S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
اشعار حضرت زهرا علیه السلام

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

zahra

دو چشم راز و نیازت همیشه در سحرند

ستاره های سحر از تو آبرو بخرند

بنام رازق نان و رطب : ملائکه هم

نشسته اند که از سفره تو نان ببرند

دعای خیر تو پشت تمام انسانهاست

کبوتران دعایت همیشه در سفرند

بگو که در بر تو آینه علم نکنند

تمام آینه ها در بر تو بی هنرند

چگونه مردم دنیا تو را که می تابی

از آسمان بکشند و به کنج خانه برند !؟

نه! شک نکن! که برای شکستن یاست

میان شعله در با غلاف منتظرند

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

خون می رود ز سینه بی تاب یا علی
اکنون مرا ز مهر تو دریاب یا علی
ز آن دم که سوخت سینه، ز مسمار آتشین
چون شمع، قطره قطره شدم آب یا علی
دیگر کسی به خانه ما سر نمی زند
ممنونم از محبت احباب یا علی

از آن زمان، که چشم تو پر آب دیده ام
از یاد برده چشم مرا خواب یا علی
تا قامت خمیده من ، دیده در نماز
از غم، خمیده قامت محراب یا علی
رخ می کنم نهان ، ز تو ای آفتاب عشق
چون خون گرفته عارض مهتاب یا علی
بازوی من، به جرم دفاعی که از تو کرد
گشته سیه ز تیغ سیه تاب یا علی
ای ابر غم، به سینه مجروح من ببار
اشک تو هست مرهم نایاب یا علی
ای بحر غم، کنار تو پهلو گرفته ام
عشقت مرا فکنده به گرداب یا علی
چرخ زمانه، با من دل خون چها نکرد
این سنگ آسیای توان ساب یا علی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

يا فاطمه بعد از نبي، غمخانه شد كاشانه ات
چون شمع گريان سوختي، اي عالمي پروانه‌ات
چون ‌خصم دون شد حمله‌ور،خود آمدي‌در پشت در
زين ره كند شرمي مگر، آن دشمن ديوانه‌ات
با ناله، اي خيرالنّسا، گفتي كه اي فضّه بيا

آندم كه افتادي ز پا، در آستان خانه‌ات
گشتي تو قربان علي، در حفظ جان آن ولي
كردي دفاع مشكلي، با محسن دردانه‌ات
آزرده و دامن كشان، رفتيّ و چشمت درفشان
قبر نهانت يك نشان، از مرگ مظلومانه‌ات
فرزند دلبندت حسن، خونين جگر، گلگون كفن
هفتاد تيرش بر بدن، شد رانده از كاشانه‌ات
عطشان حسينت كشته شد، با خون خود آغشته شد
تا حشر سوزد عالمي، از داغ آن ريحانه‌ات

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

image

بیمارت ای علی جان، جز نیمه جان ندارد
میلی به زنده ماندن، در این جهان ندارد
غم چون نسیم پائیز، برگ و بر مرا ریخت
این لاله بهاران، غیر از خزان ندارد
بگذار تا بمیرد زین باغ پربگیرد
مرغی که حق ماندن در آشیان ندارد

خواهم که اشک غربت، از چهره ات بگیرم
شرمنده ام که دیگر، دستم توان ندارد
بگذار کس نداند در پشت در چه بگذشت
من لب نمی گشایم محسن زبان ندارد
هر کس سراغم آمد با او بگو که زهرا
قدرش عیان نگردید، قبرش نشان ندارد
شهری که در امانند حتی یهود در آن
در بین خانه خود زهرا امان ندارد
ای ناله ها برآئید، ای لاله ها بریزید
گلزار وحی دیگر، سرو روان ندارد

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

ندارد ابر، چشمان گهر باری که من دارم
ندارد کوه بر دوش، این چنین باری که من دارم
نمانده هیچ ماهی این چنین، در هاله اندوه
ندارد آسمان، اینک شب تاری که من دارم
غم مرگ پدر، بیداد دشمن، غربت مولا
کمی از آن همه اندوه بسیاری که من دارم

بهشت مصطفی بودم ندارد هیچ گل اینک
بدین سان آشیان، در سایه ی خاری که من دارم
کنارم آمده قاتل، فزون تر کرده اندوهم
شگفتا وعده مرگ است دیداری که من دارم
مدینه، در غروب تلخ، خورشیدی که تو داری
کبود ابرهای کینه، رخساری که من دارم
ربوده خواب، از چشم تمام عافیت جویان
در این شب های غربت، ناله زاری که من دارم
پس از این ای مدینه، تا ابد آرام خواهی خفت
به خاموشی گراید چشم بیداری که من دارم
برایت می سرایم نیمه شب، اندوه مولا را
تماشایی است موج اشک سر شاری که من دارم

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb