S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
واژه های حرف ط

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

دلچسبى. طبع پسندى.

«طاب الشى‏ء طيبا» يعنى دلچسب و طبع پسند شد راغب گويد: اصل طيّب آنست كه حواسّ از آن لذّت ميبرند و نفس از آن لذّت ميبرد. و پاك كردن را استطابه گويند كه پاك كردن چيزى سبب دلچسبى آنست. نقيض طيّب خبيث است.

«فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ» نساء: 3. از زنان آنكه دلبخواه و مورد پسند شماست نكاح كنيد. «سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها» زمر: 73.

سلام بر شما بواسطه ايمان و عمل مورد پسند خدا شديد پس داخل بهشت شويد. اين آيه شايد عبارت اخراى «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ» بيّنه: 8. باشد.

«فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ» نساء: 4. اگر بدلخواه خود چيزى از مهر بشما بخشيدند آنرا گوارا بخوريد.

(طيّب): در قرآن هم وصف انسان آمده مثل «لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ» انفال: 37. و هم وصف غير انسان نحو «فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً» مائده: 6.

طيّب از انسان آن است كه از جهل و قبائح اعمال، پاك و با ايمان و عمل صالح متجلّى باشد اين چنين آدم مورد پسند خدا و دلبخواه خداست «الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ» نحل: 32. و طيّب از غير انسان آنست كه در اثر عدم نقص و مفيد بودن و پاكى از آلودگيها دلچسب و مورد پسند باشد.

«فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً» نحل: 97. حيات طيّبه آنست كه مفيد و دلچسب و تا حدى خالى از نقائص بوده باشد در اينجا لازم است بچند آيه نظر افكنيم:

«يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» بقره:169: آيه خطاب بعموم انسانهاست.

لفظ من در «ممّا» ظاهرا براى بيان و بقولى براى بعضيت است زيرا همه چيز روى زمين خوردنى نيست. ولى چون خوردنيها فى نفسه معلوم‏اند بهتر است «من» براى بيان باشد «حَلالًا طَيِّباً» حال است از «مِمَّا فِي الْأَرْضِ» يعنى جواز خوردن دو شرط دارد يكى حلال بودن كه حق ديگران در آن نباشد و ديگرى دلچسب و طبع پسند بودن كه مورد نفرت نباشد مثل قازورات و غيره. و اگر حلال را حلال شرعى با جميع شرايط آن بدانيم لازم است از آيات ديگر و روايات استفاده كنيم و گرنه ظهور حلال در آن است كه حق ديگران در آن نباشد و از مزاحمت و حقوق اغيار گشوده شود. و تابع خطوات شيطان بودن ظاهرا تعدى از حلال و طيّب است. از اين كريمه ميشود استفاده كرد كه مطلق آنچه دلچسب است و ديگران را در آن حقى نيست، خوردن آن جايز است.

«يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ» مائده: 4. «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي ... وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ» اعراف: 157. از اين دو آيه اين قاعده كلى مستفاد است طيّبات عموما حلال و خبائث عموما حرام‏اند.

بايد در نظر داشت طيّبات و خبائث از نظر اقوام بشرى متفاوت‏اند مثلا در نظر اكثريت مردم آسيا خوردن حشرات و جاندارانى امثال قورباغه و خرچنگ و غيره از خبائث است و طبع از آنها نفرت دارد ولى پيش مردم اروپا از طيّبات‏اند و آنها را با كمال ولع ميخورند. همچنين طيّبات در نظر قومى از خبائث است مثل گوشت حيوانات در نظر بعضى از هندوها. و گوشت حيوانيكه در وقت ذبح نام خدا بر آن برده نشده يا آنچه در اثر عدم شرايط ميته شده، از نظر اسلام.

بنظر نگارنده: مراد از طيّبات و خبائث در آيه طيّبات و خبائث واقعى است نه آنچه ميان مردم معمول است و آنچه در شرع حرام شده بعلت خبث واقعى است گرچه در عرف از خبائث نيست مثلا زنا از نظر ظاهرى نبايد از خبائث باشد همچنين ذبيحه‏ايكه شرائط اسلامى در آن مراعات نشده ايضا گوشت حشرات بنظر بسيارى از مردم و نيز گوشت درندگان و گوشت خوك و ... ولى چون همه اينها از لحاظ واقع از خبائث‏اند لذا حرام‏اند و محرّماتيكه در شرع بيان شده در واقع مصاديق خبائث واقعى‏اند كه بشر بخبث عده‏اى از آنها راه ندارد مثلا چهارده يا پانزده چيز از محرّمات ذبيحه در واقع از خبائث‏اند كه بشر خبث بعضى از آنها را از قبيل سپرز.

و بيضه و غيره نميدانسته است.

على هذا مراد از خبائث و طيّبات عموم‏اند و مستثنى‏ها موضوعا خارج‏اند.

«الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ» نور: 26.

بنظر زمخشرى: ابن عباس، ضحاك، مجاهد و حسن. مراد از خبيثات كلمات پليد و از خبيثون مردمان پليد، و از طيّبات سخنان پاك و از طيّبون مردمان پاك‏اند. طبرسى آنرا يكى از اقوال سه گانه شمرده است.

يعنى كلمات پاك و مفيد مخصوص مردمان پاك و مردمان پاك مخصوص كلمات پاك‏اند و كلمات خبيث مخصوص اشخاص پليد و اشخاص پليد مخصوص كلمات پليداند.

الميزان و بيضاوى آنها را مردان و زنان گرفته‏اند چنانكه در «خبيث» گذشت. چون اين آيه پس از آيات زنا و لعان و افك واقع شده هر دو معنى صحيح است و ميشود گفت مراد آنست كه ناپاكان كلمات ناپاك و پاكان كلمات پاك ميگويند الخ و ميشود گفت زنان پاك مخصوص مردان پاك‏اند الخ ولى «أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ» چنانكه در الميزان فرموده قرينه مراد بودن مردان و زنان است كه در صورت اول اگر مراد از «مُبَرَّؤُنَ» مردان پاك باشند ديگر بتبرئه زنان پاك محلى نمى‏ماند چون مراد از طيّبات و خبيثات فقط كلمات است مگر آنكه بگوئيم «مُبَرَّؤُنَ» همچنين خبيثون و طيّبون شامل مردان و زنان است. و رواياتيكه در «خبث» نقل شد مؤيد الميزان است در هر حال مقصود از آيه عموم است و جريان افك و لعان يكى از مصاديق آن مى‏باشد. در بحار ضمن جريان بحث حضرت مجتبى عليه السّلام با معاويه و يارانش نقل شده كه آنحضرت فرمود:

«الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ» بخدا قسم اى معاويه آن تو و ياران تواند «وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ» و آنان على بن 61 ابى طالب و ياران اواند.

«أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً ...» ابراهيم: 24. درباره اين آيه و آيه ما بعدش رجوع شود به «خبث» و «جثث».

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb