• عضویت
( 0 Votes ) 

madar-bozorg

اشتباهی خونه یه خانم مسنی رو گرفتم، اومدم معذرت‌خواهی کنم هی می‌گفت مینا ‌جان تویی؟ هی می‌گفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم، باز می‌گفت مینا جان تویی مادر؟ می گفتم نه مادر جان اشتباه شده ببخشید! اسم سوم رو که گفت دلم شکست.. گفتم آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم. اون قدر ذوق کرد که چشمام خیس شد.

چه مادر و پدرها و پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی که چشم انتظار یه تماس کوچولو از ما هستن...

ازشون دریغ نکنیم!

 

منبع

نظرات   

 
0 #1 نصیبه 1390-03-07 13:48
واقعا جالب بود! و البته جای فکر کردن داره حسابی!
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

سه شنبه, 02 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16319
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11780531

اوقات شرعی



آخرین نظرات