• عضویت
تشبیهات


دوشنبه ، 20 مهر 1388 ، 07:53

 

 

 

کلّما اطلّ علیکم منسر من مناسر اهل الشّام اغلق کل رجل منکم بابه... والضّبع فی وجارها.
(خطبه 68)
* هر وقت گروهی از سپاه شام به شما رو می‌کند هر مردی از شما درب خانه‌اش را می‌بندد..... و مانند کفتار به آشیانه پناه می‌برد.

مَثَل: فرار کفتار به آشیانه خود
مُمثَّل: فرار قبل از مقابله با دشمن

 

کفتارهای ترسو

فرار کفتار به سمت اشیانه اش که در مثال یازدهم اندکی از خصوصیات ان داده شد، به اسارت و کشته شدنش می انجامد. در چهارمین مثال پیاپی امام علی علیه السلام اصحاب بی مقدار خود را به کفتار تشبیه می کند. که به جای مواجهه با دشمن، خود را در خانه مخفی نموده و در را می بندند.

بستن در به روی خود کنایه از عدم علاقه به اخبار و اطلاعات مربوط به جنگ و بی توجه بودن نسبت به حضور نظامی دشمن در محیط زندگی خویش و همان تغافل است.

 تغافل در مقابله با دشمن با هیچ منطقی حتی غیر دینی سازگر نیست. و این حرکت از کسانی غیر از افراد بی مایه و زبون صادر نمی شود. آنها حتی از اطلاعات مربوط به حقیقتی که بره سراغشان می آمد فرار می کردند؛ چه رسد به صحنه کارزار و برق شمشیرها!

ولی سر انجام این پنهانی رهایی نیست بلکه اسارت و قتل است.

مولا امیر المومنین علیه السلام در ادامه می فرماید:

شما در عرصه آرام فراوانید ولی زیر پرچم های جهاد اندکید. آنکه به وسیله ی شما به سوی شما تیر اندازد با تیر شکته ی بدون پیکان تیر اندازی کرده است.

تیر اندازی با تیر شکسته بدون پیکان کاری بیهوده است زیر نه شتاب و سرعت دارد و نه اگر به هدف بخورد کار ساز است. کنایه از آن که حتی جمع کردن و به میدان آوردنتان هم کار ساز نیست. زیرا با سیاهی لشکر مشکلی حل نمی شود. شما تیر هستید ولی بدون پیکان. انسان هستید ولی بدون خاصیت! پس خدواند رویتان را خوار و نصیبتان را تباه گرداند.

 

 
چهارشنبه ، 15 مهر 1388 ، 10:36

 
لقد کان الرّجل منّا و الاخر من عدوّنا یتصاولان تصاول الفحلین، یتخالسان انفسهما ایّهما یسقی صاحبه کأس المنون.
(خطبه 55)
* (در زمان پیامبر«صلوات الله علیه») مردی  از ما مردی از دشمن چون دو (شیر) نر با هم در می‌افتادند، و در صدد بر آوردن جان یکدیگر بودند تا کدامیک از آن دو جام مرگ را به کام دیگری بریزد.

مَثَل: جنگیدن دو (شیر) نر با یکدیگر
مُمثَّل: پیکار مردانه مجاهدین با دشمنانشان در زمان رسول الله(صلوات الله علیه)

پیکار مردانه
در این مثال امام علی(صلوات الله علیه) برای آماده سازی یارانشان و شرکت در جنگ، مقایسه‌ای بین جنگاوران در زمان رسول خدا(صلوات الله علیه) و یاران خود نموده، و در نوع جنگیدن مسلمانان صدر اسلام با دشمنانشان از مثال دو حیوان (شیر) نر، هنگامی که رو در روی یکدیگر قرار می‌گیرند استفاده کرده‌اند و کنایه از آن است که مسلمانان در ایمان خود استوار و دشمنانشان در باطل خود پا برجا بوده‌اند که جنگ در چنین حالاتی به اوج خود می‌رسد، رویاروئی مردانه‌ای که خستگی طرفین معنا ندارد کشتن یا کشته شدن (ایّهما یسقی صاحبه کأس المنون)
بر خلاف اصحاب خود که با قلب‌های بیمار و پر اضطراب و در شک و نفاق به میدان جنگ می‌آمدند تا جایی که امام مظلوم به یاران خود فرمود:
به خدا قسم با این وضعی که دارید بجای شیر (از شتر جنگ) خون خواهید نوشید! (و ایم الله لتحتلبنها دما)
و این طور نبوده که مسلمانان صدر اسلام در هر نبردی با نیرومندی تمام و یقین کامل به پیروزی در جبهه، به جنگ با دشمنان می‌شتافتند و اگر فرضا غیر از این احتمال می‌دادند از جهاد سر باز می‌زدند. بلکه حضورشان در جنگ با اندیشه‌ای برتر صورت می‌گرفت و در آن جهاد و مبارزه گاهی دشمنان اسلام پیروز می‌شدند و زمانی پیروزی با آنان بوده است.
در مجموع می‌خواهند بفرمایند در آن زمان ما هم بدنبال ادای وظیفه و استقرار اسلام در دلهای بندگان حق‌تعالی بوده‌ایم و برای نتیجه مبارزه نمی‌کردیم و چون این نیت پاک و صداقت ما را خداوند سبحان مشاهده نمود، یاری خود را بر یاران رسول الله(صلوات الله علیه) فرو فرستاد و دشمنانشان را سرکوب نمود. (فلمّا رای الله صدقنا انزل بعدوّنا الکبت) و اکنون شما هم می‌بایست با این روحیه و اهداف و با چنین نیت‌های الهی در جنگ شرکت کنید.

 
چهارشنبه ، 15 مهر 1388 ، 10:35

 
فتداکّوا علیّ تداکّ الإبل الهیم یوم وردها قد ارسلها راعیها، و خلعت مثانیها.
(خطبه 53)
* (مردم برای بیعت با من) به شدت به هم می‌‌خوردند مانند بهم خوردن شتران تشنه در روز ورود به آب که ساربان آنها را رها کرده و عِقال از پایشان برداشته باشد.

مَثَل: به هم خوردن شتران تشنه در روز ورود به آب
مُمثَّل: هجوم مردم برای بیعت با امام علی(صلوات الله علیه)

بیعت شتران
شترانی که روزهای متوالی در کویر سوزان بدون نوشیدن آب راه را طی کرده باشند، هنگامی که به محل آبشخور خود می‌رسند، ملاحظه هیچ کس را نمی‌کنند و اگر عقال آنها (طنابی که به پایشان بسته است) هم باز شده باشد وضعیت خطرناک‌تری پیدا می‌کنند و تا هنگامی که سیراب نشده‌اند به شدت یکدیگر را کنار می‌زنند.
در این مثال عبارت بکار گرفته شده (تداکّوا) که به معنای کوبیدن و مسطح کردن است نشانه‌ای از هجوم بسیار زیاد ناشی از غلیانِ احساسات است که امام معصوم(صلوات الله علیه) در مورد بیعت کردن مردم با ایشان بکار برده‌اند. تا جائی که می‌فرمایند: گمان کردم در این هجوم مرا خواهند کشت! و یا در حضور من بعضی از آنان بعضی دیگر را نابود خواهند کرد.
البته همه می‌دانیم که چنین اشتیاقی برای بیعت کردن با مولا نشانه معرفت آنان به امام علی(صلوات الله علیه) نبوده است.
اشتیاق آنان همان عطش حیوانی و مادی که حضرت به آن مثال زده‌اند می‌باشد. آنها برای رسیدن به آب حیات با مولای مظلوم ما(صلوات الله علیه) بیعت نکردند وگر نه آب حیات را به این زودی و در ماه مبارک رمضان که عطش و نیاز چند برابر می‌شود از دست نمی‌دادند! مردم دین را می‌خواستند ولی تا هنگامی که دنیایشان تحقیر نشود. یعنی آن چیزی که حقیر است، حقیقتش به آنان نشان داده نشود! و لذا اسدالله الغالب(صلوات الله علیه) را می‌خواستند ولی تا زمانی که سخنی از جنگ و پیکار به میان نیاورد و معترض آزین آغلهایشان نشود.

 
چهارشنبه ، 15 مهر 1388 ، 10:33

 
فوالله لو..... جأرتم جوار متبتّلی الرّهبان...
(خطبه 52)
* به خدا قسم اگر..... و به مثل راهبان تارک دنیا زاری نمایید...

مَثَل: زاری راهب تارک دنیا
مُمثَّل: زاری برای ترس از عقاب و دریافت پاداش از خداوند


زاری راهب
راهب برای دنیا زاری نمی‌کند که اگر اینچنین بود گوشه عزلت را بر نمی‌گزید. تفاوت زاری راهب با تضرّع کسی که دنیا را طلب می‌کند بسیار است. راهب برای چیزی زاری می‌کند که نقد و در درسترس نیست و لذا تضرّع وی عمق زیادی دارد.
زاری و تضرع راهب تارک دنیا و خلوت عزلت گزیده هم می‌تواند همانند ناله شتر فرزند مرده با فریاد و سنگین باشد و هم لطیف و آرام همانند نوحه کبوتر دور از همدم، هم می‌تواند عاشقانه و دردمندانه باشد و هم با خوف و رجاء.
شاید اگر به هر سه مثال (دو مثال قبل و این مثال) توجه کنیم، دریابیم که نوع ناله‌ها و سوزش دل خارج از این امثال نباشد.
اصولا انسانها با قرار گرفتن در این حالات و سوزها وسعت وجودی خویش راهم در کمیت و هم در کیفیت تغییر می‌دهند و بالاخره در هر حالتی که باشند چیزی از پاداش و عقوبت حق‌تعالی را در ذهن خویش تصویر می‌کنند ولی باید آگاه باشیم که با این فرمایش مولا(صلوات الله علیه) قطعا مطلب بالاتر از تصور ماست هم در پاداش و هم در عقوبت. در مجموع این سه مثال بیانگر فاصله زیاد انسان‌ها با حقیقتی است که از آنها پنهان مانده و همچنین به منظور ایجاد عطش و دعوت مردم به حرکت و تلاش است. در پایان همین خطبه می‌فرمایند:
«به خدا سوگند اگر به خاطر شوق حق و ترس از او دلهای شما آب شود و دیدگانتان خون ببارد، سپس به اندازه بقای دنیا عمر کنید، باز هم کارکردهای خوب شما با نعمت‌های عظیمی که به شما داده و هدایتی که جهت برخورداری از ایمان به شما مرحمت فرموده برابری نخواهد داشت».

 
چهارشنبه ، 15 مهر 1388 ، 10:32

 
فوالله لو..... و دعوتم بهدیل الحمام...
(خطبه 52)
* به خدا قسم اگر..... و مانند کبوتر دور از همدم ناله کنید...

مَثَل: نوحه کبوتر دور از همدم
مُمثَّل: ندبه برای ترس از عقاب و دریافت پاداش از خداوند

نوحه کبوتر
صدای کبوتر دور از همدم، ناله عاشقانه‌ای لطیف و آرام و همراه با امید است. بر خلاف مثال قبل (شتر فرزند مرده) که ناله‌ای است سنگین و سوزناک و بدون امید.
همانطور که در مثال قبل توضیح داده شد مولا علی(صلوات الله علیه) می‌فرمایند، اگر در بارگاه الهی به سه طریق که یک نوع آن همین نوحه باامید و عاشقانه کبوتر دور از همدم است برای رسیدن به مراتب بالاتر و آن پاداشی که در ذهن خود داریم، ناله بزنیم،(التماس القربۀ الیه فی الرتفاع درجۀ عنده) مطمئنا به علت آن رحمانیت حق‌تعالی پاداشی برایمان آماده گردیده که بسیار بیشتر و بهتر و غیر از آن چیزی است که ساخته و پرداخته به ذهن ما می‌باشد و همچنین است موضوع آمرزش خواهی و شدت عقوبت حق‌تعالی.
ناله کبوتری که از همدم خود دور مانده و به امید وصال، نوحه فراق سر می‌دهد عشق و سوز دل است.
حال اولیا خداوند نیز این چنین است.
هیچ نوعی از انواع عبادات نمی‌تواند آنان را راضی و سوز دلشان را فرو نشاند. زیرا همه انواع عبادات وسیله هستند برای رسیدن به حق‌تعالی (انّا لله و انّا الیه راجعون). و تا این رجعت به سوی معبود انجام نگیرد و وصال حاصل نشود، لحظه‌ای آرام و قرار ندارند.

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 13

آخرین نظرات