
خطبه دويست و سي و سه
1 شناخت پروردگار
سپاس خداوندي را سزاست كه ستايش او در خلق آشكار، و سپاهش پيروز، و بزرگي او والا و بيكرانه است.خدا را براي نعمتهاي پي در پي، و بخششهاي بزرگش ستايش ميكنم، خدايي كه حلمش بزرگ و عفوش فراگير است، در فرمانش عادل، و از گذشته و آينده با خبر است، با علم خود جهان هستي را پديد آورده، و با فرمان خود موجودات را آفريده است، بي آن كه از كسي پيروي كند، و يا بياموزد، و يا از طرح حكيم ديگري استفاده نمايد، در آفرينش پديدهها، دچار اشتباهي نشده، و نه با حضور و مشورت گروهي، آفريده است.گواهي ميدهم كه محمّد صلّي اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست، هنگامي او را مبعوث فرمود كه مردم در گرداب جهالت فرو رفته بودند، و در حيرت و سرگرداني به سر ميبردند، هلاكت آنان را مهار كرده و به سوي خود ميكشيد، و گمراهي بر جان و دلشان قفل زده بود.
2 ره آورد پرهيزكاري
اي بندگان خدا شما را به پرهيزكاري سفارش ميكنم، كه حق خداوند بر شماست، و نيز موجب حق شما بر پروردگار است.
از خدا براي پرهيزكاري ياري بخواهيد، و براي انجام دستورات خدا از تقوا ياري جوييد، زيرا تقوا، امروز سپر بلا، و فردا راه رسيدن به بهشت است، راه تقوا روشن، و رونده آن بهرمند، و امانت دارش خدا، كه حافظ آن خواهد بود.تقوا همواره خود را بر امّتهاي گذشته - و حال - عرضه كرده و بر آينده نيز عرضه ميكند، زيرا فرداي قيامت، همه به آن نيازمندند.
آنگاه كه در قيامت آفريدهها را گرد ميآورد و آنچه باز داده است باز پس ميگيرد و در باره همه نعمتها ميپرسد، پس چه اندكند آنان كه تقوا را برگزيدند و بار آن را بدرستي بر دوش كشيدند آري پرهيزكاران تعدادشان اندك است و شايسته ستايش خداوند سبحان كه فرمود «بندگان سپاسگزار من اندكند» پس گوش جان را به نداي تقوا بسپاريد، و براي بدست آوردن آن تلاش كنيد.
تقوا را به جاي آنچه از دست رفته به دست آوريد و عوض هر كار مخالفي كه مرتكب شدهايد انتخاب كنيد، با تقوا خواب خود را به بيداري تبديل، و روزتان را با آن سپري كنيد، دلهاي خود را با تقوا زنده كنيد، و گناهان خود را با آن شستشو دهيد.
بيماريهاي روان و جان خود را با تقوا درمان، و خود را آماده سفر آخرت گردانيد، از تباه كنندگان تقوا عبرت گيريد و خود عبرت پرهيزكاران نشويد.آگاه باشيد تقوا را حفظ كنيد و خويشتن را با تقوا حفظ نماييد.
3 پرهيز از دنياي حرام
برابر دنيا خويشتن دار و برابر آخرت دلباخته باشيد.
آن كس را كه تقوا بلند مرتبت كرد خوار نشماريد، و آن را كه دنيا عزيزش كرد گرامي نداريد.برق درخشنده دنيا شما را خيره نكند، و سخن ستاينده دنيا را نشنويد.به دعوت كننده دنيا پاسخ ندهيد، و از تابش دنيا روشنايي نخواهيد، و فريفته كالاهاي گران قدر دنيا نگرديد.همانا برق دنياي حرام بي فروغ است، و سخنش دروغ، و اموالش به غارت رفتني، و كالاهاي آن تاراج شدني است.آگاه باشيد دنياي حرام چونان عشوهگر هرزهاي است كه تسليم نشود، و مركب سركشي است كه فرمان نبرد، دروغگويي خيانتكار، ناسپاس حق نشناس، دشمني حيلهگر، پشت كنندهاي سرگردان، حالاتش متزلزل، عزّتش خواري، جدّش بازي و شوخي، و بلندي آن سقوط است.خانه جنگ و غارتگري، تبهكاري و هلاكت، و سر منزل نا آرامي است، جايگاه ديدار كردنها و جداييهاست.راههاي آن حيرت زا، گريزگاهايش ناپيدا، و خواستههايش نوميد كننده و زيانبار است، پناهگاههاي آن دنيا انسان را تسليم مرگ ميكند، و از خانههاي خود بيرون ميراند، و چاره انديشيهاي آن ناتوان كننده است.
4 اقسام دنيا پرستان
نجات يافتهاي مجروح، يا مجروحي پاره پاره تن، دستهاي سر از تن جدا، و دستهاي ديگر در خون خود تپيده، گروهي انگشت به دندان، و جمعي از حسرت و اندوه دست بر دست ميمالاند، برخي سر بر روي دستها نهاده به فكر فرو رفتهاند، عدّهاي بر اشتباهات گذشته افسوس ميخورند و خويشتن را محكوم ميكنند، و عدّهاي ديگر از عزم و تصميمها دست برداشتهاند، چرا كه راه فرار و هر نوع حيلهگري بسته شده، و دنيا آنها را غافلگير كرده است، و كار از كار گذشته، و عمر گرانبها هدر رفته است، هيهات هيهات آنچه از دست رفت گذشت، و آنچه سپري شد رفت، و جهان چنانكه ميخواست به پايان رسيد.«نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين، و هرگز ديگر به آنها مهلتي داده نشد».
خطبه (233)
و من خطبة له عليه السلام
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَاشِي فِي الْخَلْقِ حَمْدُهُ وَ الْغَالِبِ جُنْدُهُ وَ الْمُتَعَالِي جَدُّهُ أَحْمَدُهُ عَلَى نِعَمِهِ التُّؤَامِ وَ آلَائِهِ الْعِظَامِ الَّذِي عَظُمَ حِلْمُهُ فَعَفَا وَ عَدَلَ فِي كُلِّ مَا قَضَى وَ عَلِمَ بِمَا يَمْضِي وَ مَا مَضَى مُبْتَدِعِ الْخَلَائِقِ بِعِلْمِهِ وَ مُنْشِئِهِمْ بِحُكْمِهِ بِلَا اقْتِدَاءٍ وَ لَا تَعْلِيمٍ وَ لَا احْتِذَاءٍ لِمِثَالِ صَانِعٍ حَكِيمٍ وَ لَا إِصَابَةِ خَطَإٍ وَ لَا حَضْرَةِ مَلَإٍ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ابْتَعَثَهُ وَ النَّاسُ يَضْرِبُونَ فِي غَمْرَةٍ وَ يَمُوجُونَ فِي حَيْرَةٍ قَدْ قَادَتْهُمْ أَزِمَّةُ الْحَيْنِ وَ اسْتَغْلَقَتْ عَلَى أَفْئِدَتِهِمْ أَقْفَالُ الرَّيْنِ
أوصيكم- عِبَادَ اللَّهِ- بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ وَ أَنْ تَسْتَعِينُوا عَلَيْهَا بِاللَّهِ وَ تَسْتَعِينُوا بِهَا عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ وَ فِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ مَسْلَكُهَا وَاضِحٌ وَ سَالِكُهَا رَابِحٌ وَ مُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ لَمْ تَبْرَحْ عَارِضَةً نَفْسَهَا عَلَى الْأُمَمِ الْمَاضِينَ وَ الْغَابِرِينَ لِحَاجَتِهِمْ إِلَيْهَا
غَداً إِذَا أَعَادَ اللَّهُ مَا أَبْدَى وَ أَخَذَ مَا أَعْطَى وَ سَأَلَ عَمَّا أَسْدَى فَمَا أَقَلَّ مَنْ قَبِلَهَا وَ حَمَلَهَا حَقَّ حَمْلِهَا أُولَئِكَ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ هُمْ أَهْلُ صِفَةِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِذْ يَقُولُ وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
فَأَهْطِعُوا بِأَسْمَاعِكُمْ إِلَيْهَا وَ وَاكِظُوا بِجِدِّكُمْ عَلَيْهَا وَ اعْتَاضُوهَا مِنْ كُلِّ سَلَفٍ خَلَفاً وَ مِنْ كُلِّ مُخَالِفٍ مُوَافِقاً أَيْقِظُوا بِهَا نَوْمَكُمْ وَ اقْطَعُوا بِهَا يَوْمَكُمْ وَ أَشْعِرُوهَا قُلُوبَكُمْ وَ ارْحَضُوا بِهَا ذُنُوبَكُمْ وَ دَاوُوا بِهَا الْأَسْقَامَ وَ بَادِرُوا بِهَا الْحِمَامَ وَ اعْتَبِرُوا بِمَنْ أَضَاعَهَا
وَ لَا يَعْتَبِرَنَّ بِكُمْ مَنْ أَطَاعَهَا أَلَا فَصُونُوهَا وَ تَصَوَّنُوا بِهَا وَ كُونُوا عَنِ الدُّنْيَا نُزَّاهاً وَ إِلَى الْآخِرَةِ وُلَّاهاً وَ لَا تَضَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ التَّقْوَى وَ لَا تَرْفَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ الدُّنْيَا وَ لَا تَشِيمُوا بَارِقَهَا وَ لَا تَسْمَعُوا نَاطِقَهَا وَ لَا تُجِيبُوا نَاعِقَهَا وَ لَا تَسْتَضِيئُوا بِإِشْرَاقِهَا وَ لَا تُفْتَنُوا بِأَعْلَاقِهَا
فَإِنَّ بَرْقَهَا خَالِبٌ وَ نُطْقَهَا كَاذِبٌ وَ أَمْوَالَهَا مَحْرُوبَةٌ وَ أَعْلَاقَهَا مَسْلُوبَةٌ أَلَا وَ هِيَ الْمُتَصَدِّيَةُ الْعَنُونُ وَ الْجَامِحَةُ الْحَرُونُ وَ الْمَائِنَةُ الْخَؤُونُ وَ الْجَحُودُ الْكَنُودُ وَ الْعَنُودُ الصَّدُودُ وَ الْحَيُودُ الْمَيُودُ حَالُهَا انْتِقَالٌ وَ وَطْأَتُهَا زِلْزَالٌ وَ عِزُّهَا ذُلٌّ وَ جِدُّهَا هَزْلٌ وَ عُلْوُهَا سُفْلٌ دَارُ حَرَبٍ وَ سَلْبٍ وَ نَهْبٍ وَ عَطَبٍ أَهْلُهَا عَلَى سَاقٍ وَ سِيَاقٍ وَ لَحَاقٍ وَ فِرَاقٍ قَدْ تَحَيَّرَتْ مَذَاهِبُهَا وَ أَعْجَزَتْ مَهَارِبُهَا وَ خَابَتْ مَطَالِبُهَا فَأَسْلَمَتْهُمُ الْمَعَاقِلُ وَ لَفَظَتْهُمُ الْمَنَازِلُ وَ أَعْيَتْهُمُ الْمَحَاوِلُ
فَمِنْ نَاجٍ مَعْقُورٍ وَ لَحْمٍ مَجْزُورٍ وَ شِلْوٍ مَذْبُوحٍ وَ دَمٍ مَسْفُوحٍ وَ عَاضٍّ عَلَى يَدَيْهِ وَ صَافِقٍ لِكَفَّيْهِ وَ مُرْتَفِقٍ بِخَدَّيْهِ وَ زَارٍ عَلَى رَأْيِهِ وَ رَاجِعٍ عَنْ عَزْمِهِ وَ قَدْ أَدْبَرَتِ الْحِيلَةُ وَ أَقْبَلَتِ الْغِيلَةُ وَ لَاتَ حِينَ مَنَاصٍ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ قَدْ فَاتَ مَا فَاتَ وَ ذَهَبَ مَا ذَهَبَ وَ مَضَتِ الدُّنْيَا لِحَالِ بَالِهَا فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ.