• عضویت
(0 votes, میانگین 0 از 5)
چهارشنبه ، 16 آبان 1386 ، 18:35

در سرم پیچیده باری های وهوی کربلا
می روم وادی به وادی رو به سوی کربلا

می روم افتان و خیزان، از دل بن بست ها
جاده ای پیداکنم تا جست وجوی کربلا

تشنگی می بارد از ابر سترون، می روم
تا بنوشم جرعه آبی از سبوی کربلا

ترسم این بیراهه ها با خویش مشغولم کنند
"بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا"

من نمی دانم کی ام یا از کجایم، هرچه هست
آب رو می آورم از خاک کوی کربلا

مانده در گوشم صدای پای "هل من ناصر"ی
می رود تا حشر در من گفت وگوی کربلا

بغض تاریخم، نباید در خودم ویران شوم
باید آوازی بخوانم با گلوی کربلا

در سرم شوری دگر برپاست، شمشیرم کجاست؟
"بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا"

 

افزودن نظر


تاریخ امروز

امروز : چهارشنبه
19. بهمن 1390
16. ربيع‌الاول 1433
9. فوریه 2012

پربینندترین های بخش

بازدیدها1436
بازدیدها1416
بازدیدها1342
بازدیدها1092

اوقات شرعی



آمار

اعضا : 409
مطالب و محتوا : 13506
لینك وب ها : 123
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 5187462

آخرین نظرات