چهارشنبه ، 20 خرداد 1388 ، 12:50

«استمنا» يا «خودارضايي» يکي از راههاي انحرافي در ارضاي ميل جنسي است که نسل جوان را در معرض آسيبهاي جدي قرار ميدهد. از همين رو ميتوان آن را نوعي انحراف جنسي يا بيماري ناميد که با جديت بايد در درمان آن کوشيد. آسيبهاي ناشي از خودارضايي به گونههاي مختلفي تقسيمپذير است که به اختصار به برخي از آنها اشاره ميشود:
يک. آسيبهاي جسماني
يکي از روشهاي شناخت پيشرفت بيماريها در پزشکي، مرحلهبندي (staging) علايم بيماري است. براين اساس، برحسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايي، سه مرحله (stage) بيان شده است
مرحله مشکل ساز (Problematic) .1
در افرادي که مدتي است گرفتار خودارضايي شده اند، زودرس ترين عوارض ناشياز خودارضايي عبارت است از:
الف. خستگي و کوفتگي (Fatigues/Tiredness)
ب. عدم تمرکز حواس (Lack of concentration)
ج. ضعف حافظه (Poor memory)
د. استرس و اضطراب (Stress/Anxiety)
2. مرحله گرفتاري شديد (Severe)
بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است که شدت ابتلاي وي يا مدت
آن بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديدتري ظاهر شده است:
الف. خستگي و کوفتگي (Fatigues/Tiredness)،
ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقي (Mood swings)،
ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجي ( Irritability)،
د. کمردرد (Lower back pain)،
ه. نازک شدن موها (Thinning hair)،
و. ناتواني جنسي زودرس در جواني (Youth impotence)،
ز. بيخوابي يا بدخوابي و مشکلات مشابه (Insomnia/Sleep problem).
3. مرحله گرفتاري بسيار شديد يا حالت اعتياد (Addictive)
الف. خستگي و کوفتگي (Fatigues/Tiredness)،
ب. ريزش شديد موها (Severe hair loss)،
ج. تارشدن ديد چشمها (Blurred vision)،
د. وز وز گوش (Buzzing in the ears)،
ه. انزال زودرس و غيرارادي يا خروج مني به صورت قطره قطره ( prematurelyEjaculation)،
و. درد کشاله ران و ناحيه تناسلي (Groin/Testicular pain)،
ز. دردهاي قولنجي در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه ( the pelvic cavity or tail bonePain or cramps in).
نحوه پيدايش عوارض
در دانش پزشکي، روند پيدايش علايم يک بيماري و چگونگي بروز عوارض و
نشانههاي کلينيکي، در شناخت هر چه بيشتر يک بيماري بسيار مهم است و
ميتواند پزشک را در تشخيص و درمان بهتر بيماري و مريض را در پيشگيري کمک
کند. به اين دليل مناسب است درباره نحوه پيدايش برخي از عوارض خود ارضايي
که در به آن اشاره شد بيشتر به آن توضيح داده شود تا خواننده عزيز با روند
پيدايش اين عوارض، يا به اصطلاح پاتوفيزيولوژي (Pathophysiology) آن آشنا
شود.
1. خستگي و کوفتگي: انقباض شديد و يک مرتبه تمام عضلات بدن در جريان انزال
(ارگاسم يا اوج لذت جنسي)، باعث مصرف سريع مواد غذايي ذخيره شده در عضلات
و به طور عمده کاهش گليکوژن (ماده اصلي لازم براي توليد انرژي عضلاني)
ميشود. خستگي عضلاني تقريبا با سرعت تهي شدن عضلات از گليکوژن رابطه
مستقيم دارد و هرچه اين سرعت بيشتر باشد، خستگي بيشتر است ، در
خودارضايي، به علت انقباضهاي مکرر عضلات بدن، ذخاير گليکوژن عضلات به
سرعت تمام ميشود و خستگي و کوفتگي هميشه از عوارض بديهي آن است.
2. ريزش مو: خودارضايي به تدريج با تغييرات هورموني و شيميايي که در بدن
ايجاد ميکند، باعث افزايش هورمون جنسي مردانه؛ يعني، تستوسترون به دي
هيدرو تستوسترون (DHT=Dihydrotestosterone) ميشود که از عواقب بالا بودن
ماده DHTدر خون، ريزش موها و تاسي و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشي از آن
در پيري است. .
3. خود ارضايي مکرر باعث تحريک بيش از حد سيستم عصبي پاراسمپاتيک و افزايش
تخليه اَسِتيل کولين (Acetyle Choline) از انتهاي اين رشته ها در مغز
ميگردد که اين خود باعث پارهاي از عوارض جسماني و رواني، چون حواسپرتي
(Absentmilndedness)، کمي حافظه (Memory)، عدم تمرکز حواس، سياهي رفتن چشم
و در نهايت تاري ديد ميشود. تمام اين علامتها ناشي از تغيير تعادل ميزان
مواد شيميايي موجود در مغز است که بين سلولهاي عصبي رد و بدل ميشود و
انتقال پيامهاي مختلف را بر عهده دارد. 4_men.org .
برخي نيز بر اين عقيدهاند که علت بروز اختلالات مغزي (مانند حواس پرتي،
عدم تمرکز حواس و کاهش حافظه) ناشي از ظرفيت عظيمي از انرژي بدن است که در
هر بار انزال، تخليه شده و هدر ميرود؛ زيرا مايع مني حاوي مقدار بسيار
زيادي DNA (هسته 400-300، اسپرمي که در هر انزال خارج ميشود)، RNA
آنزيمها، پروتئينها، مواد قندي، لسيتين (Lecithin)، کلسيم، فسفر،
نمکهاي بيولوژيک، تستوسترون و… است. اين ذخاير عظيم انرژي - که بايد در
بدن براي رشد و تقويت بخشهاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد - بيهوده و به
طور مکرر از بدن خارج ميشود و هر کدام عوارضي را به دنبال ميآورند.
براي مثال از آنجا که سلولهاي خوني و پلاکتها در مغز استخوانها توليد
ميشود و به تکامل نهايي ميرسد و براي توليد آنها نيز انرژي بسيار زيادي
مورد نياز است؛ در افراد گرفتار خودارضايي، تکامل مغز استخوان و در نتيجه
توليد سلولهاي خوني با مشکل مواجه شده و منشأ کم خوني، ضعف و خستگي در
اين افراد است. نيز دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزالهاي مکرر،
باعث کاهش ذخاير اين مواد ميشود که مواد حياتي براي سلامتي سلولهاي عصبي
هستند و در نتيجه اختلال عملکرد سيستم عصبي، مانند حواس پرتي، عدم تمرکز
حواس و… بروز خواهد کرد.
دو. آسيبهاي روحي و رواني
ضعف حافظه و حواسپرتي، اضطراب، منزوي شدن و گوشهگيري، افسردگي، بينشاطي
و لذت نبردن از زندگي، پرخاشگري، بداخلاقي و تندخويي، کسالت دائمي و ضعف
اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان
بروندادهاي رواني و روحي خودارضايي است. شرح پارهاي از اين موارد در
مباحث گذشته روشن شد
سه. آسيبهاي اجتماعي
ناسازگاري خانوادگي، بيميل شدن به همسر و ازدواج، ناتواني در ارتباط با
جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاکي، شرافت و جايگاه
اجتماعي، دير ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگي مشترک
راههاي درمان
1. نخستين گام براي درمان اين عادت شوم، اعتقاد و ايمان به درمانپذيري آن
و دوري از يأس و نااميدي است. اما رسيدن به نتيجه و ايجاد هرگونه تغيير و
دگرگوني نيازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحيح و به کارگيري دقيق دستورها
است. البته ترک عادتِ نامطلوب، در زمانِ کوتاه بدون راهنماي کارآزموده و
دلسوز، امکان ندارد. از همه اينها مهمتر، اراده و خواست فرد، نقش کليدي و
محوري را ايفا ميکند. درمان و چاره جويي بايد منطبق بر خواست فرد باشد؛
زيرا تا وقتي که او نخواهد، ميتوان با قاطعيت گفت که درمان نخواهد شد.
بنابراين بيمار اگر بخواهد، ميتواند بر بيماري اش غلبه کند و جمله معروف
«خواستن توانستن است»، عين حقيقت است. اراده همچون نهالي است که بايد آن
را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفايي و ثمردهي برسد؛ به عبارت ديگر، اراده
تقويت شدني و پرورش يافتني است و راه پرورش و تقويت آن اين است که برخلاف
ميل خود، اندک اندک به مقابله با اين عادت شوم برخيزد تا پس از مدتي لذت
توانستن را بچشد
2. تلاش براي تقويت اراده از گامهاي مهم در امر بهبود است. نگوييد اراده
از ما سلب شده است! ممکن است اراده انسان ضعيف شود؛ ولي هيچ گاه از بين
نميرود. نشانه اينکه هنوز اراده باقي است، اين است که شخص اين عمل را در
حضور ديگران و در هر شرايطي انجام نميدهد. براي تقويت اراده، راههاي
زيادي پيشنهاد شده که از جمله آنها تلقين به خود است
ويکتور پوشه - روان شناسِ فرانسوي - ميگويد: افراد مبتلا به اين عادت
شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگويند: «من به خوبي
قادرم اين عادت بد را از خود دور کنم، من قادرم». تکرار اين عبارت ساده،
اثر عجيبي در تقويت اراده و روحيه دارد.
پل ژاگو بر آن است که: «تلقين، قبل از خواب نيز مؤثر است»
3. سعي شود شکم به هنگام خواب، بيش از حد معمول پر نباشد.
4. از پوشيدن لباسهاي تنگ و چسبان اجتناب گردد.
5. از نگاه کردن به مناظر، فيلمها و تصاوير تحريک کننده، خودداري شود و
شخص به محض مواجهه با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان
نگاه کند.
6. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسي و حتي شوخيهاي تحريککننده و فکر کردن در اين امور، دوري شود.
7. از خوردن مواد غذايي محرک، مانند خرما، پياز، فلفل، تخممرغ، گوشت قرمز و غذاهاي پرچرب - اجتناب و به ميزان ضرورت اکتفا شود.
8. قبل از خواب مثانه تخليه شود.
9. از نوشيدن افراطگونه آب و مايعات پرهيز شود (به خصوص شبها و قبل از خوابيدن).
10. هيچگاه نبايد به بدن عريان خود نگاه کرد.
11. از دستورزي با اندام جنسي، بايد اجتناب نمود و در هيچ شرايطي، نبايد دستورزي کرد!
12. هرگز نبايد به رو خوابيد.
13. به منظور تخليه انرژي - زايد بدن، به طور منظم و زياد بايد ورزش کرد.
14. هيچگاه نبايد بيکار بود؛ شخص بايد براي اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، و … پر کند.
15. هرگز در مکاني خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نبايد ماند.
16. هرگاه شخص مورد هجوم افکار جنسي واقع شد، بايد بلافاصله از مکان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شود و خود را به کاري سرگرم کند.
17. هفتهاي يکي دو روز، ميزان صَرف غذا را کاهش و فاصله هر وعده غذا را
افزايش دهد و يا تعداد دفعات غذا را کاهش داده و به حداقل خوراک اکتفا کند.
18. از سخن گفتن ملايمتآميز، شوخي و خنده با نامحرمان خودداري کرده واز نرمي و لينت در کلام بايد اجتناب ورزيد.
19. هيچگاه نبايد با نامحرم و جنس مخالف، در مکان خلوت و دور از نگاه ديگران باقي ماند (حتي براي آموزش و …).
20. بايد هميشه براي ذهن فکر خود محتواي مطلوب و موضوع مناسب داشت.
21. منشأ اين مشکل، عدم پاسخ صحيح و مناسب به يکي از نيازهاي واقعي انسان
است که بايد به طور طبيعي و صحيح (ازدواج) ارضا و تأمين شود. اما اگر به
شکل صحيح تأمين نشود، شخص دچار خطا و گناه خواهد شد که عواقب سوء آن نيز
دامنگير او ميشود. بنابراين در صورت امکان با کم کردن سطح توقعات و
انتظارات، بايد براي ازدواج اقدام کرد؛ چرا که بهترين راه حل ازدواج است.