S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
واژه نامه فرهنگ عاشورا

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

ظرف نگهدارى آب در قديم . پوست گوسفندى كه درست و بدون شكافتن از وسط، كنده باشند و در آن ماست ، دوغ ، آب و غيره ريزند، خيك بى موى ، به آن ((قِربه ))، ((راويه ))، و ((رَكْوه )) هم گويند. در نبرد عاشورا نيز همچون همه جنگهاى قديم ، از مشك بعنوان ظرفى براى برداشتن و نگهداشتن آب در سفر و اردوگاه استفاده شد. در فرهنگ عاطفى عاشورا، ((مشك )) مظهر سقايى اباالفضل عليه السّلام است ، چرا كه او آبرسان خيمه ها و سقاى اطفال امام حسين عليه السّلام بود. به همين خاطر، به آن حضرت ((ابوالقِربه )) هم گويند، كنايه از سقايى او با مشك . روز عاشورا هم مشك خالى به دوش گرفت و به فرات رفت و آن را پر از آب كرد و در راه آوردن آب به خيمه ها، راه را بر او بستند. دستانش قطع شد و مشك آب سوراخ گشت و عباس عليه السّلام هم به شهادت رسيد، پيش از آنكه آب به خيمه ها برسد. اين موضوع ، با حسرت و اندوه ياد مى شود كه نشان وفاى عباس عليه السّلام و عطش اطفال است . به گفته ((عمّان سامانى )):

پس فرو باريد بر وى تير تيز
مشك شد بر حالت او اشك ريز
اشك چندان ريخت بر وى چشم مشك
تا كه چشم مشك ، خالى شد ز اشك
تا قيامت تشنه كامان ثواب
مى خورند از رشحه آن مشك ، آب (1274)
پيش از عاشورا نيز مشك ، ايفاى نقش كرده است . در مسير راه ، وقتى كاروان امام حسين عليه السّلام به منزلگاه ((شراف )) رسيدند، جوانان به فرمان امام ، آب بسيارى در مشكها برداشتند و در گرماى نيمروز فردا، با سپاه هزار نفرى حرّ برخوردند كه تشنه بودند. دهان مشكها به روى آن سپاه گشوده شد، حتى اسبهايشان سيراب شدند.(1275) در كربلا نيز از سه روز مانده به عاشورا، نيروهاى عمرسعد بر فرات مسلّط شدند و مانع بردن آب گشتند. وقتى عطش بر حسين عليه السّلام و يارانش زياد شد، برادرش ‍ عباس عليه السّلام را ماءمور تهيّه آب كرد. وى با 20 نفر همراه مشك و به اتفاق 30 نفر سواره نزديك شريعه شدند و نبردى كرده ، مشكها را پر از آب كرده برگشتند.(1276)

چشم از اشك پر ومشك من از آب تهى است
جگرم غرقه به خون و تنم از تاب تهى است
گفتم از اشك كنم آتش دل را خاموش
پر زخوناب بود چشم من از آب تهى است
جان من مى برد آن آب كزين مشك چكد
گشتيم غرق در آبى كه ز گرداب تهى است
دست و مشك و علمى لازمه سقّايى است
دست عباس تو از اين همه اسباب تهى است
مشك هم اشك به بى دستى من مى ريزد
بى سبب نيست اگرمشك من ازآب تهى است (1277)

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb