S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
توحید مفضل

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعال
 
 http://dl.3noqte.com/pictures/albums/tabiat/5685106-lg.jpg
 
 
 
اي مفضل، بدان كه اسم رايج و معروف اين عالم در زبان يوناني، «قوسموس» است، به معناي زيور و زينت. فلاسفه و مدعيان حكمت نيز آن را چنين ناميده‌اند، و اين نامگذاري نبوده مگر به خاطر تقدير و نظام‌مندي عالم. ايشان نپسنديدند كه نام عالم را «تقدير» يا «نظام» بگذارند، تا اينكه سرانجام «زينت» ش نام دادند كه بگويند دنيا با وجود كمال و اتقانش، در نهايت نيكويي و زيبايي است.

اي مفضل، من در شگفتم از كساني كه فن طبابت را محكوم به خطا و اشتباه نمي‌كنند، در حالي كه مي‌بينند پزشكان خطاي بسيار مي‌كنند، اما عده با اينكه هيچ يك از پديده‌هاي عالم را مهمل و خود به خود نمي‌بينند، حكم مي‌كنند كه دنيا بي‌هدف و غايت است. بيش‌تر تعجب من، از رفتار كساني است كه مدعي حكمت‌اند اما چون وجه حكمت الاهي در آفريده‌ها را نمي‌دانند، زبان به مذمت آفريدگار مي‌گشايند. بالاتر، تعجب مي‌كنم از «مانيِ» بيچاره كه ادعاي رازداني مي‌كرد، اما چشم عقلش، نشانه‌هاي حكمت را در آفريده‌ها نمي‌ديد و آفرينش را به خطا منسوب مي‌نمود و آفريدگار را به ناداني ـ خجسته باد خداي بردبار و كريم ـ از همه عجيب‌تر منكران اند كه مي‌خواستند آنچه را به عقل فهميده و درك نمي‌شود، به حواس ظاهر ادراك كنند، و چون نتوانستند، به انكار و تكذيب روي نمودند و گفتند: چرا به وسيله عقل فهميده نمي‌شود؟


عقل مرتبه فوق خود را درك نمي‌كند
جواب اينكه خداوند فوق ادراك عقل است، همچنان كه چشم آنچه را فوق مرتبه آن است، نمي‌بيند. اگر سنگي را ببيني كه به هوا پرتاب شده، درمي‌يابي كه كسي آن را بالا انداخته و اين، علمِ از طريق چشم نيست، بلكه ادراك عقلي است، زيرا عقل است كه آن را تشخيص مي‌دهد، و پي مي‌برد كه سنگ، خود به خود، بالا نمي‌رود و پرتاب نمي‌شود. نمي‌بيني چگونه چشم انان در آن حد كه هست مي‌ايستد و پاي از گليم خويش درازتر نمي‌كند، عقل نيز چنين است و در معرفت خالق از حد خود تجاوز نمي‌كند. اما آدمي با فهمي اقراركننده به وجود حقيقتي متعالي در عالم كه ديده نمي‌شود و به واسطه حواس ادراك نمي‌گردد، خالق را درمي‌يابد و فهم مي‌كند.

بر اين اساس مي‌گوييم: عقل انسان آفريدگار را در آن حد مي‌شناسد كه به وجودش اقرار و اعتراف نمايد، اما شناختي كه موجب احاطه عقل به اوصاف و ويژگي‌هاي ذاتي حق باشد، در توان او نيست.

تكليف و قدرت
اگر بگويند: چگونه خداوند بنده ضعيف را مكلف ساخته كه با عقل ناچيز خود او را بشناسد، اما به ذاتش احاطه نيابد؟ جواب آن است كه آدمي در حد توان خود، به اين معرفت مكلف گرديده است، بدين معنا كه از او خواسته‌اند به وجود خدا يقين نمايد و امر و نهيش را ملتزم شود، نه اينكه به ويژگي‌هاي ذات باري‌تعالي علم تمام پيدا كند. همچنان كه پادشاه، رعيت خود را وانمي‌دارد كه بدانند او دراز قد است يا كوتاه قد، سفيد است يا سياه، بلكه از آنها مي‌خواهد به حاكميت او اعتراف كنند و به فرمانش گردن نهند. نمي‌بيني اگر كسي به خانه پادشاه رود و به او بگويد خودت را به من نشان بده تا خوب تو را بشناسم، و گرنه فرمانت نمي‌برم، بي‌شك چنين كسي عقوبت پادشاه را براي خود خريده است؛ نيز كسي كه مي‌گويد من تا به حقيقت ذات خداوند آگاه نشوم، وجودش را تصديق نمي‌كنم، خود را در معرض خشم الاهي قرار داده است.

 
 
 
1111111111.jpg

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb