S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
شبهات وهابیت

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

وهابى ها مى گويندكه ما به دليل در خواست افعال غير عادى از ائمه مانند شفا خواستن دچار شرك شده ايم.

جواب:

1. ابتدا در بحث شماره ى يك دريافتيم كه انجام افعال خارق العاده توسط انبيا و ائمه مشكلى ندارد.

2. زمانى كه ما از يك مخلوق كمكى مى خواهيم در حالى كه مى دانيم و اعتقاد داريم كه او قدرتش را از منبع مستقلى غير از خدا نياورده و قدرتش از جانب خداوند در لحظه تامين ميشود مانند اين است كه ما از خدا كمك خواسته ايم در ضمن خدا از ما خواسته كه از وسيله ها كمك بگيريم (مائده (آيه ى 35):

«يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جَاهِدُواْ فىِ سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا بترسيد و به او توسط وسيله ها تقرب جوييد و در راهش جهاد كنيد. باشد كه رستگار گرديد.»)

مثلا مابراى شفاى خود پيش دكتر مى رويم در اين صورت آيا ما دچار شرك هستيم قطعا اين طور نيست چون ما مى دانيم دكتر وسيله اى است براى اعطاى شفا به ما.

پس در مى يابيم كه در خواست از ائمه براى انجام افعال خارق العاده مشكلى ندارد و شرك نيست.

توسل:

چرا ما بايد از اهل بيت استعانت بجوييم و مستقيم سراغ خود خدا نرويم؟

فصلت (6): «قُل انَّما انَا بَشَرٌ مِثلُكُم يُوحى الَىَّ انَّما الهُكُم الهٌ واحِدٌ فَاستَقيموُا الَيهِ وَ استَغفِرُوه ُو وَيلٌ للمُشرِكينَ»

«بگوييد من انسانى مثل شما هستم و به من وحى مى شود. همانا پروردگار شما واحد است پس مستقيم به پيش خدا برويد و استغفار كنيد و واى بر مشركين.»

خدا در آيه ى 35 مائده از ماخواسته كه براى رسيدن به او از وسايلش كمك بگيريم با اين حساب راه مستقيم هم باز همان توسل به ائمه و ديگر وسيله ها مانند نماز و ... مى باشد پس فاستقيموا اليه هم بهم نمى خورد و اگر فاستقيموا به معناى استقامت باشد كه اصلا ربطى به توسل ندارد در ضمن آيه در مورد كسانى است كه بت ها را خدا گرفته اند و باز ارتباطى به بحث توسل ندارد. در ضمن توسل مانند رابطه ى منشى و مدير مى ماند، اگر ما بخواهيم مدير كار ما را زودتر انجام دهد مى توانيم از كسى كه مورد قبول مدير است و در پيشگاه مدير داراى آبرويى است (مانند منشى) بخواهيم كه سفارش ما را به مدير بكند.

مائده (35): «يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جَاهِدُواْ فىِ سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا بترسيد و به او توسط وسيله ها تقرب جوييد و در راهش جهاد كنيد. باشد كه رستگار گرديد.»

اسراء (57): «اوُلئِكَ الّذينَ يَدعُونَ يَبتَغُونَ الى رَبِّهِمُ الوَسيلَهَ ايُّهُم اقرَبُ وَ يَرجوُنَ رَحمَتَه وَ يَخافُونَ عَذابَه انَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحذُوراً»

معنى قسمت خط كشى شده ى آيه: «كسانى كه (مشركين آنها را) مى خوانند هر وسيله اى را كه نزديك تر است به سوى خدا مى جويند.» يا «كسانى كه (مشركين آنها را) مى خوانند افرادی از ايشان در درگاه خدا مقرب ترند كه بسوى خدا وسيله مى جويند.»

اين قسمت از آيه نفى وسيله كه نمى كند هيچ بلكه اثبات وسيله هم مى كند و فقط نفى مى كند كه آن افراد خاص كه مشركين به آنها توسل مى جستند وسيله باشند.

حاضرجوابى سيّد شرف الدين!

مرحوم آيت الله سيّد شرف الدين (صاحب كتاب ارزشمند المراجعات) در عصر حكومت «ملك عبد العزيز» براى زيارت خانه خدا به مكه رفت. در عيد قربان كنار ساير علما به كاخ پادشاه سعودى دعوت شد، تا طبق معمول در عيد قربان به او تبريك بگويند. او به كاخ رفت، هنگامى كه نوبت به او رسيد دست شاه را گرفت و هديه اى به او داد، و ان هديه يك كتاب قرآن بود داراى جلدى پوستين بود.

شاه عربستان آن هديه را گرفت و بوسيد و به عنوان تعظيم و احترام، بر پيشانى خود گذاشت.

سيّد شرف الدين ناگهان گفت: «اى پاشاه! چرا اين جلد را مى‏بوسى و به آن تعظيم مى‏كنى با اينكه اين جلد چيزى جز پوست بز نيست؟»

 

شاه گفت غرض من از بوسيدن جلد، قرآنى است كه در داخل آن قرار دارد، نه خود جلد.

آقاى شرف الدين، بى درنگ فرمود: احسنت اى پادشاه! ما شيعيان نيز وقتى پنجره يا در اتاق‏

پيامبر (صلی الله عليه و اله) را مى‏بوسيم، مى‏دانيم كه آهن هيچ كارى نمى‏تواند بكند ولى غرض ما آن كسى است كه ماوراى اين آهن‏ها و چوب‏ها قرار دارد ما مى خواهيم رسول خدا (صلی الله عليه واله) را تعظيم و احترام كنيم، همان گونه كه شما با بوسه زن بر پوست بز مى‏خواستى قرآن را تعظيم كنى كه در درون آن پوست قرار دارد.

حاضران تكبير گفتند و او را تصديق كردند، در اين هنگام ملك عبد العزيز ناچار شد تا به حاجيان اجازه دهد كه از آثار رسول الله (صلی الله عليه واله) تبرك بجويندوليعهد او كه بعد از اوآمد، از قانون گذشته‏ شان بر گشت (1)

 

(1) منبع خبر: ماهنامه موعود شماره 89

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb