• عضویت
خانه  >  فرهنگی
(2 votes, میانگین 4.50 از 5)
دوشنبه ، 17 اسفند 1388 ، 17:50

mazrae_va_toofan

 

 

مزرعه داری بود که زمین های زراعتی بزرگی داشت و به تنهایی نمیتوانست کارهای مزرعه را انجام دهد. تصمیم گرفت برای استخدام یک دستیار اعلامیه ای بدهد. چون محل مزرعه در منطقه ای بود که طوفان های زیادی در سال باعث خرابی مزارع و انبارها می شد، افرادزیادی مایل به کار در آنجا نبودند. سرانجام روزی یک مردمیانسال لاغر نزد مزرعه دار آمد، مزرعه دار از او پرسید آیا تاکنون دستیار یک مزرعه دار بوده ای. مرد جواب داد من می توانم موقع وزیدن باد بخوابم به رغم پاسخ عجیب مرد چون مزرعه دار به یک دستیار احتیاج داشت او را استخدام کرد. مرد به خوبی در مزرعه کار می کرد و از صبح تا غروب تمام کارهای مزرعه را انجام می داد و مزرعه دار از او کاملا راضی بود.

سرانجام یک شب طوفان شروع شد و صدای آن از دور به گوش می رسید. مزرعه دار از خواب پرید و فریاد کشید طوفان در راه است. فورا به سراغ کارگرش رفت و او را بیدار کرد و گفت بلند شو طوفان می آید باید محصولات و وسایلمان را خوب ببندیم و مهار کنیم تا باد آنها را با خود نبرد.

مرد همان طور که در رختخواب بود گفت: نه ارباب، من که به شما گفته بودم وقتی باد می ورزد من میخوابم. مزرعه دار از این پاسخ بسیارعصبانی شد و تصمیم گرفت فردا او را اخراج کند. سپس با عجله بیرون رفت تا خودش کارها را انجام دهد.

باکمال تعجب دید که تمامی محصولات با تور و گونی پوشیده شده است. گاوها در اصطبل و مرغ ها در مرغدانی هستند، پشت همه درها محکم شده است و وسایل کشاورزی در جای مطمئن و دور از گزند طوفان هستند. مزرعه دار متوجه شد که دستیارش فکر همه چیز را کرده و همه موارد ایمنی را در نظر داشته بنابراین حق داشته که موقع طوفان در آرامش باشد.

وقتی انسان آمادگی لازم را داشته باشد تا با مشکلات مواجه شود ازچیزی ترس نخواهد داشت و در آرامش خواهد بود.

 

افزودن نظر


تاریخ امروز

امروز : پنجشنبه
20. بهمن 1390
16. ربيع‌الاول 1433
9. فوریه 2012

پربینندترین های بخش

اوقات شرعی



آمار

اعضا : 410
مطالب و محتوا : 13506
لینك وب ها : 123
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 5192220

آخرین نظرات