S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
آشنایی با حکومت مهدوی

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

image

طرح یک اشكال :

گفتيم از قديم به عقيده شيعه درباره مهدى خرده مى گرفتند كه: اگر او فرزند امام عسكرى است و به سال 255 هجرى از مادرش نرجس تولّد يافته و هنوز زنده است، بايد هم اكنون بيش از هزار سال از عمرش بگذرد، در حالى كه نه مشاهدات روزانه ما افرادى با چنين عمر طولانى به ما نشان مى دهد،  و نه علم و دانش روز مى پذيرد،و نه تاريخ شبيه آن را به خاطر دارد.

بررسى و تحقيق:

ما هم با ايراد كنندگان در اين قسمت هم صدا هستيم كه عمرهاى عادى و معمولى كه مى بينيم غالبا از يكصد سال تجاوز نمى كند، و به ندرت به يكصد و بيست سال مى رسد، و افرادى كه در عصر ما به يكصد و پنجاه يا شصت سال و بيشتر رسيده باشند جزء نوادر جهان محسوب مى گردند.(1)  ولى براى يك بحث علمى و تحقيقى پيرامون مسأله طول عمر هيچ گاه نمى توان به اين مقدار قناعت كرد بلكه بايد امور زير را مورد بررسى قرار دهيم و ببينيم:

آيا عمر طبيعى حدّ ثابتى دارد؟ فيزيولوژى امروز در اين باره چه مى گويد؟

آيا راهى براى افزايش طول عمر هست؟

آيا تا كنون افراد استثنايى كه در ساختمان جسمى و روحى و اعضاى بدن، و حواسّ مختلف، و ساير صفات عمومى انسانها با دیگران فرق داشته باشند ديده شده اند؟

آيا تاريخ واقعاً كسانى را با عمرهاى طولانى تر از آنچه امروز مى بينيم به خاطر دارد؟

و از همه اين ها گذشته، بايد ديد كسانى كه اين اشكال را طرح كرده چه كسانى هستند و برداشت آنها از مسائل مختلف مذهبى چيست؟

آيا عمر طبيعى حدّ ثابتى دارد؟ يك باطرى كوچك عمر معيّنى دارد،  مثلا 24 ساعت پشت سرهم كار مى كند، سپس نيروى آن تمام مى شود.  يك لامپ برق مثلاً يك هزار ساعت كار مى كند سپس مى سوزد.  يك اتومبيل ممكن است 20 سال عمر كند. هم چنين ساير مصنوعات انسانى عمرشان تقريباً معيّن است و حد متوسّطى دارد، البتّه اگر آن ها را خوب نگهدارى كنند مقدارى بيشتر و اگر بد نگهدارى كنند مقدارى كمتر كار مى كند. در جهان طبيعت نيز همه گونه عمر داريم، در دل اتم ها ذرّاتى وجود دارند كه يك هزارم ثانيه و گاهى يك «صد ميليونم ثانيه» بيشتر عمر نمى كنند، ولى در مقابل عمر كره زمين را به پنج هزار ميليون سال تخمين مى زنند! حال بايد ببينيم آيا عمر موجودات زنده در طبيعت مانند عمر فراورده هاى صنعتى ماست؟ مثلا يك انسان بطور متوسّط 80 سال، يك كبوتر 5 سال، يك حشره چند ماه، يك درخت چنار 150 سال و يك بوته گل 6 ماه عمر مى كند؟ در گذشته گروهى از دانشمندان عقيده به وجود يك سيستم عمر طبيعى در موجودات زنده داشتند مثلا:

پاولولف عقيده داشت عمر طبيعى انسان 100 سال است.

مچينكوف عقيده داشت عمر طبيعى انسان 150 تا 160 سال است.

كوفلاند پزشك آلمانى عقيده داشت عمر طبيعى انسان 200 سال است.

فلوگر فيزيولژيست معروف عقيده داشت عمر طبيعى انسان 600 سال است.

بالاخره بيكن فيلسوف و دانشمند انگليسى رقم را از اين بالاتر برده و به 1000 سال مى رساند.

ولى اين عقيده از طرف فيزيولوژيست هاى امروز در هم شكسته شده و مسأله حدّ ثابت عمر طبيعى ابطال گرديده است. به گفته پروفسور اسميس استاد دانشگاه كلمبيا: «همان گونه كه سرانجام ديوار صوتى شكسته شده و وسائل نقليّه اى با سرعتى مافوق صوت به وجود آمد، يك روز ديوار سنّ انسان نيز شكسته خواهد شد و از آن چه تا كنون ديده ايم فراتر خواهد رفت!»

دليل زنده اى كه براى اثبات اين عقيده مى توان اقامه كرد آزمايش هايى است كه گروهى از دانشمندان روى گياهان يا حيوانات مختلف در آزمايشگاه ها به عمل آورده اند و در شرايط خاصّ آزمايشگاهى توانسته اند گاهى عمر يك موجود زنده را به «دوازده برابر» افزايش دهند. مثلا آزمايشى كه روى گياهى كه معمولا عمرش دو هفته بيشتر نيست به عمل آمده نشان مى دهد كه مى توان آن را تا شش ماه نگه داشت. اگر فرضاً چنين افزايشى روى عمر انسان ها عملى شود انسان هايى وجود خواهند داشت كه بيش از يك هزار سال عمر كنند.  آزمايش ديگرى روى نوعى از مگس ميوه كه عمر بسيار كوتاهى دارد به عمل آورده اند و توانسته اند عمر آن را به «نهصد برابر»! افزايش دهند. اگر فرضاً اين افزايش عجيب و خارق العاده روزى درباره انسان عملى شود، يك انسان بيش از هفتاد هزار سال! عمر خواهد كرد. البته غالب ما نه آرزوى چنين عمر خسته كننده و طاقت فرسايى داريم و نه اگر مجانى هم به ما بدهند مى پذيريم، كار به جايى رسيده كه شاعر مى گويد:

من از دو روزه عمر آمدم بجان، اى خضر           چه مى كنى تو كه يك عمر جاودان دارى

و به فرض كه ما حاضر به قبول آن باشيم كره زمين استعداد پذيرش اين همه انسان را ندارد! ولى هدف ما مطالعه و بررسى علمى روى مسأله طول عمر است. مى دانيم امروز بسيارى از زيست شناسان مسأله افزايش طول عمر انسان را بطور جدّى مورد بررسى قرار داده اند، اگر چنين چيزى امكان پذير نبود اين مطالعات بيهوده به نظر مى رسيد. دانشمندان غذا شناس عقيده دارند طول عمر رابطه نزديكى با طرز تغذيه و شرايط اقليمى دارد، آن ها با مطالعه روى طول عمر ملكه زنبوران عسل كه چند برابر زنبوران معمولى عمر مى كند به اين جا رسيده اند كه اين موضوع معلول ژله مخصوصى است كه زنبوران كارگر براى تغذيه ملكه فراهم مى كنند كه با عسل هاى معمولى فرق  بسيار دارد، و جمعى به اين فكر افتاده اند كه با تهيّه مقدار فراوانى از اين ژله ممكن است عمر انسان را تا چند برابر مقدار كنونى افزايش داد. روانشناسان مى گويند طول عمر انسان بستگى زيادى به طرز تفكّر و عقايد او دارد و با داشتن يك سلسله روحيّات و عقايد سازنده و آرام بخش، طول عمر انسان افزايش مى يابد.  گروهى از پزشكان عقيده دارند: پيرى يك نوع بيمارى است كه بر اثر تصلّب شرايين و يا «اختلال متابوليسم بدن انسان» پديد مى آيد، و اگر ما بتوانيم از طريق تغذيه صحيح و داروهاى مؤثّر بر اين عوامل پيروز شويم، پيرى را شكست خواهيم داد و از يك عمر طولانى برخوردار مى گرديم. همه اين گفتگوها اين مسأله را بطور وضوح ثابت مى كند كه افسانه «عمر طبيعى ثابت» يك افسانه دروغين بيش نيست، و براى عمر موجودات زنده حدّ معيّنى را نمى توان در نظر گرفت. مخصوصاً با گشوده شدن راه آسمان ها به روى بشر و آغاز سفرهاى فضايى، مسأله طول عمر به صورت جدّى ترى مورد توجّه قرار گرفته، زيرا مسلّم شده كه عمرهاى كوتاه ما مناسب پيمودن فاصله هاى عظيم نجومى نيست. گاهى براى برداشتن يك گام كوچك در اين جهان پهناور با سفينه هاى فضايى كنونى عمر چند هزار ساله و يا براى راه هاى دورتر عمر چندين ده هزار سال لازم است، لذا، بعضى از دانشمندان به فكر شكل ديگرى از افزايش طول عمر افتاده اند و آن استفاده از سيستم انجماد است. اين موضوع شايد نخستين بار با مشاهده بعضى از موجودات زنده اى كه در حال انجماد طبيعى حيات خود را حفظ كرده بودند كشف شد، مثلا، چندى پيش در لابه لاى يخ هاى قطبى ماهى منجمدى پيدا كردند كه وضع طبقات يخ نشان مى داد مربوط به پنج هزار سال قبل است! ابتدا گمان مى كردند ماهى مرده است، امّا وقتى آن را در آب ملايم قرار دادند با كمال شگفتى شروع به حركت كرد، معلوم شد او در اين پنج هزار سال زنده بوده امّا با شعله بسيار كمرنگى از حيات و زندگى! از اينجا به فكر افتادند كه اگر بتوان اين روش را درباره انسان نيز به كار برد و مثلا سرنشين يك سفينه فضايى را كه به نقطه دور دستى مى فرستيم، در كابين خود در حال انجماد فرو بريم و پس از صدها يا هزاران سال كه به مقصد مى رسد، با يك سيستم خود كار، بدن او تدريجاً به حال عادى باز گردد، مشكل طول عمر در سفرهاى فضايى حل خواهد شد.

هم اكنون بعضى از پزشكان به اين فكر افتاده اند كه اين سيستم را براى بيمارانى كه هنوز راه درمان بيمارى آنها كشف نشده، و مثلا مبتلا به سرطان هستند، پيشنهاد كنند كه چنين بيمارانى را با روش انجماد در يك حالت خواب عميق ـ يا مافوق خواب ـ فرو برند، و مثلا پس از دو قرن ديگر كه راه درمان اين بيماري ها طبعاً كشف خواهد شد آن ها را به حال عادى بازگردانند و درمان كنند.

همه اين بحث ها و طرح ها و پيشنهادها نشان مى دهد كه از نظر علم  امروز حدّ ثابتى براى طول عمر بشر و ساير موجودات زنده وجود ندارد و مقدار آن را مى توان تغيير داد.

وجود افراد استثنايى
اگر از بحث گذشته چشم بپوشيم و فرض كنيم نوع انسان به طبع نخستين خود، حدّ ثابتى از عمر دارد، ولى با اين حال، اين موضوع را نمى توان به همه افراد تعميم داد زيرا معمولا در ميان انواع موجودات زنده هميشه افراد استثنايى وجود دارند كه با استانداردها و ضوابطى كه در علوم طبيعى و تجربى ديده ايم مطابقت ندارند، و حتّى گاهى علم از تفسير وضع آن ها عاجز مى گردد. در ميان افراد انسان اشخاصى ديده شده اند با حواس و ادراكات يا نيروهاى فوق العاده و كاملا استثنايى؛ در ميان افراد يك نوع خاص از درخت يا حيوانات كه رشد و نموّ ظاهراً معيّنى دارند و يا عمر و سنّ ظاهراً محدود، افرادى ديده مى شوند كه تمام ضابطه ها و استانداردهاى نوع خود را مى شكنند و در يك شكل فوق العاده ظاهر مى شوند، مثلا:

1ـ جهانگردانى كه از اسكاتلند ديدن كرده اند از درخت عجيب و شگفت انگيزى نام مى برند كه قطر تنه آن 90 پاست و ميزان عمر آن را به پنج هزار سال تخمين زده اند!

2ـ در كاليفرنيا درختى را مشاهده كرده اند كه طول قامتش حدود يك صد متر! و قطرش در طرف پايين حدود 10 متر، و عمرش را به شش هزار سال بر آورد كرده اند.

3ـ در ميان درختان جالب و متنوّعى كه در جزاير كانارى مى رويد درختى است از نوع عندم يا به تعبير ما «خون سياوش» كه توجّه دانشمندان را به خود جلب كرده است، درختى است كه مى گويند از زمان كشف اين جزيره (يعنى حدود پانصد سال پيش) تا كنون هيچ گونه تغييرى در رشد آن مشاهده نكرده اند! با اين حال به نظر مى رسد كه عمرى بسيار طولانى داشته باشد كه در اين مدّت، اثر گذشت زمان بر چهره آن آشكار نشده است، لذا، بعضى حدس مى زنند كه اين درخت قبل از خلقت آدم وجود داشته است!

4ـ در مناطق استوايى زمين، درختانى وجود دارند با عمر جاويدان! يعنى مرتباً در حال ريشه زدن و جوانه زدن هستند و هيچ گاه عمرشان پايان نمى گيرد.

5ـ در ميان نوع حلزون ها، حلزون هايى ديده شده اند با عمر چند هزار سال، و دانشمندان زيست شناس ماهي هايى كشف كرده اند كه عمر آن ها را به سه ميليون سال تخمين مى زنند.

6ـ در ميان افراد انسان كسانى را مى بينيم با كارهاى شگفت انگيز كه باور كردن آن حتّى براى كسانى كه مشاهده كرده اند مشكل است. كيست كه در جرائد خبرهاى مختلفى درباره جوانى كه با نيروى خارق العاده چشم خود اجسام فلزى مانند قاشق و چنگال را خم مى كرد بدون آن كه كوچكترين اشاره اى با دست به آن كند، نديده باشد! او اين عمليّات خارق العاده خود را در برابر خبر نگاران و حتّى از  تلويزيون در انگلستان اجرا كرد كه انگليسى هاى دير باور هم پذيرفتند حقّه و حيله خاصّى در كار نيست و اين يك وضع خاص و استثنايى محسوب مى شود. شرح حال جوان ايرانى خودمان را كه لامپ و شيشه را مانند نقل و نبات مى خورد شايد كمتر كسى است كه در جرائد نخوانده باشد، در حالى كه افراد عادى اگر بدون توجّه، مختصر خرده شيشه اى را لابه لاى غذا بخورند ممكن است كارشان به جرّاحى بكشد!

درمطبوعات شرح حال فردى را نوشته بود  كه با نيروى خارق العاده خود حيوانات درنده و وحشى را رام مى كرد و به راحتى به آن ها نزديك مى شد. در حالات فيلسوف و طبيب معروف «بوعلى سينا» مى نويسند كه مى گفت: در موقعى كه به مكتب مى رفتم هر چه شاگردان براى استاد مى خواندند من حفظ مى كردم، در ده سالگى آن قدر از علوم فرا گرفتم كه در بخارا از من تعجّب مى كردند، در 12 سالگى بر مسند فتوا نشستم! و در شهر بخارا فتوا مى دادم، در سنّ 16 سالگى كتاب قانون را در علم طب تصنيف كردم (همان كتابى كه تا چند قرن كتاب درسى در دانشكده هاى پزشكى اروپا بود)، درباره حواسّ مختلف او از جمله ديد چشم يا قدرت شنوايى و مانند آن، داستان هاى حيرت انگيزى نقل شده كه در اين مختصر نمى گنجد.21)  اين ها همه افراد استثنايى هستند با ويژگي هايى كه دانشمندان علوم طبيعى از تفسير آن عاجزند و وضع آن ها با ضوابط و استانداردهايى كه از صفات ويژه انسان در دست است، هماهنگ نيست، ولى اين عدم هماهنگى هرگز مانع از آن نمى شود كه ما آن ها را بپذيريم، و در پرتو آن يك قانون كلّى را نيز قبول كنيم كه آن چه در «گياهان» و «جانداران دريايى و صحرائى» و «انسان ها» معمولا مشاهده كرده ايم يك قانون ابدى و هميشگى و همگانى نيست، بلكه كاملا امكان دارد كه در ميان همه آن ها افرادى پيدا شوند با صفات ويژه و خارق العاده، چه از نظر سنّ و سال، و چه از نظر قدرت ها و توانايي هاى روحى و جسمى، و هيچ گاه وضع استثنايى آن ها دليل بر غير علمى بودن پذيرش اين پديده ها نخواهد بود، بلكه بايد قبول كنيم كه قلمرو تمام مقرّرات و ضابطه هايى كه علوم به دست ما مى دهند محدود به افراد عادى مى باشد و افراد استثنايى از محدوده اين مقرّرات و معيارها خارجند.

اين ايراد را چه كسانى طرح مى كنند؟

اگر مشكل طول عمر مهدى(عليه السلام) از طرف ماترياليست ها كه همه چيز را از زاويه قوانين طبيعى مى بينند مطرح شود پاسخش همان است كه در بحث هاى فوق ذكر شد، ولى اگر از سوى خدا پرستان جهان همانند پيروان آئين مسيح(عليه السلام) و موسى(عليه السلام) و يا برادران اهل تسنّن مطرح شود، علاوه بر آنچه گفتيم، سخنان ديگرى نيز با آن ها داريم كه عبارتند از:

1ـ آن ها براى خدا قدرت بى پايان و براى فرستادگان و مبعوثان او خارق عادات و معجزات فراوان قائلند، به تعبير ديگر، خدا را حاكم بر قوانين طبيعى مى دانند نه محكوم اين قوانين، آيا شفا دادن بيماران غير قابل علاج از نظر فنّ پزشكى، و يا زنده كردن مردگان بوسيله مسيح، و يا معجزات حيرت انگيز ديگرى كه از موسى(عليه السلام) به وسيله عصا (يك قطعه چوب بى ارزش چوپانى) و يد بيضا و گذشتن از نيل با آن جريان خارق العاده، امورى هستند كه با ضابطه ها و استانداردهاى طبيعى سازگارند؟ شك نيست كه همه پيروان مذاهب براى تفسير اين گونه پديده ها يك زبان مى گويند تأثير قوانين و اسباب طبيعى همه به فرمان خدا است، و هرگاه او چيز ديگرى اراده كند همان مى شود و اراده او مافوق علل طبيعى است. آيا اگر از نخست وضع چنين بود كه انسان ها بعد از مردن يك بار ديگر زنده مى شدند و يا نابيناى مادر زاد با گذشت زمان بينا مى شد و يا حدّ متوسّط عمر يك انسان معمولى يك هزار سال بود، آيا كسى از اين امور تعجّب مى كرد و آن را بر خلاف قانون عقل مى دانست؟... مسلّماً نه!

بنابراين، نقض اين گونه قوانين نقض يك حكم عقلى و منطقى نيست، بلكه نقض يك حالت و يك جريان عادى است كه ما طبق مشاهده افراد عادى با آن خوگرفته ايم.

2ـ مسيحيان امروز عموماً معتقدند كه دشمنان مسيح(عليه السلام) او را به صليب (دار) آويختند و كشتند و دفن كردند، و پس از چند روز از مردگان برخاست و به آسمان رفت و هم اكنون زنده است. مسلمانان نيز گرچه به دار آويخته شدن و قتل عيسى را ـ طبق گفته  قرآن ـ قبول ندارند، ولى او را هم اكنون زنده مى دانند، و اين گفتارى است كه همه دانشمندان اسلامى ـ جز افراد معدودى ـ آن را پذيرفته اند. اگر اين استثنا بر خلاف حكم عقل نيست، و ممكن است انسانى بعد از مرگ و دفن مجدداً زنده شود و حدود دو هزار سال عمر كند، چگونه در موارد ساده تر كه سخن تنها از يك عمر طولانى كمى بيش از يك هزار سال در ميان است، محال و غير منطقى شمرده مى شود!

3ـ هيچ مسلمانى نيست كه عمر طولانى نوح را انكار كند، زيرا صريحاً در متن قرآن آمده كه تنها دوران دعوت او به سوى توحيد و آئين خدا، نهصد و پنجاه سال طول كشيد (فلبث فيهم الف سنة الاّ خمسين عاماً(3)) همچنين درباره خضر و عمر فوق العاده طولانى او، غالباً سخن هايى شنيده ايم. شگفت آور اين كه گروهى همه اين مطالب را در جاى خود پذيرفته اند، امّا هنگامى كه با عقيده شيعه در مورد طول عمر «مهدى» روبه رو مى شوند، انگشت حيرت به دهان مى گيرند، و سر خود را به علامت انكار تكان مى دهند، و لبخندهايى مى زنند كه مفهومش اين است كه اين گونه عقائد غير عاقلانه و غير منطقى هم مى تواند پيروانى داشته باشد؟!...و اين است نمونه بارز يك بام و دو هوا! ولى همان گونه كه گفتيم مسأله طول عمر، قطع نظر از معتقدات مذهبى خدا پرستان درباره قدرت خداوند و مسأله اعجاز، با منطق علوم طبيعى روز كاملا قابل هضم است، تنها مشكلى كه در اين راه وجود دارد اين است كه ما راستى خود را از قيد و بند پيش داوري ها، تعصّب هاى خاص، و عادات و رسومى كه به آن خو گرفته ايم آزاد كنيم، و تنها تسليم دليل و منطق باشيم و بحث حرّ و آزاد! ما هنگامى كه در جرائد مى خوانيم يك مرد اتريشى 140 سال از عمرش گذشته بود در حالى كه حتّى يك بار هم بيمار نشده بود! و يا مردى در كلمبيا در سنّ 167 سالگى كاملا جوانى اش محفوظ بود! و يا مردى در چين در سنّ 253 سالگى مويش سياه بود! از اين ها تعجّب مى كنيم، زيرا هر چه باشد بر خلاف افراد معمول و عادى است، ولى اگر منابع اين خبر مورد اطمينان باشند، و يا در همه مطبوعات به عنوان يك خبر قطعى ذكر شود آن را خواهيم پذيرفت. امّا چرا هنگامى كه در حديث مى خوانيم: «القائم هوالّذى اذا خرج كان فى سنّ الشيوخ و منظرالشّبان، قوىّ فى بدنه، هنگامى كه قائم خروج مى كند در سنّ پيران است امّا با چهره جوانان و از نظر جسمى نيز نيرومند است.» تعجّب مى كنيم.

شيعه مى گويد: چگونه بر طرز فكر آن هايى كه براى نوح و مسيح، عمر طولانى قائلند، و در حالات بوعلى سينا اين ويژگي هاى عجيب را مى نويسند، و يا پس از مشاهده كج شدن اجسام فلزى با نگاه يك جوان، و يا مشاهده درختان و جانداران طويل العمر لبخند نمى زنيم، امّا هنگامى كه سخن از طول عمر مهدى(عليه السلام) به ميان مى آيد گروهى قيافه اعتراض آميز به خود مى گيرند و با اعجاب مى گويند مگر چنين عمر طولانى براى انسانى ممكن است! كوتاه سخن اين كه: مسأله طول عمر از مسائلى نيست كه بتوان در يك داورى منصفانه و منطقى بر آن خرده گرفت و يا آن را انكار كرد.


1ـ چندى قبل پيرمردى را در كرمان مشاهده كردم كه بخاطر عدم توانايى بر روزه ماه مبارك رمضان، پيرامون مسأله فديه سؤال مى كرد; عمر او را پرسيدم، گفت 29 سال دارد و چون ديد تعجّب كردم اضافه كرد صد را حساب نمى كنم اضافه بر صد را مى گويم يعنى 129 سال!

2ـ به كتاب «هدية الاحباب» و تواريخ ديگر، مراجعه شود.

3ـ سوره عنكبوت، آيه 14.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb