S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
اشعار وِیژه حج وحجاج

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

magham.jpg

جامۀ هوس کندم، رَخت عشق برکردم

از پیالۀ حکمت، چار نوش سر کردم

نوش اولم: لبیک؛ آمدم، قبولم کن

اینک از قفس جستم، فکر بال و پر کردم

نوش دومم: ای دوست؛ من مقیم این کویم

تا زبند خود رستم، در برت گذر کردم

نوش سومم: لبیک؛ عاشقانه می گردم

تا بیابمت ای جان، از جهان حذر کردم

نوش چارمم: عالَم، خال روی خوب توست

غیر تو ندیدم هیچ، هر طرف نظر کردم

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

2v9dlbc.jpg

خدا را شکر می گویم که دین خود ادا کردم

طواف قبله گاه مسلمین، بیت خدا کردم

  به وقت بستن احرام گفتم ای خدا لبیک

بریدم از همه امید و ترک ماسوا کردم

بجحفه بستم احرام و نماز هدیه ای خواندم

از آنجا هم سفر بر جانب ام القری کردم

طواف خانه را کردم به شور و شوق بی پایان

نمازی در مقام پاک ابراهیم ادا کردم

وضو کردم ز آب زمزم و خواندم نماز آنجا

دعا بر دوستان در آن مقام دلگشا کردم

چنین گفتم در آنجا کای خدای مهربان من

ببخشا بنده ات را من بسی جرم و خطا کردم

مرا توفیق حاصل شد که مهمان خدا گشتم

خدای مهربانم را بسی شکر و ثنا کردم

در این ره بسته بودم با خدایم عهد و پیمانی

هزاران شکر مر او را به عهد خود وفا کردم

رسول مصطفی را در مدینه میهمان گشتم

در آن شهر مقدس دوستانم را دعا کردم

چو دیدم مرقد پاک پیمبر را شدم واله

در آن بقعه سلامی بر رسول مصطفی کردم

به هر جا رفتم و پیدا نکردم قبر زهرا را

زیارت با گمان آن دختر خیرالوری کردم

بدیدم قبر سجاد و امام باقر و صادق

ز صدق دل سلامی بر امام مجتبی کردم

برای دیدن قبر شهیدان احد رفتم

سلامی در احد بر حمزه شیر خدا کردم

 

 

عباس رسولی


ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

.jpg

میان کعبه و ما گرچه صد بیابان است

دریچه ای ز حرم در سراچه جان است

به جان ملازم آن آستانه باش ای دل

که بارش به در کعبه بردن آسان است

اگر عزیمت خاک در حرم داری

کفن بپوش چو آیی چنان که فرمان است

ز بوستان رخت گل کسی تواند چید

که خار بادیه اش در نظر چو ریحان است

به بال همت اگر می پری زخار مپرس

چرا که طایر قدس ایمن از مغیلان است

بیا و بنگر اگر چشم خرده بین داری

که سنگریزه بطحا عقیق و مرجان است

میای خواجه که خضر از برای خدمت تو

زلال بر کف و موقوف در بیابان است

شنیده ام که به حجاج عاشقی می گفت

که کعبه من سرگشته کوی جانان است

طواف کعبه دل گر میسرت گردد

عماد، حج پذیرفته در جهان آن است

 

عماد فقیه کرمانی

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

محیی لاری از ایرانیانی بود که در جوانی به سفر حج مشرف شد و پس از بازگشت از حج به سرودن یک مثنوی درباره این سفر و مشاهداتش پرداخت. سرودن این اشعار به اوایل قرن دهم برمی گردد. وی همچنین تصاویری از مساجد و مزارها و مکان های مقدس مکه و مدینه را در انتهای کتابش نقاشی کرد. محیی شیعه بود و در کتابش بخش هایی را به ذکر صفات ائمه علیهم السلام اختصاص داده است.

مثنوی محیی عرفانی دارد که باعث افزایش ارزش های ادبی این اثر شده است. وی همچنین سعی کرده است تا به فلسفه حج نیز بپردازد. گذشته از این ها دو نکته دیگر نیز در این مثنوی قابل تأمل است. اول توصیف وضعیت مکه و مدینه در 5 قرن پیش و دوم به دست آوردن تصویری از تفکرات سنتی شیعی در طی قرون گذشته.

او در این مثنوی به حضور حضرت زهرا سلام الله علیها در مدینه اشاره کرده و می سراید:

میوه دل قرّه عین رسول

زهره گردونِ نبوت بتول

لب بگشا بهر دعا و ثواب

هست در این وقت دعا مستجاب

لب بگشا کآنچه تو را در دل است

یک به یک از تربت او حاصل است

 

توصیف مسجد قبا و نخلستان آن هم خواندنی است:

تا به قبا هست قریب دو میل

طی نتوان کرد رهش بی دلیل

نخل به نخل است همه پی ز پی

سر به سر آورده چو در بیشه نی

هست در این عرصه مکان دگر

خوابگه ناقۀ خیرالبشر

بئر رسول است کز آب حیات

لب به لب استاده چو جوی فرات

هشت کَرَت  بهر نوافل قیام

چون رسی از ره سوی مسجد حرام

 

محیی همچنین اشعاری برای شهدای احد ومساجد سبعه و بقیع دارد.

درباره مکه، اعمال و مناسک حج نیز او اشعار فراوانی سروده است.

 

محیی لاری در اواخر قرن نهم در لار ِ فارس به دنیا آمد و در سال 933 هجری از دنیا رفت.
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

مــن از شهـــر اميـد

شهــر تــــوحيــد كـــه نـامــش مكــه اســت

و غنوده است ميان صـــدفش ، كعبه پــاك

قصه ها مي دانــم...

دســت در دســت مـــــن اينــــك بگــــــذار

تا از اين شهر پر از خاطره ، ديدن بكنيـم

هر كجا گام نهي در اين شهــر

و به هر سوي كه چشم اندازي

مي شود زنده ، بسي خاطـره ها در ذهنت

يـــادي از ابـراهيـــم

آنكــه شـــالـــوده ايـــن خــانـــه بـــريخـــت

آنكــه بتهــــــــاي كهـــــــن را بشـكســــــت

آنكه بر درگه دوست

پسرش را كه جوان بود ، به قربـــاني بود

يـادي از هـاجر و اسمـاعيلش

مظهــر سعي و تكاپو و تلاش

صـاحب زمــزمه زمزم عشق

يــادي از ناله جــانسوز بـلال

كه در اين شهر ، در آن دوره پر خوف و گزند به اَحَد بود ، بلند

يادي از غار حرا، مهبط وحي

يادي از بعثـت پيغمـبـر پــــاك

يادي از هجـــــرت و از فتــح  بـــزرگ

يادي از شعب ابي طالب و آزار قريش!

شهر ديـن ، شهـر خــدا ، شهـر رســول

شهر ميــــــــلاد علــــــــي (ع)

شهر نجواي حسين در عرفات

شهر قـــرآن و حـديـث

شهر فيـض و بـركات ...

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb