S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
اشعار امام حسن علیه السلام

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

مدينه پر كن ز گريه دامن
به سوز حسرت، به داغ شيون
گلي كه بوسيد نبي لبانش
خزان نشسته به گلستانش
كتاب عمرش ورق ورق شد
لب عقيقش به خون شفيق شد
صبا به حالش بگو به زينب
كه جان پاكش رسيده بر لب
حسينش آمد، كنار بستر
تو را كه كشته، بگو برادر
تنش به دوش فرشتگان بود
كه مصطفي را عزيز جان بود

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

ای قلبت از زهر هلاهل پاره پاره
قبر غریبت گشته ممنوع الزیاره
کنار قبر مادرت شد تیرباران پیکرت
خون در عزایت در دل یاران نمودند
از تیر کین جسم تو گلباران نمودند
کنار قبر مادرت شد تیر باران پیکرت
اي ماهي دريا برايت گريه كرده
پيغمبر و زهرا برايت گريه كرده
عالم محيط غربتت، زائر ندارد تربتت
اي اولين مظلوم عالم بعد بابا
در خانة خود هم غريب از جور اعدا
شريك زندگانيت گرديده خصم جانيت
با آن همه صدق و صفا و پاكي دل
شد مزد خوبي هاي تو زهر هلاهل
پيوسته شد خون بر دلت تا همسرت شد قاتلت
هنگام تشيعت به جاي ذكر و تكبير
تابوت و تن با هم يكي گرديده از تير
كنار قبر مادرت شد تير باران پيكرت
خالي بود صحن غم افزاي بقيعت
به زائرينت بسته درهاي بقيعت
سلام ما به قبر تو درود ما به صبر تو
شب ها بود زوار قبرت گرد صحرا
آبي نمي ريزد بر آن جز اشك زهرا
فداي لطف و كرمت، ما را رسان در حرمت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

کامم که خود ز غصه ایام تلخ بود
شد تلخ تر ز همسر نا مهربان من
زهر جفای او جگرم پاره پاره کرد
لبریز گشته خون دلم، از دهان من
هر کس به آب رفع عطش می کند ولی
یک جرعه آب ریخته آتش به جان من

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

زهر جفا زد آتش مادر بر اين دل من
همسر من اي مادر گرديده قاتل من
جنازه ام مادر جان کردند و تیر و باران
خوني كه خورده بودم مادر من از برايت
ببين كه مي چكد از گلوي مجتبايت
جنازه ام مادر جان كردند تير باران
مزار من در بقيع زائر ندارد امشب
مهدي به روي قبرم سر مي گذارد امشب
جنازه ام مادر جان كردند تير باران

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

چون روزگار زهر هلاهل در پیاله کرد
پس آن پیاله بر حسن از کین حواله کرد
آه از دمی که خسرو لب تشنگان حسین
بر طشت پر ز خون برادر نظاره کرد
فریاد بر کشید برادر تو را چه شد
ناگه حسن به کوزة آبش اشاره کرد
یا رب از  زهر جفا پاره شد جگرم
همه عالم شده چون شام سیه در نظرم
خواهر خیز و حال را گو به حسین
گوئیا جان اخا بین که چه آمد به سرم
گو به عباس بیا جان برادر ز وفا
تا بگویم به تو پیغام نکوی پدرم
قاسمم را خبرش کن که دگر جان به لب است
تا که دارم رمقی روی نکویش نگرم

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb