S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
جزء بیست و ششم

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
 http://dl.3noqte.com/pictures/albums/goonagoon/qoran/Qoran-quran%20%2870).jpg
 
 
 
 
 
 [سوره ق (50): آيات 21 تا 30]

وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ (21) لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ (22) وَ قالَ قَرِينُهُ هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ (23) أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ (24) مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ (25)

الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَأَلْقِياهُ فِي الْعَذابِ الشَّدِيدِ (26) قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ (27) قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ (28) ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ ما أَنَا بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ (29) يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ (30)

ترجمه آيات:

21- هر فردى خواهد آمد در حالى كه همراه او فرشتگانى هستند كه او را جلو انداخته شهادت به اعمالش خواهند داد.

22- تو تا به حال از اين روز در غفلت بودى، ما پرده را از جلو ديدت برداشتيم، و امروز چشمت تيزبين است.

23- قرين انسان گويد: اين كه نزد من است حاضر است.

24- هر كافر منكر حقّى را به دوزخ افكنيد.

25- اينكه سخت مانع نيكى بوده ستمگر و شكّاك است.

26- كسى كه با خدا خدايى ديگر قرار داده است، او را در عذابى شديد افكنيد.

27- قرين انسان گويد: پروردگارا من او را گمراه نكردم، و لكن او خودش در گمراهى آشكارى بود.

28- خداوند گويد: در پيشگاه من با يكديگر به دشمنى نپردازيد، من قبلا وعده‏هاى عذاب به شما دادم.

29- آنچه گفته شده است در نزد من تبديل پذير نبوده، و من نسبت به بندگان ستمگر نيستم.

30- روزى كه به جهنّم گوئيم آيا پر شدى؟ جهنّم گويد: آيا بيشتر هست؟


قرائت آيات:

نقل- نافع و ابو بكر يوم يقول با ياء قرائت كرده‏اند، و بقيّه قاريان نقول با نون قرائت كرده‏اند.

دليل قرائت آيات:

قرائت با يا (يقول) به معنى آن است كه خداوند مى‏فرمايد: و قرائت با نون (نقول) به آيه قبلى (قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ) و (ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ) شباهت و مناسبت خواهد داشت.

لغات آيات:

سائق- سوق به معنى وادار ساختن به حركت.

حديد- به معنى حاد يعنى تيز است مانند حفيظ و حافظ.

عنيد- كسى است كه متمايل از ميانه روى باشد، و به معنى عنود و عاند هم هست، و ناقه عنود به شترى گويند كه در حركت مستقيم نيست، و عنيد سرگردان در حركت است.

اعراب آيات:

هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ- ما در اينجا نكره موصوفه است، و تقديرش اين است (هذا شى‏ء ثابت لدىّ عتيد) بنا بر اين ظرف (لدى) صفت است براى (ما)، و همين طور (عتيد) صفت ما است.

جهنّم- غير منصرف است چون داراى تعريف و تأنيث است، و ريشه آن از گفتار اعراب است كه گويند: (بئر جهنام) در صورتى كه چاه بسيار عميق باشد.

بعضى هم گفته‏اند: جهنّم اعجمى است، بنا بر اين قول باز جهنّم غير منصرف است به خاطر دو عامل تعريف و عجمه.

أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ- در اين جمله چند قول گفته شده است:

1- اينكه عرب به مفرد و جمع مانند تثنيه امر مى‏كند، و به يك مرد مى‏گويد: قوما و اخرجا، و از حجاج نقل شده است كه مى‏گفته است: (يا حرّسى اضربا عنقه) كه منظور اضرب است «1».

فراء گويد: از يك عرب شنيدم كه مى‏گفت: (ويلك ارحلاها).

و بعضى از اعراب براى من شعرى بدين گونه انشاء كرد:

          (فقلت لصاحبى لا تحبسانا             بنزع اصوله و اجتز شيحا)

 و ابو ثروان براى من انشاد كرد:

          (فان تزجرانى يا ابن عفان انزجر             و ان تدعانى احم عرضا ممنعا)

 فراء گويد: بنظر من علت آوردن تثنيه براى مفرد و جمع آن است كه كمترين ياران انسان دو چيز است كه شتر و گوسفند باشد، و همين طور همراهان حد اقل سه نفر مى‏باشند، و لذا كلام فرد طبق دو ياورش جارى شده است، همانگونه كه مى‏بينيم شعرا بيشتر سخن از دوست و معشوق به صورت تثنيه مى‏آورند امرؤ القيس شاعر عرب گفته است:

          (خليلىّ مرّا بى على أم جندب             لنقضى حاجات الفؤاد المعذّب‏

          فانّكما ان تنظرانى ليلة             من الدّهر تنقضى لدى أم جندب)

 سپس مى‏گويد:

          (أ لم تر أنى كلّما جئت طارقا             وجدت بها طيبا و ان لم تطيّب «2».

كه به مفرد بازگشته است، چون در اوّل كلام هم واحد بوده كه در لفظ تثنيه آمده است.

باز شعر ديگرى سروده مى‏گويد:

          (خليلىّ قوما فى عطالة فانظروا             أنارا ترى من نحو ما بين أم برقا «3».


كه گفته است ترى و نگفته است تريا.

2- علّت تثنيه آوردن القيا آنست كه دلالت بر تكثير كند، مثل اينكه گفته است الق، الق و ضمير تثنيه آورده است تا دلالت بر تكرير فعل كند، و اين به علّت شدّت ارتباط فاعل به فعل است، بطورى كه هر كدام از آن دو مكرّر شوند مثل آن است كه دوّمى مكرّر شده است، و اين قول مازنى است، و در نظر او آيه‏

          (قال ربّ ارجعون)

 هم از اين قبيل است كه ارجعون جمع بسته شده است تا دلالت بر تكرير كند، مثل اينكه گفته است: (ارجعنى ارجعنى ارجعنى) و مانند آن است كه قول امرئ القيس شاعر كه گفته:

          (قفا نبك من ذكرى حبيب و منزل)

 

 و مانند آن كه مثل آن است كه دو بار گفته است: قف قف.

3- اينكه امر القيا شامل سائق و شهيد مى‏شود، مثل اينكه گفته است:

 (يا ايّها السائق و الشّهيد القيا).

4- اينكه الف آخر القيا نون تأكيد خفيفه بوده است، و در اصل القين بوده است، و وصل جارى مجراى وقف شده و نون تبديل به الف گرديده است، همان گونه اعشى شاعر گفته است:

          (و ذا النّسك المنصوب لا تنسكنّه             و لا تعبد الشّيطان و اللَّه فاعبدا) «4».

و مؤيد اين قول روايتى است كه از حسن در قرائت اين آيه آمده است كه (القيا) با تنوين خوانده است.

الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ- اگر الّذى را مبتدا بگيريم خبرش مى‏شود (فألقياه) و نيز جايز است آن را منصوب بدانيم به وسيله فعلى مضمر كه فألقياه آن را تفسير مى‏كند، و نيز مى‏شود آن را منصوب بگيريم بنا بر اينكه بدل باشد از (كُلَّ كَفَّارٍ) كه قبلا آمده «5» ولى نمى‏شود الّذى را مجرور بدانيم كه صفت براى كفّار باشد، چون نكره با موصول صفت آورده نمى‏شود، و موصول وصله است براى توصيف اسمايى كه با جمله‏ها معرفه مى‏شوند.

معنى آيات:

آن گاه خداوند بزرگ از حالت مردم پس از برانگيخته شدن مردگان خبر داده مى‏فرمايد:

«وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ» يعنى: در روز موعود هر فرد مكلّفى خواهد آمد در حالى كه فرشته‏اى همراه او است كه او را به سوى حساب سوق مى‏دهد، و فرشته ديگرى كه شاهد اعمال او است و تمام اعمال او را ياد- داشت نموده است، كه ديگر راهى براى فرار و انكار نخواهد داشت.

ضحاك گفته است سائق از فرشتگان خواهد بود، و شاهد از اعضاء و جوارح بدن انسان است كه شهادت بر اعمال آنان مى‏دهد.

 «لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ» يعنى: به او گفته مى‏شود كه تو در اشتباه و فراموشى به سر مى‏بردى.

 «مِنْ هذا» و در دنيا از اين روز غافل بودى، و غفلت عبارت است از رفتن معنايى از خاطره و ذهن.


 «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ» و ما آن پرده‏اى را كه در دنيا قلب و گوش و چشمت را پوشانيده بود برداشتيم تا اينكه همه چيز برايت روشن شد، حقيقت اشياء تنها در آخرت براى انسان كشف مى‏شود، چون خداوند علوم ضرورى را در انسانها مى‏آفريند، و با داشتن اين علوم است كه پرده از چشم و گوش و دل آنان برداشته مى‏شود، و منظور از اين كشف و بينش عموم مكلّفين است، چه نيكان و چه تبهكاران، چون تمام افراد بشر بطور ضرورى اين آگاهى را خواهند يافت.

 «فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» يعنى: امروز ديگر چشمت تيزبين خواهد بود كه هيچ نوع شك و شبهه‏اى در آن راه نخواهد يافت.

بعضى گفته‏اند يعنى: امروزه دانشت نسبت به حالاتى كه در دنيا داشتى نافذ است، و منظور از بصر در اينجا چشم سر نيست، همانگونه كه مى‏گويند:

فلانى بصيرت به نحو يافته است.

و از ابن عباس روايت شده است كه اين آيه مخصوص كافران است، يعنى: تو امروز آنچه را كه در دنيا ندانستى خوب مى‏دانى.

 «وَ قالَ قَرِينُهُ» حسن گفته است: قرين فرشته شاهد اعمال انسان است، و همين معنى نيز از امام باقر و امام صادق (ع) روايت شده است.

از مجاهد نقل شده است منظور از اين قرين همان شيطانى است كه بر او گمارده شده است.

بعضى هم گفته‏اند: منظور از قرين همنشين او است از انسانها.

 «هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ» اگر منظور از قرين فرشته شاهد باشد معنى اين است: اين حساب او است كه نزد من در اين پرونده آماده است، يعنى به پروردگارش مى‏گويد: مرا بر او موكل ساخته بودى اينك اعمال او را كه نوشته‏ام نزد من حاضر است.

و اگر منظور از قرين شيطان يا همنشين انسى باشد معنى اين است اين عذاب نزد من حاضر است و به سبب گناهانى كه انجام داده‏ام برايم فراهم آمده است.

 «أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ» اين خطاب به خازن جهنّم است.

زجاج گويد: خطاب به دو فرشته موكّل بر انسان است كه سائق و شهيد مى‏باشند، و آنچه در اين باره آمده است يادآور شديم.

ابو القاسم حسكانى با اسناد خود از اعمش روايت كرده است كه گفت:

ابو المتوكّل ناجى از ابى سعيد خدرى روايت كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود:

 (هنگامى كه روز قيامت مى‏شود خداوند به من و به على مى‏فرمايد: القيا فى النّار من ... يعنى: دشمنان خود را به جهنّم اندازيد، و دوستان خود را وارد بهشت سازيد، و اين معناى أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ...) و عنيد كسى است كه از حق و رشد روى‏گردان شده است.

 «مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ» يعنى: مانع نيكيها است كه خداوند فرمان داده است ثروت گذاشته‏اند آنست كه در عذاب جهنم اين شيطان هم قرين انسان خواهد بود.

بعضى هم گفته‏اند: منظور از اين قرين انسان است و آنان عبارتند از علماى فاسد و پيروانشان. «6»


 «رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ» شيطان گويد: خدايا من او را گمراه نساخته و او را با بى ميلى وادار به طغيان نساخته‏ام، يعنى: من او را عصيانگر نكرده‏ام.

هاى خود را در راه او خرج كنيم.

 «مُعْتَدٍ» ستمگر متجاوزى كه از حدود الهى تجاوز نمايد.

 «مُرِيبٍ» يعنى: در وجود خدا و آنچه كه از طرف او نازل شده است شك مى‏كند.

بعضى گفته‏اند يعنى: متّهم است و با انجام كارهايى مورد سوء ظن قرار مى- گيرد، مانند شخص مورد ملامت كه كارهايى انجام مى‏دهد، و به خاطر آن كارها ملامت مى‏گردد.

بعضى گفته‏اند: اين آيه در باره وليد بن مغيره نازل شده است، چون فرزندان برادرش در باره اسلام آوردن با او مشورت كرده بودند، كه وليد آنان را از اسلام آوردن مانع شد، بنا بر اين منظور از خير اسلام خواهد بود.

 «الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ» كه بتها را با خدا شريك دانسته است.

 «فَأَلْقِياهُ فِي الْعَذابِ الشَّدِيدِ» و اين قسمت تأكيد قسمت قبلى است، مثل، اينكه گفته است آنچه را كه بشما گفته‏ام عمل كنيد كه او مستحق عذاب است.

 «قالَ قَرِينُهُ» از ابن عباس و قتاده و مجاهد نقل شده است كه منظور از قرين شيطانى است كه او را گمراه ساخته است، و علت آنكه نام آن شيطان را قرين‏

 «وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ» و از ايمان گمراه بود.

 «بَعِيدٍ» يعنى با انتخاب راه بد طغيان نمود، و مثل اين آيه است آنجا كه آمده است (وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي).

 «قالَ» خداوند بزرگ ميفرمايد:

 «لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ» يعنى: بعضى از شمار با بعض ديگر نزد من نزاع نكنيد.

 «وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ» يعنى: در دنيا كه جاى تكليف بود به شما گفتم ولى اعتنا نكرديد، و با دستور من مخالفت كرديد.

 «ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ» يعنى: آنچه را كه در دنيا به شما گفتم كه هر كس را منكر مى‏شود و پيامبرانم را تكذيب كند، و با فرمان من مخالفت نمايد، عذاب خواهم نمود، اين گفتار به چيز ديگرى تبديل نخواهد يافت، و بر خلاف آن نخواهد شد.

 «وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» يعنى: من در مجازات هيچكس نسبت باو ستم نميكنم، بلكه او با ارتكاب گناهان بخويشتن ظلم ميكند، و اينكه گفته است (ظلام) از باب مبالغه است، به منظور رد كسى كه ظلم را بخداوند بزرگ و مقدس نسبت داده است.

 «يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ» يوم، متعلّق است به (ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ ..)


بعضى گفته‏اند: متعلّق است به مقدّر كه تقدير آن عبارت است از (اذكر يا محمّد ذلك اليوم الّذى يقول اللَّه فيه لجهنّم هل امتلأت من كثرة ما ألقى فيك من العصاة)؟

 «وَ تَقُولُ»، جهنّم مى‏گويد:

 «هَلْ مِنْ مَزِيدٍ» انس گويد: يعنى جهنّم بيشتر مطالبه مى‏كند، مجاهد گويد: اينجا هل من مزيد به معنى كفايت است، يعنى ديگر براى پر شدن جهنّم ظرفيّت اضافى باقى نمانده است، و بر اين قول دلالت دارد آيه (لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ) «7».

و در باره وجه اوّل گفته شده است: اين گفتار از جهنّم پيش از وارد شدن تمام اهل جهنّم در آتش است.

و نيز مى‏تواند به آن معنى باشد كه جهنّم خواستار تعداد بيشترى از گناه- كاران شده است، بر اين اساس كه بر ظرفيّتش افزوده شود، همان گونه كه در روايت آمده است روز فتح مكّه از پيامبر خدا (ص) پرسيدند: آيا به منزل خودت وارد نمى‏شوى؟ حضرت در پاسخ فرمودند: آيا عقيل براى ما خانه‏اى باقى گذاشته است؟ چون هنگامى كه بنى هاشم از مكّه به سوى مدينه هجرت نمودند، عقيل خانه‏هاى بنى هاشم را فروخته بود، بنا بر اين معنى مى‏شود: آيا چيزى اضافه مانده است.

امّا سخنى كه از زبان جهنّم آمده است، در باره آن چند وجه گفته شده است:

1- اين جمله به صورت يك مثل آمده است، يعنى: جهنّم از نظر وسعت و عظمت مانند يك موجود داراى نطق است كه هر گاه به او گفته شود: آيا پر شده‏اى؟ گويد: پر نشده‏ام و هنوز گنجايش بسيارى دارم، و مانند آن است گفته عنتره:

         فازور من وقع القنا بلبانه             و شكا الى بعبرة و تحمحم‏

 يعنى: (مركب سوارى من برگشت و از تيرى كه به سينه‏اش نشسته بود با اشك چشم و زمزمه‏اى كه سر مى‏داد به من شكايت نمود) «8».

و شاعر ديگر مى‏گويد:

          (امتلأ الحوض و قال قطني             مهلا رويدا قد ملأت بطنى)

 يعنى: (حوض پر شده گفت: مرا بس است، مهلتى ديگر بس است كه شكم خود را پر نموده‏ام).

2- آنكه خداوند براى جهنّم وسيله نطق خواهد آفريد و روز قيامت به سخن خواهد آمد، و اين قابل انكار نيست، زيرا همان خدايى كه دستها و اعضاء و پوست بدن انسان را به زبان آورد، قدرت دارد كه جهنّم را نيز به سخن آورد.

3- جمله اين خطاب باشد به موكّلين بر جهنّم كه خداوند مى‏خواهد از آنان اقرار بگيرد، و از آنان مى‏پرسد آيا جهنّم پر شده است؟ موكّلين جهنّم در پاسخ مى‏گويند: بلى ديگر جايى براى افزودن نمانده است، تا خداوند به راستى وعده خداوند پى ببرند «9» و اين سخن از حسن است و حسن ميگويد:

 (هَلْ مِنْ مَزِيدٍ)؟ بمعنى: (ما من مزيد است) مانند آنجا كه مى‏فرمايد: (هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ) «10» كه به معنى: (لا من خالق غير اللَّه) است، و اين گفته نيز از واصل بن عطاء، و عمرو بن عبيد مى‏باشد.

__________________________________________________

 (1)- شايد منظور اضربوا به صيغه جمع باشد چون (حرّس) جمع است، و شاهد بر سر اين است كه (اضربا) به صيغه تثنيه براى حرس كه جمع است آمده است.

 (2)- كه در دو بيت اول خليلى و انكما تثنيه آمده است اما در بيت سوم ا لم تر به صيغه مفرد آمده است.

 (3)- عطاله كوهى است بلند در سوده از ديار بنى سعد، و در لسان العرب بدين شكل آمده است:

 (أ نارا ترى من ذى ابانين أم برقا) و ما بين اسم محلى است.

 (4)- اين شعر در ج 1 عربى تفسير صفحه 209 آمده است و شاهد بر سر فاعبدا است كه فاعبدن بوده، نون تبديل به الف شده است.

 (5)- و مفعول القيا بوده است.

 (6)- شواهد التنزيل حسكانى ج 2 ص 189 در دنباله حديث آمده است كه (ابو حنيفه بقوم گفت: برخيزيد ديگر از اين محكمتر چيزى نخواهد آمد).

 (7)- سوره سجده، آيه: 13.

 (8)- شاهد بر سير اين است كه شاعر در شعر خود زبانحال مركب سوارى را به شكايت تعبير نموده است، همانگونه كه در قرآن زبانحال جهنّم بيان شده است، در شعر بعدى نيز شاهد بر سر نقل زبانحال است.

 (9)- آنجا كه وعده فرموده است: (لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ) سوره هود، آيه: 119 يعنى: (حتما جهنّم را از جنيّان و مردم همگى پر خواهم نمود).

 (10)- سوره فاطر، آيه: 3.

 

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb