S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
واژه های حرف س

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

سلطه بمعنى قدرت است (اقرب) راغب سلاطه را تمكّن و قدرت از روى قهر گفته است «سلّطه عليه» يعنى او را بر آنديگرى غالب كرد «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ ...» نساء: 90. اگر خدا ميخواست آنها را بر شما مسلّط و غالب ميكرد.

سلطان:

دليل و غلبه كه عبارت اخراى تسلّط است. «إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بِهذا أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ» يونس: 68. شما را باينكه ميگوئيد دليلى نيست آيا بخدا نسبت ميدهيد آنچه را كه نميدانيد. و مثل «إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ» حجر: 42.

كه در اين آيه نيز بمعنى تسلّط و غلبه است.

دليل و حجّت را از آن سلطان گويند كه سبب غلبه و تسلّط است.

دقّت در موارد استعمال سلطان نشان ميدهد كه در قرآن مجيد فقط در معناى تسلط و دليل بكار رفته است.

سلطان گاهى در معجزه بكار رفته بعنوان آنكه سبب تسلط است نحو «ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى‏ وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ» مؤمنون: 45.

«سُلْطانٍ مُبِينٍ» بيان آيات است كه معجزه‏ها بوده باشد. «أَ تُجادِلُونَنِي فِي أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ ...» اعراف: 71. اين تعبير در چند آيه ديگر از جمله آيه 40 يوسف و 23. نجم آمده است. مراد آنست كه اين نام گذارى و بت‏ها را معبود خواندن و آنها را داراى اثر و تصرف و تقرّب دانستن از جانب شما و پدرانتان است و خداوند بوسيله پيامبران در اين باره دليلى نازل نكرده و نفرموده كه بتها تقرّب آورند.

مراد از «اسماء» آنست كه اينها نام خالى‏اند و حقيقت ندارند و اينكه ميگوئيد: بت معبود و مقرّب است لفظ پوچى بيش نيست.

[تسلط شيطان‏]

«وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ...» ابراهيم: 22. اين سخن شيطان است كه روز قيامت باغوا شدگان خواهد گفت يعنى: من بر شما تسلّطى نداشتم مگر آنكه من خواندم و شما دعوتم را پذيرفتيد، پس مرا ملامت نكنيد كه چرا خواندم چون كار من آن بود و خودتان را ملامت كنيد كه چرا از من قبول كرديد؟! مراد از سلطان تسلّطى است كه شيطان بتواند مردم را بگناه مجبور كند. بصريح آيه شيطان چنين قدرتى ندارد و قدرت شيطان همان وسوسه و دعوت صرف است كه در صورت اهميت ندادن منكوب خواهد شد. از اين كلام و آيات ديگر كه در اين زمينه است روشن خواهد شد. كه قدرت او يكجانبه است و در صورت قبول مردم، مؤثّر ميشود.

«وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ. وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِي شَكٍّ ...»سباء: 20 و 21. مراد از سلطان در اين آيه بقرينه آيه سابق همان تسلّط بر دعوت و وسوسه است ميفرمايد:

شيطان از جانب خود اين قدرت را هم نداشت و ما باو تفويض كرديم تا روشن كنيم كدام شخص بآخرت ايمان مياورد و كدام در شك است و اهميت نداده و از دعوت شيطان پيروى ميكند و بتصريح اين آيه تسلّط شيطان يك آزمون است. و ايضا روشن ميكند كه ظنّ شيطان درباره اطاعت از وى درست در آمده است.

«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ. إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ... إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ» حجر: 39- 42. از اين آيات نيز روشن است كه تسلّط شيطان فقط بر تزيين اعمال قبيح است كه در اثر آن مردم اغوا ميشوند و ظاهرا غرض نفى چنين تسلّطى است و گرنه عباد مخلصين را نيز دعوت ميكند ولى دعوت و تزيين او كارگر نميشود.

شيطان در اين آيه فقط عباد خالص را استثنا كرده كه عبارت از انبيا و ائمّه و اوصيااند ولى ظاهر «إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ» آنست كه تسلّط بر بندگان مؤمن نيز ندارد و آنها هم از وى پيروى نميكنند و در صورت اشتباه فورا جبران مينمايند «إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» اعراف: 201.

مورد تصديق قرآن در تسلّط شيطان فقط «إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ» است آيات ذيل اين مطلب را تأييد ميكند:

«فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ. إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ. إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ» نحل: 98- 100. آنانكه ايمان آورده و كار خود را بخدا واگذار نموده‏اند شيطانرا بر آنها تسلّطى و دعوتى كه سبب اغوا شود نيست.

در سوره اسراء نيز مقدارى از دعوت و اغواء او را بيان فرموده سپس ميفرمايد: «إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَ كَفى‏ بِرَبِّكَ وَكِيلًا» اسراء: 65. رجوع شود به «شيطان».

«هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ» حاقة:29. در مجمع از زجاج نقل كرده كه ها در اين كلمه براى وقف است 93 يعنى حجّت و دليل و يا تسلّطى كه در دنيا داشتم از من فوت شد و رفت.

ناگفته نماند سلطان در قرآن فقط بدو معناى دليل و تسلّط آمده و در معناى شاه، خليفه، والى، فرمانده بكار نرفته است. جوهرى تصريح ميكند كه آن در اين معنى مجمع بسته نميشود زيرا كه جارى مجراى مصدر است.

اطلاق آن بر حكومت و خليفه و فرمانده باعتبار تسلّطى است كه آنها دارند چنانكه در نهج البلاغه و صحيفه سجّاديه و غيره آمده است. جمع آن باين اعتبار سلاطين است در اقرب گفته: اطلاق سلطنت بر حكومت و پادشاهى از كلام مولدين است.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb