S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
جزء بیست و ششم

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 
 http://dl.3noqte.com/pictures/albums/goonagoon/qoran/Qoran-quran%20%2875).jpg
 
 
 
 
 
 [سوره ق (50): آيات 1 تا 5]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ (1) بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْ‏ءٌ عَجِيبٌ (2) أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ (3) قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ (4)

بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ (5)

ترجمه آيات:

بنام خداى رحمان و رحيم 1- سوگند به قرآن مجيد.

2- بلكه در شگفتى شدند كه انذار دهنده‏اى از آنان برايشان آمده است، و لذا كافران گفتند: اين چيز شگفت آورى است.

3- آيا پس از آنكه مرديم و خاك شديم؟ اين بازگشت بسيار بعيد است! 4- ما مى‏دانيم كه زمين از آنها چه مى‏كاهد، و نزد ما كتابى است نگهدارنده.

5- بلكه آنان پس از آمدن حق آن را تكذيب نمودند، و آنان در يك سردرگمى هستند.

سوره ق (مكى) حسن گويد: اين سوره مكّى است غير از آيه (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ) تا (وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ).

و معدل از ابن عباس نقل كرده است كه اين سوره مكى است، بغير از آيه (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ) تا آخر آيه.

و تعداد آيات سوره (ق) به اجماع مفسّرين چهل و پنج آيه مى‏باشد.


فضيلت سوره:

ابى بن كعب از پيامبر خدا (ص) روايت مى‏كند كه فرمودند: هر كس سوره ق را بخواند خداوند سكرات موت را بر او آسان سازد.

ابو حمزه ثمالى از حضرت باقر (ع) روايت كرده است كه فرمودند: هر كس بطور مداوم در نمازهاى فريضه و نافله خود سوره ق را بخواند، خداوند روزى او را وسعت داده، كتابش را به دست راستش داده، حساب آسانى از او خواهند كشيد.

توضيحى در باره سوره:

پس از آنكه خداوند سوره قبلى را با يادآورى ايمان و شرايط آن براى بندگان ختم فرمود، اين سوره را با ياد نمودن چيزهايى كه ايمان به آن واجب است مانند قرآن و ادلّه توحيد شروع كرده مى‏فرمايد:

ق به عنوان يك آيه به حساب نيامده، و نيز حروفى نظير آن مانند ن و ص، آيه حساب نشده‏اند، زيرا ق حرف مفرد است، و حروف مفرد آيه به حساب نمى‏آيند چون از شباهت به جمله دور هستند، اما حروف مركب كه به جمله شباهت دارند و در اوائل سوره‏ها قرار دارند مانند طه و حم و الم و ... يك آيه محسوب مى‏شوند.

لغات آيات:

مجيد- يعنى: بزرگوار و صاحب مجد و عظمت و مورد احترام، مجد در زبان عرب به معنى شرافت فوق العاده است، گفته مى‏شود: (مجد الرّجل و مجد مجدا) هنگامى كه شخص داراى عظمت و احترام باشد.

اصل اين لغت از گفته اعراب گرفته شده است كه مى‏گويند: (مجدت الإبل مجودا) هنگامى كه شكم شتر در اثر بسيار خوردن علف در بهار بزرگ شود، و (امجد فلان القوم) يعنى از آنان پذيرايى نمود، شاعر عرب گويد:

          (أتيناه زوارا فامجدنا قرى             من البت و الداء الدخيل المخامر)

 عجبوا- و عجيب و عجب چيزى را گويند كه سبب و علّت آن شناخته نشده است.

مريج- چيزى است كه به هم آميخته و از هم شناخته نمى‏شود، و در اصل به معنى روانه چيزى است با چيز ديگر كه از (مرج) است، شاعر عرب گويد:

          (فجالت فالتمست به حشاها             فخرّ كأنّه غصن مريج)

 يعنى در اثر كثرت شعب آن به هم اشتباه شده بود.

و (مرجت عهودهم و امرجوها) يعنى: پيمانهاى خود را در هم ريختند و به آنها وفا نكردند.


اعراب آيات:

جواب قسم در جمله (ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ) محذوف است كه جمله (أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً) بر آن دلالت مى‏كند، و تقديرش اين است: (انّكم مبعوثون) سپس آنان در پاسخ مى‏گويند: آيا پس از آنكه مرديم و تبديل به خاك شديم دوباره برانگيخته خواهيم شد، و نيز جايز است كه جواب قسم اين باشد: (قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ) و علّت حذف لام آن است كه در ما قبل عوض آن آمده است، همانگونه كه آمده است (وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها) تا (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها) كه در معنى (لقد أفلح است، و عامل در أ إذا متنا پنهان است كه تقدير (أ إذا متنا بعثنا) است.

معنى آيات:

 «ق» كه تفسير آن قبلا گذشت.

از ابن عباس روايت شده است كه اين حرف اسمى است از اسماء اللَّه.

از ضحاك و عكرمة روايت شده است كه ق اسم كوهى است كه بر زمين احاطه دارد كه اين كوه از زمرد سبز بوده، و سبزى آسمان از آن است «1».

بعضى گفته‏اند: ق به معنى (قضى الأمر) يا (قضى ما هو كائن) است يعنى:

كار از كار گذشته يا آنچه بايد انجام گيرد شده است، همانگونه كه در (حم) گفته‏اند به معنى: (حمّ الأمر) است «2.

 «وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ» يعنى: قرآنى كه در پيشگاه خداوند داراى احترام بوده، خودش ذاتا داراى عظمت است، و خير بسيار و نفع بيشمار دارد، سوگند به اين قرآن كه روز قيامت برانگيخته خواهى شد.

بعضى هم گفته‏اند تقديرش اين است سوگند به قرآن مجيد كه محمد رسول خداوند است، و دليل آن هم آيه بعد است كه مى‏فرمايد:

 «بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ» يعنى: قوم تو بدين جهت تكذيبت ننمودند كه تو را دروغگو دانسته باشند، بلكه از اين در شگفت بودند كه بيم دهنده‏اى از خودشان آمده است، و فكر مى‏كردند كه هيچگاه وحى نخواهد شد مگر بر فرشته! «فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْ‏ءٌ عَجِيبٌ» يعنى: اين مطلب تعجّب‏آور است، و تعجّب مى‏كردند كه محمّد (ص) رسول خدا به سوى آنان باشد، و لذا رسالت او را منكر شدند، و برانگيخته شدن پس از مرگ را نيز انكار نمودند كه آيه بعدى بدان اشاره كرده مى‏فرمايد:

 «أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً»؟! يعنى: آيا پس از خاك شدن دوباره برانگيخته‏شده، زنده باز مى‏گرديم؟! «ذلِكَ» يعنى: اين بازگشت كه مى‏گويند:

 «رَجْعٌ بَعِيدٌ» بازگشتى است دور از توهّم و فكر انسان، و بازگشتى است باور نكردنى از جهان، يعنى: اين شدنى نيست، زيرا امكان ندارد، سپس خداوند بزرگ مى‏فرمايد:

 «قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ» يعنى: ما خوب مى‏دانيم كه زمين چگونه گوشت و خون آنان را مى‏خورد، و چگونه استخوانهايشان را فرسوده مى‏سازد، بنا بر اين براى ما بازگرداندن آنها سخت نمى‏باشد.

 «وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ» يعنى: ما كتابى داريم كه تعداد و اسامى آنان را حفظ مى‏كند، و اين كتاب لوح محفوظ است كه هيچ چيز از آن استثناء نخواهد شد، و بعضى گفته‏اند: حفيظ يعنى كتابى كه از فرسودگى و كهنه شدن محفوظ است، و آن كتاب حافظان است كه اعمال آنان را مى‏نگارند، آن گاه خداوند از تكذيب آنان خبر داده مى‏فرمايد:


 «بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ» و حق عبارت است از قرآن، و بعضى هم گفته‏اند حق عبارت است از رسول خدا (ص).

 «فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ» يعنى: آنان در اين باره سردرگم هستند، گاهى مى‏گويند محمّد ديوانه است، گاهى مى‏گويند: افسونگر است، گاهى مى‏گويند شاعر است، و در كار خود سرگردانند، چون از حال او آگاهى ندارند، و بر يك سخن تكيه نمى‏كنند، و نسبت به قرآن نيز يك بار مى‏گويند سحر است، بار ديگر مى‏گويند شعر است، گاهى هم مى‏گويند به خدا افتراء بسته شده است، و در اين باره سردرگم هستند، حسن گويد: هيچ ملتى حق را رها نساختند مگر آنكه كارشان در هم پيچيده شد.

آيات 6- 11 سوره ق 50

 [سوره ق (50): آيات 6 تا 11]

أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ (6) وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ (7) تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‏ لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ (8) وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ (9) وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ (10)

رِزْقاً لِلْعِبادِ وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ (11)

ترجمه آيات:

6- آيا به آسمان بالاى خود نمى‏نگرند كه چگونه آن را بنا نموده زينت داديم، و هيچ شكافى در آن نيست.

7- و زمين را گسترش داده كوه‏هايى در آن قرار داديم، و در آن از هر جفتى خوش منظر رويانديم.

8- و بينشى و يادآورى است براى هر بنده‏اى كه به درگاه خداوند انابه كند.

9- و از آسمان آبى پر بركت فرو فرستاديم و به وسيله آن باغها و دانه‏هاى دروكردنى رويانديم.

10- و درخت خرما رويانديم بلند كه شاخسار آن روى هم افتاده است.

11- روزى براى بندگان، و با آن آب سرزمين مرده را زنده ساختيم، و بيرون آمدن از قبرها اين چنين است.

لغات آيات:

الفروج- سوراخها و شكافها است، و به شكاف ديوار (فرجة) به ضم فاء گفته مى‏شود، و هر گاه گفته شود (فرجه) به فتح فاء نجات يافتن از يك گرفتارى است، شاعر عرب گويد:

          (ربّما تكره النّفوس من الأمر             له فرحة كحلّ العقال)

 يعنى: چه بسا انسانها چيزى را ناپسند انگارند كه در آن راه نجات از گرفتارى است مانند باز شدن گره‏ها.

كلمه ما در اينجا نكره موصوفه است، و فرج به محل ترس نيز گفته شده است، و عهدنامه حجّاج آمده است كه به والى خود مى‏گويد: (انّى ولّيتك الفرجين) يعنى: من تو را بر دو محل كه از آن ترس داشتم والى ساختم، و منظور خراسان و سيستان بوده است.

الحصيد- حصيد به انواع گياهانى كه درو مى‏شوند گفته مى‏شود.


باسقات- يعنى: بلند قامتها، بسق النخل بسوقا، يعنى: درخت خرما بلند شد.

طلع- شاخه درخت خرما است، و اينكه طلع ناميده شده است چون ظاهر مى‏شود.

نضيد- نضيد به چيزهايى گفته مى‏شود كه روى هم انباشته شده باشند.

اعراب آيات:

كيف- ميشود در محل نصب باشد بنا بر حاليت، و نيز ممكن است مصدر باشد.

وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ- در موضع نصب است بنا بر حاليت، و تقدير آن چنين است (غير مفروجة).

وَ الْأَرْضَ- منصوب است به وسيله فعلى مضمر كه ظاهر آن را تفسير مى‏كند، و تقديرش اين است: (و مددنا الأرض أمددناها).

تبصره- مفعول له است، و نيز كلمه ذكرى هم مفعول له است.

حَبَّ الْحَصِيدِ- تقديرش اين است (و حب النبات الحصيد) و حصيد صفت است براى موصوف محذوف.

باسقات- و باسقات هم بنا بر حاليت منصوب است، و نيز جمله (لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ) حال پس از حال است.

و رِزْقاً لِلْعِبادِ- مفعول له است، يعنى: ما اين اشياء را به منظور روزى بندگان آفريديم، و نيز جايز است كه مفعول مطلق يعنى مصدر باشد، كه تقدير آن مى‏شود: (رزقناهم رزقا).

معناى آيات:

سپس خداوند استدلال مى‏نمايد كه قدرت برانگيختن مردگان را دارد، و مى‏فرمايد:

 «أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ»؟ يعنى: آيا در بناء آسمان با عظمتش و نظم و ترتيب عالى آن، هيچ تفكّر نمى‏كنيد كه:

 «كَيْفَ بَنَيْناها»؟ چگونه آنها را بناء نموده‏ايم؟ بى آنكه تكيه‏گاه و ستونى داشته باشند؟

 «وَ زَيَّنَّاها» و اين آسمانها را با ستارگان ثابت و سيّار زينت داديم.

 «وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ» يعنى: آسمان داراى شكافها و جدايى نيست.

از كسايى نقل شده است يعنى: در آن تفاوت و اختلاف نيست، و اينكه گفته است (فوقهم بنيناها) بنا بر اين است كه آسمان را مى‏بينند ولى در باره آن تفكّر نميكنند.

 «وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها» يعنى: زمين را گسترش داديم.

 «وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ» يعنى: كوه‏هايى پا برجا روى زمين گذارديم تا زمين را از لرزش بازدارد.

 «وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ» به قول ابن زيد: يعنى از هر صنفى خوش منظر، و بهجت عبارت است از حسنى كه به هنگام ديدن جلوه‏اى دارد مانند گل و درختان و باغهاى سرسبز.

اخفش گويد: بهيج چيزى را گويند كه هر كس آن را ببيند با ديدن آن خوشحال مى‏شود، پس به معنى مبهوج به است.

 «تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‏» يعنى: اين كار را انجام داديم به خاطر آگاهى دادن تا به وسيله آن امر دين روشن شود، و نيز براى يادآورى:

 «لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ» بندگانى كه روى به سوى خدا نهاده‏اند.

 «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً» يعنى: از آسمان، بارانهاى پر منفعت فرو فرستاديم.

 «فَأَنْبَتْنا بِهِ» يعنى: به وسيله اين آبها رويانديم.

 «جَنَّاتٍ» باغهايى را كه در آن انواع و اقسام ميوه‏هاى لذيذ وجود دارد.

 «وَ حَبَّ الْحَصِيدِ» به قول قتاده يعنى: دانه گندم و جو و هر دانه‏اى كه درو مى‏شود، زيرا پس از كامل شدن چيده خواهد شد، و دانه همان است كه چيده مى‏شود، بنا بر اين حب همان حصيد است مانند اضافه حق به يقين در (حقّ اليقين) و مسجد به جامع در (مسجد الجامع) و مانند آن.

 «وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ» يعنى: با اين باران درختان خرما را كه طولانى و بلند قامتند رويانديم.

 «لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ» مجاهد و قتاده گويند: يعنى: اين درخت خرماى بلند قامت داراى شاخه‏هاى روى هم افتاده است.

طلع أوّل چيزى است كه از ميوه درخت خرما ظاهر مى‏شود، پيش از آنكه شكافته شود، و در داخل پوسته خود مى‏باشد، و آن گاه كه از پوسته خارج شد ديگر نضيد ناميده نمى‏شود.

 «رِزْقاً لِلْعِبادِ» يعنى: اين اشياء را براى روزى شما رويانديم، و هر نوع رزقى از طرف خداوند است، بدين ترتيب كه يا آن روزى را خداوند آفريده است يا سبب آن را آفريده است، زيرا خداوند اراده فرموده است، و گاهى كسى از ما به ديگرى روزى مى‏رساند همانگونه كه رئيس يك كشور به لشكريانش روزى مى‏رساند.

 «وَ أَحْيَيْنا بِهِ» يعنى: با اين آب كه از آسمان فرستاده‏ايم زنده مى‏سازيم.

 «بَلْدَةً مَيْتاً» يعنى: محلى خشك و قحطى زده كه هيچ گياهى در آن نمى- رويد، كه در اثر بارندگى گياهانش روئيده و زنده شده است، سپس مى‏فرمايد:

 «كَذلِكَ الْخُرُوجُ» يعنى: خارج شدن از قبرها نيز به همين شكل است، يعنى: همانگونه كه اين زمين‏هاى مرده را با آب زنده ساختيم، همين طور روز قيامت مردگان را هم زنده ساخته از قبرهايشان بيرون خواهيم آورد، زيرا كسى كه بتواند يكى از اين دو برنامه را انجام دهد ديگرى را نيز مى‏تواند انجام دهد، ولى مردم هميشه عادت كرده‏اند كه احياء مردگان را فقط در احياء زمينهاى مرده با نزول باران ديده‏اند، ولى احياء مردگان انسانى را نديده‏اند، اما اگر خوب فكر مى‏كردند، و دقّت بيشترى مى‏نمودند مى‏دانستند كه هر كس قدرت بر يكى از اين دو عمل را داشته باشد بر دوّمى نيز قادر خواهد بود «3».


_________________________________________________

 (1)- تفسير نور الثقلين جلد 5 صفحه 104 به نقل از معانى الأخبار نظير اين گفته را از امام صادق (ع) نقل مى‏كند، و در اين حديث اضافاتى وجود دارد كه ذيلا آن را نقل مى‏كنيم:

 (عن الصادق (ع) حديث طويل يقول فيه: ( و أمّا ق فهو الجبل المحيط بالأرض، و خضرة السّماء منه، و به يمسك السّماء أن تميد بأهلها . يعنى: (امّا ق نام كوهى است كه فراگير زمين است، و سبزى آسمان از آن ست، و به وسيله آن، آسمان حفظ مى‏گردد كه ساكنانش به هلاكت نرسند).

قسمت آخر حديث اشاره به عوامل جوّى مانند نيروى جاذبه كه موجب نگهدارى كرات آسمان است دارد، و اين نيز از معجزات علمى قرآن و حديث مى‏باشد.

 (2)- حم الأمر با صيغه مجهول يعنى: تمام شد.

 (3)- تفسير ابن عباس صفحه 325 در تفسير كذلك الخروج مى‏گويد:

يعنى: (روز قيامت نيز اين چنين به وسيله باريدن باران زنده شده از قبرها بيرون مى‏آيند).
 

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb