
خطبه صد و بیست و چهارم
- در سال 37 هجري در جنگ صفّين براي تشويق ياران به جهاد فرمود -
1 آموزش نظامي - تاكتيكهاي رزم انفرادي -
زره پوشيدهها را در پيشاپيش لشكر قرار دهيد، و آنها كه كلاه خود ندارند، در پشت سر قرار گيرند، دندانها را در نبرد روي هم بفشاريد، كه تأثير ضربت شمشير را بر سر كمتر ميكند، در برابر نيزههاي دشمن، پيچ و خم به خود دهيد كه نيزهها را ميلغزاند و كمتر به هدف اصابت ميكند، چشمها را فرو خوابانيد، كه بر دليري شما ميافزايد.و دل را آرام ميكند، صداها را آهسته و خاموش سازيد كه سستي را ميزدايد.پرچم لشكر را بالا داريد و پيرامون آن را خالي مگذاريد و جز به دست دلاوران و مدافعان سر سخت خود نسپاريد، زيرا آنان كه در حوادث سخت ايستادگي ميكنند، از پرچمهاي خود بهتر پاسداري مينمايند و آن را در دل لشكر نگاه ميدارند، و از هر سو، از پيش و پس و اطراف، مراقب آن ميباشند، نه از آن عقب ميمانند كه تسليم دشمن كنند و نه از آن پيشي ميگيرند كه تنها رهايش سازند.هر كس بايد برابر حريف خود بايستد و كار او را بسازد و به ياري برادر خود نيز بشتابد، و مبارزه با حريف خود را به برادر مسلمان خود وامگذارد كه او در برابر دو حريف، قرار گيرد، حريف خود، و حريف برادرش.
2 آموزش معنوي سربازان
به خدا سوگند اگر از شمشير دنيا فرار كنيد از شمشير آخرت سالم نميمانيد، شما بزرگان عرب و شرافتمندان برجستهايد، در فرار از جنگ، خشم و غضب الهي و ذلّت هميشگي و ننگ جاويدان قرار دارد، فرار كننده بر عمر خود نميافزايد و بين خود و روز مرگش مانعي ايجاد نخواهد كرد.كيست كه شتابان و با نشاط با جهاد خويش به سوي خدا حركت كند چونان تشنه كامي كه به سوي آب ميرود بهشت در سايه نيزههاي دلاوران است، امروز در هنگامه نبرد آنچه در دلها و سر زبانهاست آشكار ميشود.به خدا سوگند كه من به ديدار شاميان در ميدان نبرد شيفتهترم تا آنان بر بازگشت به خانههاشان كه انتظار آن را ميكشند.بار خدايا اگر شاميان از حق روي گرداندند جمعشان را پراكنده، و در ميانشان اختلاف و تفرقه بيفكن، و آنان را براي خطاكاريشان به هلاكت رسان.
3 ضرورت جنگ بي امان براي شكست شاميان
همانا شاميان، بدون ضربت نيزههايي پياپي هرگز از جاي خود خارج نشوند، ضرباتي كه بدنهايشان را سوراخ نمايد، چنانكه وزش باد از اين سو فرو شده بدان سو در آيد، ضربتي كه كاسه سر را بپراكند، و استخوانهاي بدن را خرد، و بازوها و پاها را قطع و به اطراف پخش كند آنان دست بر نميدارند تا آنگاه كه دستههاي لشكر پياپي بر آنان حمله كنند و آنها را تيرباران نمايند، و سواران ما هجوم آورند، و صفهايشان را درهم شكنند، و لشكرهاي عظيم، پشت سر لشكرهاي انبوه، آنها را تا شهرهايشان عقب برانند، و تا اسبها، سرزمينشان را كه روي در روي يكديگر قرار دارد، و اطراف چراگاهايشان، و راههاي آنان را، زير سم بكوبند.
خطبه (124)
و من كلام له عليه السلام في حث أصحابه على القتال
فَقَدِّمُوا الدَّارِعَ وَ أَخِّرُوا الْحَاسِرَ وَ عَضُّوا عَلَى الْأَضْرَاسِ فَإِنَّهُ أَنْبَى لِلسُّيُوفِ عَنِ الْهَامِ وَ الْتَوُوا فِي أَطْرَافِ الرِّمَاحِ فَإِنَّهُ أَمْوَرُ لِلْأَسِنَّةِ وَ غُضُّوا الْأَبْصَارَ فَإِنَّهُ أَرْبَطُ لِلْجَأْشِ وَ أَسْكَنُ لِلْقُلُوبِ وَ أَمِيتُوا الْأَصْوَاتَ فَإِنَّهُ أَطْرَدُ لِلْفَشَلِ وَ رَايَتَكُمْ فَلَا تُمِيلُوهَا وَ لَا تُخَلُّوهَا وَ لَا تَجْعَلُوهَا إِلَّا بِأَيْدِي شُجْعَانِكُمْ وَ الْمَانِعِينَ الذِّمَارَ مِنْكُمْ فَإِنَّ الصَّابِرِينَ عَلَى نُزُولِ الْحَقَائِقِ هُمُ الَّذِينَ يَحُفُّونَ بِرَايَاتِهِمْ وَ يَكْتَنِفُونَهَا حِفَافَيْهَا وَ وَرَاءَهَا وَ أَمَامَهَا لَا يَتَأَخَّرُونَ عَنْهَا فَيُسْلِمُوهَا وَ لَا يَتَقَدَّمُونَ عَلَيْهَا فَيُفْرِدُوهَا أَجْزَأَ امْرُؤٌ قِرْنَهُ وَ آسَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ وَ لَمْ يَكِلْ قِرْنَهُ إِلَى أَخِيهِ فَيَجْتَمِعَ عَلَيْهِ قِرْنُهُ وَ قِرْنُ أَخِيهِ وَ ايْمُ اللَّهِ لَئِنْ فَرَرْتُمْ مِنْ سَيْفِ الْعَاجِلَةِ لَا تَسْلَمُوا مِنْ سَيْفِ الْآخِرَةِ أَنْتُمْ لَهَامِيمُ الْعَرَبِ وَ السَّنَامُ الْأَعْظَمُ إِنَّ فِي الْفِرَارِ مَوْجِدَةَ اللَّهِ وَ الذُّلَّ اللَّازِمَ وَ الْعَارَ الْبَاقِيَ وَ إِنَ الْفَارَّ لَغَيْرُ مَزِيدٍ فِي عُمْرِهِ وَ لَا مَحْجُوزٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ يَوْمِهِ مَنِ رَائِحٌ إِلَى اللَّهِ كَالظَّمْآنِ يَرِدُ الْمَاءَ الْجَنَّةُ تَحْتَ أَطْرَافِ الْعَوَالِي الْيَوْمَ تُبْلَى الْأَخْبَارُ )وَ اللَّهِ لَأَنَا أَشْوَقُ إِلَى لِقَائِهِمْ مِنْهُمْ إِلَى دِيَارِهِمْ( اللَّهُمَّ فَإِنْ رَدُّوا الْحَقَّ فَافْضُضْ جَمَاعَتَهُمْ وَ شَتِّتْ كَلِمَتَهُمْ وَ أَبْسِلْهُمْ بِخَطَايَاهُمْ إِنَّهُمْ لَنْ يَزُولُوا عَنْ مَوَاقِفِهِمْ دُونَ طَعْنٍ دِرَاكٍ يَخْرُجُ مِنْهُ النَّسِيمُ وَ ضَرْبٍ يَفْلِقُ الْهَامَ وَ يُطِيحُ الْعِظَامَ وَ يُنْدِرُ السَّوَاعِدَ وَ الْأَقْدَامَ وَ حَتَّى يُرْمَوْا بِالْمَنَاسِرِ تَتْبَعُهَا الْمَنَاسِرُ وَ يُرْجَمُوا بِالْكَتَائِبِ تَقْفُوهَا الْحَلَائِبُ وَ حَتَّى يُجَرَّ بِبِلَادِهِمُ الْخَمِيسُ يَتْلُوهُ الْخَمِيسُ وَ حَتَّى تَدْعَقَ الْخُيُولُ فِي نَوَاحِرِ أَرْضِهِمْ وَ بِأَعْنَانِ مَسَارِبِهِمْ وَ مَسَارِحِهِمْ
أقول الدعق الدق أي تدق الخيول بحوافرها أرضهم و نواحر أرضهم متقابلاتها يقال منازل بني فلان تتناحر أي تتقابل