S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
واژه های حرف ق

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

كلمه قيامت مصدر است در مجمع گويد: «قام يقوم قياما و قيامة» مثل «عاد يعود عيادا و عيادة» پس قيامت بمعنى برخاستن و يوم القيامة بمعنى روز برخاستن از قبرها و روز زنده شدن است. راغب گويد: تاء آن براى دفعه است و دلالت بر وقوع دفعى آن دارد.

اين لفظ بنا بر شمارش المعجم المفهرس مجموعا هفتاد بار در قرآن مجيد ذكر شده و همه توأم با كلمه «يوم» اند.

اعتقاد بمعاد و قيامت يكى از اركان اسلام و بنا بر تحقيق بعضى از محققين در حدود هزار و هفتصد آيه از قرآن مجيد راجع بقيامت و ثواب و عقاب و بازگشت اعمال است، بدين طريق نزديك بيك سوم 1/ 3 قرآن در بيان قيامت ميباشد، در اين موضوع رساله‏اى بنام معاد از نظر قرآن و علم نوشته‏ام كه رؤس مطالب آنرا با اضافاتى در اينجا بعد از فصل تكامل خواهم آورد.

قيامت و تكامل عجيب‏

دقت در آيات قرآن مجيد و بعضى از روايات نشان ميدهد كه قيامت تكامل عجيبى است، و زندگى فعلى بتدريج بآن خواهد انجاميد و اكنون بسوى آن در حركتيم.

قرآن مجيد فرمايد: وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ عنكبوت: 64. اين زندگى دنيا جز مشغوليت و بازى نيست خانه آخرت آن زندگى حقيقى است كه مرگى در پى ندارد ايكاش مردم اين را ميدانستند.

وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها. يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها. بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى‏ لَها زلزله:3- 5. انسان گويد چه شده باين زمين چرا اينطور ميلرزد؟ آنروز زمين اخبار خود را حكايت خواهد كرد، زمين مرده، سنگ و خاك بسخن در خواهد آمد، تصور كن تكامل بكجا خواهد رسيد، بتصريح روايات زمين از كارهاى نيك و بد كه در روى آن انجام گرفته خبر خواهد داد.

همه چيز آخرت زنده و دانا است حتى جهنّمش و آتشش يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ ق: 30. جهنّم سخن خواهد گفت و طعمه بيشتر خواهد خواست، آتش سوزان مردم را از دور خواهد ديد و با ديدن آنها نعره خواهد زد و 5 بجوشش در خواهد آمد: وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً. إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً فرقان: 11- 12. ضمير «رَأَتْهُمْ» راجع بسعير است يعنى چون آتش آنها را از جاى دور مشاهده كند ميشنوند كه ميجوشد و صفير ميزند.

آتش مردم را بطرف خودش ميخواند كَلَّا إِنَّها لَظى‏. نَزَّاعَةً لِلشَّوى‏. تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى معارج: 15- 17.

آتش آخرت پاك شعله است، پوستها را ميكند، آنكه را كه بحق پشت كرده و از آن اعراض نموده بسوى خويش ميخواند رجوع شود به لفظ «جهنّم» و «سعير» ببين تكامل بكجا سر خواهد زد كه حتى آتش بينا و گوياست.

نه فقط زبان بلكه تمام اعضاء از پوست و دست و پا و غيره گويا خواهند بود همه زبانند و گوش‏اند در عدّه‏اى از آيات راجع بشهادت اعضاء بدن تصريح شده از جمله حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ فصلت: 20. چون پيش آتش آيند، گوشها، چشمها و پوستهايشان بآنچه كرده‏اند گواهى ميدهد.

بالاتر از اين رو كرده بپوستهايشان گويند «لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا» چرا بر عليه ما گواهى داديد؟ آنها در جواب گويند أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فصلت: 21. خدائيكه همه چيز را گويا كرده ما را بنطق در آورد، اين خيلى عجيب است گفت و شنود با پوست يعنى چه!! عده‏اى اين آيات را تأويل ميكنند ولى تكامل همه جانبه جز اين معنى ندارد.

ديد چشم بقدرى تفاوت خواهد كرد كه حتى فرشتگانرا خواهد ديد حتى چشم كفّار كه فرموده: يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى‏ يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ فرقان: 22. و هم مؤمنان خواهند ديد وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هذا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ انبياء: 103.

بطور كلى پرده از چشم برداشته ميشود و چيزهائى مى‏بيند كه پيش از آن اصلا نديده بود فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ق: 22.

و گفته شود «لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا» از اين چيزها در غفلت و بى‏خبرى بودى پرده‏ات را شكافتيم.

يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ ابراهيم: 48. آنروز زمين بزمين ديگرى غير از اين عوض خواهد شد هكذا آسمانها.

همه يا بسيارى از كارهاى اهل بهشت با اراده انجام خواهد پذيرفت چنانكه در آخر بحث قيامت در مرحله سوم در اين كتاب خواهد آمد.

اصل كهولت از مواد عالم برداشته شده همه چيز يكنواخت و مخلّد خواهد بود بشر همه تر و تازه خواهد بود بى‏آنكه يكنواختى او را خسته و سير كند خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا كهف: 108. رجوع بمرحله سوم قيامت در اين كتاب.

حيات چنان عمومى و همه جانبه خواهد بود كه اگر پوست كافرى در اثر سوختن مرده و بى‏حسّ شود حيات هجوم كرده بار ديگر و بارهاى ديگر آنرا بحسّ خواهد آورد كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ نساء: 56.

خلاصه آنكه: قيامت صورت تكامل يافته اين جهان است تكامليكه نميتوان آنرا بتمامه تصوّر كرد ولى قرآن عظيم الشأن راههاى آنرا بطور كلى نشان داده است.

مجموع مطالب معاد در قرآن مجيد سه مرحله است:

1- انقراض و در هم ريختگى نظم كنونى، خاموش شدن خورشيد، تحوّلات عظيم و همگانى زمين، شكافتن آسمان، از هم گسيختن ستارگان و غيره.

2- برقرارى نظم مجدّد، شروع حيات و توسعه آن.

3- زندگى در بهشت و جهنّم.

مرحله اول‏

از مسائلي كه قرآن بارها از آن صحبت ميكند و علم نيز آنرا مسلّم ميدارد اين است كه: نظام كنونى جهان ابدى نيست، خورشيد و ماه و ستارگان و زمين هر يك مدت معينى دارند، و چون مدتشان سر آيد جواز مرگ خويش را دريافت كرده و در هم ريخته خواهند شد، و همه مانند انسان و درخت و غيره، سن و سال و مرگ و فنا دارند.

اينك قسمتى از آيات اين مرحله:

1- وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى ... لقمان:29. ايضا آيه 2 سوره رعد.

2- أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى روم: 8.

3- ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى احقاف: 3. ملاحظه ميشود كه اجل مسمّى (مدّت معيّن) در باره آسمانها و زمين و خورشيد و ماه و غيره ذكر شده و همه اينها تا مدّتى در اين وضع و نظم خواهند بود.

اينك آياتى در از بين رفتن نظام كنونى: 1- إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ.

وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ.

وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ.

وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ.

وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ.

وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ.

...... ....

وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ.

وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ.

وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ.

عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ.تكوير: 1- 14.

يعنى: آنگاه كه خورشيد در هم پيچيده و خاموش شود.

وقتيكه ستارگان تيره شوند.

وقتيكه كوهها براه افتند و روان گردند.

وقتيكه حامله‏ها خالى شوند و چيزى درون چيزى نماند.

وقتيكه وحوش جمع گردند.

وقتيكه درياها بر افروخته (و تبخير) گردند.

وقتيكه آسمان (از اطراف زمين) كنده شود.

وقتيكه جهنّم افروخته گردد.

وقتيكه بهشت بمردم نزديك شود.

آنوقت انسان آنچه را كه آماده كرده خواهد دانست.

اين آيات از يك تحوّل عجيب و عظيم حكايت دارند كه يدرك و لا يوصف است اين آيات در روزى گفته شده كه بشر راهى بآنها نداشت ولى فعلا بفكر و فهم بشرى بسيار مأنوس است.

2- إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ.

وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ.

وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ انفطار:1- 3.

إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ.

وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ.

وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ.

وَ أَلْقَتْ ما فِيها وَ تَخَلَّتْ انشقاق: 1- 4.

يعنى: وقتيكه آسمان شكافته شود.

وقتيكه ستارگان پراكنده گردند.

وقتيكه درياها منفجر گردند. وقتيكه آسمان پاره شود. و از دستور پروردگارش اطاعت كند و حتمى است كه اطاعت خواهد كرد.

وقتيكه زمين انبساط يابد و آنچه در آن است بيرون ريزد و خالى گردد.

اين آيات نيز از يك تحوّل همگانى كه فرو ريختگى نظم فعلى است خبر ميدهند.

3-:

1- إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا. وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا. فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا واقعة: 4- 6.

2- كَلَّا إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا فجر: 21.

3- إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها. وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها زلزال:1- 2.

4- يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً. وَ تَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً طور: 9 و 10.

5- يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا مزمّل:14.

6- وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ‏ قارعه: 5.

7- وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً حاقّه: 14.

ترجمه آيات فوق بترتيب چنين است:

1- آنگاه كه زمين با لرزشى بلرزد و كوهها كوبيده شده بصورت غبارى پراكنده در آيند.

2- آنگاه كه زمين پى در پى كوبيده و ريز ريز گردد.

3- وقتيكه زمين زلزله خويش را شروع كند و بارهايش را بيرون ريزد.

4- روزيكه آسمان بشدت موج زند و كوهها بطرز خاصى براه افتند.

5- روزيكه زمين و كوهها بلرزد و كوهها تپه‏هاى نرم شوند.

6- روزى كه كوهها مانند پشم رنگارنگ حلّاجى شده گردند.

7- زمين و كوهها بيك بار كوبيده و ريز ريز شوند.

اين آيات راجع بتحولات زمين و كوهها و هواى اطراف زمين است كه جزئى از تحولات همگانى است در رساله معاد از نظر قرآن و علم راجع بتقريب اين آيات بحث شده كه در اينجا مجال نيست و بآن رساله رجوع شود.

پيداست كه با اين انقلاب انسانى در روى زمين نمى‏ماند و همه از بين ميروند، اين انقلاب و درهم ريختگى نفخ صور اول است چنانكه فرموده وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى‏ فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ زمر: 68.

در آيه ديگر آمده وَ يَقُولُونَ مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ. ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ. فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى‏ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ يس: 48- 50.

صيحه واحده كه ظاهرا از فرو ريختگى و انفجار منظومه شمسى خواهد بود همه را قالب بى‏جان خواهد كرد.

مرحله دوم‏

مرحله دوم از قيامت كه معاد و برقرارى نظم مجدّد و احياء اموات باشد همان است كه نفخ صور دوم تعبير شده ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى‏ فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ زمر: 68. وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى‏ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ يس: 51. يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً نباء: 18. رجوع شود به «صور».

مشى قرآن مجيد در اين مرحله طورى است كه هر عاقل منصف از تصديق آن ناگزير است بطور كلى دو راه از نظر قرآن در اين خصوص پيش كشيده شده است.

اول- امكان قيامت و قياس آخر كار باول آن، بدين تقريب: معمارى ماهر ساختمانى را بنا كرده سپس ميگويد: من اين عمارت را ساخته‏ام و اگر در اثر سيل يا زلزله‏اى منهدم گردد قدرت آنرا دارم كه دو باره آنرا بسازم. يا نويسنده‏اى كتابى نوشته و گويد: اگر اين كتاب از بين برود بار ديگر ميتوانم آنرا بنويسم. يا مهندسى كارخانه‏ايرا پياده و نصب كرده و گويد: اگر فرو ريزد باز قادرم كه سوار كرده بكار اندازم.

ادعاى معمار و نويسنده و مهندس قابل انكار نيست و نميتوان گفت:

نه، زيرا بهترين دليل مدّعى عمل انجام شده اوست.

در ما نحن فيه ميگوئيم: روزى از حيات و انسان و غيره در زمين خبرى نبود و اين زندگى بعدا بوجود آمده است هر گاه در آينده بسيار بسيار دور اگر اين زندگى از بين برود آيا امكان برقرارى مجدّد آن هست يا نه؟ ناچار بايد گفت: آرى زيرا كه مى‏بينم فعلا موجود است.

