ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

«لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ» انشقاق: 19. در مجمع فرموده: اصل طبق بمعنى حال است چنانكه شاعر گفته: اذا صفا لك من مسرورها طبق اهدى لك الدّهر من مكروهها طبقا چون روزگار حالى از شادى براى تو پيش آورد حال ديگرى از ناپسندش ارمغانت ميفرستد شاعر ديگرى گفته:

انّى امرء قد حلبت الدّهر اشطره و ساقنى طبق منه الى طبق من كسى هستم كه نشيب و فرازها ديده و فقط در بعضى ايام شير روزگار را دوشيده و از آن بهره برده‏ام. و مرا از حالى بحالى كشيده است.

زمخشرى نيز آنرا در آيه حال معنى كرده.

يعنى: از حالى بحالى سوار ميشويد و از نطفه بجنينى و از آن بطفوليت تا جوانى و پيرى و مرگ بالا ميرويد تا مقدّرات خداوند درباره شما بجاى خويش رسند و به بهشت يا جهنّم منتهى شويد. در همين مضمون است آيات: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ. ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ. ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ. ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ. ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ» مؤمنون: 12- 16. همين طور است آيه 5 از سوره حجّ و ساير آيات.

«تركبنّ» و «عن» در آيه نشان دهنده آنست كه هر حال قبلى پائين‏تر از حال بعدى است.

راغب گويد: مطابقت آنست كه چيزى را بالاى چيزى بگذارى و باندازه آن باشد. سپس گاهى در چيزى كه فوق چيز ديگر يا موافق شى‏ء ديگر باشد بكار ميرود.

در آيه گذشته نيز آن مطابقت در نظر است.

(طِباق) «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً» ملك: 3. طباق بمعنى مطابقت است ظاهرا مراد از آن بودن بعضى بالاى بعضى است. آنرا مشابهت نيز گفته‏اند.

طباقا حال است از سموات. بعضى آنرا جمع طبق دانسته‏اند مثل جمل و جمال (شتر- شتران).

راجع بطبقات آسمان رجوع شود به «سماء» بند چهارم.