• عضویت
( 0 Votes ) 
bmw
زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

نظرات   

 
0 #2 روناک 1390-09-27 16:24
زندگي فرصت بس کوتاهيست

تا بدانيم که مرگ ؛ آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست

مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک...

نفس سبزبهاري جاريست


خوب باید اول شنا یاد میگرفت ولی جدی خیلی جالب بود
نقل قول
 
 
0 #1 پناه برنده به خدا 1390-09-20 17:17
خیلی با مزه بود! پناه بر خدا از دشمنی های بین خانواده های عروس و داماد
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

دوشنبه, 01 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16154
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11779479

اوقات شرعی



آخرین نظرات