S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
واژه های حرف س

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

(بر وزن صرد) رفتن در شب. راغب گويد «السرى: سير الليل يقال: سرى و اسرى» در اقرب آمده سرى الرجل يعنى تمام شب را راه رفت اسرى نيز مثل سرى است و گويند: اسرى براى اوّل شب و سرى براى آخر آن است.

طبرسى ذيل آيه 65 سوره حجر گويد: اسراء شب رفتن است سرى يسرى سرىّ و اسرى اسراء دو لغت بيك معنى است.

اسراء در تمام قرآن با «با» تعديه شده است مثل وَ لَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى‏ مُوسى‏ أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي ... طه: 77.

موسى را وحى كرديم كه بندگان مرا شبانگاه از مصر بيرون ببر. فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ ... هود: 81.

اسراء دلالت بشب رفتن دارد گويند كلمه «الليل» براى تأكيد آمده كه حتما بايد شبانگاه برويد زيرا كه وقت صبح بنا بود عذاب نازل شود إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ هود: 81.

(سرّى): نهريكه جارى است (راغب) فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا مريم: 24. از پائينش او را ندا كرد: محزون مباش خدايت در پائين تو نهرى قرار داده است.

سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ اسراء: 1.

مراد از مسجد الحرام مسجد مكّه و از مسجد اقصى كليساى بيت المقدس است و چون سرزمين فلسطين پر آب و علف است و محصول فراوان دارد لذا «بارَكْنا حَوْلَهُ» آمده و اين كلمه در چند آيه ديگر تكرار شده است «لَيْلًا» منصوب است براى ظرفيت يعنى اسراء در شب واقع شده زمخشرى گويد: «لَيْلًا» و تنكير آن با آنكه اسرى بشب دلالت دارد براى بعضّيت است و اينكه مدّت اسراء قسمتى از شب بوده با آنكه فاصله آندو محل مدّت چهل شبانگاه است.

طبرسى گويد: بعلت بعد مسافت ميان آن و مكّه، الاقصى گفته شده.

اين آيه صريح. است در اينكه خداوند آنحضرت را در يك شب از مكّه به مسجد اقصى برده و علّت اسراء نشان دادن قسمتى از آيات خدا بوده است «لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا» ديگر از اينكه از مسجد اقصى بآسمانها عروج كرده آيه از آن ساكت است ولى روايات و اقوال علماء صريح است در اينكه آنحضرت از مسجد اقصى بآسمانها عروج فرموده و معراج از آنجا واقع شده است.

جمله «لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا» كه هدف اسراء را بيان ميكند در سوره نجم بطرز ديگرى آمده است.

وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى‏. عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى‏. عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى‏. إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى‏. ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‏. لَقَدْ رَأى‏ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى‏ نجم: 13- 18.

يعنى پيامبر بار ديگر جبرئيل را ديد آن رؤيت در نزد سدرة المنتهى بود كه بهشت نزد آن است. موقعى او را ديد كه سدره را ميپوشانيد آنچه ميپوشانيد، چشم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در آن رؤيت بخطا و اشتباه نرفت (آنچه ديد حقيقت بود) از آيات بزرگ پروردگارش ديد.

اين آيات را حمل بر جريان زمينى كردن مشكل است و روشن ميشود كه شرح حال معراج است مخصوصا جمله «عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى‏» كه ظاهرا آن بهشت موعود است در آيه اسراء كه «لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا» آمده اگر مراد از آيات مثلا ديدن مقام پيامبران در بيت المقدس و ديدن طور سينا و يا ديدن اينكه خداوند او را چگونه در يك شب آنهمه مسافت راه برد و يا مانند اينها باشد هيچ و اگر منظور از آن همان «لَقَدْ رَأى‏ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى‏» باشد، معلوم ميشود كه اسراء مقدمه معراج بوده است.

ناگفته نماند روايات معراج از طريق شيعه و اهل سنت بقدرى زياد است كه نميشود وقوع آنرا فى الجمله انكار نمود و بزرگان اسلامى در عقيده بمطلق معراج متفق القول‏اند.

براى نمونه بتفسير مجمع البيان، صافى، برهان، و الميزان و غيره ذيل آيه اسراء رجوع شود همچنين به بحار ج 18 طبع جديد رجوع شود كه از ص 282 تا ص 410 مجموعا 128 صفحه باين مطلب اختصاص داده شده است.

طبرسى رحمه اللّه در مجمع البيان فرموده: درباره معراج پيامبر ما صلّى اللّه عليه و آله روايات زيادى نقل شده و بسيارى از صحابه مثل، ابن عباس، ابن مسعود، انس، جابر بن عبد اللّه، حذيفه، عايشه ام هانى و غيرهم آنرا از آنحضرت نقل كرده‏اند. بعضى زياد و بعضى كم كرده است و مجموع آنها به چهار قسم منقسم است اول آنچه يقينى است چون اخبار درباره آن متواتر و علم بصحت آن حاصل است. دوّم آنچه در اين باره نقل شده از چيزهائيكه عقل جايز ميداند و اصول اسلامى از آن ابا ندارد ما نيز آنرا جايز دانسته و قطع ميكنيم كه آن در بيدارى آنحضرت بوده نه در خوابش سوّم آنچه ظاهرش مخالف اصول است ولى ميشود طورى توجيه كرد كه مخالف عقل نباشد بهتر آنست كه مطابق حق و دليل تأويل شود. چهارم آنچه ظاهرش صحيح نيست و تأويل آن جز بمشقت بعيد ممكن نميباشد. بهتر آنست كه آنرا قبول نكنيم.

امّا اوّلى كه مقطوع به است آنست كه آنحضرت فى الجمله معراج كرده است. امّا دوّمى از آنجمله است كه روايت شده آنحضرت در آسمانها گردش كرد و پيغمبران و سدرة المنتهى و بهشت و جهنّم و امثال ذلك را ديد. اما سوّمى نظير آنچه نقل شده مردمانى را در بهشت ديد كه متنعّم بودند و از اهل آتش كسانى را مشاهده كرد كه در عذاب بسر مى‏بردند اين حمل بر آن ميشود كه صفت و يا نامهاى آنها را ديده است. اما چهارم نظير آنچه نقل شده آنحضرت با خدا آشكارا صحبت كرد و او را ديد و با خدا در تخت نشست و نحو ذلك از چيزهائيكه دلالت بر تشبيه دارد.

مجلسى رحمه اللّه در بحار مجموع آنچه را كه گفته شد از مجمع نقل كرده الميزان نيز كلام طبرسى را نقل كرده و تقسيم آنرا پسنديده است ولى در غالب امثله آن خدشه كرده و فرموده سير در آسمانها و ديدن انبياء و نظير آنها تمثيلات برزخى و يا روحى است ...و در آنها بعدى نيست كه احاديث معراج از اين قسم تمثيلات مملو است.

ناگفته نماند مفصّلترين روايات درباره معراج، روايت على بن ابراهيم است از پدرش از ابن ابى عمير از هشام بن سالم از امام صادق عليه السّلام.

رجال اين روايت همه موثّق‏اند جز ابراهيم بن هاشم كه هر چند توثيق نشده ولى قدحى هم ندارد و از بزرگان ميباشد. علماء شيعه روايات آن بزرگوار را تلقّى بقبول كرده‏اند. اين روايت در تفسير برهان و تفسير صافى، و تفسير الميزان نقل شده و علّامه مجلسى آنرا در بحار از تفسير فرات نقل كرده است.

لازم است در اينجا چند مطلب را بررسى كنيم:

1- اسراء از مسجد الحرام بمسجد اقصى حتمى و صريح آيه است اگر در حقيقت معراج كه آيا در خواب بوده يا در بيدارى صحبت شود، اسراء جاى صحبت نيست و اگر كسى بگويد كه اسراء در خواب بود سخنش باطل و بى جاست زيرا رفتن به مسجد اقصى در عالم خواب چندان اهميت ندارد كه قرآن مجيد با آن طمطراق بيان دارد. در روايات و تفاسير هست كه آنحضرت در همان شب بر گشت و صبح جريان را بمشركين مكّه حكايت كرد و نشانه‏هائى از شتران آنها كه در راه بودند بيان داشت و همانطور بود كه بيان فرمود.

2- بعضى گويند معراج در خواب بود و بعضى گفته‏اند روحانى بود نه جسمانى. ولى روحانى بودن آنرا معناى روشنى نيست و بايد گفت كه روح آنحضرت از بدنش خارج شد اين جز مرگ معنى ندارد و شايد مراد اين عدّه انكشاف و يا نظير عالم خواب باشد.

3- معراج آنحضرت يكى از دو جور است يا در عالم ظاهر و بيدارى با قدرت خداوند بآسمانها رفته و آنچه را ميبايست ببيند ديده است و آن از قدرت خداوند بعيد نيست و لازم بود براى وسعت علم آنحضرت وسعه صدرش چنين جريانى پيش آيد.

و موضوع خرق و التيام در افلاك كه يگانه مستمسك مانعين است امروز از موهومات ميباشد و اينكه با كدام سرعت رفته آيا با سرعتى شبيه بسرعت نور و در آنصورت ماده قهرا مبدّل به نيرو ميشود چنانكه گفته‏اند و اگر با كمتر از آن رفته آنوقت اين همه مسافت را در آن مدت كم چطور پيموده است؟ بايد اين را محوّل بقدرت و علم خدا كرد ما از علوم عالم جز اندكى بلد نيستيم.

جور ديگر آنست كه خداوند بچشم آنحضرت وسعت داده و در جاى خود آسمانها و هر آنچه را كه در روايات معراج آمده ديده است. فرض كنيد كسى در ايران نشسته خداوند بديد او چنان وسعت بدهد كه ممالك آمريكا و شهرها و حتى ميان خانه‏هاى آنها را ببيند و اين هيچ بعيد نيست چنانكه در حديث آمده كه جبرئيل كربلا و محل شهادت ابا عبد اللّه عليه السّلام را بآنحضرت نشان داد و از مدينه آنجا را ديد چنانكه سبط ابن جوزى و ديگران آنرا نقل كرده‏اند. و محدث قمى در نفس المهموم از سبط ابن جوزى نقل ميكند.

عياشى در تفسير خود ذيل آيه اسراء از هشام بن سالم از حضرت صادق عليه السّلام نقل ميكند: چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جريان اسراء را بكفّار مكّه خبر داد گفتند از او از شهر ايله، كه در وسط راه است بپرسيد ... و جبرئيل آمد و گفت يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سرت را بلند كن و خلاصه حديث آنكه خداوند پستى و بلندى‏هاى زمين را از بين برد آنحضرت ايله را آشكارا ديد. كفّار سؤال ميكردند و آنحضرت بشهر نگاه كرده و بآنها خبر ميداد.

و چنانكه در شكستن سنگ خندق و جهيدن برق از آن از فتح يمن و شام و غيره خبر داد. منافقان گفتند:

تعجب نميكنيد نميتوانيد بقضاى حاجت برويد اين شخص ميگويد: از مدينه كاخهاى حيره و شهرهاى مدائن را مى‏بينم و آنها فتح خواهد شد. اين سخن را طبرسى و ديگران در جريان خندق نقل كرده‏اند. از اين قبيل چيزها در احوال آنحضرت بيشتر ميتوان يافت.

خلاصه آنكه هيچ بعيد نيست كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در جاى خود بنشيند و خداوند بچشم او چنان قدرت دهد كه آسمانها و كرات را ببيند و چشمش اصلا اشتباه نكند «ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‏». ولى روايات معراج وجه اول را ميرسانند يعنى آنحضرت بآسمانها رفته است براى تحقيق بيشتر بروايات رجوع كنيد.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb