S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
واژه های حرف ط

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

جدائى. در اقرب الموارد گويد: «طلقت المرئة من زوجها:

بانت» ايضا بمعنى طلاق دادن (كنار كردن زوجه) آمده در جوامع الجامع فرموده: طلاق بمعنى تطليق است مثل كلام و سلام بمعنى تكليم و تسليم.

آيه: «وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ ...»بقره: 227. و «الطَّلاقُ مَرَّتانِ» بقره:229. بمعنى ثانى است (انطلاق):

بمعنى رفتن و گشاده‏رويى و روانى زبان است چنانكه اهل لغت گفته‏اند و اينها از مصاديق معناى اول ميباشند.

«فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها» كهف: 71. يعنى: رفتند تا چون بكشتى سوار شدند آنرا سوراخ كرد. «وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى‏ آلِهَتِكُمْ» ص: 6. يعنى اشراف قريش از پيش ابى طالب برفتند و گفتند: برويد و در دفاع از خدايان خويش پا بر جا باشيد.

در كريمه: «وَ يَضِيقُ صَدْرِي وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي» شعراء: 13. مراد روانى زبان است در نهايه نقل شده:

«افضل الايمان ان تكلّم اخاك و انت طليق» يعنى افضل ايمان آنست كه با برادر مسلمان گشاده‏رو سخن‏گوئى.

ولى اين استعمال در قرآن نيست.

[طلاق‏]

در مجمع فرموده: طلاق باز كردن عقد نكاح است از جانب زوج بعلتى و اصل آن از انطلاق (رفتن و كنار شدن) ميباشد.

بايد دانست: طلاق با آنكه سبب از بين رفتن خانواده و بموجب روايات ابغض الحلال عند اللّه است ولى چاره‏اى از تجويز آن نيست و وجودش از ضروريات زندگى است. آنگاه كه زوجين توافق اخلاقى نداشته باشند يا علل ديگرى در ميان باشد يا زن يا مرد يكى از ديگرى تنفّر داشته باشند تحريم طلاق و عدم اجازه جدائى، موجب از بين رفتن آزادى و رفاه زن و مرد است، هيچ عقل و وجدانى بچنين محروميت و چنين جهنّم سوزان فتوى نميدهد. هر قانون و دينيكه طلاق را تحريم كند بر خلاف فطرت بشر قدم بر داشته است. لذا اسلام با آنكه طلاق را مكروه ميداند آنرا امضاء كرده است.

كليسا باطلاق مخالف است و آنرا تحريم ميكند ولى على رغم كليسا دادگاههاى دنياى مسيحيّت سالانه حكم هزاران طلاق را صادر ميكنند، اين نيست مگر بآنجهت كه طلاق ضرورى فطرت بشر است.

در دين پاك اسلام اختيار طلاق بدست مرد است و زن در آن مستقل نيست مگر آنكه مرد او را وكيل كند كه در صورت بروز عللى خود را طلاق دهد ولى اين بدان معنى نيست كه زن بطور كلى در دست مرد آلت بى اراده‏اى باشد بلكه قانون و حاكم شرع ميتواند در موارد بخصوصى كه صلاح بداند زن را بدون اجازه مرد مطلقه كرده و از دست وى آزاد نمايد. تفصيل مطلب در فقه است.

درباره ازدواج و طلاق و مراعات جوانب و حقوق آندو در قرآن مجيد آيات بسيارى هست و يك سوره فقط بنام طلاق است. هيچ قانونى مثل اسلام جهات اين دو امر اصيل را بررسى و مراعات نكرده است.

محلل‏

در اينجا مناسب است درباره محلّل كه از توابع نكاح و طلاق است بحث شود بموجب آيه: «الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ... فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ ...» بقره: 229- 230. شخص اگر سه بار زنش را طلاق دهد ديگر نميتواند او را بنكاح خويش در آورد مگر آنكه زن با مرد ديگرى ازدواج كند و آن مرد او را طلاق دهد در اين صورت مرد اولى ميتواند او را تزويج نمايد.

معنى آيه: طلاق دو دفعه است پس از آن رجوع است بطور متعارف يا رها كردن زن است بعد از تمام عده پس اگر بار ديگر طلاق دهد بر مرد حلال نيست تا با شوهر ديگر ازدواج كند ...

علت اين حكم بنا بر روايتيكه صدوق رحمه اللّه از امام رضا عليه السّلام نقل ميكند آنست كه: مردان طلاق را سبك نشمرند و آنرا ملعبه نكنند و زنان بضرر نيافتند (فقيه كتاب طلاق باب 57. علل الشرايع باب 276). در تكرار ازدواج و طلاق روشن ميشود كه ادامه زناشوئى غير ممكن بوده و مرد زن را ملعبه قرار داده است. بنا بر اين پس از طلاق سوم ديگر محلى براى رجوع يا عقد جديد نمى‏ماند. در المنار گفته:

پس از دو دفعه طلاق و رجوع اختيار و امتحان تمام ميشود، هر گاه بار سوم طلاق دهد آنمرد ناقص العقل و الادب است. شايسته نيست زن را مانند توپ بازى در اختيار وى بگذاريم تا هر طور دلش خواست با او رفتار كند.

ولى آنگاه كه زن با مرد ديگرى ازدواج كرد اگر او زن را براى هميشه نگاه داشت هيچ و اگر او نيز بعللى طلاق داد زن اختيار دارد با هر كس كه دلش خواست ازدواج كند از جمله با شوهر اولى، اگر بدانند كه در اثر مرور زمان شايد بتوانند بزناشوئى ادامه دهند «إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ».

اين مسئله كاملا طبيعى است ولى در اثر سوء استفاده بعضى از مسلمانان بصورت زننده‏اى در آمده كه روح اسلام و قرآن از آن بيزار است و آن اينكه: چون مردى بزنش سه دفعه طلاق داد و پشيمان شد و خواست او را تزويج كند، سراغ يكنفر ناشناس ميروند و باو چيزى وعده ميكنند كه زن را عقد كرده پس از مقاربت بلا فاصله طلاق بدهد تا شوهر اول در تزويج او محذورى نداشته باشد با آنكه بتصريح شيعه و اهل سنت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بچنين و چنان شخص لعنت كرده و فقهاء در صحت آن عقد ترديد كرده‏اند.

از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نقل شده:

«لعن اللّه المحلّل و المحلّل له» يعنى خدا بآنكه محلل واقع ميشود و با آنكه براى او محلل واقع ميشوند لعنت كند اين حديث در وسائل ج 12 كتاب التجارة ص 221 و در صحيح ترمذى تحت شماره 1119- 1120 از على عليه السّلام و ابن مسعود منقول است و نيز در تفسير مجمع البيان، كشاف، ابن كثير، و المنار ذيل آيه فوق نقل شده، ايضا ميشود آنرا در سفينة البحار و نهايه ابن اثير در ماده حلل و در الجامع الصغير و كنوز الحقائق باب لام و سنن ابى داود كتاب نكاح باب التحليل مطالعه كرد.

بنا بر اين، ملعون است كسيكه زنى را بقصد حلال بودن بشوهر اولى تزويج كند و نيز شوهر اول ملعون است كه براى او چنين كارى انجام شود. گذشته از اين صحت چنين عقدى جاى اشكال است مرحوم مجلسى در بحار پس از نقل حديث فرموده:

اكثر علماء اهل سنت ببطلان اين عقد (عقديكه مشروط بطلاق بعد از مقاربت است) رأى داده‏اند و بنا بر اصول اماميه قول ببطلان اقرب است (نقل از سفينة البحار) شيخ احمد جزايرى در كتاب آيات الاحكام- قلائد الدرر- مينويسد: نكاح بشرط طلاق بعدى بقصد اينكه بر شوهر اولى حلال شود آنچه از اصحاب (علماء اماميّه) نقل شده آنست كه عقد و شرط هر دو باطل است.

ابن رشد در بداية المجتهد ميگويد:

امام مالك اين عقد را فاسد ولى ابو حنيفه و شافعى صحيح گفته‏اند در كشافّ گفته: سفيان و اوزاعى و ابو عبيده و مالك و ديگران بعدم جواز اين نكاح فتوى داده‏اند ولى آن نزد ابو حنيفه با كراهت جايز است.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb