• عضویت
خانه  >  بانک آئینی  >  اهل بیت در کتب اهل سنت  >  غدیر در کتب اهل سنت - واقعه غدیر
(0 votes, میانگین 0 از 5)
شنبه ، 14 آذر 1388 ، 03:52

غدیر در کتب اهل سنت

خلاصه ای از وقایع قبل از خطبه ی غدیریه


  در سال دهم هجرت از طرف خداوند به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) دستور داده شد تا دو مسئله مهم از دین اسلام را بطور مفصل و رسمی به مردم ابلاغ کند؛ مسئله حج و مسئله ولایت و خلافت دوازده امام .
  اعلام عمومی برای سفر حج داده شد و بیش از یکصد وبیست هزار نفر از هر سو عازم مکه شدند. حضرت زهرا (سلام اله علیها) و همسران پیامبر نیز به همراه آن حضرت از مدینه حرکت کردند. حضرت علی (علیه السلام ) هم که از طرف پیامبر به یمن و نجران رفته بود، به همراه دوازده هزار نفر احرام بسته، وارد مکه شدند.
  اعمال حج یکی پس از دیگری انجام شد تا اینکه در عرفات دستور الهی نازل شد و پیامبر(صلی الله علیه وآله) علوم و امانتهای انبیاء گذشته را به علی (علیه السلام ) تحویل داده وبه آن حضرت منتقل نمودند.
در سرزمین منی پیامبر دو مرتبه سخنرانی کردند و زمینه را برای اعلام ولایت علی (علیه السلام ) آماده فرمودند.
  پس از اتمام مراسم حج بلال منادی پیامبر از طرف آن حضرت اعلام کرد فردا جز معلولان کسی باقی نماند و همه باید حرکت کنند تا در وقت معین در غدیر خم حاضر شوند. سرزمین غدیر خم کمی قبل از جحفه در تقاطع مسیرهای اهل مدینه، مصر، عراق و نجد بود وبه امر خاص الهی انتخاب شد. این محل به خاطر وجود آب و چشمه ای به نام "عین الغدیر" و چند درخت کهن سال محل استراحت کاروانیان بود وبعد از ماجرای غدیر مسجد غدیر به عنوان یادگاری در آنجا ساخته شد. لکن بر اثر سیلاب و حوادث دیگر چند بار خراب ودوباره ساخته شد. اکنون در جاده قدیم مکه به مدینه 17 کیلومتر بعد از دوراهی جحفه انتهای خیابان اصلی شهر رابغ مسجد غدیر واقع شده، نماز در آن مسجد مورد عنایت و سفارش بزرگان دین میباشد.

 

قبل از خطبه

 با رسیدن به منطقۀ غدیر منادی ندا کرد همۀ مردم متوقف شوند و آنانکه پیش رفته اند بازگردند و بازماندگان برسند. با این دستور همۀ مرکبها از حرکت ایستادند ودر غدیر خم پیاده شدند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به سلمان و ابوذر و مقداد وعمار دستور داد تا جایگاهی برای برنامه سه روزه فراهم آورند.آنها باچیدن سنگها و رواندازهای شتران بر روی یکدیگر منبر بلندی ساختند بطوری که پیامبر به فراز آن منبر ایستاد و علی بن ابی طالب را فراخواند تا بالای منبر بیاید ودر سمت راست آن حضرت بایستد.
 سپس نگاهی به سمت راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند. پس از آماده شدن مردم پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه رسمی خود را برای جهانیان آغاز کردند وپس ازحمد وثتاء الهی و بیان مقدماتی به موضوع اصلی یعنی معرفی علی بن ابی طالب (علیه السلام ) به عنوان جانشین بلافصل خودش پرداخت. او درحالیکه دست علی را گرفته وبلند کرده بود فرمود :

الست اولی بکم من انفسکم ؟ قالو بلی فقال من کنت مولا فهذا علی مولاه اربع مرات ثم قال اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله، الا فلیبلغ الشاهد الغائب.
آیا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر وصاحب اختیارتر نیستم ؟ همگی گفتند چرا یا رسول الله آنگاه فرمودندهرکه من مولاوصاحب اختیار اویم این علی مولا وصاحب اختیار اوست (چهار مرتبه این سخن راتکرارکرد ) سپس فرمود خدایا دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمن بدار و هرکه را با او دشمنی کند و یاری کن هرکه اورا یاری کند و واگذار هرکه او را تنها گذارد. ای مردم آگاه باشید باید این پیام را حاضرین به غائبین برساند

وآنگاه که شرائط آماده شد، خطبه مفصل و کامل و جامعی را در این خصوص ایراد فرمود...

 

بعد از خطبه

 با پایان یافتن خطابۀ غدیر مردم به سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و علی بن ابی طالب (علیهم السلام ) هجوم آوردند تا باایشان بیعت و تجدید عهد نمایند.
  بادستور پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) دو خیمه برپا شد؛ در یکی خود آن حضرت ودر دیگری علی ابن ابی طالب (علیه السلام ) نشسته و سه روز آنجا اقامت نمودند و مردم دسته دسته آمدند و با پیامبر(صلی الله علیه وآله) تجدید پیمان و با علی (علیه السلام ) به عنوان "امیرالمؤمنین" بیعت کردند وتبریک گفتند.
 زنها با دست گذاشتن در ظرف آبی که حضرت علی (علیه السلام ) دست مبارکش را در آن زده بود مراسم بیعت را انجام دادند.
  در این مراسم پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) عمامه خود را که سحاب نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین قرار دادند.
  جبرائیل نازل شد و گفت : به خدا قسم روزی مانند امروز ندیدم . چقدر کار پسر عمویش را محکم نمود! برای او پیمانی بست که جز کافر به خدا و رسولش کسی آن را برهم نمیزند. وای بر کسی که پیمان او ار بکشند.

بحارالانوار /ج 37 ص 120 و161

 در لحظات پایانی غدیر شخصی به نام حارث بن نعمان فهری نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله) آمده و گفت: خداوندا اگر آنچه محمد (صلی الله علیه وآله) می گوید حقّ واز جانب توست؛ سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذابی دردناک بر ما بفرست. ناگهان سنگی از آسمان فرود آمد وبر سرش خورد واز پشتش خارج شد وآن مرد را هلاک کرد ! آیه شریفه « سئل سائل بعذاب واقع للکافرین لیس له دافع من الله ذی المعارج »  دراین مورد نازل شده است .
  این مطلب در کتب روائی وتفسیری اهل سنت آمده است مثل ابوعبید هروی در تفسیر "غریب القران" و ابوبکر نقاش موصلی بغدادی در تفسیر " شفاء اصذور"و....

...

 

افزودن نظر


اوقات شرعی



آمار

اعضا : 410
مطالب و محتوا : 13506
لینك وب ها : 123
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 5192108

آخرین نظرات