• عضویت
خانه  >  فرهنگی
(1 رای, میانگین 5.00 از 5)
شنبه ، 29 خرداد 1389 ، 13:32

dast-pirmard

 

پسربچه گفت: «گاهی وقت ها قاشق از دستم می افتد.»

پیرمرد گفت: «از دست من هم.»

پسربچه در گوشی گفت: «و شلوارمو خیس می کنم.»

پیرمرد خندید و گفت: «من هم همین طور.»

پسربچه گفت: «واغلب گریه می کنم.»

پیرمرد سرش را به نشانه ی تایید تکان دادو

پسربچه گفت: «وازهمه بدتر انگار بزرگ ترها به من علاقه ای ندارند.»

و پسربچه دست پرچین و چروک پیرمردی را احساس کرد که می گفت: «منظورت را خوب می فهمم.»

 

افزودن نظر


تاریخ امروز

امروز : پنجشنبه
20. بهمن 1390
16. ربيع‌الاول 1433
9. فوریه 2012

پربینندترین های بخش

اوقات شرعی



آمار

اعضا : 410
مطالب و محتوا : 13506
لینك وب ها : 123
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 5192258

آخرین نظرات