• عضویت
خانه  >  فرهنگی  >  داستان های پند آموز  >  شباهت های پیرمرد و پسر بچه
( 0 Votes ) 

dast-pirmard

 

پسربچه گفت: «گاهی وقت ها قاشق از دستم می افتد.»

پیرمرد گفت: «از دست من هم.»

پسربچه در گوشی گفت: «و شلوارمو خیس می کنم.»

پیرمرد خندید و گفت: «من هم همین طور.»

پسربچه گفت: «واغلب گریه می کنم.»

پیرمرد سرش را به نشانه ی تایید تکان دادو

پسربچه گفت: «وازهمه بدتر انگار بزرگ ترها به من علاقه ای ندارند.»

و پسربچه دست پرچین و چروک پیرمردی را احساس کرد که می گفت: «منظورت را خوب می فهمم.»

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

دوشنبه, 01 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16154
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11779763

اوقات شرعی



آخرین نظرات