S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
واژه های حرف ص

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بكسر و فتح ص راست گفتن. و بكسر ص: راست مقابل دروغ (اقرب). «وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ» اسراء: 80. اين راستى در عمل است.

«وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ» زمر: 33. مراد از صدق خبر راست است بعبارت ديگر: حق. و مراد از تصديق ايمان بآن ميباشد.

(تصديق) بمعنى اذعان و اعتقاد و راست دانستن مطلب و سخن است «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ ...» سباء: 20. يعنى شيطان ظنّ خويش را كه باغواء ايشان داشت تصديق كرد و دانست كه اغواء ميتواند كرد. «بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ» صافّات: 37. بلكه حق را آورد و مرسلين را در نبوّت تصديق كرد. در مجمع فرموده: بشارات پيامبران را درباره خود تحقيق و اثبات كرد يعنى بشارات آنها بوسيله او جاى خود را گرفت.

(صدقه): چيزى است كه انسان از مال خود قربة الى اللّه ميدهد. و آن اعمّ از زكوة است صدقه بواجب و مستحب هر دو گفته ميشود ولى زكوة فقط اسم واجب است (مجمع) «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً ...» توبه:103. درباره صدقه واجب است «هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ» توبه: 104. ظاهرا اعم از واجب و نداب است.

افعال صدقه از باب تفعل ميايد. نحو «وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ» يوسف: 88. «لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ» توبه: 75.

اقرب الموارد در علت اين تسميه گويد: كه بنده بوسيله آن صدق عبوديّت خويش را اظهار ميكند.

(صدقة): بفتح (صلی الله علیه وآله وسلم) و ضم (د) مهريه زن است جمع آن در قرآن صدقات آمده «وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً» نساء: 4. يعنى مهر زنان را در حاليكه عطيه‏اى است از جانب خدا، بدهيد.

شايد علت اين تسميه آن باشد كه شخص با دادن مهر صدق احترام و حق زن يا دستور خدا را ظاهر ميكند.

(صديق): رفيق. آنكه دوستى و محبتش راست است «فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ. وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ» شعراء: 101 و 102.

(صديق): پيوسته راست‏گو و راست كن صيغه مبالغه است طبرسى آنرا بسيار تصديق كننده حق و بقولى كثير الصدق فرموده است. راغب آنرا بسيار راستگو گفته و سه قول درباره آن نقل كرده است: كسيكه اصلا دروغ نميگويد. آنكه دروغ از او سر نميزند كه بصدق عادت دارد. آنكه در قول و عقيده راست، و راستى خويش را بفعلش اثبات كند.

ناگفته نماند: چون صدق در قول و فعل هر دو هست و صدّيق مبالغه در صدق است لذا صديق كسى است كه راست‏گو و راست كن باشد و خلاف راستى اصلا نگويد و نكند مؤيد اين مطلب آنست كه صديق وصف پيامبران آمده و قول و فعل آنها همواره راست بوده است و نيز در وصف مريم آمده «صدّيقة» و اين حاكى است كه مريم در ولادت عيسى و در گفتارش دروغى ندارد و راست راست است.

«يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ» يوسف: 46. «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا» مريم: 41. در خصوص مريم نيز اين كلمه بكار رفته است «وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ» مائده: 75.

«وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ. قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا» صافات: 104 و 105. و ندايش كرديم كه اى ابراهيم آن خواب را تصديق كردى و در خارج بوجود آوردى. از اين معلوم ميشود كه آنحضرت بذبح امر نشده بود و گرنه «قَدْ صَدَّقْتَ» نميامد مگر پس از ذبح فرزندش.

«لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً أَلِيماً» احزاب:8. ما قبل آيه چنين است «وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً». مراد از اين ميثاق ظاهرا همان است كه در آيه 81 آل عمران است.

ميشود گفت غرض از «صِدْقِهِمْ» ميثاق است يعنى: خدا از آنها پيمان گرفت كه يكديگر را تصديق و بهم ديگر يارى كنند تا اين تمهيد آن شود كه از صادقين (پيامبران) درباره آن پيمان راست سؤال كند كه آيا بآن عمل كردند يا نه؟ چنانكه ميشود آنرا از «فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ» اعراف: 6. استفاده كرد.و در «سئل» گذشت.

[صديقون كدامند؟]

ناگفته نماند صديق در قرآن مجيد در وصف حضرت ابراهيم و يوسف و مريم بكار رفته چنانكه گذشت و در خصوص حضرت ادريس فرموده «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا» مريم: 56. اطلاق آن بحضرت يوسف گرچه از مرد مصرى و رفيق زندانى يوسف است ولى قرآن آنرا بصورت قبول نقل ميكند.

حال كه اين را دانستيم، مقتضاى آيه «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» نساء: 69. آنست كه صديقين غير از پيامبران و گواهان اعمال‏اند زيرا كه ظاهر عطف افاده تعدد است. پس بايد ديد آنها كدام‏اند در آيه ديگرى ميخوانيم «وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ ...» حديد: 19. از اين آيه بدست ميايد كه صديقون و شهداء اعمال هر دو يك صنف‏اند. باعتبار آنكه دروغ و خلاف را در اقوال و اعمالشان مدخلى نيست صديق‏اند و باعتبار گواه بودنشان شهداءاند. گرچه پيامبران نيز صديق و شهيداند ولى چون اين دو وصف منحصر بآنها نيست، بايد گفت مراد از اين سه گروه انبياء و اوصياءاند. انبياء داراى هر سه وصف نبوت، صديق و شهيداند ولى اوصياء فقط دو وصف اخير را دارند. «الصّالحين.» نيز پيروان مخصوص آنها ميباشند.

لذا منظور از «وَ الَّذِينَ آمَنُوا ...» در آيه اخير بايد مؤمنان بخصوصى باشند كه ايمان بخدا و رسل مقام صديق و شهيد را بآنها داده است.

در الميزان از كافى از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده: نبى از ماست.

صديق از ماست. شهداء و صالحين از مااند.

يكى از بزرگان درباره آيه اخير فرمود: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا ...» صديقون و شهداء نيستند بلكه ملحق بآنها هستند بقرينه «عِنْدَ رَبِّهِمْ» بنظر ايشان ضمير «لَهُمْ» راجع به «الَّذِينَ آمَنُوا ...» و ضمير «أَجْرُهُمْ» راجع به صديقون و شهداء است يعنى براى مؤمنين بخدا و رسل اجرى مثل اجر آندو طايفه است.

اين نظر بسيار بعيد است بلكه «أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ» اين دو وصف را به «الَّذِينَ آمَنُوا ...»منحصر ميكند. مطلب همان است كه گفتيم: بايد «الَّذِينَ آمَنُوا» را گروه بخصوصى دانست. بعضى‏ها گفته‏اند:

«واو» در «وَ الشُّهَداءُ» استيناف و آن مبتدا و خبرش «عِنْدَ رَبِّهِمْ» است و «لَهُمْ أَجْرُهُمْ» خبر دوم است. اين سخن نيز مخالف ظاهر ميباشد. در خاتمه:

شايد «وَ الَّذِينَ آمَنُوا» در آيه اخير ببعضى از بندگان خدا كه از اوصياء نيستند شامل باشد امثال شهيدان راه حق و غيرهم.

صدقات‏

درباره «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ» و محل مصرف هشتگانه صدقات در «زكو» سخن گفته‏ايم بآنجا رجوع شود.

بكسر و فتح ص راست گفتن. و بكسر ص: راست مقابل دروغ (اقرب). «وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ» اسراء: 80. اين راستى در عمل است.

«وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ» زمر: 33. مراد از صدق خبر راست است بعبارت ديگر: حق. و مراد از تصديق ايمان بآن ميباشد.

(تصديق) بمعنى اذعان و اعتقاد و راست دانستن مطلب و سخن است «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ ...» سباء: 20. يعنى شيطان ظنّ خويش را كه باغواء ايشان داشت تصديق كرد و دانست كه اغواء ميتواند كرد. «بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ» صافّات: 37. بلكه حق را آورد و مرسلين را در نبوّت تصديق كرد. در مجمع فرموده: بشارات پيامبران را درباره خود تحقيق و اثبات كرد يعنى بشارات آنها بوسيله او جاى خود را گرفت.

(صدقه): چيزى است كه انسان از مال خود قربة الى اللّه ميدهد. و آن اعمّ از زكوة است صدقه بواجب و مستحب هر دو گفته ميشود ولى زكوة فقط اسم واجب است (مجمع) «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً ...» توبه:103. درباره صدقه واجب است «هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ» توبه: 104. ظاهرا اعم از واجب و نداب است.

افعال صدقه از باب تفعل ميايد. نحو «وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ» يوسف: 88. «لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ» توبه: 75.

اقرب الموارد در علت اين تسميه گويد: كه بنده بوسيله آن صدق عبوديّت خويش را اظهار ميكند.

(صدقة): بفتح (صلی الله علیه وآله وسلم) و ضم (د) مهريه زن است جمع آن در قرآن صدقات آمده «وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً» نساء: 4. يعنى مهر زنان را در حاليكه عطيه‏اى است از جانب خدا، بدهيد.

شايد علت اين تسميه آن باشد كه شخص با دادن مهر صدق احترام و حق زن يا دستور خدا را ظاهر ميكند.

(صديق): رفيق. آنكه دوستى و محبتش راست است «فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ. وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ» شعراء: 101 و 102.

(صديق): پيوسته راست‏گو و راست كن صيغه مبالغه است طبرسى آنرا بسيار تصديق كننده حق و بقولى كثير الصدق فرموده است. راغب آنرا بسيار راستگو گفته و سه قول درباره آن نقل كرده است: كسيكه اصلا دروغ نميگويد. آنكه دروغ از او سر نميزند كه بصدق عادت دارد. آنكه در قول و عقيده راست، و راستى خويش را بفعلش اثبات كند.

ناگفته نماند: چون صدق در قول و فعل هر دو هست و صدّيق مبالغه در صدق است لذا صديق كسى است كه راست‏گو و راست كن باشد و خلاف راستى اصلا نگويد و نكند مؤيد اين مطلب آنست كه صديق وصف پيامبران آمده و قول و فعل آنها همواره راست بوده است و نيز در وصف مريم آمده «صدّيقة» و اين حاكى است كه مريم در ولادت عيسى و در گفتارش دروغى ندارد و راست راست است.

«يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ» يوسف: 46. «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا» مريم: 41. در خصوص مريم نيز اين كلمه بكار رفته است «وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ» مائده: 75.

«وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ. قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا» صافات: 104 و 105. و ندايش كرديم كه اى ابراهيم آن خواب را تصديق كردى و در خارج بوجود آوردى. از اين معلوم ميشود كه آنحضرت بذبح امر نشده بود و گرنه «قَدْ صَدَّقْتَ» نميامد مگر پس از ذبح فرزندش.

«لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً أَلِيماً» احزاب:8. ما قبل آيه چنين است «وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً». مراد از اين ميثاق ظاهرا همان است كه در آيه 81 آل عمران است.

ميشود گفت غرض از «صِدْقِهِمْ» ميثاق است يعنى: خدا از آنها پيمان گرفت كه يكديگر را تصديق و بهم ديگر يارى كنند تا اين تمهيد آن شود كه از صادقين (پيامبران) درباره آن پيمان راست سؤال كند كه آيا بآن عمل كردند يا نه؟ چنانكه ميشود آنرا از «فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ» اعراف: 6. استفاده كرد.و در «سئل» گذشت.

[صديقون كدامند؟]

ناگفته نماند صديق در قرآن مجيد در وصف حضرت ابراهيم و يوسف و مريم بكار رفته چنانكه گذشت و در خصوص حضرت ادريس فرموده «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا» مريم: 56. اطلاق آن بحضرت يوسف گرچه از مرد مصرى و رفيق زندانى يوسف است ولى قرآن آنرا بصورت قبول نقل ميكند.

حال كه اين را دانستيم، مقتضاى آيه «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» نساء: 69. آنست كه صديقين غير از پيامبران و گواهان اعمال‏اند زيرا كه ظاهر عطف افاده تعدد است. پس بايد ديد آنها كدام‏اند در آيه ديگرى ميخوانيم «وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ ...» حديد: 19. از اين آيه بدست ميايد كه صديقون و شهداء اعمال هر دو يك صنف‏اند. باعتبار آنكه دروغ و خلاف را در اقوال و اعمالشان مدخلى نيست صديق‏اند و باعتبار گواه بودنشان شهداءاند. گرچه پيامبران نيز صديق و شهيداند ولى چون اين دو وصف منحصر بآنها نيست، بايد گفت مراد از اين سه گروه انبياء و اوصياءاند. انبياء داراى هر سه وصف نبوت، صديق و شهيداند ولى اوصياء فقط دو وصف اخير را دارند. «الصّالحين.» نيز پيروان مخصوص آنها ميباشند.

لذا منظور از «وَ الَّذِينَ آمَنُوا ...» در آيه اخير بايد مؤمنان بخصوصى باشند كه ايمان بخدا و رسل مقام صديق و شهيد را بآنها داده است.

در الميزان از كافى از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده: نبى از ماست.

صديق از ماست. شهداء و صالحين از مااند.

يكى از بزرگان درباره آيه اخير فرمود: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا ...» صديقون و شهداء نيستند بلكه ملحق بآنها هستند بقرينه «عِنْدَ رَبِّهِمْ» بنظر ايشان ضمير «لَهُمْ» راجع به «الَّذِينَ آمَنُوا ...» و ضمير «أَجْرُهُمْ» راجع به صديقون و شهداء است يعنى براى مؤمنين بخدا و رسل اجرى مثل اجر آندو طايفه است.

اين نظر بسيار بعيد است بلكه «أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ» اين دو وصف را به «الَّذِينَ آمَنُوا ...»منحصر ميكند. مطلب همان است كه گفتيم: بايد «الَّذِينَ آمَنُوا» را گروه بخصوصى دانست. بعضى‏ها گفته‏اند:

«واو» در «وَ الشُّهَداءُ» استيناف و آن مبتدا و خبرش «عِنْدَ رَبِّهِمْ» است و «لَهُمْ أَجْرُهُمْ» خبر دوم است. اين سخن نيز مخالف ظاهر ميباشد. در خاتمه:

شايد «وَ الَّذِينَ آمَنُوا» در آيه اخير ببعضى از بندگان خدا كه از اوصياء نيستند شامل باشد امثال شهيدان راه حق و غيرهم.

صدقات‏

درباره «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ» و محل مصرف هشتگانه صدقات در «زكو» سخن گفته‏ايم بآنجا رجوع شود.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb