S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
واژه های حرف ط

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

كوبيدن. مثل كوبيدن آهن و در زدن. در اقرب آمده: «طرقه طرقا: ضربه بالمطرقة- طرق الباب:

قرعه». راه را از آن طريق گويند كه رهگذران آنرا با پا ميكوبند.

«أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ (طَرِيقاً) فِي الْبَحْرِ يَبَساً» طه: 77. يعنى بندگان مرا شبانه راه ببر و براى آنها راه خشكى در دريا بجوى.

طريق بمعنى راه حق و دين نيز بكار ميرود نحو «يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى‏ طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ» احقاف: 30. و آن مذكر و مؤنث هر دو بكار ميرود.

(طريقه): بمعنى مذهب و حالت و غيره است «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً» جنّ: 16. و اگر جنّ و انس در طريقه حق پايدار مى‏بودند با آب فراوان آبشان ميداديم ظاهرا مراد آن است كه آنها را در دنيا وسعت و راحتى ميداديم مثل «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» اعراف:96.

«إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْماً» طه: 104. امثل بمعنى افضل است گوئى مراد از طريقه رأى و نظر است يعنى: آنكه در رأى از ديگران برتر است ميگويد درنگ نكرديد مگر يك روز. ايضا آيه «وَ يَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى‏» طه: 63. يعنى موسى و هارون ميخواهند طريقه و راه و روش بهتر شما را از بين ببرند. مثلى مؤنّث امثل بمعنى افضل است.

(طرائق): جمع طريقه چنانكه طرق (بر وزن عنق) جمع طريق ميباشد و آن دو بار در قرآن آمده است «وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً» جنّ: 11. ظاهرا مراد از طرائق مذاهب و احوال است و در آن «ذوى» مقدّر است «قدد» جمع قدّه بمعنى قطع ميباشد يعنى. تكّه تكّه و مختلف. معنى آيه چنين است: بعضى از ما صالحان و بعضى پائين‏تر از آنها و داراى مذاهب مختلف هستيم.

«وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ» مؤمنون:17. اين آيه نظير آيه ذيل است «وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً» نباء: 12. طرائق را آسمانهاى هفتگانه گفته‏اند كه بعضى بالاى بعضى است در مجمع فرموده هر سماء طريقه است و علت اين تسميه تطارق يعنى بعضى بالاى بعضى بودن است.

الميزان طرائق را جمع طريقه و آنرا بمعنى راه گرفته و فرموده آسمانهاى هفتگانه محل مرور امر نازل از پيش خدا بزمين است چنانكه فرموده: «يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ» طلاق:12. و فرموده: «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ» سجده: 5.

و آسمانها راه صعود اعمال و نزول و عروج ملائكه است چنانكه فرموده:

«إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ ...» فاطر:10. و فرموده: «وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ» مريم: 64. با اين طريق تناسب ذيل آيه با صدر آن روشن ميشود بيان الميزان در نوبت خود كامل و جامع است و ميشود اضافه كرد: آسمانها راه عبور نور خورشيد و اشّعه كيهانى و غيره است كه پيوسته بسوى زمين سرازيراند. ولى اشكال در اين است كه طرائق جمع طريقه است نه طرق چنانكه الميزان نيز متذكر است. و آن در قرآن بمعنى راه معمولى نيامده بلكه در مذهب و حالت بكار رفته است.

بصحاح و قاموس و نهاية و اقرب مراجعه شد طريقه را راه عادى نگفته‏اند در نهج البلاغه و صحيفه سجّاديه نيز يافت نشد.

بنظر ميايد طرائق در اين آيه مثل آيه 11 سوره جنّ و در آن «ذا» مقدّر باشد يعنى بالاى سر شما هفت آسمان كه داراى احوال و خصوصيات مخصوص‏اند آفريديم و ما از خلق غافل نيستيم و ميدانيم آن خصوصيات در زندگى مردم چه تأثير دارد. در «سماء» بند چهارم از سبع سموات سخن رفته و خصوصيات مختلف طبقات جوّ ذكر شده است.

«وَ السَّماءِ (وَ الطَّارِقِ). وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ. النَّجْمُ الثَّاقِبُ» طارق: 1- 3.

طارق بنا بر معناى اوّلى بمعنى كوبنده و ضارب است و نيز بكسيكه در وقت شب ميايد و هكذا بستاره صبح گفته ميشود در نهج البلاغه خطبه 222 فرموده: «طارق طرقنا بملفوفة فى وعائها» يعنى شبروى در شب نزد ما آمد با حلوائى در ظرفش.

در اينكه مراد از طارق در آيه فوق ستاره است شكى نيست زيرا در ما بعد فرموده: «النَّجْمُ الثَّاقِبُ» ولى چرا بستاره طارق گفته شده آيا از اين جهت است كه در شب ميايد و ظاهر ميشود؟ بعقيده بيشتر اهل تفسير: بلى.

ناگفته نماند: دانشمندان نجوم عقيده دارند سحابى‏هاى آسمان بطور مار پيچى بهم مى‏پيچند، در اثر آن ثقلى در مركز سحابى توليد ميشود، بالنتيجه ذرّات آن در مركز سحابى يكديگر را ميكوبند، همان كوبيدن سبب اشتعال ميشود، اين اشتعال بتدريج بطرف بيرون حركت ميكند و ابتداء بصورت نور قرمز و ضعيف ديده ميشود، سپس بر شدّت اشتعال افزوده و نور موّاج سفيد آن آسمانرا شكافته بزمين ميرسد و در هوا بمسير خود ادامه ميدهد و خلاصه تشكيل يك ستاره با سه مرحله طرق و نجم (كه بمعنى ظهور است) و ثقب پايان مييابد. اين است كه قرآن بدان سه مرحله در اين سه آيه اشاره فرموده است. (استفاده از تفسير پرتوى از قرآن) اين مطلب شايد با آيات بعدى كه درباره معاد و قيوميّت خداست بهتر سازش داشته باشد از آنچه پيشينيان فرموده‏اند.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb