S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
اشعار وِیژه حج وحجاج

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

حج فروغى از فروع دين ماست ، زينـــــت كابينـــه‏ ى آيين ماست

حج مصاف جنگ نور و ظلمت است ، پايگاه انسجام وحدت است

 

حج كلاس درس انسان سازى است ، تا نپندارى كه گوى بازى است

حج به حــاجى رو نمـــايى مى ‏دهــد ، درس ايثـار و رهايى مى ‏دهد

 

حج حصار امن ايمن از بلاست ، بهترين خلوت گه دل با خداست

حج چراغ سبز عفو سرمد است ، مهبط وحى خدا بر احمد است


حاجيان را حج خــدايى مـى‏ كنــد ، خــرقه پوش بى ريايــى مى ‏كنـد

كيست حاجى باده‏ ى مستــى زده ، پشت پا بــر عالم هستــى زده

 

كيست حاجى آن كه اهل رنگ نيست ، قصد او بوسيدن يك سنگ نيست

كيست حــاجى آن كه بشنـــاسد حـــرم ، حـــرمت آن را شمـــــارد محترم

 

كيست حاجى آن كه احرامش مناست ، مروه ‏اش صدق است و سعى او صفاست

معنــى حج از خـــودى بگسستـــن اســـت ، در بـــه روى غيـر جز حق بستن است

 

معنى حج ترك خواب و خود سرى است ، در درون خود ولايت پرورى است

معنى حج خــار را گل كـــردن است ، در درون خـــود ولايـــــت پرورى است

 

حاجــــــى آن بـــاشـــد كــــه پيمــــــان نشكنــــد ، حـــرمت احــــرام و عــــرفـــان نشكنــد

حاجى آن باشد كه حجش ماندنى است ، خط و مشى ‏اش خط و مشىِ خواندنى است

 

خانه ‏ى حــق قبلـــه‏ ى اهـــل دل است ، اهل دل را دل بريدن مشكل است

بانگ لبيكش به عالم منجلى است ، معنى ‏اش تجديد بيعت با على است

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 albeit.jpg

به کعبه رفتم و سیمای آشنا دیدم

قرارگاهِ نبی خانه خدا دیدم

چو جان خسته به امّ القری قرار گرفت

ز بند غم دل افسرده را رها دیدم

چو بال شوق گشودم ز طوس زی حرمین

جهان و آنچه در آن است زیر پا دیدم

چو پای خسته به دار االشفای دوست رسید

برای درد فراوان خود دوا دیدم

سر نیاز چو هشتیم به درگه معبود

ز فخر بر سر خود سایه هما دیدم

قدم به وادی مشعر نهادم و عرفات

مقام و خیف و منا، مروه و صفا دیدم

به سوی قبله حاجات برده‏ام حاجت

به درگهش همه حاجات را روا دیدم

وجود و هستی این بنده از کرامت اوست

من این ملاطفت از دوست بارها دیدم

از این خرابه تاریک نا کجا آباد

چو گویمت به کجا رفتم و چه‏ها دیدم!

هر آنچه داشت دلم آرزو، فراهم شد

به عرش رفتم و دیدار انبیا دیدم

مسیح بود ز یکسوی با دم جان بخش

کلیم را ز دگر سوی با عصا دیدم

شدم به یثرب و در آستان ختم رُسل

نشان بوذر و سلمان پارسا دیدم

به گرد گنبد خضرای آن حظیره قدس

طواف جنّ و ملک را جدا جدا دیدم

کنار منبر و محراب در سرای رسول

مقام آمدن جبرئیل را دیدم

نزول وحی در آن خانه بود و آنجا را

گهر زدیده فشاندم ز شوق، تا دیدم

به چشم دل به مزار بقیع و خاک اُحد

هزار چهره دلجوی آشنا دیدم

مظاهر شرف و زهد و پارسایی را

به خانه علی و خیرة النسا دیدم

به عمرِ رفته ز کف، چونکه دیده کردم باز

همه گناه و همه لغزش و خطا دیدم

به غیر عشق، که روشنگر خیالم بود

هر آنچه در طلبش رفته نا روا دیدم

هزار شکر که در این سفر ز جانب دوست

بسی عنایت و بخشایش و عطا دیدم

»بقا!» مقام رفیع تو را به بزم سخن

ز یُمن منقبت حضرت رضا (ع) دیدم

 

 

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb