S5 Newsplace - шаблон joomlaS5 Newsplace - шаблон joomla КнигиКниги
اشعار حضرت خدیجه علیها السلام

 

مناسبت‌نامه
دهم محرم شهادت سید الشهداء علیه السلام و یارانشان و اسارت اهلبیت‌شان ...بیشتر

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

محمد را نكو همسر خديجه
عزيز قلب پيغمبر خديجه
گهي غمخوار او هنگام سختي
صفا بخش دل شوهر خديجه
وجود رحمه للعالمين را
پرستار و نوازشگر خديجه
به طوفان بلا چون كوه محكم
به كشتي امان لنگر خديجه
وفا و عشق و عفت زينت اوست
ندارد غير از اين زيور خديجه
همين وارستگي شايستة اوست
چو زهرا را بود مادر خديجه
چه كوثر آن كه يكتا همچو طاهاست
صدف شد بر چنين مادر خديجه
ز نامش ما روان برخود ببالند
كه دارد يك چنين دختر خديجه
چو خوش باشد غلام خود بخوانند
«حسان» را در صف محشر خديجه

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

من آن کنیز خدایم که یار طاهایم

منم که مادر امّ الائمه زهرایم

به افتخار کنیزی مصطفی این بس

که من شریک نبی در نشاط و غمهایم

خداست شاهد حالم که من چه‏ها دیدم

اگر چه شاد ز یک عمر امتحانهایم

گهی به شعب ابی طالبم گواه بلا

گهی ستم کش اهل حجاز و بطحایم

اگر بهشت برین جایگاه شأن من است

برای اینکه به دنیا مطیع مولایم

ز نیش طعنه نمام‏های آل قریش

هنوز وارث درد و بلاست زهرایم

تمام هستی خود را به عشق بخشیدم

به عشق اینکه به بیت نبی است مأوایم

ولی چه زود شنیدم پس از من و احمد

حریم عشق بسوزد به دست اعدایم

ستم به فاطمه‏ام از قدیم عادت داشت

از آن زمان که به دل بود انیس غمهایم

همیشه فاطمه می‏گفت از درون با من

که من یگانه معین تو در بلاهایم

خدا گواه بسوزم از این که در غم و درد

نبود سایه من بر سر تو، ای وایم

مرا کفن ز بهشت آید ای خدای حسین

اگر چه مادر آن بی کفن به صحرایم

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

به تن زخمی من روح مداوا دادی
قوت قلب نبی جان مرا نا دادی
تلخی سنگ به لبخند تو شیرین می شد
غم دلواپسی ام را به دلت جا دادی
سالها عمر تو با زخم زبانها طی شد
پای من وقف شدی هست خودت را دادی
هیچ کس مثل تو ای خوب به من لطف نکرد
تو مرا زیر پر و بال خودت جا دادی
می روی قلب من از درد به خود می پیچد
بی کسی های مرا باز به غمها دادی
فکر تنهایی من بوده ای ای گل زیرا
همه عاطفه ات را تو به زهرا دادی

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

ای عزیز جان پیغمبر سلام
ای که بر زهرا تویی مادر سلام
سرور زنهای اهل جنتی
ای که تو مسند نشین عزتی

مات و مفتون شما عقل بشر
تا قیامت حرفتان نقل بشر
مدحتان گفتن نباشد کار ما
نام تو بالاتر از افکار ما
شد زبان الکن ز نام اطهرت
کی رسد زن در مقام اطهرت
مادر زهرایی و فخر زنان
دیگر همچون تو زنی بیند زمان؟
ای که دین با بخششت جاوید شد
ناامیدی ها همه امید شد
سختی دوران تحمل کرده ای
تلخ ها را همچنان مُل کرده ای
سنگر مستحکم پیغمبری
در وقایع هم رکاب حیدری
تو زنی اما به معنا شیر نر
بر پیمبر در حوادث چون سپر
تو وجودت مصطفی را ایمن است
دشمنی با هر که او را دشمن است
مونس درد و غم احمد تویی
در مصیبت همدم احمد تویی
روز محشر دستگیری می کنی
تو زنی اما امیری می کنی
این نفسها بی امان تقدیم تو
صدهزاران بار جان تقدیم تو
دل به پای مهر تو دادن خوش است
در ره عشق شما مردن خوش است
کن نگاهی تا ز شوقش جان دهم
هر چه می خواهی بگو تا آن دهم
یک نظر انداز بر احوال ما
جان بده بر این شکسته بال ما
در غمت سوز و گدازم را ببین
روی صورت غنچه اشکم بچین
حضرت زهرا عزادار شماست
صاحب ختم عزایت مصطفاست
در عزایت فاطمه بی تاب گشت
چشمه های اشک او پرآب گشت
مجلس روضه بپا شد وای وای
دل به یادت کربلا شد وای وای

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

image

وقتی خدیجه رفت پیمبر عزا گرفت
آمد زمان پیری و دستی عصا گرفت

شکر خدا به لرزه نیافتاد زانویش
دست رسول را چو دو دست خدا گرفت

مرهم گذار زخم تن مصطفی که رفت
زخم تنش دوباره سراغ دوا گرفت

اشکی چکید و ابر غم از پشت پلکها
باران درد بود که بی منتها گرفت

طوفان وزید و شعله غم در زبانه شد
قلب حزین دخترکی بی هوا گرفت

بابا! نبینمت که چنین گریه میکنی
بابا! اگر چه مادر ما را خدا گرفت

من خانه دار کوچک این خانه میشوم
این خانه ای که در دل او غصه جا گرفت

تنها نه مام باب که ام الائمه شد
با نقد جان ز معرکه خون بلا گرفت

تا قتلگاه،پشت در خانه علی
-آنجا که خصم غنچه نشکفته را گرفت-

با میخ در نوشت به دیوار خانه اش
گودی قتلگاه از این خانه پا گرفت

روزی به قامت خم و با اشک و آه آه
با زین العابدین دو سر بوریا گرفت

 

محمود قاسمی

لیست صفحات

صفحه نخست

ویژه‌نامه اهل‌بیت

ویژه‌نامه احادیث

ویژه‌نامه قرآن کریم

فرقه شناسی

فرهنگی اجتماعی

مناسبت‌ها

ویژه‌نامه علمی

ویژه‌نامه بزرگان‌ما

   Tomb