
هر گونه نوشته اي، خوب است، جز آنچه ملال آور است.
ولتر (فرانسوا ماري آروئه)/نويسنده و فيلسوف فرانسوي
كثيف ترين كتاب ها و آدم ها، آن هايي هستند كه به عنوان ذمّ منكرات، به تشريح دقيق آن مي پردازند.
والت وتمن/شاعر آمريكايي
دو نيرو بيش از هر چيزي براي نويسنده لازم است: چيز هاي تازه را مأنوس سازد و ديگر اينكه چيز هاي مأنوس را تزه سازد.
جانسن
سه دشواري در تأليف است نوشتن چيزي كه قابل انتشار باشد؛ يافتن مرد شريفي كه آن را انتشار كند؛ پيدا كردن انسان هاي حسّاسي كه آن را بخوانند.
كولتون
ممكن است يك نويسنده به اندازه يك سياستمدار يا يك جهانگشا، در تغيير سرنوشت دنيا دخالت داشته باشد.
بنيامين ديسرائيلي/نويسنده و سياستمدار انگليسي
جملات طولاني در يك انشاي كوتاه، به بودن اتاق هاي بزرگ در يك خانه كوچك شباهت دارد.
پرمود بترا/روانشناس آمريكايي
پانزده سال طول كشيد تا فهميدم به هيچ وجه استعداد نويسندگي ندارم؛ اما ديگر خيلي دير شده بود، چون به عنوان نابغه ادبيات معاصر خيلي مشهور شده بودم!
رابرت بيچلي
ادبيات، هنر نگارش چيزي است كه دباره خوانده مي شود؛ در حالي كه روزنامه نگار چيزي را مي نويسد كه بيش از يك بار خوانده نمي شود.
سريل كانولي/روزنامه نگار انگليسي
فلسفه اي كه به صورت نظريه ارائه شود تأثير بسياري در مرم دارد؛ اما فلسفه اي كه به شكل ادبيات عرضه شود، مي تواند ميليون ها نفر را تكان دهد. اين موضوع را، «ژان پل سارتر» هم متوجه شده است.
ويل دورانت/تاريخدان آمريكايي
خواندن، انسالن را كامل مخي كند؛
سخنراني و گفتگو، او را حضور ذهن و سرعت انتقال مي دهد؛
اما نوشتن انسان را دقيق مي سازد.
لرد بايرون/شاعر انگليسي
نوشته خوب آن است كه مثل كوه يخ، يك سوم قابل ديدن و متكي بر قسمت بيشتري باشد كه در زير آب پنهان است.
ارنست همينگوي/نويسنده آمريكايي
نويسنده، تنها بايد ميان اشيايي زندگي كند كه با دست ساخته شده باشد [تا خلاقيتش شكوفا شود].
رابرت گريوز
همان گونه كه انسان هاي لاغر و نحيف، بدن خود را با لباس مي پوشانند كه چاق تر جلوه كنند، اشخاصي هم كه براي نوشتن مطلب درستس ندارند، مي خواهند با الفاظ و عبارت ها [ي پر طمطراق]، رنگ و لعابي به نوشته هاي خود بدهند.
ميشل دومونتني
وجود ما نويسندگان و هنرمندان تنها يك علت داشته باشد، آن علت چزي جز اين نخواهد بود: سخن گفتن به جاي همه آن كساني كه، نمي توااند سخن بگويند.
آلبر كامو/نويسنده فرانسوي
شوق نامه نويسي، خاطره نويسي يا تاريخچه خانوادگي، «جنون نوشتي» نيست؛ شوق نوشتن كتاب براي پيدا كردن خوانندگان ناشناس، جنون نوشتن است.
ميلان كوندرا