S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
واژه های حرف ن

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ صافات: 79. اين پيامبر عظيم الشأن كه نام مباركش چهل و سه بار در قرآن مجيد ياد شده اولين پيغمبر اولو العزم و داعى توحيد است.

چنانكه فرموده: إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ نساء: 163.

او با لقب «عبد شكور» از جانب خداوند مفتخر است ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً اسراء: 3. و مقام اصطفاى خداوندى از جمله راجع باو است إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ‏ آل عمران: 33.

عمر نوح عليه السّلام‏

اگر تنها آيات قرآن را در نظر بگيريم عمر آنحضرت در حدود هزار سال و مقدارى از آن زيادتر بوده است يعنى نهصد و پنجاه سال قطعا بالا بود باين آيه توجّه فرمائيد: وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ عنكبوت: 14. يعنى:

نوح را بقومش ارسال كرديم هزار سال مگر پنجاه سال در ميان قوم ماند سپس آنها را حال آنكه ظالم بودند طوفان بگرفت.

آيه صريح است در اينكه آنحضرت نهصد و پنجاه سال در ميان قومش بتبليغ مشغول بوده و جمله وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نشان ميدهد كه پيش از بعثت نيز مدتى مثلا در حدود چهل سال از عمر او گذشته بود، فاء تفريع در فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ مفيد آنست كه پس از گذشتن نهصد و پنجاه سال طوفان پيش آمده است و چون بموجب قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا هود: 48. و آيات ديگر، مدتى نيز پس از طوفان زندگى كرده و اگر مثلا آنرا ده سال بدانيم عمر آن بزرگوار در حدود هزار سال يا بيشتر بوده است.

در روايات مجموع عمر آنحضرت دو هزار و سيصد و دو هزار پانصد سال نقل شده. و اللّه العالم.

در تورات فعلى سفر پيدايش باب نهم ميگويد: نوح بعد از طوفان سيصد و پنجاه سال عمر كرد و جمله عمر او نهصد و پنجاه سال بود. هاكس نيز در قاموس خود آنرا نهصد و پنجاه سال گفته است.

تفاوت نقل قرآن مجيد با نقل تورات از دو وجه است يكى اينكه عمر آنحضرت از قرآن در حدود هزار سال يا بيشتر استفاده ميشود ولى تورات همه آنرا نهصد و پنجاه سال ميگويد. ديگرى اينكه: قرآن بحكم فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ شروع طوفان را پس از نهصد و پنجاه سال در نبوّت او ميداند ولى تورات پس از پانصد و پنجاه سال، زيرا بنقل آن، نوح عليه السّلام پس از طوفان سيصد و پنجاه سال عمر كرده است. بنقل طبرسى در آنمدت نوح نه دندانش افتاد نه ناتوان شد و نه مويش سفيد گشت.

بنظر بعضى‏ها طول عمر معجزه نوح عليه السّلام بوده است، و اينكه عمرهاى كنونى از صد و صد و بيست تجاوز نميكند نميتواند مورد اشكال در كثرت عمر آنحضرت بوده باشد. زيرا دليل علمى بر اينكه بشر نميتواند بيشتر از آن زندگى كند نيست اگر عوامليكه موجب مرگ ميشوند از بين برده شوند يا تا حدّى خنثى گردند عمر بشر حتما زياد خواهد شد وانگهى:

كريمى كاين جهان پاينده دارد تواند حجّتى را زنده دارد

طوفان‏

آنچه از قرآن مجيد راجع بطوفان استفاده ميشود بقرار ذيل است.

قوم نوح عليه السّلام بت‏پرست بودند و خداى واحد را پرستش نميكردند.

نوح از جانب خدا بر آنها مبعوث شد و بعبادت خدا دعوتشان كرد و گفت:

يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ من از عذاب خدا بر شما ميترسم.

گفتند: تو در گمراهى آشكارى.

فرمود: اى مردم من گمراه نيستم بلكه از جانب ربّ العالمين رسالت دارم پيامهاى خدا را بشما ابلاغ ميكنم و بشما خير خواهم و ميدانم از خدا آنچه را كه نميدانيد. گفتند: دروغ ميگوئى (اعراف: 59- 64).

در مدت نهصد و پنجاه سال زحمت و تبليغ او جز اندكى ايمان نياوردند وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ هود: 40.

و چون ديگر اميدى بايمان آنها نماند نوح در مقام كيفر خواست بدرگاه خدا استغاثه كرد كه رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً نوح: 26.

خدايا جنبنده‏اى از كافران را در روى زمين زنده نگذار و گر نه بندگانت را گمراه كرده و خود نيز جز فرزندان فاجر ناسپاس نخواهند زائيد. اين دعا ظاهرا در پى آن بود كه خداى بوى وحى كرد أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ هود: 36.

جز اينها كه ايمان آورده‏اند ديگر كسى از قوم تو ايمان نخواهد آورد.

پس از اين دعا و وحى، خداوند بنوح فرمود: «بدستور و زير نظر ما كشتى را بسازد و در باره قوم ستمكارت ديگر چيزى بمن نگو آنها بى‏چون و چرا غرق خواهند شد، نوح شروع بساختن كشتى كرد هر وقت جمعى از قومش او را مى‏ديدند مسخره ميكردند نوح و يارانش در جواب ميگفتند:

اگر شما امروز ما را مسخره ميكنيد ما هم روزى شما را مسخره خواهيم كرد بزودى خواهيد دانست كيست كه عذاب خوار كننده و دائمى بوى نازل خواهد شد» (هود: 37- 39).

ظاهرا علامت شروع طوفان آن بود كه آب از تنوريكه نوح آنرا ميشناخت فوران كند. در طوفان نوح بارانهاى سيل آسا از آسمان باريد و آب از زمين بصورت چشمه‏ها فوران كرد بطوريكه در اثر اين دو امر آن محيط را آب فرا گرفت خدا فرمايد: فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ. وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى‏ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ قمر: 11 و 12.

يعنى درهاى آسمان را با آبى سيل آسا باز كرديم و زمين را شكافته و بصورت چشمه‏ها در آورديم هر دو آب روى دستورى معين بهم رسيدند.

«تا چون دستور خدا آمد و تنور فوران كرد بنوح خطاب رسيد از هر حيوان يك جفت و نيز خانواده خويش (مگر آنكه محكوم بغرق است) و مؤمنين را بكشتى سوار كن.

نوح فرمود: سوار شويد حركت و ايستادن كشتى بيارى خداست، خدايم غفور و مهربان است. كشتى در موجى همچون كوهها حركت ميكرد و بالا و پائين ميرفت. نوح پسر خويش را كه در كنارى بود صدا زد:

پسرم با ما سوار شو و در رديف كافران مباش. آن پسر (بى‏ايمان) در جواب گفت: بزودى بكوهى ميرسم مرا از آب و طوفان باز ميدارد نوح فرمود: امروز از بلاى خدا هيچ چيز نميتواند جلو گيرد فقط آنكه مورد رحمت خدا است در امان خواهد بود، در اين ميان موجى پسر را ربود و غرق گرديد.

بلاى خداوندى همه نافرمانان را فرا گرفت و همه در دست امواج خروشان غرق شدند، دستور آسمانى رسيد كه يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ هود: 44. اى زمين آبت را فرو بر و اى آسمان آبت را قطع كن، آب در زمين فرو رفت و كار تمام شد و كشتى بر كوه جودى نشست.

آيا طوفان همه جاى زمين را گرفت؟

در تفسير الميزان در سوره هود تحت عنوان «آيا نبوت نوح عليه السّلام براى عموم بشر بود؟» استدلال كرده كه نبوّت آنحضرت نبوّت عامّه بود و در فصل «آيا طوفان همه جاى زمين را فرا گرفت؟» عالمگير بودن طوفان را اختيار كرده و فرموده:

عموم دعوت آنحضرت مقتضى عموم عذاب است و اين بهترين قرينه است، و آنگهى آياتيكه بظاهر بر عموم دلالت دارند مفيد اين مطلب‏اند مثل قول نوح عليه السّلام رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً نوح: 26. و قول ديگرش كه بپسرش گفت لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ هود:43. و نيز آيه وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ صافات: 77. و افزوده:

از جمله شواهد عمومى بودن طوفان آنست كه خداوند در دو موضع بنوح عليه السّلام ميفرمايد از هر حيوان يك جفت در كشتى بگذارد، روشن است كه اگر طوفان در يك ناحيه بود مثل عراق چنانكه گفته‏اند هيچ احتياج نبود كه در كشتى حيوان سوار كند ...

نگارنده گويد: هيچ مانعى ندارد كه «الارض» در آيه رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ ارض قوم نوح باشد نه همه كره ارض. چنانكه در آيه وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ‏ اسراء: 76. مراد ارض مكّه است نه همه كره ارض.

و در آيه وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ اشكالى ندارد كه بگوئيم قوم آنحضرت همه هلاك شدند و فقط ذرّيّه او باقى ماند نه نسبت بهمه اقوام. ايضا در لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ظاهرا مراد محلّ طوفان است نه همه جا.

وانگهى اگر مراد سوار كردن از همه جنس حيوانات در كشتى باشد پيداست كه نه كشتى آنوسعت را داشت كه آنهمه حيوانات در آن جاى گيرند و مدتى با علوفه و آب تأمين شوند و نه امكان داشت كه حيوانات بى‏شمار روى زمين را جمع كنند و بقولى لازم بود اقلّا سه هزار و پانصد نوع از پستانداران در كشتى گذاشته و مدتى غذاى آنها را تأمين كنند. وانگهى در صورت عمومى بودن رسالت آنحضرت لازم بود كه رسالت آن بزرگوار بهمه جاى عالم رسيده باشد و همه تكذيب كرده باشند تا مستحقّ عذاب گردند زيرا وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا اسراء: 15.

و اثبات اين مطلب كه آنحضرت نمايندگان فرستاده و تبليغ كرده است مشكل بلكه غير ممكن ميباشد.

خلاصه: احتمال نزديك بيقين آنست كه طوفان نوح مثل بلاهاى قوم هود، صالح و لوط عليهم السّلام محلّى بوده است مگر آنكه بگوئيم كه در روزگار نوح عليه السّلام خشكى روى زمين خيلى كوچك و منحصر بمحل قوم آنحضرت بوده است در اينصورت طبيعى است كه بگوئيم همه جاى زمين را كه مثلا ببزرگى استان گيلان بود آب فرا گرفته است.

صاحب المنار كه قائل بمحلّى بودن طوفان است ميگويد: ظواهر آيات بكمك قرائن و تقاليد رسيده از اهل كتاب نشان ميدهد كه آنروز در همه زمين جز قوم نوح نبودند و آنها هم در اثر طوفان از بين رفتند و جز فرزندان او (و مؤمنين) باقى نماندند و اين مقتضى آنست كه طوفان محلّى بوده ولى خشكى در آنروز كوچك بوده است زيرا از زمان تكوين و پيدايش بشر چندان فاصله نداشت، دانشمندان زمين شناس ميگويند: زمين در وقت جدا شدن از كره خورشيد يكپارچه آتش بوده و آنگاه مذاب شده سپس در آن بتدريج خشكى پيدا شده است.

در الميزان استدلالات المنار را نقل كرده ولى نپسنديده است. و در آخر فرمايد: حق آنست كه ظاهر قرآن كريم (ظاهريكه انكار نميشود) دلالت بر عمومى بودن طوفان و غرق عموم بشر دارد و تا بحال دليليكه مخالف اين ظهور باشد اقامه نشده است. و آنگاه مقاله‏هاى دكتر سحابى استاد زمين شناسى را در اين باره نقل كرده است.

ولى چنانكه گفته شد عمومى بودن طوفان بعيد و ظنّ نزديك بيقين محلّى بودن آنست.

حيوانات در كشتى‏

در دو جا از قرآن كريم آمده قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ هود: 40. فَاسْلُكْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ مؤمنون: 27. بنا بر آنكه طوفان عالمگير باشد بايد گفت نوح عليه السّلام از همه حيواناتيكه در آب زندگى نتوانند كرد يكجفت بكشتى سوار كرده تا نسل آنها از بين نرود، در اينصورت اشكال گذشته لازم ميايد كه آنهمه حيوانات را از كجا جمع كرد؟! كشتى چطور بآنها وسعت داد؟! چطور غذا در كشتى براى آنها تهيّه شد؟!.

در تفسير عياشى از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه از ازواج ثمانيه حلال كه در آيه ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ ... انعام: 143. آمده در كشتى حمل كرد و در آن روايت هست كه هم از اهلى و هم از وحشى آنها و نيز از هر پرنده وحشى و اهلى را حمل كرد و در روايات ديگر سگ و خوك هم نقل شده است از خلاصة المنهج ملا فتح اللّه كاشانى نقل شده «از هر نر و ماده‏اى كه نفعى از آنها متصور باشد» حمل كرد. قرائت حفص از عاصم در هر دو آيه «كلّ» با تنوين است نه با اضافه به «اثنين» ممكن است تقدير آن «من كلّ حيوان مأنوس» باشد. با همه اينها نگارنده در اين باره كاملا روشن نشدم چون ظهور احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ در از بين رفتن نسل بقيّه است.

آيا در آنزمان چند قسم بيشتر از حيوانات در روى زمين پيدا نشده بودند و نوح عليه السّلام فقط نسل آنها را حفظ كرد و بقيّه حيوانات بعدا پيدا شدند؟!! اين بسيار بعيد است زيرا بشر چنانكه گفته‏اند آخرين پديده است.

آيا مراد فقط چند رأس اهلى و وحشى است آنوقت نسل بقيّه از بين ميرفت و در صورت محلّى بودن طوفان حكمت حمل حيوانات از هر يك، يك جفت چه بود؟!! آيا مراد آن بود كه از گوشت آنچه حمل شده بود استفاده كنند و حمل چهارپايان فقط براى خوراك اهل كشتى بود؟! در اينصورت علت نر و ماده بودن آنها چه بود؟ و اللّه العالم.

طوفان تا كجا بود؟

از اينكه پسر نوح در جواب پدرش گفت: سَآوِي إِلى‏ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ روشن ميشود كه طوفان از كوهها بالا نرفته بود و گر نه نميگفت بكوهى پناه ميبرم، و اثبات اينكه در موقع گفتگوى آندو هنوز طوفان شدت نيافته بود بعدا از كوهها هم گذشت محتاج بدليل است و اينكه موقع پائين رفتن آب كشتى در كوه جودى نشست نميشود دليل بالا رفتن آب از همه كوهها باشد.

سخن تورات‏

تورات در سفر پيدايش باب ششم بتشريح مساحت كشتى نوح عليه السّلام پرداخته و خبر از هلاك شدن همه انسانها ميدهد و گويد بنوح امر شد از هر ذى جسد جفتى و از همه پرندگان و بهائم و حشرات جفتى بكشتى بياور تا زنده بمانند و غذاى آنها را نيز تهيّه كن.

و در باب هفتم مشروحتر از باب ششم 26 بيان ميكند و آنوقت ميگويد آب همه كوه‏ها را كه زير تمام آسمانها بود مستور كرد و جز نوح و آنها كه در كشتى بودند جنبنده‏اى در روى زمين باقى نماند.

اينها خيلى اغراق آميز بلكه نا ممكن‏اند ولى بحمد اللّه در قرآن مجيد از اينها خبرى نيست.

جودى كجاست؟

در باره جودى و محلّ آن در «جود» توضيحى داده شد بآنجا رجوع شود.

ناگفته نماند: نگارنده را مجال آن نيست كه در باره نوح عليه السّلام بروايات رجوع كرده و تحقيق نمايد، آنچه گفته شد با وضع اين كتاب مناسب است و الحمد للّه.

لفظ نوح‏

در اقرب الموارد گويد: نوح علمى است اعجمى و منصرف.

هاكس در قاموس خود آنرا عجمى دانسته و «راحت» معنى كرده است در صحاح و قاموس نيز آنرا غير عربى گفته‏اند. آن در لغت عرب مصدر و صدا را بگريه بلند كردن است، و اصل آن اجتماع زنان و روبرو نشستن آنها در نوحه گرى است. نوائح زنان نوحه‏گراند.

نار: آتش. وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً بقره: 80.

راغب گويد: بقول بعضى نار و نور از يك اصل‏اند و بيشتر متلازم هم ميباشند و نيز گويد: نار بشعله محسوس، و حرارت و نار جهنّم و نار حرب گفته ميشود. كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ مائده: 64.

لفظ «نار» مؤنّث مجازى است گاهى مذكّر نيز آيد (اقرب الموارد) بقول طبرسى اصل نار از نور است.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb