S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
اشعار حضرت ام البنین سلام الله علیها

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

ای امیرالمؤمنین را یار یا ام البنین
ای سراپا پاکی و ایثار یا ام البنین
مکتب تو مهربانی اسوة تو فاطمه
داری از او همچنان آثار یا ام البنین
دامنت عباس پرور همسرت مولا علی
مرتضی خود فاطمه رفتار یا ام البنین
بهر فرزندان زهرا بعد زهرا مادری
ای تو می آید علی را یار یا ام البنین
بوده ای چون حضرت زهرا غریب شهر خویش
غربت قبرت کند اقرار یا ام البنین
چار فرزند تو در صحرای سرخ کربلا
چار شیر بیشة پیکار یا ام البنین
خویش را می خوانی کنیز فاطمه
در حضورت عترت اطهار یا ام البنین
بود نامت فاطمه دردا که همچون فاطمه
گریه کردی روز و شب بسیار یا ام البنین
می کشیدی بر سر انگشت، نقش چار قبر
می زدی آتش به دل، صد بار یا ام البنین
گریه کن یا فاطمه در ماتم آن فاطمه
کز عدو پیوسته دید آزار یا ام البنین
تو نخوردی سیلی از دشمن میان خانه ات
تو ندیدی صدمه از مسمار یا ام البنین
دست تو سالم ولیکن بازوی زهرا شکست
پیش چشم حیدر کرار یا ام البنین
گریه کن ای مادر عباس بهر فاطمه
ای روان اشک تو بر رخسار یا ام البنین

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

السلام ای فاطمه ام البنین
السلام ای بانوی دنیا و دین
السلام ای همسر شیر خدا
مادر عباس شمشیر خدا
السلام ای بانوی بیت الولا
دامنت دانش سرای کربلا
السلام ای روح احساس و ادب
آسمان چهار خورشید عرب
دامنت مهد شهید علقمه
مادر فرزندهای فاطمه
روح پاکت بوده تسلیم حسین
چار ماهت گشته تقدیم حسین
ای به تو از زینب کبری سلام
از حسین آن یوسف زهرا سلام
ماه فرزند تو خیرالناس بود
شیر شیران عرب عباس بود
ای به قدر و رتبه برتر از همه
ای به حیدر جانشین فاطمه
ای سلام ما به خیرالناس تو
بابا حاجات همه عباس تو
در عزای تو مدینه گریه کرد
ام کلثوم و سکینه گریه کرد
حیف آنجا لالة یاست نبود
روز تشیع تو عباست نبود
در عزای چار فرزند شهید
عاقبت چون فاطمه قدت خمید
دادی از کف طاقت و آرام و صبر
می کشیدی چار صورت مثل قبر
می نشستی در کنار قبرها
گریه می کردی بسان ابرها
داشتی در خلوت و در انجمن
نالة عباس من عباس من
کی چراغ روشن و چشم ترم
نازنین فرزند بی دست و سرم
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
کاش بودی در کنار علقمه
می زدی گلبوسه باغ یاس را
می گذاشتی روی دامانت سر عباس را

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

منم ام البنین و دل غمینم
غمین از داغ جان سوز بنینم
بقیع را ز اشک خود دریا نمایم
به یاد کربلا غوغا نمایم
عدو در کربلا محشر نموده
همه گل های ما پرپر نموده
سر عباس من شق القمر شد
حسین از ماتمش خونین جگر شد
دلم خون شد ز داغ نور عینم
به عباسم بنالم یا حسینم
کسی داغ دلم را گر بداند
مرا ام البنین دیگر نخواند

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

مرا ام البنین دیگر ندانید
اگر دانید به این اسمم نخوانید
بدم ام البنین آن دم به دوران
که بود اندر کنارم نوجوانان
خبر آمد خزان شد بوستانت
جدا شد دست عباس جوانت
بنالم بهر عباسم شب و روز
شده آهم به جانم آتش افروز
به دشت کربلا آن مه جبینم
شنیدم بوده سقای حسینم
به دریا پا نهاد و تشنه برگشت
حسینش تشنه بود از آب لب بست
گذشت از آب و کسب آبرو کرد
به سوی خیمه ها با آب رو کرد
ز نخلستان چو بر سوی خیم شد
به دست اشقیا دستش قلم شد

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

مخوان جانا دگر ام البنینم
که من با محنت دنیا قرینم
مرا ام البنین گفتند چون من
پسرها داشتم ز آن شاه دینم
جوانان هر یکی چون ماه تابان
بدند از یسار و از یمینم
به نام عبدالله و عثمان و جعفر
دگر عباس آن در ثمینم
ولی امروز بی بال و پرستم
نه فرزندان نه سلطان مبینم
مرا ام البنین هر کس که خواند
کنم یاد از بنین نازنینم
به خاطر آورم ز آن مه جبینان
ز غم سیلی به رخسار و جبینم

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb