S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
واژه های حرف س

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

اين كلمه صد و بيست بار و جمع آن سموات صد و نود بار در كلام اللّه مجيد آمده است (المعجم المفهرس) و اصل آن از سمو بمعنى رفعت و بلندى است.

راغب گويد: سماء هر چيز، بالاى آنست طبرسى فرموده: سماء معروف است و هر آنچه بالاى تو باشد و بر تو سايه افكند سماء است و سماء بيت، سقف آنست. بباران نيز سماء گويند. جوهرى نيز چنين گفته است.

قول ديگران نيز نظير و يا عين آن است. [در اينجا لازم است چند مطلب بررسى شود:] 1- لفظ سماء بقول صحاح مذكّر و مؤنث هر دو ميايد. بعقيده قاموس و اقرب و مفردات مؤنث است و گاهى مذكّر هم ميايد. طبرسى ذيل آيه 29 بقره نسبت آنرا بقول داده و در ذيل آيه 18 مزمّل فرموده: لفظ سماء مذكّر است جايز است مذكّر و مؤنّث باشد هر كه مذكّر گفته سقف اراده كرده است.

مخفى نماند در تمام آيات قرآن افعال و ضماير سماء مؤنّث آمده مثل «وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ» تكوير:11. «وَ السَّماءِ وَ ما بَناها» شمس: 5.

«يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ» معارج: 8.

مگر در آيه «السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ كانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا» مزّمل: 18. كه مذكّر بكار رفته بقرينه آنكه صفتش «منفطر» مذكّر آمده است. بنا بر اين، قرآن مجيد قول راغب و قاموس و اقرب را تصديق ميكند كه گفته‏اند: مؤنّث است گاهى مذكّر هم آيد.

2- بعضى‏ها از جمله راغب باستناد آيه «ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ» بقره: 29. كه ضمير سماء جمع آمده، گفته‏اند: سماء مفرد و جمع هر دو بكار ميرود. و بعضى گفته‏اند: اسم جنس است. ولى بقرينه «ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ ... فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ» فصلت: 11 و 12. و چنانكه در «ارض» گذشت سماء در آنحال دخان و گاز غليظ بود و بتدريج رقيق شده و مبدل بهفت آسمان گرديده است على هذا سماء مفرد است و جمع آمدن ضمير باعتبار ما بعد است كه سبع سموات بوده باشد.

3- سماء در آيه «يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً» نوح: 11. و نيز در آيه 6 سوره انعام و 52 سوره هود بمعنى باران است چنانكه در «درر» گذشت اهل لغت و تفسير تصريح كرده‏اند كه بباران سماء گفته ميشود.

راغب ميگويد باران سماء ناميده شده چون از سماء ميايد. بعلف نيز سماء گويند بجهت اينكه از باران است و يا بعلت ارتفاعش از زمين.

4- در قرآن هر جا كه سموات سبع آمده مراد ظاهرا طبقات هفتگانه هواست. ناگفته نماند: دانشمندان طبقات هوا را به پنج قسمت تقسيم كرده، حدود و مشخصات آنرا معيّن نموده‏اند بدين شرح:

تروپوسفر: ارتفاع اين طبقه در استوا 16 كيلومتر و در قطبين 10 كيلومتر است. در همين قسمت است كه ابرها تشكيل ميشود و وضع هواى زمين تعيين ميگردد. هفتاد و پنج درصد گازهاى سازنده جوّ در همين منطقه ميباشد و رعد و برق و برف و تگرگ و غيره در آن قرار دارند.

ستراتسفر: اين طبقه از بالاى تروپوسفر شروع شده تا بلندى 32 كيلومترى سطح زمين ادامه دارد در آن تند بادهاى مداوم ميوزد. دو شط عظيم هوائى در آن كران تا كران جهان را مينوردند نام آندو «جريانهاى جتى» است يكى از مغرب بسوى مشرق بين قطب شمال و خط استوا، ديگرى از شرق بغرب بين قطب جنوب و استوا وضع اين دو جريان و نيز سرعتشان روزانه تغيير ميكند. گاهى بصورت سهمگين در آمده با سرعتى برابر 800 كيلومتر در ساعت حركت ميكنند.

وجود اين جريانها در جنگ دوم جهانى بواسطه خلبانان آمريكا كشف گرديد. در ارتفاع 20 كيلومترى آن درجه حرارت تا 62 درجه زير صفر پائين ميايد.

اوزونسفر: اين طبقه مقدارى از طبقه دوم را نيز گرفته و آنرا از ارتفاع 20 كيلومترى تا ارتفاع 50 كيلومترى تعيين كرده‏اند. در اين طبقه نوعى اكسيژن وجود دارد كه آنرا اوزون مينامند و اين طبقه نسبتا گرمتر و درجه حرارت آن تا حدود صفر ميرسد و علت اين امر آنستكه اوزون اشعه بالاى بنفش خورشيد را جذب ميكند.

يونوسفر: ناحيه‏ايست عجيب و اسرار آميز از نظر رقت هوا مانند خلاء است از ارتفاع 50 كيلومترى شروع ميشود و تا 300 كيلومترى كم و بيش اطلاعى در دست هست و شايد تا 800 كيلومتر بالا رود. در اين منطقه هيچ ذى روحى قادر نيست از اشعه ماوراى بنفش خورشيد. و اشعه كيهانى و رگبار شهابها مصون بماند مگر با وسائليكه سفائن ماه پيمائى دارند. اين طبقه است كه امواج راديوئى را بزمين باز ميگرداند و مانع عبور آنها ببالا است. در ارتفاع 80 كيلومترى درجه حرارت 68 درجه زير صفر و در ارتفاع 177 كيلومترى به 287 درجه بالاى صفر ميرسد!!!.

اگزوسفر: در اين طبقه جوّ تدريجا از بين رفته و در ژرفناى خلاء مستحيل ميشود. بشر درباره آن. جز اطلاعات ناچيز ندارد (قمرهاى مصنوعى ص 10- 14 ترجمه محمود مصاحب).

درباره ضخامت هوا گفته‏اند كه:

تا حدود هزار كيلومتر ارتفاع، آثار آن شناخته شده است.

قرآن مجيد آنرا هفت طبقه كرده است ميشود گفت: مراد قرآن همين پنج طبقه است كه هفت شمرده و ميشود گفت: هنوز طبقات ديگرى كشف نشده است.

در قرآن كريم مجموعات هشت بار «سَبْعَ سَماواتٍ» آمده است دقت در آنها نشان ميدهد كه همه در وسط هم‏اند مثل لايه‏هاى پياز و همه از يك طبقه گاز غليظ آفريده شده و مراد از همه طبقات جوّ زمين است. اينك آيات:

1- «أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً. وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً» نوح:15- 16. «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً» ملك: 3.

از اين دو آيه سه مطلب بدست ميايد: آسمانها هفت‏اند. آنها طبقه طبقه توى هم‏اند. ماه در ميان آنها نور است. بايد دانست آسمانها و اجرام و كهكشانهاى سماوى بيشمار است.

ناچار بايد بگوئيم: مراد از اين هفت آسمان، آسمانهاى بخصوصى است.

از طرف ديگر نور ماه چندان امتداد مهم ندارد و يقينا باجرام دور و كهكشانهاى بى شمار نميرسد چنانكه ما با چشم عادى ماه مريخ و ماههاى مشترى و غيره را نمى‏بينيم. نور ماه ما نيز بآنها نميرسد و حد اكثر ميتوان گفت كه نور ماه در منظومه شمسى قابل رؤيت است و خارج از منظومه قابل رؤيت نيست. مثلا در شعراى يمانى كه پانصد هزار برابر فاصله خورشيد از زمين دور است و در ستارگانى كه 45000 سال نورى مثلا از زمين فاصله دارند چطور ممكن است نور ماه ديده شود.

پس اينكه فرموده: «جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً» كدام هفت آسمان است كه ماه در ميان آنها نور است و نورش در آنها مرئى است. پس حتما اين هفتگانه غير از آسمانهاى ديگر است.

نور ماه در طبقات هوا مرئى است و قهرا مراد از آنها همين طبقات است. اگر غرض از «فِيهِنَّ» آن باشد كه ماه خارج از هفت آسمان است و نورش بآنها ميرسد پس ماه در ميان آنها نيست و اگر منظور آن باشد كه ماه در ميان آنها قرار گرفته در اينصورت مرز هفت آسمان از جايگاه ماه كه در فاصله سيصد و هشتاد و چهار هزار كيلو- مترى زمين قرار گرفته، نيز گذشته است. از طرف ديگر نميشود گفت مراد از هفت آسمان سيارات منظومه شمسى است كه سيارات آن فعلا تا به 9 رسيده و شايد بعضى‏ها هم در آينده كشف شود از طرف ديگر در حدود هزار و ششصد سيّاره و دنباله- دار و سنگهاى آسمانهاى در منظومه شمسى قرار گرفته و بدور خورشيد ميچرخند.

و آنگهى اين هفت آسمان طبقه طبقه‏اند. لازمه اين آنست كه توى هم بوده و بالاى يكديگر بوده باشند و گرنه «طِباقاً» جور در نميايد.

2- «خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ ... ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ. فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحى‏ فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ حِفْظاً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ» فصلت:9- 12.

اين آيات صريح‏اند در اينكه زمين در دو دوران خلق شده چنانكه مشروحا در «ارض» گذشت و سپس آسمان كه گاز فشرده و دود غليظى بود (و باحتمال نزديك بيقين و يا حتما از زمين بر خاسته بود) بدستور خداوند رقيق شده و بهفت آسمان محيط بر زمين مبدل شده است «فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ» و از جمله «وَ أَوْحى‏ فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها» فهميده ميشود كه هر يك از اين طبقات خاصيّت بخصوص و اثر معين دارد.

3- همين طور است آيه «ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ ...»بقره: 29. و آيات 44 اسراء و 86 مؤمنون و 12 طلاق، كه همه درباره هفت آسمان و همه درباره طبقات جوّ زمين‏اند.

5- مراد از آسمان گاهى عالم بالا و فضاست مثل «وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً» بقره: 22. يعنى از آسمان و طرف بالا آب نازل كرد. و نحو «قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ» بقره: 144.

و ايضا «أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ» ابراهيم: 24. همچنين است آيات «وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً ...»حجر: 16. «تَبارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً» فرقان:61. «وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ» بروج: 1.

غرض از همه اينها چنانكه گفته شد طرف بالا و فضاست.

6- گاهى مراد از سماء اجرام و موجودات علوى و ستارگان و غيره است مثل «وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ» ذاريات: 47. «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» بقره: 164.

«تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلى‏» طه: 4. «وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ» شورى: 29. السموات در همه آنها جمع معرف بالف و لام و ظهورش در استغراق است و چون متعلق خلقت‏اند پس مراد موجودات علوى‏اند نه فضاهاى خالى اگر فضاى خالى پيدا شود.

7- در سه جا از قرآن كريم آمده:

«السَّماءَ الدُّنْيا» بايد ديد مراد از آسمان نزديك چيست؟

نخست هر سه را نقل سپس درباره آنها توضيح ميدهيم.

1- «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ. إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ. وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ» صافات: 5- 7.

2- «فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحى‏ فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ حِفْظاً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ» فصلت: 12.

3- «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ... وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ» ملك: 3 و 5.

فرق آيه اول با دوم و سوم آنست كه در اول كواكب ذكر شده و «السموات» مطلق آمده ولى در دوم و سوم مصابيح و سموات سبع گفته شده و نيز در آيه سوم مصابيح را رجوم شياطين نام كرده است.

توضيح اين سه آيه در «رجوم» گذشت و گفتيم كه مراد از كواكب ظاهرا سيارات منظومه شمسى و از «السَّماءَ الدُّنْيا» فضا و آسمان منظومه شمسى است كه نزديكترين آسمانهاى جهان بزمين است. و منظور از مصابيح تيرهاى شهاب‏اند كه زيور و زينت پائين‏ترين طبقات هفتگانه جوّ زمين‏اند پس «السَّماءَ الدُّنْيا» در آيه اول غير از «السَّماءَ الدُّنْيا» در آيه دوم و سوم است. شاهد قوى آنكه در دو آيه اخير ابتداء سبع سموات آمده سپس «السَّماءَ الدُّنْيا» پر واضح است كه نظر بر نزديكترين آسمان از آن هفتگانه است.

8- در بعضى از آيات هست كه زمين پيش از آسمانها آفريده شد و در بعضى بالعكس مثل «خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ ... ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ ... فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ» فصلت: 9- 12 «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ» بقره: 29. در اينجا خلقت و تشكيل زمين پيش از آسمانهاست ولى در آيات: «أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها. رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها. وَ أَغْطَشَ لَيْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها. وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها. أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها. وَ الْجِبالَ أَرْساها» نازعات: 27- 32. ملاحظه ميشود كه دحور و گستردن يا چرخانيدن زمين پس از بناى آسمان است.

از اين رو ميتوان گفت: مراد از «السَّماءُ بَناها» آسمان منظومه شمسى است كه شامل خورشيد و تمام سيارات آن است نه آسمانهاى هفتگانه محيط بر زمين و قطعى است كه زمين پس از تشكيل فضاى منظومه شمسى باين صورت در آمده است فضائى را در نظر بياوريد كه خورشيد با بيشتر از هزار و ششصد سياره و دنباله‏دار و سنگهاى بزرگ در آن جاى گرفته‏اند، اين آسمان كه سيارات و خورشيد آنرا مشخص ميكنند پيش از زمين است و زمين نسبت بآن مثل نخود كوچكى است نسبت بگنبدى بزرگ.

در كتاب آغاز و انجام جهان ص 37 با استفاده از كلمات آيه روشن نموده كه منظور از آسمان در اينجا آسمان منظومه شمسى است.

احتمال ديگر آنست مراد از آسمان كهكشان ما باشد كه منظومه شمسى قسمت كوچكى از آنست. در «ارض» نيز مطلبى راجع بآن گذشت.

9- در هفت محل از قرآن مجيد آمده كه آسمانها و زمين در شش روز آفريده شدند مثل «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ» اعراف: 54. ايضا آيات سوره‏هاى يونس: 3- هود: 7- فرقان: 59- سجده: 4- ق: 38- حديد: 4. ظاهر السموات نشان ميدهد كه منظور همه آسمانهاست ولى در سوره فصلت آيه 9 تا 12 اين شش روز تشريح شده است و روشن ميشود كه مراد آسمانهاى هفتگانه زمين است و از آن چنين بر ميايد كه زمين و آسمان كه بصورت گاز غليظ بود در دو روز (دوران) آفريده شد و در عرض چهار روز در زمين تقدير اقوات گرديد و گاز غليظ بصورت آسمانهاى هفتگانه در آمد مشروح اين سخن را در «ارض» مطالعه كنيد.

پيداست كه غرض از روز 24 ساعت نيست بلكه منظور دوران است كه شايد ميليونها سال طول كشيده باشد.

10- در بسيارى از آيات مراد از «السماء» طبقات هفتگانه جوّ است كه مفرد و مطلق آمده مثل «يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ» معارج: 8. «وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ» حاقه: 16.

«فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ» قمر: 11. ولى در بعضى غرض مطلق عالم فوق است نظير «وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» حديد: 21- «فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ...» ذاريات:23. «وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ» زخرف: 84. در موقع خواندن و تفسير بايد توجه كرد كه مراد كدام است.

«وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ» انبياء: 32.

معناى آيه در «سقف» گذشت.

«وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ» ذاريات: 47. رجوع شود به «ايد».

«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ» طلاق: 12.

اگر مراد از مثل عدد باشد غرض آنست كه خدا هفت آسمان و هفت زمين آفريده در اينصورت چون مراد از هفت آسمان طبقات جوّ است زمين نيز مانند آنها هفت طبقه است و ما در روى طبقه هفتم آن قرار گرفته‏ايم.

اين مطلب نزديك بيقين است زيرا كه در گذشته خوانده‏ايم هفت آسمان طبقه طبقه‏اند و زمين نيز مثل آنهاست و جمله «مِنَ الْأَرْضِ» نشان ميدهد كه اين هفت طبقه در خود زمين است. و آنچه گفته‏اند: مراد هفت اقليم يا هفت زمين جدا از هم است بسيار بعيد ميباشد.

حسين بن خالد از حضرت رضا عليه السّلام روايتى در اين باره نقل كرده كه در مجمع البيان ذيل آيه 7 ذاريات و آيه 12 سوره طلاق و در تفسير صافى در سوره ذاريات و در الميزان نيز ذيل آيه 12 سوره طلاق از تفسير قمى نقل شده است طالبين باين تفاسير رجوع كنند. و اللّه اعلم.

موجودات زنده در آسمان‏

آيات متعدّدى داريم كه از وجود موجود زنده در آسمانها خبر ميدهند.

بعضى از آيات آنها را بلفظ دابّة (جنبنده) آورده و بعضى بلفظيكه دلالت بر أولو العقل بودن آنها دارند مثل «وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ» نحل: 49. آيه صريح است در اينكه در آسمانها مثل زمين جنبندگانى هست و خدا را سجده ميكنند و مثل «وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى‏ جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَدِيرٌ» شورى:29. ضمير «فِيهِما» بآسمانها و زمين راجع است و با قاطعيت تمام روشن ميشود كه در آسمانها جنبندگانى آفريده و پراكنده شده‏اند و از جمله «عَلى‏ جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَدِيرٌ» بدست ميايد كه روزى ميان اهل زمين و آنها ارتباط بر قرار خواهد شد. اگر منظور از جمع، رسيدن آنها بيكديگر باشد.

آيات ديگر از قرار ذيل‏اند «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» رحمن: 29. «وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً» رعد: 15. «وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» اسراء: 55. كلمه «من» در اين آيات دلالت بر افراد عاقل و ذى شعور دارد و بخوبى روشن ميكند كه در آسمانها مانند انسان موجودات زنده و عاقل زندگى كرده و بخداى خود خضوع ميكنند و حوائج خويش از او ميخواهند بعيد است كه بگوئيم مراد از آنها ملائكه هستند كه ملائكه را خداوند مستقلا در آيات بيان فرموده است. روايات در اين زمينه بسيار است و ميشود براى ديدن آنها به هيئت و اسلام هبة الدين شهرستانى رجوع كرد. وانگهى بعيد بنظر ميرسد كه خدا اينهمه آسمانها را بيافريند و موجود زنده فقط در زمين باشد كاوشهاى علمى در اين باره جريان دارد و بزودى باين حقيقت پى خواهند برد.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb