S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
داستان مهدوی

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

علامه حلى رحمه اللّه در كتاب منهاج الصلاح در شرح دعاى عبرات فرموده كه آن مروى است از جناب صادق جعفر بن محمّد علیهما السلام و از براى این دعا از طرف سید سعید رضى الدّین محمّد بن محمّد بن محمّد آوى رحمه اللّه حكایتى است معروف و به خط بعضى از فضلا در حاشیه این موضع از منهاج آن حكایت را چنین نقل كرده از سید رضى كه او محبوس بود در نزد امیرى از امراى سلطان جرماغون مدت طویلى در نهایت سختى و تنگى، ....

پس در خواب خود دید خلف صالح منتظر را علیه السلام پس گریست و گفت : اى مولاى من ! شفاعت كن در خلاص شدن من از این گروه ظالمان.

پس حضرت فرمود: بخوان دعاى عبرات را؛

سید گفت : كدام است دعاى عبرات!؟

ایشان فرمود: آن دعا در مصباح توست،

سید گفت : اى مولاى من ! دعا در مصباح من نیست،

ایشان فرمود: نظر كن در مصباح خواهى یافت دعا را در آن .

پس از خواب خود بیدار شده نماز صبح را بجا آورد و مصباح را باز نمود، پس ورقه اى یافت در میان اوراق، که آن دعا نوشته بود در آن. پس چهل مرتبه آن دعا را خواند و آن امیر را دو زن بود یكى از آن دو عاقله و مدیره و آن امیر بر او اعتماد داشت پس امیر نزد او آمد ، سپس گفت به امیر : که یكى از اولاد امیرالمؤمنین علیه السلام را، گرفتى؟

امیر گفت : چرا سؤ ال كردى از این مطلب ؟

گفت : در خواب دیدم شخصى را و گویا نور آفتاب مى درخشید از رخسار او پس حلق مرا در میان دو انگشت خود گرفت، آنگاه فرمود مى بینم شوهر تو را كه گرفت یكى از فرزندان مرا و در طعام و شراب بر او تنگ گرفته ،

پس من به او گفتم اى سید من ! تو كیستى ؟

فرمود: من على بن ابى طالب ام علیه السلام به او بگو اگر او را رها نكند هر آینه خراب خواهم كرد خانه او را،

پس ‍ این خواب منتشر شد و به سلطان رسید، پس گفت : مرا خبری از این مطلب نیست و از نوکران خود جستجو كرد و گفت : كى محبوس است در نزد شما؟

گفتند: شیخ علوى كه امر كردى به گرفتن او،

سلطان گفت : او را رها كنید و اسبى به او بدهید كه بر آن سوار شود و راه را به او نشان دهید تا برود به خانه خود.
سید اجل على بن طاوس در آخر کتاب مهج الدعوات این را فرموده و از این جمله است دعایى كه مرا خبر داد صدیق من و برادر و دوست من محمّد بن محمّد قاضى آوى و از براى او حدیث عجیبى و سبب غریبى نقل كرده و آن این بود كه براى او حادثه اى روى داد پس یافت این دعا را در اوراقى كه نگذاشته بود آن دعا را در آن در میان كتب خود پس نسخه اى برداشت از آن نسخه ، پس چون آن نسخه را برداشت آن اصل كه در میان كتب خود یافته بود مفقود شد.

---------------------------------------------------------

منبع : کتاب نجم الثاقب، ص461 ، و کتاب مهج الدعوات، ص403.

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb