ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

داخل شدن. و داخل كردن چنانكه در اقرب و مفردات و قاموس آمده است. اسلاك نيز بمعنى داخل كردن است «الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا ...» طه: 53. خدائيكه زمين را براى شما گسترده و در آن براى شما راه‏هائى داخل كرده و قرار داده است. «ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ» مدثر:42. چه چيز شما را داخل جهنّم كرد.

«كَذلِكَ سَلَكْناهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ» شعراء: 200. اين چنين قرآن را بقلوب گناهكاران وارد كرديم. در اين آيات سلك بمعنى وارد كردن است.

«ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا ...» نحل: 69. سلك در اينجا بمعنى دخول است يعنى اى زنبور عسل سپس از تمام ميوه‏ها بخور و بآسانى براه پروردگارت داخل شو. و عسل بساز.

«أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ ...» زمر: 21. ممكن است «ينابيع» مفعول دوم سلك باشد راغب تعديه بدو مفعول را از بعضى نقل ميكند و شايد در آن «فى» مقدّر باشد يعنى خدا از آسمان آبى نازل كرد و آنرا در چشمه‏هاى زمين وارد نمود. همچنين است «وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً» جن:17.