
خطبه دويست و سي و پنج
- در سال 35 هجري وقتي عثمان محاصره شد، ابن عباس را فرستاد كه علي عليه السّلام در مدينه نباشد و به باغات ينبع «محلّي در اطراف مدينه» برود، كه مردم به نام او شعار ندهند، امام رفت.وقتي احتياج شديد به ياري داشت پيغام داد و امام به مدينه برگشت.دوباره ابن عباس را فرستاد كه علي عليه السّلام از مدينه خارج شود، امام فرمود -
نكوهش از موضع گيريهاي نارواي عثمان
اي پسر عبّاس عثمان جز اين نميخواهد كه مرا سرگردان نگهدارد، گاهي بروم، و زماني برگردم، يك بار پيغام فرستاد از مدينه خارج شوم، دوباره خبر داد كه باز گردم، هم اكنون تو را فرستاده كه از شهر خارج شوم.به خدا سوگند، آنقدر از او دفاع كردم كه ترسيدم گناهكار باشم.
خطبه (235)
و من كلام له عليه السلام قاله لعبد الله بن عباس
و قد جاءه برسالة من عثمان
و هو محصور يسأله فيها الخروج إلى ماله بينبع ليقل هتف الناس باسمه للخلافة بعد أن كان سأله مثل ذلك من قبل فقال عليه السلام يَا ابْنَ عَبَّاسٍ مَا يُرِيدُ عُثْمَانُ إِلَّا أَنْ يَجْعَلَنِي جَمَلًا نَاضِحاً بِالْغَرْبِ أُقْبِلُ وَ أُدْبِرُ بَعَثَ إِلَيَّ أَنْ أَخْرُجَ ثُمَّ بَعَثَ إِلَيَّ أَنْ أَقْدَمَ ثُمَّ هُوَ الْآنَ يَبْعَثُ إِلَيَّ أَنْ أَخْرُجَ وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّى خَشِيتُ أَنْ أَكُونَ آثِماً.