اينك نگاهى بآيات.

1- وَ يَقُولُ الْإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا. أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً مريم: 66- 67.

يعنى: انسان ميگويد: آنگاه كه مردم آيا بزودى زنده از قبر خارج ميشوم؟ مگر همين انسان بياد ندارد كه ما او را از پيش آفريديم حال آنكه چيزى نبود؟

2- وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ. قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ يس: 78 و 79. ما را مثلى زد و خلقت خويش را از ياد برد و گفت: استخوانهاى پوسيده خاك شده را كى زنده ميكند؟ بگو: همان كس زنده ميكند كه بار اول آنها را آفريده او بهر گونه خلقت داناست.

3- أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً. أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى‏. ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى. فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‏. أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى‏ أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى‏؟ قيامة: 36- 40.

آيا انسان گمان دارد كه بيهوده رها ميشود، مگر آب كمى از منى نبود كه ريخته ميشد، سپس علقه شد و خدايش خلق كرد و بپرداخت و از او نر و ماده قرار داد آيا آن خدا قادر نيست مردگان را بيافريند؟ 4- وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ ... روم: 27.

او كسى است كه آفرينش را آغاز و سپس آنرا اعاده ميكند، اعاده آفرينش بر او از خلقت اول آسانتر است.

5- يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ انبياء: 104.

روزى آسمان را مى‏پيچيم همانطور كه طومار نوشته‏ها را مى‏پيچند، پس از آن آفريدن را همچون آفرينش اول دو باره شروع ميكنيم، اين وعده بر ما است و ما آنرا عملى خواهيم كرد.

6- وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ اعراف: 29. و او را بخوانيد، عبادت را خالص او كنيد همانطور كه شما را آفريده باز ميگرديد (و زنده ميشويد).

7- مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى‏ طه:55. شما را از زمين آفريديم، بزمين باز ميگردانيم و از زمين بار ديگر بيرون مياوريم.

8- فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ اسراء: 51. خواهند گفت كى ما را برميگرداند و زنده ميكند؟ بگو همانكس كه دفعه اول آفريد.

اين آيات نمونه‏اى است از مطلب اول كه قياس آخر باول است و در مثال معمار و مهندس گفتيم كه اين امكان باحدى قابل انكار نيست چون اگر آفريدن دوم غير قابل امكان بود حيات از اول پيدا نميشد.

دوم: نحوه احياء اموات و تشبيه آن بعالم نبات و احاله باستعدادهاى مخصوص جهان ماده، است توضيح اينكه:

نباتات هر سال ميميرند و زنده ميشوند و حشر و نشرشان همه ساله تكرار ميشود اينك آياتى در اين زمينه نقل و توضيح ميدهيم:

1- وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ ... وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ ق: 9 و 11.

2- يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ روم:19.

ترجمه اين آيات: از آسمان آب با بركت نازل كرديم و با آن باغها و دانه‏هائيكه درو ميشوند برويانديم ...

و با آن آب، ديار مرده‏اى را زنده كرديم بيرون شدن مردگان از قبر نيز چنين است.

زنده را از مرده بيرون ميكند و مرده را از زنده بيرون مياورد و زمين را پس از مردنش زنده ميكند شما نيز از قبرها چنين خارج ميشويد در آيه ديگر پس از ذكر باد و باران و زنده شدن زمين و روئيدن ميوه‏ها فرموده: كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى‏ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ اعراف: 57. و در آيه ديگر پس از ذكر همين مضمون آمده ... كَذلِكَ تُخْرَجُونَ زخرف: 11.

مشروح سخن آنكه: هنگام پائيز زمين طراوت خود را از دست ميدهد و چون زمستان رسيد تمام جنب و جوش آن از بين رفته بصورت مرده‏اى در ميايد، ولى تخمها و ريشه‏هاى بى شمارى كه آثار و ودايع تابستان‏اند درون زمين موجوداند اين تخمها و ريشه‏ها بحالت خفته و آرام و بيحركت در زمين محفوظاند و سلّولهاى خوابيده در ميان تخمها و ريشه‏ها منتظر فرصت‏اند، با دميده شدن نفخ صور بهارى يعنى با رسيدن رطوبت و حرارت زمين جنب و جوش خود را از سر ميگيرد، سلولهاى خفته از درون خويش بيدار شده و بطور اجبار بصورت علفها و گلها از شكم زمين خارج ميشوند و مصداق «يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ» آشكار ميگردد.

همچنين در باره انسانها كه ميميرند و در زير خاك، خاك ميشوند حيات بصورت خفته درون ذرّات خاك شده بدن بحالت انتظار ميماند و با رسيدن بهار قيامت و آماده شدن محيط و شرائط مساعد، ذرّات ابدان بحركت آمده و مانند كرمهاى خاكى شروع به رشد ميكنند و آنگاه بزرگ شده سر از خاك در مياورند كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى‏ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.

ناگفته نماند: حيات يك چيز مرموزى است ميتواند درون ذرّات بسيار ريز حتّى درون اتمها و ژنهاى خشكيده پنهان شود و از دستبرد حوادث محفوظ بماند و ميليونها سال بحال خفته انتظار محيط و شرايط مساعد را بكشد و بمحض مهيّا شدن شرائط از درون اتمها و سلّولهاى خشكيده و خاك شده سر بر آورد و شروع برشد نمايد، هيچ دانشمندى نميتواند اين مطلب را ردّ كند، اكنون دانشمندان حيات را در ويروسهائى پيدا ميكنند كه حتى زير ميكرسكوب الكترونيك ديده نميشوند، با آنكه در كتاب دانستنيهاى جهان علم ص 33 ميگويد: ذرّه بين‏هاى الكترونيك اشياء را هفت ميليارد برابر بزرگتر نشان ميدهند گاموف آمريكائى در ص 163 كتاب مادّه، زمين و آسمان شكل ذراتى را كه پانصد هزار مرتبه بزرگ شده‏اند چاپ كرده است.

يعنى ويروسها پس از پانصد هزار مرتبه بزرگ شدن هنوز ديده نميشوند ولى زنده‏اند و حركت، جذب، دفع و توليد مثل دارند، حيات در چنين سوراخهاى نامرئى و ذرّات ناپيدا خود را حفظ كرده است، چه بعدى دارد كه در ميان سلّولهاى خشكيده و خاك شده بدن خود را حفظ كرده و منتظر فرصت بوده باشد.

ميگويند: اگر دانه گندم را بريان كنيم سلّولش ميميرد ديگر وقت كاشتن نميرويد و اگر مثلا خاك بدن را خشت بزنند و آجر بپزند ديگر قابليت زنده شدن را نخواهد داشت؟

گوئيم: ميكروبهائى هستند كه حتى در حرارت دويست درجه از بين نميروند از كجا معلوم كه با آجر شدن از بين رفته‏اند؟

دقّت‏

در مجلّه جوانان سال ششم از شماره‏هاى بهمن ماه صفحه 6 زير عنوان «ما اسرار زنده كردن موجودات چندين ميليون ساله را فاش ميكنيم» از يك دكتر انگليسى بنام «مورلى مارتين» نقل ميكند: او يك تكّه از سنگهاى «آزوئيك» را كه عمر آنها بين 100 تا 400 ميليون سال قبل است در كوره الكتريكى بين 2 تا 3 هزار درجه حرارت داده سپس آنرا كه مانند كف فلزّى شده بود بيرون آورد و باز در محلى 220 درجه حرارت داد آنگاه آنرا در آبهاى مخصوصى قرار داد و تحت تأثير اشعه ايكس يا ماوراء بنفش گردانيد، مشاهده كرد دانه‏هاى آن از هم جدا شده و ذرات كوچكى بوجود آوردند، بعد از ادامه عمل متوجّه شد كه آنها بصورت خرچنگ ها و ماهيهاى كوچك در آمدند. و حتى ديد بعضى‏ها بتدريج صورت فيل، كرگدن، ميمون و غيره بخود ميگيرند دانشمند از اين كشف بطورى بهت زده شد كه جان خويش را باخت ولى ثابت كرد كه سلّولها و ياخته‏هاى حيوانات چندين ميليون ساله كه بطور خشكيده وجود سنگ را تشكيل داده‏اند زنده بوده و انتظار فرصت مناسب را دارند، عجيب اينكه پس از ديدن 1200 درجه حرارت هنوز آنها نمرده بودند.

از اينجاست كه بايد گفت: همانطور كه زمين در زمستان براى بهار آبستن است براى زائيدن بشرهاى بيشمار نيز آبستن ميباشد و با يك تكان خدائى آن ذرّات بيدار شده و شروع برشد خواهند كرد. فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ. فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ نازعات: 13 و 14.

طالبان تفصيل را بمطالعه كتاب معاد از نظر قرآن و علم نوشته نگارنده، توصيه ميكنم.

مرحله سوم‏

مرحله سوم از قيامت زندگى در بهشت و جهنّم است كه آخرين مرحله سير بشر است فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ شورى: 7. راجع باين مطلب بايد بآيات قرآن رجوع شود و خلاصه آنكه: اهل بهشت در يك نوع سعادتى خواهند بود كه ما فوق آن شايد غير ممكن باشد و اهل عذاب در عذاب دردناكى بسر خواهند برد. نعوذ باللّه منه.

1- در زندگى بهشتى ظاهرا عموم كارها و يا مقدارى از آنها بوسيله اراده انجام خواهد گرفت نه بوسيله ابزار همانطور كه كارهاى خدا بوسيله اراده است إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ يس: 82.

همچنانكه خدا بسليمان عليه السّلام ارده قوى داده بود كه ميتوانست مسير باد را عوض كند و در «ريح» توضيح داده شد، همچنانكه آصف وزير سليمان توانست با اراده خويش تخت ملكه سباء را از فاصله دور پيش سليمان آورد، همچنانكه امروز بعضى از علماى هيپنوتيسم اراده خويش را بكسى تحميل كرده و او را ميخوابانند و در همانحال بدون احساس درد باو عمل جرّاحى ميكنند.

همينطور در بهشت هم كار با اراده خواهد بود رجوع شود بآيه عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً

انسان: 6. و آيه لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ نحل: 31. و روايات شجره طوبى در روضة الواعظين مجلس 95 و بحار الانوار ج 8 ط جديد، و در رساله معاد از نظر قرآن و علم ص 127- 132 توضيح داده شده است.

2- در زندگى آخرت مردم يكديگر را مثل دنيا خواهند شناخت و حالات دنيا را بنظر خواهند آورد و دوستان و دشمنان خويش را ياد خواهند كرد رجوع شود به آيات ... يَتَعارَفُونَ بَيْنَهُمْ ... يونس: 45. فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ ... صافات: 50.تا آيه 57.

ايضا وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ ... طور: 25- 28. كه در باره گفتگوى اهل بهشت و يادآورى زندگى دنيا است.

ايضا يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ ... حديد: 12 و 13. كه در خصوص گفتگوى منافقان با مؤمنان است ايضا در سوره اعراف گفتگوى اهل بهشت با اهل جهنّم و در سوره مطففين خنديدن اهل بهشت از ديدن كفّار نقل شده است.

3- قرآن مجيد زندگى آخرت را مخلّد و جاودانى اعلام ميكند در دنياى فعلى اصل كهولت (آنتروپى) بر تمام مواد و نيروها حكم فرماست هر موجوديكه بحالت خود رها شود و امدادى بدان نرسد بطور تدريج بسوى هموارى و پيرى و سكون ميرود و اگر اين حالت در ماده نبود اصل بقا و ثبات در عالم حكومت ميكرد و ما در اين زندگى مخلّد ميشديم و از فنا اثرى نبود فرق دنيا با آخرت آنست كه در آخرت اصل كهولت از مواد برداشته خواهد شد، ذره بى‏انتها نوشته آقاى مهندس بازرگان ص 85 را مطالعه كنيد.

آيات ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ق: 34.

«خالِدِينَ فِيها» و ده‏ها آيات ديگر ناظر باين مطلب‏اند و در نتيجه خستگى از يكنواخت بودن لذّتها و تبديل سعادت بعادت در زندگى اخروى معنائى نخواهد داشت در باره اهل بهشت آمده: خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا كهف: 108. يعنى اهل بهشت در آن پيوسته‏اند و طالب تحوّل نيستند. اين قهرا براى آنست كه نعمتهاى بهشتى براى آنها پيوسته تازه و لذّت آور است و سير و خسته نميشوند.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb