) سخنان مختلفى مى‏گوييد، بعضى از شماها مى‏گوييد او شاعر است، و بعض ديگر مى‏گوييد: ديوانه است، و در باره قرآن ميگويند: آن سحر است و جادوگرى، و رجزهايى است كه پيشينيان ساخته‏اند.


بعضى گفته‏اند يعنى: بعضى از شما محمد (ص) را تكذيب ميكنيد، و بعضى او را تصديق ميكنيد، و بعضى هم در باره او شك داريد، و فائده‏اش اينست كه‏ دليل حق ظاهر است، برويد حق را با دليلش بيابيد و گر نه هلاك خواهيد شد.

 «يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ» يعنى: كسانى كه از نيكى روى گردان باشند از ايمان به او روى مى‏گردانند، يعنى: كسى كه از اين دين روى بر تافت از تمامى نيكيها رو بر تافته است.

بعضى گفته‏اند يعنى: از حق و صواب رو ميگرداند آن كس كه روى بگرداند، و اينكه از قول مختلف ياد شده است دلالت بر يادآورى حق دارد، و لذا جايز است كه از آن كنايه آورده شود.

از مجاهد نقل شده است يعنى: با اين گفتار مختلف كسانى از ايمان رويگردان ميشوند، و بنا بر اين معنى (هاء) در عنه به (قول مختلف) بازگشت ميكند، بنا بر اين خودشان موجب رويگردانى خويشتن هستند، همانگونه كه گفته ميشود: فلانى خيلى خودپسند است، يا فلانى بسيار از خود راضى است، يا به كسى كه دنبال كار خود ميرود ميگويند (اين يذهب بك؟) يعنى خودت را بكجا ميبرى؟

بعضى هم گفته‏اند موجب گمراهى آنان سردمداران بدعت و پيشوايان ضلالت بوده است، زيرا عامه پيرو آنان هستند.

 «قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ» يعنى: لعنت بر دروغگويان، يعنى بر آنان كه دروغ بر خدا و رسول مى‏بندند.

ابن عباس گفته است يعنى: لعنت بر شكّاكان.

ابن انبارى گفته است: اينكه قتل در اينجا به لعنت معنى شده است، چون كسى كه خداوند لعنتش كند مانند آنست كه مرده و بهلاكت رسيده است.

آن گاه خداوند اين كافران را توصيف كرده ميفرمايد:

 «الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ» يعنى آنان كه در بيخبرى و اشتباه هستند، و نادانى آنان را فرا گرفته است.

 «ساهُونَ» يعنى: از آنچه كه بر آنان واجب است غفلت دارند.

از ابن عباس آمده است يعنى: اينان در گمراهى خويش فرو رفته‏اند.

قتاده گفته است يعنى: اينان در بى خبرى سرگردانند.

بعضى گفته‏اند: جهل داراى مراتبى است اول لهو بعد غفلت سپس غمرة، بنا بر اين (غمرة) عبارت است از نهايت جهل، يعنى آنان در نهايت جهل بسر ميبرند و از حق و هدف آفرينش خود در غفلتند.

 «يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ»؟ اينان ميپرسند هنگام مجازات كى خواهد رسيد؟ و منظورشان از اين پرسش انكار قيامت و به مسخره گرفتن آنست، نه آنكه بخواهند براستى وقت قيامت را بفهمند، و لذا در پاسخ آنان به يك حقيقت تلخ اشاره شده كه بناچار گريبانگير آنان خواهد شد و آمده است:

 «يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ» يعنى: اين مجازات كه آن را مسخره ميكردند روزى خواهد بود كه در آن عذاب شده به آتش دوزخ خواهند سوخت.

عكرمه گويد: مگر نمى‏بينيد هنگامى كه طلا را در آتش مى‏افكنند گفته ميشود آزمايش شد، يعنى اينان هم با سوختن در آتش آزمايش ميكردند، همانگونه كه طلا با سوختن غل و غشى كه در آنست خالص ميشود، و خازنان دوزخ به آنان ميگويند:

 «ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ» يعنى: اينك آتش و عذاب خود را بچشيد.

 «هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ» يعنى: اين عذاب همانى است كه در دنيا با مسخره و به منظور تكذيب در ديدن آن عجله داشتيد، اينكه به آن رسيديد و به صحّت آن پى برديد.


__________________________________________________

 (1)- كه يومهم مفعول فيه باشد براى يقع.

 (2)- سوره رعد، آيه 2.

 (3)- سوره طلاق، آيه 12 يعنى: (خداوند هفت آسمان و از زمين مانند آن را آفريد كه بين آنها فرمان نازل ميگردد).

 (4)- تفسير قمى، جلد 2، صفحه 328.

 

 

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb