S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
ازدواج موفق

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

 

اکنون وقت آن است که به آداب و سنت های مربوط به پرورش و تربیت فرزند به طور خلاصه اشاره کنیم که عبارتند از:

1ـ کام فرزند را با آب فرات یا تربت سیدالشهدا علیه السلام  یا آب باران برگیرند.[1]

2ـ در گوش راست فرزند، اذان و در گوش چپ اقامه بخوانند و از همان کودکی، گوش جان او را با نام خدا آشنا سازند.[2]

3ـ او را در جامۀ سفید بپیچند.[3]

4ـ در روز هفتم، برای او عقیقه کنند و اگر نشد، هر زمان که ممکن است، این کار را انجام دهند که این، در حکم بیمه کردن جان فرزند از حوادث و بلاها است.[4]

5ـ پسر را در روز هفتم ختنه کنند و اگر ممکن نشد در هر زمان که ممکن است این کار را انجام دهند.[5]

6ـ در روز هفتم سرش را بتراشند و به وزن موی آن، طلا یا نقره صدقه بدهند.[6]

7ـ نام نیک بر او بگذارند. بهتر است از نام پیامبران و امامان علیه السلام استفاده کنند که مایۀ خیر و برکت است. لازم به ذکر است که نام نیک، به عنوان حقّی از حقوق فرزند، مطرح است.

رسول خدا (ص) فرمود:

«نخستین هدیه ای که پدر به فرزند خود می دهد نام نیک است، پس نام نیک روی فرزندان خود بگذارید.»

امام رضا علیه السلام فرمود:

«لایدخل الفقر بیتاً فیه اسم محمّد او احمد او علیّ او الحسن او الحسین او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة من النساء؛

خانه ای که در آن اسامی محمد، احمد، علی، حسن، حسین، جعفر، طالب، عبدالله و از میان زنان نام فاطمه باشد به فقر و تنگ دستی دچار نمی شود.»[7]

و نیز فرمود:

«استحسنوا أسماءکم فانّکم تدعون بها یوم القیامة؛[8]

نام های خود را نیکو گردانید که در قیامت شما را با آن نام ها می خوانند.»

امام باقر علیه السلام فرمود:

«تسمّوا باسماء الأنبیاء؛

اسامی پیامبران را روی فرزندان خود بگذارید.»

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید:

«ما وقتی اسامی شما را روی فرزندانمان می گذاریم از آن سود می بریم؟ حضرت فرمود: مگر این جز محبّت و دوستی ما است؟»

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:

«کسی که خداوند چهار فرزند پسر به او بدهد و نام یکی از آن ها را محمد نگذارد، به من جفا کرده است.»

امام رضا علیه السلام فرمود:

«البیت الّذی فیه اسم محمّد یصبح أهله بخیر و یمسون بخیر؛

هر خانواده ای که در میان آن ها نام محمد باشد، صبح و شام بر آن خیر نازل می شود.[9]»

8ـ پس از به دنیا آمدن، کودک را غسل دهند و مادرش را احترام کنند و به او هدیه دهند.

9ـ فرزند شیر خوار باید از شیر مادر، که بهترین غذا برای کودک است، تغذیه کند.

رسول اکرم صلّی الله علیه و آله فرمود:

«شیر مادر، بهترین غذا برای کودک است و بهتر است دو سال کامل کودک از شیر مادر استفاده کند و مادر باید مراقب باشد غذایی که می خورد پاک و حلال باشد؛ زیرا از جمله حقوق فرزندان است که غذای پاکیزه و حلال به او بدهند.»

10ـ پدر و مادر نباید میان دختر و پسر، تفاوت بگذارند. مردم عربستان در زمان جاهلیت، دختر را ننگ می دانستند و آن ها را زنده به گور می کردند. قرآن، این سنت زشت را محکوم کرد و به سختی در برابر آن ایستاد و به دختران بها داد و آن ها را انسان هایی همانند پسران دانست. در احادیث بسیاری نیز احترام به دختران سفارش شده است؛ چنان که بزرگان دین فرموده اند: هر وقت چیز تازه ای به خانه آوردید، اوّل به دختران بدهید.[10]

امام رضا علیه السلام به آن مردی که شنید زنش دختر زاییده و ابرو در هم کرد، فرمود: «مگر چه شده؟! دختر، چون گلی است که آن را می بویی.»

و در حدیثی دیگر آمده است:

«لاتکرحوا البنات فانّهنّ المؤنسات الغالیات؛

از داشتن دختر، اندوهگین نشوید؛ زیرا آنان گران قدر و مونس زندگی شما هستند.»[11]

همچینن فرمود:

«من ولدت له ابنة فلم یؤذها و لم یهنها و لم یؤثر ولده علیها ادخله الله بها الجنّة؛

هر کس خداوند به او دختری دهد و او آن دختر را نیازارد و تحقیر نکند و فرزندان دیگر را بر او مقدّم ندارد، خداوند به وسیلۀ همان دختر، او را به بهشت می برد.»[12]

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:

«انّ الله تعالی علی الاناث اراف منه علی الذّکور و ما من رجل یدخل فرحة علی امرأة بینه و بینها حرمة الّا فرّحه الله یوم القیامة؛[13]

خداوند بر دختران مهربان تر است تا بر پسران و هر مردی، خانمی را که با وی خویشاوند و محرم است خشنود سازد. خداوند او را در قیامت خشنود می سازد.»

در حدیثی دیگر می فرماید:

«البنات حسنات و البنون نعم، و الحسنات یثاب علیها و النّعم مسؤول عنها؛

دختران حسنه اند و پسران نعمت و خداوند از نعمت سؤال می کند، و بر حسنه، ثواب می دهد.»[14]

البته، احادیث در نکوهش سنّت زشت تبعیض میان دختر و پسر، بسیار فراوان است، ولی متأسفانه هنوز هم افرادی هستند که وقتی صاحب دختر می شوند نق می زنند، اخم می کنند و بر همسر خود خشم می گیرند که گویی او مقصّر است، در حالی که سبب اصلی این که زنی دختر به دنیا می آورد یا پسر، اراده و مشیت خداوند است.

دختر و پسر شدن، دست زن بیچاره نیست که شوهر، خود را طلبکار می داند! به هر حال، دختر و پسر، هر دو مخلوق و عبد خدایند، اگر صالح یا ناصالح باشند، هیچ فرقی با یکدیگر ندارد و بسیار زشت و ظالمانه است که پدر یا مادر، فرزند پسر را احترام و نوازش کنند و دوست بدارند، ولی به فرزند دختر بی اعتنا باشند و او را تحقیر نمایند!

11ـ رعایت عدالت میان فرزندان، بسیار مهم است. گاهی دیده می شود والدین، یکی از فرزندان را بیشتر احترام می کنند و دوست می دارند و به فرزند دیگر کمتر توجّه می کنند. این بی عدالتی و تبعیض، کاری نکوهیده و بسیار زننده و دارای آثار منفی است. داستان حضرت یوسف و برادرانش از همین جا سرچشمه گرفته است.

قرآن می فرماید:

«برادران یوسف وقتی جلسه گرفتند، گفتند: پدر ما، یوسف و برادرش را بیشتر دوست دارد با این که ما بزرگ تریم و زحمت زندگی بر دوش ما است! و از همان جا تصمیم بر قتل یوسف گرفتند.»[15]

در حدیثی آمده است:

پیامبر صلّی الله علیه و آله شخصی را دید که یکی از فرزندان خود را بوسید و دیگری را نبوسید! حضرت فرمود: «چرا بین آنان مساوات نکردی؟» آن گاه پیامبر جریان حضرت یوسف را به یاد آن مرد آورد و فرمود: «قرآن برای درس گرفتن ما این مطلب را آورده است.»[16]

و آن حضرت فرمود:

«اعدلوا بین اولادکم کما تحبّون ان یعدلوا بینکم فی البرّ و اللّطف؛

میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید؛ همان گونه که دوست دارید آن ها در محبّت و خوبی با شما والدین عدالت را رعایت کنند.»[17]

در حدیثی دیگر فرمود:

«ساووا بین اولادکم فی العطیّة... انّ الله یحبّ ان تعدلوا بین اولادکم حتّی فی القبّل؛

در هدیه دادن به فرزندان خود با عدالت و یکسان رفتار کنید که خداوند دوست دارد با فرزندان، با عدالت رفتار کنید، حتی در بوسیدن آن ها.»[18]

و در حدیث دیگری فرمود:

«اتّقوا الله و اعدلوا بین اولادکم کما تحبّون ان یبرّوکم؛

از خداوند بترسید و با فرزندانتان با عدالت رفتار کنید، چنان که دوست دارید آن ها به شما خوبی کنند.»[19]

بنابراین، جهت حفظ روحیۀ لطیف و ظریف فرزندان و عقده ای نشدن آنان، لازم است به گونه ای عمل شود که یکی از آن ها تصّور نکند که شما دیگری را بیشتر دوست می دارید. اگر چه ممکن است انسان یکی از بچه هایش را به دلیل ویژگی های خاصّی، بیشتر دوست داشته باشد، ولی نباید این دوستی را اظهار کند، به شکلی که آن ها متوجّه شوند و باید در مسائل ظاهری، مساوات را رعایت کند، حتی برای پس از مرگ خود. متأسفانه، بعضی پدر و مادرها نادانی می کنند و در وصیت خود فرزندی را بر دیگری ترجیح و برتری می دهند که پس از مرگ منجر به کدورت و جنگ و دعوا بین برادران و خواهران می شود. باید از تبعیض پس از مرگ نیز خودداری کرد.

12ـ  محبت در خانواده، از ارکان اساسی زندگی است و انسان زاییدۀ محبت است و به سوی محبّت جذب می شود. یکی از نیازهای ذاتی و غریزی بشر، محبت است و از همان کودکی، تشنه این آب حیات است. کودک از هر کس محبّت ببیند، جذب او می شود و با او انس می گیرد. برای این که فرزندان جذب محبت های ناسالم نشوند، پدر و مادر وظیفه دارند به آن ها محبّت کنند و نگذارند از این بابت، فرزندان احساس کمبود کنند. البته، محبّت باید حساب شده و سازنده باشد؛ زیرا افراط در آن، عامل بی شخصیتی و وابستگی کودک می شود.

قال موسی علیه السلام:

«یا ربّ ایّ الاعمال افضل عندک؟ فقال: حبّ الاطفال؛[20]

حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: خداوندا! چه عملی را بیشتر دوست داری؟ فرمود: دوست داشتن کودکان را.»

امام صادق علیه السلام فرمود:

«انّ الله عزّوجلّ لیرحم الرّجل لشدّة حبّه لولده؛

خداوند به مردی زیاد به فرزندان خود محبت کند، ترحّم می کند.»[21]

و نیز فرمود:

«بزرگ تر باید به کوچک ترها محبّت و مهربانی کند و مانند سنگ دل های دوران جاهلیت نباشد.»

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:

«احبّوا الصّبیان و ارحموهم؛

کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید.»[22]

امام صادق علیه السلام فرمود:

«انّ الله لیرحم العبد لشدّة حبّه لولده؛

خداوند به انسان ترحّم می کند، به دلیل شدّت محبت او به فرزندانش.»[23]

همچنین رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:

«من قبّل ولده کتب الله له حسنة و من فرّحه، فرّحه الله یوم القیامة؛

هر کس فرزند خود را ببوسد، خداوند برای او حسنه می نویسد و هر کس فرزند خود را خشنود سازد، خداوند او را در قیامت خشنود می سازد.»[24]

شخصی نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «من تاکنون کودکی را نبوسیده ام.» هنگامی که خواست برود، حضرت فرمود: «این مرد، از اهل آتش است.»[25]

شخص دیگری چون دید پیامبر صلّی الله علیه و آله حسن و حسین علیه السلام را می بوسد، گفت: «خداوند ده فرزند به من داده است که تاکنون هیچ کدام را نبوسیده ام.» حضرت فرمود: «اگر خداوند رحمت را از تو بیرون برده، من چه کنم؟!»

بنابراین، محبّت به فرزندان در حدّی که سازنده باشد، یک ارزش و از وظایف پدر و مادر است.

13ـ کودک نیاز به بازی دارد و طبق بعضی احادیث تا هفت سال باید بازی کند و در چنین شرایطی، پدر و مادر باید وسیلۀ تفریح و بازی او را فراهم کنند تا روح فرزند پرورش یافته وسیله ای برای رشد روحی و جسمی اش گردد. در این میان، بزرگ تر ها باید این روحیه و نیاز کودک را درک کنند و با او مانند یک کودک رفتار کنند و برای او کودک شوند.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:

«من کان عنده صبیّ فلیتصاب له؛

هر کس دارای کودکی است، همانند او کودک شود.»[26]

البته، در کلمۀ «کودک شدن» ، معنای دقیقی نهفته است و آن عبارت از درک روحیۀ کودک و تشخیص نیازها و عدم توقع انجام کارهای بزرگ از او است.

در احادیث بسیاری وارد شده است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله با آن شأن و جلالش با حسن و حسین علیه السلام بازی می کرد و آن ها را بر پشت خود سوار می کرد و می فرمود: «اسب خوبی دارید!»

یک روز، عمر بن خطاب دید که حسن و حسین روی کمر پیامبر سوار شده اند، گفت:

«نعم الفرس لکما! ؛

خوب اسبی برای شما است!»

حضرت فرمود:

«و نعم الفارسان هما ! ؛

آنان نیز سواران خوبی هستند.»[27]

علی علیه السلام فرمود:

«لامیراث کالادب؛[28]

هیچ ارثی (که از پدران به فرزندان برسد) بهتر از ادب نیست.»

امام رضا علیه السلام فرمود:

«انّ خیر ما ورّث الاباء لابنائهم الادب لاالمال؛[29]

بهترین چیزی که پدران برای فرزندان به ارث می گذارند ادب است نه مال.»

رسول خدا صلّی الله علیه و آله چشمش به چند کودک افتاد و فرمود: وای به حال فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان! سؤال شد: پدرانشان مشرک هستند؟ حضرت فرمود: خیر، با این که مسلمانند، امّا امور دینی را به فرزندان خود نمی آموزند، من از آن ها بیزارم.

14ـ از جمله وظایف پدر و مادرها نسبت به فرزندان خود، آشنا ساختن آن ها با عقاید و اخلاق اسلامی و احادیث اهل بیت علیه السلام است. از رسول خدا نقل است که فرمود:

«ادّبوا اولادکم علی ثلاث خصال: حبّ نبیکم و حبّ اهل بیته و قراءة القرآن؛[30]

فرزندان خود را با سه چیز ادب کنید (بیاموزید): محبّت به پیامبر صلّی الله علیه و آله، محبّت به اهل بیت علیه السلام و خواندن قرآن است.»

امام صادق علیه السلام فرمود:

«... و یتعلّم الحلال و الحرام سبع سنین ؛

هفت سال باید به او (فرزند) حلال و حرام بیاموزید.»[31]

و نیز فرمود:

«بادروا احداثکم بالحدیث قبل ان تسبقکم المرجئة؛

پیش از آن که انسان های گمراه از شما سبقت گیرند و فرزندان شما را به انحراف بکشانند، در آموختن حدیث به فرزندانتان شتاب کنید.»[32]

علی علیه السلام فرمود:

«علّموا صبیانکم من علمنا ما ینفعهم الله به و لا تغلب علیهم المرجئة برأیها؛

از علوم ما، به خردسالانتان بیاموزید تا خداوند به وسیله آن علوم، به آنان سود رساند و گمراهان نتوانند عقاید خود را به آنان تحمیل کنند.»[33]

توجه دارید که ائمّه علیه السلام نگران آیندۀ فرزندان مسلمانان هستند که نکند گرفتار عقاید فاسد گروهک های منحرف شوند و تنها چیزی که این فرزندان معصوم را در برابر توطئه دشمنان و تهاجم فرهنگی آنان، مصونیت می بخشد و در امان نگه می دارد، آشنایی با حق و حقیقت است.

آشنا کردن فرزندان با علوم اسلامی، عقاید، مسائل اخلاقی، احکام اسلامی و سخنان و پیام ها و نصایح اهل بیت علیه السلام یک وظیفه است. والدین، باید ریشۀ مذهب را در قلب کودکان خود بدوانند و عطش فکری آنان را با نور معرفت سیراب سازند.

15ـ نماز و ارتباط با خدا، سپری است که آدمی را از انحراف و لغزش و فساد، باز می دارد. کمتر کسی است که نماز بخواند و اهل فساد باشد. معمولاً  اهل فساد، دزدها، چاقوکش ها، شرورها و... جزو افرادی هستند که نماز نمی خوانند. پدر و مادرها باید تلاش کنند کودک را با نماز آشنا سازند؛ زیرا یکی از راه های مبارزه با تهاجم فرهنگی، نماز است. قرآن کریم، نماز را مانع افتادن در منجلاب فساد می داند و می فرماید: «انّ الصّلواة تنهی عن الفحشاء و المنکر».[34]

از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل است که فرمود:

«علّموا اولادکم الصّلوة اذا بلغوا سبعاً، و اضربوهم بها اذا بلغوا عشراً؛

فرزندان خود را از هفت سالگی به نماز وادارکنید و از ده سالگی برای نماز سخت گیری کنید... .»

امام صادق علیه السلام می فرماید:

«انّا نأمر صبیاننا بالصّلوة اذا کانوا بنی خمس سنین فمروا صبیانکم اذا کانوا بنی سبع سنین؛[35]

ما فرزندان خود را از پنج سالگی به نماز وامی داریم، ولی شما فرزندان خود را از هفت سالگی به نماز امر کنید.»

16ـ آغاز آموزش از سه سالگی، سنتی پسندیده و اسلامی است.

در حدیث آمده است:

«در سه سالگی، یکتاپرستی و توحید را به کودک بیاموزد و در چهار سالگی، پیامبر را به او بشناسانید و در پنج سالگی، قبله را یادش دهید و در شش سالگی، رکوع و سجود را و در هفت سالگی به او بگویید نماز بخواند و از ده سالگی بر او سخت بگیرید و چون وضو و نماز را خوب آموخت، خداوند پدر و مادرش را می آمرزد.»[36]

17ـ از هفت سالگی، باید جای خواب دختر و پسر جدا باشد. در احادیث تأکید شده است که از هفت سالگی دیگر نباید دختر و پسر در یک رختخواب بخوابند.

در  حدیث آمده است:

«یفرّق فی المضاجع اذا بلغوا سبعاً او عشراً؛[37]

محل خواب فرزندان دختر را از هفت سالگی یا از ده سالگی جدا سازید.»

18ـ دختر و پسر وقتی به سن هفت یا شش سالگی رسیدند نباید همدیگر را ببوسند.

در حدیث آمده است:

«و اذا بلغت الجاریة ستّ سنین فلایقبّلها الغلام و الغلام لا یقبّل المراة اذا جاز السبع سنین؛

وقتی دختر شش ساله شد، پسر، او را نبوسد، زن نیز نباید پسر هفت سال به بالا را ببوسد.»[38]

اصولاً از هرگونه عملی که نیروی جنسی را تحریک می کند، جداً باید پرهیز کرد، اگرچه این عامل تحریک کننده خواندن داستان یا دیدن فیلم یا عکسی باشد؛ زیرا تحریک نیروی جنسی، فساد و تباهی به دنبال خواهد داشت.

آموزش قرآن به فرزند، وظیفۀ پدر و مادر است. خداوند به والدینی که فرزند خود را با قرآن مأنوس سازند، اجر بسیاری عطا می فرماید، تا جایی که روایت شده است: «روز قیامت، خداوند به چنین پدر و مادری آن قدر پاداش می دهد که شگفت زده می شوند» ، عرض می کنند: «خداوندا! ما این قدر کار خوب نکرده بودیم!» و پاسخ می شنوند: «این همه مزد، برای این است که به فرزند خود قرآن آموختید.»

در حدیثی، امام علی علیه السلام فرمود:

«از جمله حقوق فرزند این است که به او قرآن بیاموزند.»

و نیز فرموده است:

«و یتعلّم الکتاب سبع سنین؛

هفت سال وقت خود را باید صرف یادگیری قرآن کند.»[39]

19ـ وظیفۀ پدر و مادر است که فرزند خود را با خواندن و نوشتن آشنا کنند.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:

«حقّ الولد علی والده ان یعلّمه الکتابة؛[40]

حق فرزند بر پدر این است که نوشتن به او بیاموزد.»

امام علی علیه السلام فرمود:

«مروا اولادکم بطلب العلم؛[41]

فرزندان را به یادگیری علم وادارید.»

20ـ از جمله فنونی که لازم است فرزندان در خردسالی بیاموزند و پدران موظّفند به آن ها یاد دهند، شنا، تیرندازی و از خود دفاع کردن است. چنانکه در همان حدیث رسول اکرم صلّی الله علیه و آله یکی از حقوق فرزند بر پدر را آموزش تیرندازی وشنا دانسته و فرمود:

«علّموا اولادکم السّباحته والرّمایة؛[42]

به فرزندان خود، تیراندازی و شنا بیاموزید.»

21ـ از جمله وظایف پدر و مادر این است که فرزند را در جایگاه مناسب و شغل خوب قرار دهند. شخصی نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «این فرزند چه حقی بر من دارد؟» حضرت فرمود:

«تحسّن اسمه وادبه و تضعه موضعاً حسناً؛[43]

اسم و ادب او را نیکوگردان و او را در جایگاه مناسب و خوب (از نظر شغلی) قرار ده.»

22 ـ خلقت بشر وهدایت او به سمت خداوند و اخلاق انسانی و اماده سازی برای سکونت در جوار خدا، از اهداف خلقت و بعثت انبیا است. انسان سازی و آشنا نمودن او به وظایف انسانی و صفات خلیفة اللهی از مهم ترین امور است و مناسب ترین زمان برای این کار ، همان دوران کودکی است که صفحۀ دل کودک، سفید و پذیرایی هر بذری است. از این رو مهم ترین وظیفه و تکلیف والدین، به ویژه پدر، تربیت کودک و مؤدب نمودن او به اخلاق اسلامی و انسانی است و این که به کودک بایدها و نبایدها را تعلیم دهد.

در بسیاری از احادیث که در آن ها حق فرزندان بیان شده، به صراحت بیان شده است: «ادب او را نیکو کند.»

در حدیثی آمده است:

«ما ورّث والد ولده افضل من ادب حسن؛[44]

هیچ پدری چیزی برای فرزندش ارزشمند تر از ادب نیکو به ارث نگذاشت.»

در حدیث دیگری آمده است:

«اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم؛[45]

فرزندان خود را احترام کنید و ادب آن ها را نیکو گردانید.»

23ـ فرزند، چه پسر و چه دختر، وقتی به سن بلوغ می رسد، باید برای او همسری برگزید. رسول اکرم صلّی الله علیه و آله در این باره می فرماید:

«و یزوّجه اذا بلغ؛[46]

و چون به بلوغ می رسد، همسری برایش برگزیند.»

در حدیث دیگری آمده است که: باید هنگام بلوغ برای او همسری انتخاب کند تا گرفتار گناه نشود.[47]

در حدیثی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل است که فرمود:

«من بلغ ولده النّکاح و عنده ما ینکحه فلم ینکحه ثمّ احدث حدثاً فالأثم علیه؛[48]

هر گاه فرزند کسی بالغ شود و در حالی که می تواند برای او همسری انتخاب کند ولی این کار را نکند، آن گاه اگر فرزند دچار گناه شود، گناهش بر عهده پدر است.»

در احادیث اسلامی آمده است که در مورد شوهر دادن دختران شتاب کنید؛ چنان که در روایتی نقل است:

«من سعادة المرء ان لا تطمث ابنته فی بیته؛

از سعادت انسان این است که دخترش در خانه او عادت زنانه نشود (و او پیش از رسیدن به سن قاعدگی شوهر کند). »[49]

در حدیثی دیگر، رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:

«جبرئیل بر من نازل شد و گفت: خداوند می فرماید: دختران مانند میوۀ درختند. وقتی رسیدند باید چیده شوند وگرنه بادها آن ها را فاسد می کنند.»[50]

دختر وقتی بالغ می شود، باید شوهر کند تا فساد پیش نیاید. بالا رفتن سنّ ازدواج، خود عامل بسیاری از مفاسد اجتماعی است که هم والدین و هم دولت مردان باید به آن توجّه کنند.

24ـ نباید در ازدواج فرزندان، بی مورد، سخت گیری و بهانه گیری کرد. وقتی فردی شایسته پیدا شد، نباید به او پاسخ منفی داد و باید از خرافات دست و پاگیر، دست شست و مهریه را آسان و اندک گرفت که طبق احادیث: «شومی زن، در زیادی مهر اوست.» و «بهترین ازدواج ها، ازدواجی است که آسان و بدون سخت گیری باشد.» و «بهترین زنان، کم مهرترین آن ها است.»[51]

25ـ جلوگیری از رشد جمعیت، سخن روز است. این موضوع مورد سؤال است که آیا اصل جلوگیری، از نظر شرعی جایز است یا خیر؟ و اگر جایز است، آیا همه انواع آن جایز است یا بعضی از آن؟ و آیا جلوگیری از رشد جمعیت مسلمانان، خلاف سنّت پیامبر صلّی الله علیه و آله نیست؟ مگر نه این است که آن حضرت فرمود: «ازدواج کنید و بچه دار شوید تا امّت من زیاد شود که من در قیامت به زیادی امتم مباهات می کنم؟»[52]



[1] . همان، ج15، ص138 .

[2] . همان، ج14، ص136 .

[3] . همان، ج14، ص 136 .

[4] . همان، ج14، ص136 .

[5] . همان، ج15، احکام الاولاد.

[6] . کافی، ج6، ص19 .

[7] . همان.

[8] . وسائل الشیعه، ج21، ص389 .

[9] . بحارالانوار، 101، ص131 .

[10] . همان، ج15، ص227 .

[11] . میزان الحکمه، ج10، ص705 .

[12] . مستدرک، ج15، ص118 .

[13] . کافی، ج6، ص6 .

[14] . کافی، ج6، ص7؛ بحارالانوار، ج78، ص206 .

[15] . سورۀ یوسف، آیۀ 8 .

[16] . وسائل الشیعه، ج15، ص201 .

[17] . بحارالانوار، ج101، ص92 .

[18] . میزان الحکمه، ج10، ص706 .

[19] . همان، ج10، ص707 .

[20] . بحار، ج23، ص113 .

[21] . الفقیه، ج3، ص482 .

[22] . وسائل الشیعه، ج21، ص483 .

[23] . کافی، ج6، ص50 .

[24] . وسائل الشیعه، ج21، ص475 .

[25] . همان، ص203 .

[26] . وسائل الشیعه، ج21، ص486 .

[27] . بحارالانوار، احوال الحسین علیه السلام، ج43، ص285 .

[28] . وسائل الشیعه، ج12، ص40 .

[29] . کافی، ج8، ص150 .

[30] . میزان، ج4، ص3680 .

[31] . وسائل الشیعه، ج17، ص331 .

[32] . همان، ج17، ص331 .

[33] . همان، ج21، ص478 .

[34] . سورۀ عنکبوت، آیه 45 .

[35] . الکافی، ج3، ص409 .

[36] . ر.ک: وسائل، ج15، ص194 .

[37] . الکافی، ج3، ص409 .

[38] . وسائل الشیعه، ج20، ص230 .

[39] . وسائل الشیعه، ج21، ص474 .

[40] . مستدرک الوسائل، ج15، ص169 .

[41] . تذکرة الفقهاء، ج1، ص183 .

[42] . وسائل الشیعه، ج17، ص331 .

[43] . همان، ج21، ص390 .

[44] . مجمع الزوایر، ج8، ص105 .

[45] . مستدرک الوسائل، ج15، ص168 .

[46] . وسائل الشیعه، ج21، ص482 .

[47] . همان، ج15، ص200 .

[48] . میزان الحکمة، ج4، ص482 .

[49] . وسائل الشیعه، ج20، ص61 .

[50] . همان، ج14، ص39 .

[51] . همان، احکام النکاح .

[52] . همان، ج14، ص 33 و 34 .

نوشتن دیدگاه

- اظهار نظر شما به بهبود مطلب ارائه شده و مجموعه سایت کمک خواهد کرد .
- درصورت خراب بودن تصویر متن ارائه شده و یا وجود ایرادات ویراستاری و فنی لطفا در بخش نظرات ما را آگاه کنید .
- از افزودن نظر با کلمات انگلیسی (فنگلیش) بپرهیزید .
- از توهین به قومیت ها و افراد در نظرات اجتناب کنید .
- نظرات تبلیغاتی منتشر نخواهد شد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb