S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
اشعار وِیژه حج وحجاج

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

doa.jpg

مى‌برم از تمامى بركات *** معرفت را ز گلشن «عرفات»


«مشعر» است و شعور مست شدن *** نشئه پرشكوه هست شدن


در «منا» عشق بود و خنجر بود *** ذبح امّيد خام هاجر بود


تيغ در دست خواجه توحيد *** بر گلوگاه زاده خورشيد


«عيد اضحى» و ذبح اسماعيل *** عشق و آواى پاى جبرائيل


جز دل خود دگر چه آوردم *** كه بود در «منا» ره آوردم


اين ره آورد را ز من بپذير *** گر نه در خورد تست خرده مگير


نه كه قابيل را كمر بستم *** بيش از اين برنيامد از دستم


گندم سالمم در انبان نيست *** ورنه جان هم سزاى جانان نيست


از دلم اين سؤال كرد گذر: *** تا «مدينه» به پا روم يا سر


چشم دل را چو نيك بگشودم *** زائر «مسجدالنبى» بودم


شهريار شهير مهرويان *** خسرو بى رقيب نيكويان


رهنماى اين ره پويان *** رهبر راستين حق گويان


بوى توحيد در حرم زده است *** يا خدا خود در آن قدم زده است


بر در آن رسول مهرآور *** كردم اعجاز عشق را باور


او كه آغاز روشن روز است *** شمع انجم فروز شب سوز است


بنده آفتاب طلعت دوست *** يا خدايى كه هر چه هست از اوست


كه خدا هر چه داد بهر هموست(1) *** كه محمّد فقط بهانه اوست


تا «بقيع» اشكبار مى‌رفتم *** به تمنّاى يار مى‌رفتم


پشت درهاى بسته بستان *** سر نهادم به كيش پا بستان


عشق‌هايى كه آن طرف بودند *** خاندان شه نجف بودند


چشم بستم به چشم دل ديدم *** بر سر دل چو بيد لرزيدم


كه يهودان كه سست مى‌گفتند *** به گمانم درست مى‌گفتند(2(




پي‌نوشت‌ها:

1. اشاره به : لولاك لما خلقت الافلاك.


2
. اشاره به كلام يهوديان: «يدالله مغلوله» كه در اينجا يدالله تعبير شكوهمندى براى حضرت اميرعليه السلام گرفته شد.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

mecca.jpg

حاجيان آمدند با تعظيم *** شاكر از رحمت خداى رحيم...

مر مرا در ميان قافله بود *** دوستى مخلص و عزيز و كريم...

گفتم او را بگوى چون رستى *** زين سفر كردن به رنج و به بيم...

شاد گشتم بدانكه حج كردى *** چون تو كس نيست اندر اين اقليم

باز گو تا چگونه داشته اى *** حرمت آن بزرگوار حريم

چون همى خواستى گرفت احرام *** چه نيت كردى اندر آن تحريم

جمله بر خود حرام كرده بدى *** هر چه مادون كردكار عظيم

گفت: نى! گفتمش زدى لبيّك *** از سر علم وز سر تعظيم

مى شنيدى نداى حق و جواب *** باز دادى چنانكه داد كليم؟

گفت: نى! گفتمش چو در عرفات *** ايستادى و يافتى تقديم

عارف حق شدى و منكر خويش *** به تو از معرفت رسيد نسيم؟

گفت: نى! گفتمش چو مى رفتى *** در حرم همچو اهل كهف و رقيم

ايمن از شرّ نفس خود بودى *** در غم حرقت و عذاب جحيم؟

گفت: نى ! گفتمش چو سنگ جمار *** همى انداختى به ديو رجيم

از خود انداختى برون يكسو *** همه عادات و فعلهاى ذميم؟

گفت: نى! گفتمش چو مى كشتى *** گوسفند از پى اسير و يتيم

قرب حق ديدى اوّل و كردى *** قتل و قربان نفس دون لئيم؟

گفت: نى! گفتمش چو گشتى تو *** مطّلع بر مقام ابراهيم

كردى از صدق و اعتقاد يقين *** خويشى خويش را به حق تسليم؟

گفت: نى! گفتمش به وقت طواف *** كه دويدى به هروله چو ظليم

از طواف همه ملائكتان *** ياد كردى به گرد عرش عظيم؟

گفت: نى! گفتمش چو كردى سعى *** از صفا سوى مروه بر تقسيم

ديدى اندر صفاى خود كونين *** شد دلت فارغ از جحيم و نعيم؟

گفت: نى! گفتمش چو گشتى باز *** مانده از هجر كعبه دل به دو نيم

كردى آنجا به گور مر خود را *** همچنانى كنون كه گشته رميم؟

گفت: از اين باب هر چه گفتى تو *** من ندانسته ام صحيح و سقيم

گفتم: اى دوست پس نكردى حج *** نشدى در مقام محو مقيم

رفته و مكّه ديده آمده باز *** محنت باديه خريده به سيم

گر تو خواهى كه حج كنى پس از اين *** اين چنين كن كه كردمت تعليم

 

ديوان ناصر خسرو 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

.jpg


اين منم در محضر يار آمده؟ *** يا به گلزار خدا خار آمده؟


هر چه باشم جايگاهم باغ نيست *** گلشن حق مسكن اين زاغ نيست


مس به اكسيرى تواند شد طلا *** من كجا و خانه كعبه كجا؟


اين مس پر زنگ قلب من *** كى بود لايق به لطف ذوالمنن؟


لطف او بر من؟ مگر من كيستم؟ *** لايق اين لطف و احسان نيستم


شايد اينجا اشتباهى حاضرم *** جز گنه از خود نباشد خاطرم


با وجود كوله بارى از گنه *** من چسان ره يافتم در بارگه؟


نيستم لايق بدين عالى جناب *** شايد اينك خواب مى‌بينم به خواب


بارالها گر چه نبود باورم *** لطف تو همواره بوده ياورم


اى كه غفار و غفورى و كريم *** گرچه باشد بار جرم من عظيم


اوليائى را به لطف عام خود *** كرده‌اى تو شامل انعام خود



"
دكتر مصطفى اوليائى"

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

kaaba_.jpg

سلام كعبه! سلام آستان سبز سجودم *** سلام قبله من! هستى‌ام! تمام وجودم

سلام عشق نجيبى كه صاف و ساده و پاكى *** فداى نيم نگاهت تمام بود و نبودم

شب است و بسته‌ام احرام اشك را به نگاهم *** شب است و منتظر يك طواف، كشف و شهودم

رسيده‌ام به تو در اوج عشق و شور و تغزّل *** رسيده‌ام به تو در اولين پگاه صعودم

زلال و ساده و بى‌پرده مى‌سرايمت امشب *** پس از گذشتن عمرى كه پرده‌دار تو بودم

دلم كبوتركى بود از نژاد تحير *** كه سر بريده‌ام آن را در آستان ورودم

به زير بارش چشمان آشناى تو امشب *** چه پاك و آبى و آرام و مهربان شده بودم!

مرا كبوتر اين گنبد ستاره نشان كن *** كه روى بام تو معنا شود فراز و فرودم

رسيده لحظه بدرود و مثل لحظه احرام *** دوباره در تب لبّيك در گرفته وجودم!


"
بهجت فروغى مقدم"

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

hajj2.jpg

 

 

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

 

خواهد به سر آمد غم هجران تو یا نه؟

 

آن روز که رفتند حریفان پی هر کار

زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

حاجی به رهِ کعبه و من طالب دیدار

من یار همی جویم و او جلوه گه یار

 

او خانه همی جوید و من صاحب خانه

 

رفتم به در صومعۀ عابد و زاهد

دیدم همه را پیش رُخَت راکع و ساجد

در میکده رهبانم و در صومعه، عابد

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

 

یعنی که تو را می طلبم، خانه به خانه

 

هر در که زنم، صاحب آن خانه تویی تو

هر جا که روم، پرتو کاشانه تویی تو

گنجی که نهان است به ویرانه، تویی تو

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

 

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb